وقتی میفهمی زنت هم تمایل به گروپ داره (۱)

    قسمت اول


    اولا این داستان خیلی سکسی نیست، اما واقعیت زندگی من هست و امیدوارم همه تجربه کنند.
    امشب سالگرد ازدواج ماهست و نگاهی کوتاه به گذشتم افتادم که توی این سایت بودم و چقدر داستان ها را میخوندم و باهاش حال میکردم.
    دیدار من با نسیم چهار سال پیش در یک میهمانی خانوادگی بود. وقتی دیدمش و سلام کردم یجوری شدم در حد یه ثانیه دوثانیهو رد شدم بد جوری ذهنم را درگیر خودش کرده بود. شام خوردیم و همه درگیر حرف هاشون بودن صحبت خداحافظی شد و منم تو این فکر بودم چجوری خداحافظی کنم که بتونم مخشا بزنم و هنگام خداحافظی فقط استرس داشتم که بهش برسم و خداحافظی کنم، تا چندتا خانم را خداحافظی کردم و رسیدم تا اومدم بگم خداحافظ یکم رفتم جلو که محترمانه بگم خداحافظ و خوش بختم پام خورد به میز عسلی و کاسه بستنی افتاد روی پا ها و پایین شلوار دیگه حالا دستمال کاغذی بیار و کهنه بیار منم عذرخواهی و..... که رسیدیم خونه به محض رسیدن تو خونه وارد اینیستا شدم و از پیچ دختر فامیل شروع کردم پیدا کردن، کار ندارم هر چی پروفایل دختر و اسم مجحول بود یکی یکی گشتم و پیدا نکردم.
    حالا چکار کنم دوباره شروع کردم نبود دیگه، تنها راهش پیام دادن به دختر خالم بود، بهش پیام دادم
    من سلام خوبی با زحمت هایی که کشیدید و ریدن های من
    راحله سلام خواهش کاری دیگه از دستت بر نمیاد
    من راحله خیلی ناراحتم، بدجور یهو نفهمیدم
    راحله اتفاقا خوب جایی نفهمیدی
    من ینی چی
    راحله بیخیال
    من شماره نسیم داری بدی ازش عذرخواهی کنم
    راحله :خخخخخخخخخخخخ
    من : مرگ ، چرا میخندی
    راحله : بزار ببینم دارم یا نه
    من : باشه منتظرتم
    راحله تا نیم ساعت دیگه جواب نداد
    هرچی پیام میدم کجا رفتی چی شد هیچی تا نیم ساعت دیدم آنلاین شد
    من : داشتی ، کجا رفتی چرا جواب نمیدی
    راحله : آهان باشه صبر کن ببینم
    من: دهنت سرویس حالا میخوای ببینی زود بگو
    راحله : آره دارم
    من : مرسی بفرست
    راحله : نه ، چرا ، شماره دختر مردم راستی چکارش داری
    من : کارت دست من بیوفته مادرتا .....
    راحله : نسیم از اون دخترا نیست
    من: من گفتم از اون دختراست
    راحله : ببین اخلاق مثل داره سمتش نرو فامیل یه عمر چشممون تو چشم هم هست
    من : اگ مثل تو هست که نه نمی خوام
    راحله : خفههههههه شوووووو مگه من چی ام
    من: شوخی کردم
    راحله :بیا
    09000000000
    من : مرسی
    راحله : خواهش شب خوش
    من: راحله راستی می دونی آدما حرف های جدی شون را بشوخی میگن بهم
    راحله : دارم برات شب بخیر
    من: فدات
    شماره را سیو کردم دیدم آفلاینه پیام ندادم
    همش فکر میکردم چی براش بنویسم و چکار کنم که راحله پیام داد چی شد منم گفتم آفلاینه گفت نسیم شب ها تا 4 صبح درس میخونه آنلاین میشه
    من : تو گوهری جواهری بوس بوس
    من به نسیم : سلام نسیم خانم من محمد هستم خیلی عذاب وجدان دارم و ناراحتم پیام دادم معذرت خواهی کنم . شب تون خوش
    نسیم سریع آنلاین شد
    نسیم : سلام آقا محمد نه اتفاقه خواهش میکنم موردی نداره ممنون
    من : به هرحال وظیفه خودم دونستم عذرخواهی کنم.
    نسیم : خواهش میکنم
    و بعد دیگه تموم شد منم خواب نمیرفتم دیدم راحله آنلاینه بهش گفتم ازش عذرخواهی کردم و دیگه ادامه ندادیم اسکرین شات فرستادم براش راحله چجوری مخشا بزنم
    راحله : محمد بیخیال شو این اینجوری فامیل بابا و مامان ول کن
    از من اسرار و از اون انکار تا گفت خره نباید پیامت را تموم میکردی گفتم چی بگم مثلا گفت بگو راستی پاتون درد نگرفت میگه نه ولی تو بگو حالا گرم هستید شاید صبح درد بگیره
    من به نسیم : پاتون چطوره آخه بدجوری خورد به پاتون
    نسیم : نه چیزی نیست نگران نباشید
    من: الان گرمید احتمالا صبح درد بگیره و خبرش را بهم بدید
    نسیم : نه موردی نداره ممنون بدرسم برسم
    من: سپاس شب خوش
    نسیم : شب خوش
    از برخورد سردش فهمیدم تمایلی بمن نداره و اهلش نیست و بیخال باید بشم به نسیم گفتم دوباره گفت خره تموم نکن حرفاتو منم گفتم چی باید بهش میگفتم گفت بگو معذرت میخوام دیرموقع پیام دادم و نمی دونستم شما باید فرداصبح برید دانشگاه
    من به نسیم : معذرت میخوام به شما دیروقت پیام دادم حواسم نبود شما صبح باید برید دانشگاه
    نسیم : آقا محمد از پیام سومی که بهم دادید من منظورتون را متوجه شدم و چون خیلی محترم هستید باید بهتون بگم دیگه ادامه ندید و من یه نفرو دوسش دارم که تمام دنیامه اونم مثل منه شب تون خوش و امیدوارم مورد دیگه ایی پیدا بشه و خوشبخت بشد .
    من : شب خوش
    من سریع اسکرین گرفتم و برای راحله فرستادم راحله گفت بهش نمیخوره ما خیلی باهم هستیم ولی حالا که گفته دیگه بسه برو تو فکر یکی دیگه چیزی که پره دختر
    تا ساعت های پنچ بیدار بودم و ضدحال
    صبح دیدم بیدار شدم و سر کردم تو گوشی دیدم واتس اپ راحله 6 تا پیام دارم باز کردم یکی سلام و بود و بقیه وویس
    ادامه دارد.....


    نوشته: Golden _sex

  • 8

  • 25




  • نظرات:
    •   Night-king
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • سکس یکی از خصوصی ترین و صمیمی ترین مسائل بین دوتا انسانه! سکس وسیله یکی شدن دوتا بدنه برای رسیدن به آرامش و حس امنیت!
      اینکه مثه حیوون چند نفری میفتین به جون همدیگه نه آرامشی به ارمغان میاره نه حس امنیتی...
      دیس


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • اون یک جلوی اسم کسشر بزار یک بمونه..... نفرستی نکبت


    •   zodiakxxx
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • خداحافظ


    •   Havigshoor
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • اولا سالگرد ازدواجتون مبارک
      دوما خیلی کثیف الروانی


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • نمیتونم فانتزی سکس گروهی رو درک کنم همون طور که دوستان عزیز گفتن سکس عمل مقدسی هست که بین دو نفر اتفاق میوفته.


    •   RADYABE KOS
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کوتاه نوشتی ولی خوب بود لطفا از دیالوگ گویی پرهیز کن تا مخاطبت با جذابیت بیشتری دنبال کنه.


      آورین آورین?


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • تگ رو دیدم...نخوندم....دیس ۵ تقدیم به تو سیب زمینی


    •   شواليه-ايران
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • بخار كرم شب تاب بيشتره


    •   Infinitylust999
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • زوج تهرانیم بدنبال زوج با سواد و با شخصیت


    •   پسرمطیع
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • هیچی نفرت انگیزتر از این نیست که یه اصفهانی لهجه‌ی تخمیش رو تو نوشته میاره یعنی شما ککه‌های اصفهانی نمیدونید این لهجه‌ی تخمی هیچ جذابیتی تو نوشتار نداره؟


    •   sexybala
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.ببینم کسخول زن از،نزدیک دیدی


    •   محمدیاسی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • فعلا که مزخرف شروع شد.
      تا ببینیم بعدش چی میشه.
      نوشتارتم خیلی مزخرفه.


    •   nasrin1980
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • خسته نشدید از این همه دروغ


    •   امیرمفعول.مشهدی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • "اینیستا" فوتبالیست بود عزیزم. شاید شما منظورت "اینستا" بوده


    •   kirkhoshform
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خيلي تخمي نوشتي مگه کونت گذاشتن مياي اينجا دري وري ميگي


    •   Golden_sex
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • سلام
      اولا شغل من نویسندگی نیست.
      دوما افرادی که می‌آیین فهش میدین.... می دونید اگه خیلی ها بفهمند تو این سایت وقت میزارید و داستان های سکسی می خوانید همین چیزهایی که در مورد من نوشتید، به شما میگن


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • کاری ب راست و دروغ یا درست و غلطش ندارم
      ولی
      من نمیدونم چرا یه‌سریا عاشق اینن ک نصیحت بکنن


      جالبتراینه که خیلی ازاینایی ک تو همین سایت زیر داستانا و تاپیکها میان فاز غیرت برمیدارن
      خودشون تو پی وی همه میرن و میگن تو سکس بهترینن
      تا بتونن نفرسوم یا چندم یه رابطه بشن


      لااقل با خودتون یکرنگ و یکدل باشید


      یادبگیریم ب عقاید و گرایشات هم احترام بذاریم


    •   Golden_sex
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • قسمت دوم الان فرستادم.


    •   aref.3200
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • لااقل باید داستان رو میبردی سمت عنوان داستانت بعد مینوشتی ادامه دارد... (dash)


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • عجیبه داستان با عنوانش و کامنتا هیچ ربطی به هم ندارن (hypnotized)


    •   royaei
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • تا اینجا که هیچی تا بعد ؛
      اما نگارشت و جمله بندی و کلماتت کاملا اشتباه و پر از ایراده ؛
      موفق باشی


    •   Marshaall_Boss
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چنتا غلط املایی و نگارشی داشتی:


      ...نگاهی کوتاه به گذشتم افتادم!!! یعنی چی؟
      مجحول نداریم...درستش مجهول ه
      ...اخلاق مثل داره سمتش نرو؟؟...دقیقا منظورت چیه متوجه نشدم.


      بدک نبود دوست من...خوب تهشو باز گذاشتی...خیلی دوست دارم بدونم نسیم چی گفته بهت.لطفا سریعتر بقیشم بنویس.مرسی


    •   Scott12
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خب بنویس کنجکاوم کردی برا بقیش


    •   reza25t4
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسی که میخاره را باید کرد فقط


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو