و برای اولین بار

    یه شب تابستونیه گرم، یه پسر نوجوون کسی که ارزوش شده یه با یه دختر دوست بشه کنجکاو و پر انرژی، پر از هوس و پر از تغیرات هرمونی، یه ادم بدون اعتماد به نفس ،لاغر ،صورتی با موهایی که تازه جوونه زدن و یه دماغ گنده و جوشایی که زشت ترت میکنن


    بالاخره با این همه یه دختر پیدا شد که توی یه گروه تلگرام باهاش اشنا شدم رابطمون مجازی بود توی تفکرات خودم فکر میکردم که دیگه این اولین و اخرین دختر زندگیه من شده ازدواج میکنیم و با هم پیر میشیم و منو بعد از دو ماه جدا شدن ازش از خواب بیدار کرد خام بودم و فکر میکردم شکست عشقی خوردم یه ماهی گذشته بود یه دختر دیگه اومد توی زندگیم خیلی زود بهش وابسته نشدم و همش ترس داشتم که اینم شاید بره. بعد از چند هفته چت کردن و یزره صمیمی شدن به هم دیگه زنگ میزدیم و این تا چند ماه ادامه داشت تا برای عید با خانوادم رفیتم و مسافرت کردیم. برای اولین بار از دور همو دیدیم و لبخند زدیم و من یه عمر با اون لبخند زندگی کردم و وقتی جدا شدیم تا وقتی رفتم دانشگاه با کسی کاری نداشتم دیگه اون قیافه بلوغ طورو نداشتم اعتماد به نفسم بیشتر شده بود ولی با این حال بیشتر وقتمو با درس و بیرون تنها قدم زدن پر میکردم


    تا وقتی که توی دانشگاه با یه نفر اشنا شدم اسمش پریا بود یه چند ماهی بود که با هم دوست بودیم و تو این چند ماه میشه گفت بهم خیلی اعتمادمون زیاد شد شبا با هم سکس چت میکردم و من هر بار داغ‌تر میشدم دلم میخواست سکس کنم و بیشتر حجم ایترنتم واسه پیدا کردن پورن تموم میشد هنوز کنجکاو بودم که بدونم واقعا سکس کردن حسش چه فرقی با خودارضایی داره


    دانشگاه تعطیل شد و من هنوز با پریا دوست بودم چند باری سعی کرده بودم به روناش دست بزنم و تا میخواستم ببرم سمت کسش دستمو میگرفت
    بالاخره یه روز که رفته بودیم سینما اروم با کلی خواهش گذاشت یزره دست بزنم و همون جا ابم اومد و کلی خجالت کشیدم ولی اون نفهمید


    بعد از چند بار و کلی خواهش و قسم بالاخره راضی شد که بیاد خونه خیلی سرو سنگین بود حتی مانتوشو در نمیاورد بوسیدمش خواست بهش دست بزنم دستمو پس میزد دلم میخواست باهاش سکس کنم و اون نمیزاشت


    سه چهار باری با این کار وقت خودمو هدر دادم تا بلخره وقتی اومد قفلش باز شد وقتی بوسیدمش دراز کشید و لباسشو در اوردم سینه هاش کوچیک بود زیر یه سوتین مشکی کوچیک ترم به نظر میرسید بدنشو میبوسیم و جون نداشتم هنوز کاری نکرده یزره ملرزیدم شلوارمو شرتمو با هم در اوردم و شلوار اونو هم در اوردم بهش گفتم فقط از پشت ولی خیلی درد داشت و قبول نمیکرد اون لحظه حالم دست خودم نبود و به زور کردم توی کسش پردشو زدم دیگه جونی نداشت و داشت گریه میکرد وقتی ارضا شدم سریع دستمال اوردم و اون رفت خودشو شست و سریع لباس پوشید هنوز گریه میکرد و گریه میکرد نمیزاشت من بهش نزدیک بشم ازم متنفر بود و حتی نزاشت برسونمش خونه


    تا یه هفته جوابمو نمیداد و بالاخره اشتی کرد باهاش حرف زدم و ازش معذرت خواستم باهاش قرار گزاشتم و حتی میترسید دستمو بگیره توی ماشین گونشو بوسیدم و دوباره معذرت خواستم وقتی چند بار قرار گزاشتیم راحت تر با این موضوع کنار میومد و دوباره باهاش سکس کردم


    این بار هیچ مقاومتی نمیکردم و بدنشو سپرده بود دست من نوازشش میکردم و از فیلم‌های پورن یه جورایی فهمیده بودم چطوری تحریکش کنم و چون باهام راحت تر بود کارمم راحت تر شده بود کم کم با بوسیدن هم دیگه دیدم که جفتمون کاملا لخت شدیم و من نشستم و بهش گفتم که ساک بزنه دلش نمیخواست و بلد نبود و خیلی اروم این کارو میکرد بهش گفتم که دراز بکشه من اروم سینه هاشو میخوردم و کیرمو خیلی اروم کردم توی کسش اه و ناله میکرد و گاهی بازو هامو فشار میداد هر از گاهی همو میبوسیدیم و من ارضا شدم دلم میخواست بازم باهاش ادامه بدم ولی جونی نداشتم دستمو گزاشتم لای پاهاش و تند تند تکون میدم اه ناله میکرد و تکون میخورد گردنشو میبوسیدم و مور مور شدن تنشو حس میکردم تا وقتی که اونم ارضا شد دلم نمیخواست ازش جدا بشم و بهترین حس دنیا رو داشتم


    برای اولین تجربه و بعد از پنج دقیقه ارضا شدن تجربه خوبی بود و از خودم راضیم وامید وارم شما هم از داستانم راضی باشید لذت برده باشید.


    نوشته: ناشناس

  • 1

  • 30




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 3 هفته،6 روز
      • 20

    • تجاوز کردی به دختر بدبخت بعد از خودت راضیی؟ مامور اعدام ازت راضی باشه!! (biggrin)


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،6 روز
      • 14

    • واقعا کلا پنج دیقه کردی و از خودت راضی هستی؟؟؟عزیز تا شلوار رو دربیاری نیم ساعت گذشته تو چطوری پنج دیقه کردی تازه از خودتم راضی هستی؟
      منکه فکر نکنم کسی راضی باشه حتی اون بدبختی که بهت داده.
      ایشالا خدا ازت راضی باشه پسرم.
      موفق باشی؛


    •   Siavvvashhhhhhh
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • تگ تجاوز کم داشت


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • زدی دخل بیچاره رو آوردی راضی از خودت بدبخت عقده ای؟؟؟ غلط کردی ک راضیی تو الان باید زمینو گاز بزنی بدبخت


    •   Mahsa_golden_girl
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • هنوزم به بلوغ فكري نرسيدي


    •   M.A.KASI
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • تا همونجا خوندم که گفتی:سکس کردنحسش چه فرقی با خود ارضایی داره فهمیدم مغزد پریوده


    •   DAmirksdk
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • با چه اعتماد به نفسی داستان نوشتی


    •   Amohoseinm
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • ناموسا این داستانو دیگه باور نکردم


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • ما که راضی نبودیم خدا هم ازت راضی نباشه.
      طرفت باید راضی میبود که نبود.
      پسر اینجوری پیش بری جای ازخود راضی بودن مجبوری به آغوش گرم خودارضایی بسنده کنی!


    •   khorshi
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • و دوباره سگ برینه پس کلّت :(


    •   Kos_Namak
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • کس. کش مادر. جند. ه ننه .تو سگ گا.ییده و ان ریده . ننه . جند. ه ت


    •   Cukur
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • راضی باش از خودت بدبخت.مطمین باش طولی نمیکشه ک پرده مغزه نداشته تو میزنن بیشرف تجاوزگر


    •   Clay0098
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • ببخشید ولی دیس لایک دوم
      داستان خیلی ضعیف بود
      در واقع خاطره بود
      مخلصم


    •   MFM_iran
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • حیف یه بار بیشتر نمیشه دیسلایک داد وگرنه انقدر بدم اومد از خودتو و خاطره تعریف کردنت که فکر میکنم یه صد و ده تا به عشق آقا بهت دیس میدادم.
      اسمتم ننوشتی ولی خودمون شناختیم کی هستی آقای جقول چولمنگ


    •   ali.gh061
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • نظر دوستان رو خوندم دیدم نوشته بودی از خودت راضی هستی.هر کار کردم کیرم راضی نشد بخونه داستانت رو.بیا ی کون بده بلکه راضی شد و رضایت داد.چرت بود از دیسها پیداست ک ارزش خوندن نداره.هشت تقدیم کونگشادت.امیدوارم از منم راضی باشی.نباشی هم ب کیر نفر بعد من


    •   Hamidarakii
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • جوابشو پس میدی. شک نکن...


    •   kokarostam
    • 3 هفته،5 روز
      • 6

    • جون


      هزار بار نوشتی جون نداشتم، جون نداشت، شاشیدم توی جون خودت و پریا. جمله‌بندی تخمی، موضوع تخمی، انزالت هم تخمی، از همه این‌ها گذشته، قیافه‌ات هم که کیریه. شاشیدم توی قیافه کیریت.


      من یه کـُس کردم ولیکن راضی‌ام
      چون گنه کردم به پیش قاضی‌ام
      جق زنم هنگام چت با هر کسی
      کیر به دست، مشغول بازی بازی‌ام


      ها کـُ‌کا


    •   Arme7731
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • کوص مغز .کوص شعرت جالب نبود .گائیدن خوبست اما نه اینکه عواقبش دلهره و نارضایتی باشد.اینوع کردن از رفتار تیپ آدمیزاد نیست .


    •   Koshti.pars
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • این اولین جقت بود که بد تو توهم بودی
      نصیحت می کنم برای بقای خودت دیگ جق نزنی
      با تشکر


    •   mariii_a
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • ١٠٠ بار گفتي جوني نداشت
      جوني نداشتم !!!
      بعدشم مردك خجالت نميكشي پرده دختر مردمو بزور ميزني افتخارم ميكني الدنگ! اين اسمش تجاوزه
      خوبه ٥ دقيقه هم بيشتر نشده و اينجوري ميگي هركي ندونه انگار دوساعت يه نفس رفتي :/
      ي نازي نوازشي چيزي ! كلا با معقوله عشقبازي اشناييتي نداري


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • کلا جونی نداشتی!
      نمیری یه وقت!
      دیس


    •   kokarostam
    • 3 هفته،5 روز
      • 3

    • عنوان


      یادم رفت بگم که عنوان داستانت خیلی تخمی بود.


      ها کـُ‌کا


    •   royaei
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • راضی هستی ؟
      نه جدا راضی هستی ؟
      دوست داری یکی با خواهرت اینکار رو بکنه ؟
      اگه این کارو یکی با خواهرت بکنه انوقت هم راضی هستی ؟
      تاوان داره این کارا ؛
      موفق باشی


    •   Sepidarsal
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • کسته ندید بدید یه جنده میخای بکنی داری قصه میگی خاک بر سرت


    •   Sepidarsal
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • عن تو دهن خودت با عن توو دهن پریا بدبخت


    •   king.artoor
    • 3 هفته،5 روز
      • 5

    • یکی از پیامدایی ک تو ایران دخترو پسرو تا دانشگاه ازهم جدا میکنن بعد انواع دانشگاه هارو تاسیس میکنن و مثل دیسکو دختر پسرو قاطی میکنن باعث بوجود امدن امثال ایشون میشه.ببین اخه چی نوشته تفکر خام رفتار خااام روابط جنسی خاااااام اندر خاااام
      حاجی خداوکیلی تو ایران یا باید دختروپسرو از دبستان قاطی کنن باهم بزرگ شن و درس بخونن یا کلا اگر ب مسائل مذهبیشون برمیخوره بزنن دانشگاه هارم دخترو پسرو جدا کنن.
      ی رفیقی دارم چند وقت درسو ول کرده بخدا پریروز دیدمش میگفت میخوام برم یکی ازاین دانشگاه دوزاریا اسم بنویسم گفتم به دمتگرم اره هیچی درس نمیشه شاید الان نون نداشته باشه ولی گذشته از همه چیز پخته میشی ناموسن برگشت گفت کسشعر نگو بابا میخوام برم یکم کس بازی کنم کس بکنم کی حال درس خوندن داره توام!!!!!من هنوزم محو افقم از این جملش


    •   Smoker70
    • 3 هفته،5 روز
      • 3

    • گم شوبابا اوسکل


    •   Boy0513
    • 3 هفته،5 روز
      • 3

    • عنم گرفت (biggrin)

      انشا نوشته بودی .. حتی جون نداشتی داستان بنویسی


    •   Omidcanis00
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • نمیدونم چی بگم منم یه جوونم اومده بودم جق بزنم ولی داستانت نه تنها دلمو بلکه خایهامم نگرفت. :(


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • یکدفعه یادم افتاد دیشب بهت دیسلایک ندادم سراسیمه اومدم و دیسلایک رو دادم.
      امیدوارم دیگه نبینیمت و ننویسی.
      ولی کاملا مشخصه که تو یه بچه ی ده دوازده ساله هستی.چون نتونستی یه خط بدون غلط املایی بنویسی.


    •   Artemisi
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • بچه دو ساله هم میدونه خونه خالی مساوی با ترتیب دادن طرف


    •   Kosdat
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • کیرم تو قوانین کاربری منو گایید


    •   delfi76
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • کسشر میگه این ? با خانواده رفیتم ! مسافرت رو کردیم ؟ گوزو تو هنوز داری با اون لبخند دومی جق میزنی بعد از پرده زدن سومی حرف میزنی ؟ ??


    •   Scott12
    • 3 هفته،4 روز
      • 1

    • نظر شما چیه؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو