وقتی لیلا باهام درددل کرد

    سلام به همه شهوانی های عزیز
    این داستانی که می خوام براتون تعریف کنم ساخته ی ذهنم نیست و کاملا حقیقی هستش
    من اردلان هستم و ده ساله ازدواج کردم یه خواهرزن دارم اسمش لیلاست از مهربونیش هرچی بگم کم گفتم.
    من یه اخلاقی دارم که هر کاری از دستم بر بیاد برا اطرافیانم انجام می دم.
    یه روز لیلا باهام تماس گرفت و گفت می تونم بهش سر بزنم که منم چون خیلی دوستش داشتم بهش گفتم سریع خودمو میرسونم. (از ظاهرش بخوام بگم اینجوریه: قدش 170 هستش با چشمای درشت پوست سفید سایز سینه هاشم 80 ولی کونش کوچولو موچواو خیلی باحاله)
    زنگ در و زدم بعد چند لحظه در باز شد و رفتم داخل. صداش کردم گفت توی آشپزخونه هستم بیا.
    رفتم دیدم نشسته گوشه آشپزخونه ناراحت و دستپاچه به نظر میرسید. پرسیدم چی شده ناراحتی. گفت داشتم گاز رو تمیز می کردم مایع سفید کننده اسیدی بود ریختم روی گاز رنگش رفته اگه رضا بیاد ببینه (شوهرش) کلی دعوا می کنه و روزگارمو سیاه.
    گفتم: غصه نخور یه جوری درستش می کنم.
    پرسید: چجوری
    بهش گفتم میرم برچسب سفید می گیرم برات درستش می کنم.
    گفت پس تا بری منم مشغول تمیز کردن حمام میشم تا بیایی
    رفتم تا به مغازه ای که مدنظرم بود برسم تقریبا 15 دقیقه راه بود.
    خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتم خرید و برگشتم
    خواستم زنگ در و بزنم دیدم در بازه رفتم داخل و درو بستم صداش زدم
    لیلا کجایی
    گفت: توی حمامم الان میام
    منم رفتم توی آشپرخونه مشغول درست کردن ایرادهای گاز شدم
    ده دقیقه ای گذشت که اومد همینجور سرم پایین بود داشتم برچسب رو برش می زدم و اندازه می کردم
    گفت: شرمنده توروخدا تو دردسرت انداختم
    گفتم: نه بابا این چه حرفیه خودت می دونی که دوستت دارم و هرکاری از دستم بربیاد برات انجام می دم
    یه لحظه سرم و آوردم بالا که بهش بگم این قیچی تیز نیست برام یکی دیگه بیار دیدم با یه تاپ سفید که خیسه خیس شده بود و سینه هاشم خیلی واضح پیدا بود کنارم ایستاده (سوتین نبسته بود)
    چشمام چهارتا شد و آب دهنمو به زور دادم پایین و سرم و همون لحظه انداختم پایین
    بهش گفتم می ری قیچی بیاری لباستم عوض کن خدانکرده سرما نخورن
    گفت: کی سرما نخوره
    گفتم: اونا دیگه خیسشون کردی
    چیزی نگفت و رفت
    5 دقیقه ای گذشت و اومد قیچی رو داد دستم روم نمی شد نگاهش کنم هرچند که بدجور حالم خراب شده بود
    بگذریم گاز رو دست کردم و گفتم لیلا جان کارم تموم شده اگه کار دیگه ای نداری من برم که یه دفعه صدای زمین خوردن اومد و لیلا بود که جیغ زد
    سریع رفتم دیدم توی حمام پاش لیز خورده و افتاده
    رفتم داخل خواستم کمکش کنم بلند بشه که خودش دستش رو آورد بالا گفت کمک کن بلند شم
    دستمو بردم زیر بغلش خواستم بلندش کنم که دستم خورد به سینه هاش باز سوتین نبسته بود
    خلاصه آوردمش بیرون بردمش تو اتاق خواب و کمک کردم رو تخت دراز کشید
    همینجور ناله می کرد گفتم: چیکار کنم
    گفت: کمرم وای کمرم
    گفتم اگه اشکالی نداره برات ماساژ بدم شاید دردش کمتر بشه
    گفت: دستت درد نکنه و کنارش نشستم رو شکم دراز کشید و منم ماساژ رو شروع کردم
    از سرشونه هاش شروع کردم همینجور آروم آروم اومدم تا پایین
    گفت: یه چی بگم اشکالی نداره از نظرت
    گفتم: نه بابا بگو
    گفت: میشه از تو آشپرخونه روغن زیتون بیاری قشنگ ماساژم بدی
    گفتم: اینجوری که باید لخت بشی برا خودت مهم نیست
    گفت: کسی که نیستش راستش خوب میمالی کمرمو خواستم شرای بهتر بشه
    گفتم: حفی نیست روغن کجاست
    جای روغن رو گفت و منم رفتم آوردم
    وقتی وارد اتاق شدم دیدم خودش لباس رو درآورده و دراز کشیده
    چادرش رو انداخته بود روی پاهاش
    اومدم کنارش و روغن رو آروم آروم ریختم رو کمرش و شروع کردم
    همنیجور داشتم براش میمالوندم کمرش رو که گفتم میشه بشینم روی پات تا راحت تر ماساژت بدم
    گفت: آره چرا که نه بشین راحت باش
    تا رفتم روی پاش چادر کشیده شد پایین چشمام هشت تا شد کلا لخت شده بود و شرتشم درآورده بود
    ماساژ رو ادامه دادم ده تا پانزده دقیقه ای همینجور مشغول بودم که گفتش: میشه پاهامم ماساژ بدی
    گفتم: باشه اشکال نداره
    منم از خدا خواسته چادر رو برداشتم چی می دیدم یه کون سغید و کوچولو موچولو جلوی چشمام ظاهر شد
    روغن رو ریختم روی رون هاش گفت کامل بمالونیا همه جا رو
    خلاصه یه کم روغن ریختم روی باسنش شروع کردم مالوندم همزمان آروم آروم دستمو می بردم لای پاش که خودش پاهاشو باز کرد و سوراخ کونش پیدا شد صاف صاف و سیقلی
    دیگه با جرات بشتری دستمو می بردم لای پاش و سوراخشو می مالوندم و کم کم دستمو رسوندم به کسش که به به خیس خیس شده بود
    انگشتم و بردم لای کسش و میرسوندم به چوچوله اش
    همینکه دستم رسید به چوچولش لرزید و پاهاش رو سفت کرد
    بعد چند لحظه بهم گفت ماساژ بسه منو بخور
    همینجور که رو شکم خوابیده بود دستمو بردم زیر شکمش دادم بالا حالا کسش کامل جلوم بود
    زبونم آروم زدم به کسش و شروع کردم زبون بازی با کسش
    همزمان با لیسیدن کسش انگشتمم بردم داخل و براش با انگشتم تلمبه میزدم که گفت: انگشت نه کیرتو بکن تو کسم می خوام کسمو جر بدی این کس 1 ساله کیر نخورده
    جاخوردم. مگه میشه همچین کسی تو خونه باشه و دست نخورده باقی بمونه
    کاری نداریم چیزی ازش نپرسیدم و سر کیرمو گذاشتم دم کسش و آروم آروم فرستادم توش
    داغ داغ لامصب تنگ مثل چی بگم
    کیرم از حرارتش داشت می سوخت انقدر که توش داغ شده بود
    تلمبه هام رو تند تر کردم و سرواخ کونش رو تف انداختم و شروع کردم آروم آروم با انگشت باهاش بازی کردن و یواش یواش فرستادم تو کونش. داد می زدا می گفت: جووووووون کسم داره حال میاد کجا بودی این همه وقت این کسمو جر بدی کونمو جر بدی منم گفتم بهش که چه می دونستم اینجوریاس وگرنه زودتر خودم خدمت می رسیدم و به کست حال می دادم
    گفت تندتر بزن دارم میام
    تلمبه ها رو با ریتم تندتری زدم و یه دفعه خودش و جمع کرد و ارضا شد
    تو همین حال بودیم که صدای دراومد...........


