داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ویکس مالی مامان

1389/04/31

این خاطره ی اولین باریه که آبم اومد. من الان پنجاهو خورده ای سالمه و الان خودم 2 تا بچه دارم. اولین باری که آبم اومد جلو مادرم بود اون موقع 14 سالم بود ما تو ده (روستا) زندگی میکردیم . 1 روز تو زمستون بود که متوجه شدم بیضم یکیش آویزونه رفتم به مامانم گفتم اونم وقتی دیدتخمم آویزونه منو برداشت برد پیش 1 زن که بش میگوفتن دکتر (آمپول زن بود) وقتی تخممو دید گفت شاید سرما خورده باشه. شب که خواست بخوابه با ویکس چرب کن و ببندش فردا اگه خوب نشد بیا پیشم تا ببریمش شهر ببینیم چی میشه. اون شب بابام نوبتش بود که پای زمین ها وایسه و آب یاری کنه و تا فردا ظهر هم نمیومد خونه.

شب که شد خواستیم بخوابیم مامانم ویکس آورد و بهم گفت شلوارتو در بیار تا ویکس بمالم واست و چند تیکه پنبه هم آورده بود که بعد از ویکس مالی ببنده به تخمم وقتی داشت به کیرمو تخمم ویکس میمالید نفسم بند اومده بود و کیرم بزرگ شده بود مامانمم با دیدن این صحنه خندش گرقته بود ولی به روی خودش نیاورد چند ثانیه بعد پرسید چه حالی داری گفتم تو دلم داری 1 جوری میشه اونم فهمید که خوشم اومده 1 خورده دیگه ویکس برداشت و شروع کرد تند تر مالیدن به کیرم و تند تند دستشو بالا پایین میکرد بعد از چند دقیقه احساس کردم بدنم داره میترکه و 1 آب غلیظ از کیرم اومد و پاشید بیرون. ترسیده بودم گفتم مامان چی شد؟ به شوخی گفت سرما خورده بود آب دماغش اومد بعد خندید منم که کلی حال کرده بودم. شب خوابیدم صبح که از خواب بدیدار شدم دیدم تخمم اندازه همه و خوب شده.

نوشته:‌18sal


👍 3
👎 8
345362 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

265229
2010-07-26 18:09:00 +0430 +0430
NA

مگه مجبوری خالی ببندی یکم ویکس به تخمات بزن تا ورامین از زور سوزش میدویی چه برسه که با ویکس ماساژ هم بدی!!!

8 ❤️

265230
2010-10-01 08:20:19 +0330 +0330
NA

کوشش نماکه حقیقی بنویسی

4 ❤️

265231
2010-11-06 10:06:02 +0330 +0330
NA

خوبش نبود بايد يك كمي حال هم مي كردي با او بسيار كوتاه بود ويكس مي سوزاند كير و چطور به تو مالش كرد جلق زد كوشش كو كه داستانت كمي واقعيت نما باشد

3 ❤️

265233
2011-04-20 15:39:10 +0430 +0430
NA

kiram to in dastanet

0 ❤️

265234
2011-04-24 16:25:58 +0430 +0430
NA

base dige cheghadr dorough va takhayol,az in be bad vagheiha ro benevisid, mamnun az lotfetun

0 ❤️

265235
2011-04-30 15:57:59 +0430 +0430
NA

جونت بالا بیاد همین

0 ❤️

265236
2011-08-11 17:33:05 +0430 +0430
NA

دوستان بسیار نکته سنجن و ایول

0 ❤️

265237
2011-09-02 12:13:38 +0430 +0430

اينجوري كه تو ميگي معلومه مامان مرحومت جندس.

0 ❤️

265238
2012-05-02 01:51:45 +0430 +0430
NA

كيري تراز اين داستان تاحالانديده بودم_تخمم تو كونت

0 ❤️

265239
2013-03-08 16:41:05 +0330 +0330
NA

هه هه هه خندیدیم ادامه بده پیری

0 ❤️

265240
2014-06-09 05:39:06 +0430 +0430
NA

خوشمان نیامد
اراجیفش را مهر کنید وبه دارالحکومه انتقال دهید شاید انجا ادب شد

0 ❤️

265241
2014-07-03 15:13:01 +0430 +0430
NA

داستان بود یا مقدمه ؟؟؟
بازم جای شکرش باقیه مامانو از 10 نااحیه نکردیش

0 ❤️

530292
2016-02-06 18:49:23 +0330 +0330

کاری به راستو دروغش ندارم جدا پنجاه سالته امدی اینجا ؟
کیرم دهنت ملجق پیر

2 ❤️

653788
2017-09-22 13:16:21 +0330 +0330

الان تخمات میزونه ؟
???

0 ❤️

662234
2017-11-17 16:17:27 +0330 +0330
NA

پنجاه سالته جق میزنی ???

0 ❤️

748878
2019-02-18 05:47:57 +0330 +0330

جسارت البته دوست گلم اما ویکس بمالی ان هم روی بیضه به علت نازکی پوست عین سوزوکی 250 که گازش را گرفتن به قول رفیقمان باید تا شهر بدوی .اما خوب ممنون زحمت کشیدی (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap) (clap)

1 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom