و ناگهان سکس (۱)

1399/12/19

سعید این پاکت مال شیماست ببر میاد ازت میگیره ؟
شیمادیگه کیه ؟
همون دوستم که زن پویا بود،طلاق گرفت! کارش گیره گناه داره !
همیشه از این بسته بردن وآوردن بدم میاد ،یکم غرولند کردم و گفتم ببین ساعت هفت ونیم فرودگاه نباشه باید بیاد در کار خونه بگیره اونم یکساعت راهه تا شیراز !!
باشه خودش گفته بیاره نهایت میرم در کارخونه میگیرم!!
تا ساعت 7:45 هم جلوی فرودگاه موندم، نیومد .رفتم کارخونه .دو سه روزی خبری ازش نشد تا اینکه خانمم زنگ زد آدرس بگیره. بهش گفتم ببین اگر عجله نداره پنجشنبه عصر میرم توی شهر بیا اونجا بگیره !چند دقیقه بعد زنگ زد وگفت:شیما میگه پس باید شام بیایی خونه !هرچی گفتم نه قبول نکرد و گفت حتما باید بیاد
شیما دوست خانومم بود که ازدواجشون خیلی دوام نیاورد و بعد از 3 سال طلاق گرفتند و برگشت شیراز پیش خانواده اش .همیشه با خانمم در ارتباط بود و چندباری هم که اومده بودند تهران میومدن خونه ما منتها من تهران نبودم ! الان هم دوسالی بود که ندیده بودمش .
روز پنجشنبه عصر رفتم شیراز یکسری کار داشتم ، انجام دادم وساعت هفت رفتم به آدرسی که داده بود . وارد خونه که شدم دیدم با اون شیمای لاغر واستخونی وافسرده دوسال پیش خیلی فرق کرده و بقول معروف آبی زیر پوستش دویده! بعد از حال واحوالپرسی ، سراغ بابا و مامانش رو گرفتم، گفت خوبند سلام دارند !
گفتم :مسافرت تشریف دارند؟
نه خونه خودشون هستند !!
با تعجب گفتم : مگه باهم زندگی نمی کنید ؟
نه خونه تهران رو که فروختیم نصفش مال من بود بجای مهریه ،اینو باهاش خریدم . حوصله کسی رو نداشتم ، تنهایی راحتترم .کار هم پیدا کردم وسرگرمم!
چای ریخت واومد نشست روبروم ! وسرگرم صحبت شدیم . قبلا هم باهاش شوخی میکردم وسر به سرش میذاشتم .بعد از پذیرایی اولیه رفت توی اتاق نا خواسته سرم رو چرخوندم .شیما رفته بود توی اتاق وداشت شلوارش رو عوض میکرد وحواسش نبود در رو ببنده وعکسش افتاده بود توی آیینه . شلوارش رو درآورده بود وداشت دامن میپوشید!! ااوووف عجب گوشتی شده !انگار این دوساله بیکار نبوده و حسابی به خودش رسیده !
برگشتم وخودم رو با گوشی سرگرم کردم ولی کرم شهوت افتاد به جونم !لحظاتی بعد برگشت با یک دامن بلند ،رفت سمت آشپزخونه :آقا سعید هر موقع گرسنه تون بود بگید شام حاضره ! باشه ، شماره مریم رو گرفتم و سعی کردم با صحبت کردن خودم رو سرگرم کنم .بیست دقیقه ای با منو شیما صحبت کرد وقطع کردم .شیما حین صحبت کاراش رو انجام میداد ومنم سر تا پاش رو برانداز میکردم.
متاسفانه نمیتونستم فکرم رو منحرف کنم و مدام باسن خوش فرمش که شورت سبز رنگی هم پوشیده بود توی ذهنم مجسم میشد!هیچ وقت توی این موقعیت گیر نیفتاده بود و نمیتونستم چجور باید فرار کنم!توی بد مخمصه ای افتاده بودم . از طرفی بد جور راست کرده بودم وهوس کردن شیما به سرم زده بود .از طرفی میگفتم سریع شام رو بخورم برم چون شیما و مریم رابطه خوبی دارند وممکنه دردسر بشه .
با هزار بدبختی شام رو خوردیم و کمکش جمع کردم .لا به لای بردن ظرفها، یکی دوبار خودم رو بهش مالیدم ولی نه خیلی تابلو.
نگاهی به ساعت کردم هنوز 10 نشده بود. شیما هم دائم در حال رفت آمد بود ومدام اندامش جلوم رژه میرفت .دستش رو گذاشته بود روی سنگ اوپن وباسنش رو داده بود عقب وحرف میزد باهام .دیگه طاقتم طاق شده بود وبه معنای واقعی دیوونه شده بودم .باید کاری میکردم . لیوان آب رو بردم گذاشتم توی سینک و برگشتم واز پشت بغلش کردم وکیر تقریبا سفت شده ام رو چسبوندم به باسنش .شیما که شوک زده شده بود .توی همون حالت برای چند لحظه خشک شد و حرکتی نمیکرد ! دیگه به اینکه چی قراره پیش بیاد و شیما قراره چه عکس العملی انجام بده فکر نمیکردم .توی همون چند لحظه ،شوک زدگی شیما سینه هاش رو گرفتم توی دستم وبدنش رو کشیدم رو به عقب تا کامل چسبید بهم. آروم دستم رو از روی شکمش کشیدم پایین وکردم زیر دامن وشرتش . با برخورد انگشتم به کوسش ،به خودش اومد وپاهاش رو قفل کرد .
گفت: سعید داری چکار میکنی ؟سعید …دستم رو گذاشتم در دهنش وآروم لاله گوشش روگاز گرفتم . نفس عمیقی کشید وکمی خودش رو شل کرد که همین باعث شد انگشتم رو بکنم توی کوسش.یک دقیقه ای بی حرکت توی بغلم گرفتمش تا به خودش بیاد .دستم رو از روی دهنش برداشتم وکشیدم روی گردن وسینه وپستونش رو گرفتم.شیما هنوز دستاش رو سنگ بود و لی بدنش رو شل کرده بود وخیره شده بود به جلو.برای اینکه از اون فضای شوک وبهت زدگی خارجش کنم باید تحریکش کنم !نوک انگشتم رو توی کوسش به حرکت درآوردم .قسمت بالای شکاف وروی چوچولش رو میمالیدم وهمزمان پستونش رو نوازش میکردم و با لاله گوشش بازی میکردم .خیلی طول نکشید تا حرکتی بکنه !دستش رو گذاشت روی دستم که زیر دامنش بود فکر کردم میخواد مقاومت کنه ولی فقط دستش رو گذاشت .هرچی بیشتر میمالیدم شل تر میشد و خودش رو بیشتر توی بغلم ول میکرد ومنم جسورتر میشدم .دیگه مطمئن بودم .که میتونم تا آخرش برم .برگردوندمش به سمت خودم .سریع دستاش رو گذاشت روی صورتش! نشستم جلوش وتیشرتش رو دادم بالا. شروع کردم بوسیدن شکمش . همزمان دستام باسنش رو نوازش میکرد ومیمالید .دامنش رو تا روی تپه زیر شکمش کشیدم پایین وهمراه شکمش می بوسیدم ومیخوردم .انگار داشت خوشش میومد یا میدونست دیگه کاری نمیشه کرد . یواش یواش دستش از روی صورتش اومد روی سر من . و گاهی فشار کوچکی میداد که بیشتر به شکمش بچسبم . شکمش عین یک بادکنک پر وخالی میشد وصدای دم وبازدم بیشتر میشد.چهار ،پنج دقیقه ای حسابی شکم وبرآمدگی بالای کوسش رو بوسیدم و خوردم .از جام بلند شدم ودستام رو از پهلوهاش کشیدم رو به بالا و دستاش رو همراه دست خودم بردم بالا و تیشرتش روتا زیر چشمانش کشیدم ولبم رو گذاشتم روی لبش و شروع کردم بوسیدن وخوردن .چند ثانیه بعد شیما خودش تیشرتش رو از سرش خارج کرد وانداخت روی سنگ .سعی میکرد توی چشمام نگاه نکنه وچشماش رو ببنده ،ولی توی لب گرفتن همراه شد سوتینش هم ست شرت بود سبز کم رنگ !دست راستم رو از روی شکمش کشیدم و دوباره کردم زیر دامن وشرتش ورسوندم به کوسش وهمزمان با لب گرفتن مشغول مالیدن کوس وچوچولش شدم .لحظه به لحظه صدای شیما بالاتر میرفت وحرکت بدنش بیشتر میشد .ترشحاتش دستم رو خیس کرد بود و دوتا انگشتم راحت تو کوسش حرکت میکرد .
ظرف بیست دقیقه رابطه مون کلی تغییر کرده بود وداشتم از اندام شیما لذت میبردم .دستم رو کشیدم بیرون ودر حالی که کامل خیس بود بردم پشتش وقفل سوتینش رو باز کردم .راستش نمیدونم قبلا دقت نکرده بودم یا بخاطر پوشش بود یا واقعا نداشت ولی پستونا وباسنش خیلی قشنگ بودند سایز خیلی بزرگ و آنچنانی نبود ولی قشنگ به چشم میومدند.سرم رو از صورتش جدا کردم ورفتم پایین با دوتا بوسه از نوک سینه هاش شروع کردم میک زدن وخوردن پستوناش . یکم خوردم و بازی کردم ولی توی اون حالت سخت بود .گفتم اجازه هست بریم روی تخت ؟با حرکت سر تایید کرد .دست انداختم زیر پاش وگرفتمش توی بغل وبردم اتاق و گذاشتم روی تخت . بصورت داگی کشیدمش تا لبه تخت ودامن وشرتش رو تا نصفه رونش کشیدم پایین .کوسش از لای پاش افتاده بود بیرون ونمای شهوتناکی درست کرده بود.از بالای باسنش بوسیدم و نوازش کردم تا رسیدم به کوسش .با یک لیس روی شکاف کوسش زبونم رو کردم توش و شروع کردم به خوردن وانگشت کردن کوسش.صدای شیما به ناله تبدیل شده بود و هر از چند گاهی یک آخ جون میگفت و با دستاش پستوناش رو میمالید .چند دقیقه ای حسابی خوردم بلند شدم سر پا وکمر بندم رو باز کردم وشلور وشرتم روکشیدم پایین.کلاهک کیرم رو با آب دهنم خیس کردم.یکم کشیدم روی کوسش وآروم کردم توش .چند ثانیه نگه داشتم ومشغول ماساژ باسنش شدم وآروم شروع به حرکت کردم.همونجوری که آروم تلنبه میزدم پیرهن وزیر پوشم رو هم درآوردم و لخت شدم .شونه هاش رو کشیدم رو به بالاتر وپستوناش رو گرفتم توی دستم ومیمالیدم .با ممتدشدن صدای ناله شیما سرعت منم بیشتر میشد .چند دقیقه ای توی این ریتم تلنبه زدم وکشیدم بیرون واز ش خواستم طاقباز بشه .دامن وشرتش رو درآورد وخوابید .گذاشتم درش وبا فشار زیاد کردم توش.همراه ناله آیییی بلندی کشید . دراز کشیدم روش و لبامون گره خورد بهم وسرعتم رو زیادتر کردم .دو دقیقه ای که کردم .چند ثانیه ای دستاش رو محکم حلق کرد دور گردنم و با ولع مشغول خوردن لبام شد تا لرزش خفیفی گرفت وبیحال شد.سرعتم رو زیاد تر کردم ومحکمتر میکوبیدم.داشتم میومدم بدون اینکه لباش رو ول کنم کشیدم بیرون وبا کمک دستم آبم رو ریختم روی شکمش ودراز کشیدم کنارش .دستش رو دراز کرد وجعبه دستمال کاغذی رو آورد .خودمون رو تمییز کردیم . وگرفتمش توی بغلم وبدون اینکه حرفی بینمون رد وبدل بشه نیمساعتی دراز کشیدیم .از جاش بلند شد گفت بذار من برم برقا رو خاموش کنم و بیام .شرتش رو پوشید ورفت بیرون بیست دقیقه بعد برگشت وچراغ اتاق رو هم خاموش کردو دراز کشید کنارم :سعید لعنت بهت آلان من چجور باید باید توی چشمای مریم نگاه کنم .برگشتم سمتش ،دست انداختم گردنش و صورتش رو بوسیدم و گفتم شیما چیزی نگو!!!.دو ساعتی با خودم کلنجار میرفتم تا خوابم برد .ساعت شش قبل از بیدار شدن شیما، لباسام رو پوشیدم واز خونه رفتیم بیرون برگشتم خوابگاه کارخونه !!!یک هفته بگذشت تا تونستم با خودم کنار بیام.
ادمه دارد

نوشته: سعید


👍 7
👎 3
18201 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

795996
2021-03-09 00:48:55 +0330 +0330

-سناریوی تکراری
-کوتاه بودن داستان
این سرعت شما توی پورن هابم قفله

پ.ن: انقدر فیلم سوپر نبین

0 ❤️

796020
2021-03-09 01:14:19 +0330 +0330

دقیقا سکس ناگهانی؛ ولی شما خودت به صورت ناگهانی مورد عنایت قرار گرفتی.
لطفا قسمت دومو ننویس، تو این سایت از این چرتو پرتا زیاده شما دیگه داغ رو دلمون نذار.

0 ❤️

796029
2021-03-09 01:22:59 +0330 +0330

وقتی شغل شما شیرازه طبیعتا اولین تصمیمتون اجاره دادن یا فروش خانه تهران و گرفتن منزلی در شیراز است که به آسانی 5 شنبه ها در کنار خانوادتون باشید به وضوح پورن دیدین داستانش کردید…

0 ❤️

796059
2021-03-09 02:32:11 +0330 +0330

پیش منم بیا سامورایی🤩

1 ❤️

796144
2021-03-09 14:19:52 +0330 +0330

در پیتی و مزخرف

0 ❤️

796404
2021-03-10 18:13:32 +0330 +0330

کس کردن چقد راحت شده

0 ❤️