    اگه خوشتون اومد ادامه اش رو باز می نویسم براتون


    نوشته: بلک ناتزی

  • 20

  • 32




  • نظرات:
    •   boam
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • باز خدا رو شکر که ساخته ی ذهنت نیست.


    •   koskholkir.koloft
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • کسخل میگی داشتم میکردم تو کونش اون داد میزد کجا بودی کسمو جر بدی کسخل جقی (dash)


    •   ali80xx
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • سکس بافامیل کصخلی مهزه.
      قسمت بعد:چی شد که کونی شدم


    •   jerard96
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • دوره اینجور داستانا خیلی وقته سر اومده


      دنبال ی شیوه جدید واس داستان سرایی هات باش


    •   شاه ایکس
    • 8 ماه،2 هفته
      • 10

    • قشنگ تابلوئه یه کلیپ پورنو نشستی دیدی واو به واوشو اینجا نوشتی اما مهم نیست کاریه که اینروزا همه اینجا انجام میدن اما.................. اخه قوزمیت کون تلق تلوق که معلومه باجناقت اینقدر رو گازو کف اشپزخونه کونت گذاشته که نمیتونی درست راه بری میم ردی اسم حزب پیشوا رو قاطی کون دادنات نمیکردی؟؟ فقط بابت همین باید زنده زنده تو کوره ادم سوزی کبابت کرد!!! (dash)


    •   khodeNAVID
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • مجلوق


    •   royaei
    • 8 ماه،2 هفته
      • 3

    • خیلی معلوم نبود واقعی نیست ؛
      یکم معلوم بود ؛
      وقتی بدن و آلتش رو روغن مالی کردی چطوری تونستی لیس بزنی ؟
      بعد از اینکه بدنش رو روغن مالی کردی برای دخول از آب دهن استفاده کردی ؟
      متاسفم که تخیلاتت بیشتر توهم بود ؛
      موفق باشی


    •   تـیـنوش
    • 8 ماه،2 هفته
      • 2

    • اهه میشه اصلا از ظاهرتون نگین ادم عصابش خورد میشه موقع خوندن


    •   Bsshie17
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • تا اونجا که گفتی زمین خورد رفتم بلندش کردم فکر میکردم واقعی باشه


    •   سیاوشxxlسابق
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • باز خوبه کسب و کار چسب سفید فروشا تو مملکت داره رشد میکنه !


    •   afshin 21
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • جوووووووون
      گاییدن خواهر زن خیلی خوبه تا قسمتت نشه نمیدونی چیه این لامصب.


    •   Sakopako
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • از نظر فیلا خوردن کوس چرب مجاز نیست.


    •   sexybala
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • بسه دیگه ننویس بیا این را بخور


    •   hhhhm@
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • تا اونجا خوندم که رفت روغن بار برای ماساژ. معلوم بود دورع


    •   Koshti.pars
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • ادامه ننویس کلا ننویس چون ریدی
      فیلم زیاد میبینی احتمالا عینکی هم هستی
      بدبخت جق نزن داری میمیری
      کونی


    •   زندگی+فانتزی
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • درد دل نبود
      درد زیر دل بود


    •   Shabsavar
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسی میدونه لاولی کجاست خبری ازش نیست نگران ش شدم


    •   mahdivorojak1
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • Oberyn.Martell
      خیلی باحال بود این تیکه ات (clap) (clap) (biggrin) (biggrin)


    •   hamid30gari
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • یه کامنت نون و آبدار برات نوشته بودم شانس آوردی سایت قبول نکرد.
      خلاصه اش میشه.
      ننه جیییییندا ننویس
      کووووسکش ننویس.
      تجربه ثابت کرده هر بییییناموسی که میگه داستانم واقعیته و تاکید داره از همه بیییینامووووس تره و مثه سگ دروغ میگه.این شامل تو هم میشه.
      فقط اگه مادر یا خواهر یا ناموست برات مهمه بقیش رو نتویس چون من که برات آینده ی خوبی نمیبینم.
      موفق باشی
      دیسلایک


    •   Hooman.esf.60
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • خر خودتی پینوکیو


    •   Mamal_e_shon
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • سلولای مغزتو گاییدم.... وقتمو گرفتی


    •   kambiz.69
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • خدا چشمای پاک و ازما نگیره


    •   meydan90
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • خواهر زن رو باید کرد اگه خودش بگه که چه بهتر


    •   4030sex
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • تو ننویس کلا همون اقایی که هست ی باش


    •   Mardimorde
    • 8 ماه،2 هفته
      • 1

    • بذار بقیشو من بهت بگم صدای دراومد یدفه باجناقت اومد دید داری تو اتاق خوابش داری جق میزنی افتاد روت آی گاییدت آی گاییدت راستی هنوز کونت زخمه لنگ زذنت خوب شده یا نه؟
      بابا نکنین چه اصراری دارین فحش بشنوین خو یعنی این زمین خوردنو جیغ زدنو ماساژ دادن بعدشو این کسکشرا اونقد نخ نما شده که یه بچه هفت ساله هم بخونه میگه اح باز یه کیری تراوشاته مغز پریودشو نوشته


    •   King_hesam
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • چقدماساژباروغن وليزخوردن توحموم تواين دوره زمونه زيادشده که لامصب تهش ميخوره به سکس
      خدانصيب هممون کنه ماهم يکيوببينيم توحموم ليزخورده ونيازبه ماساژهم داره


    •   Daaeeabb
    • 8 ماه،2 هفته
      • 0

    • خاطره‌ت خیلی عالی بود و حتما حتما ادامه‌ش رو بنویس


    •   shabgardi
    • 8 ماه،1 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟خدا برکت بده به هرچی حمومه.بازم لیز خوردنو کمر دردو ماساژ.آخرشم که راه نداره باید کرد.
      خدا شفا بده جمیع کساخیل را‌.آمین?


    •   RrrrrMmmmm
    • 7 ماه،3 هفته
      • 0

    • ادامه شو بنویس


    •   Siavvvashhhhhhh
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • بقیه داستان احتمالا جالبتره بنویس


    •   afshin.namioo
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • دوستان سلام . اگه کسی هست که سکس با خواهرزن داشته میشه بمن مشورت بده . چند وقته با خواهر زنم رابطه پیام میدیم . از شوهرش بشدت ناراضیه و خیلی با من درد و دل میکنه . ولی همش بهم میگه داداش . یعنی اونم ترس داره .. میدونم سروگوشش میجنبه و بدشم نمیاد ولی منم ترس دارم
      چیکار کنم خیلی وقته توکفشم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو