پارسا و لذت کون دادن

    سلام
    من پارسا هستم و چیزی ک دارید میخونید همش واقعیته!
    (قبل از هرچیزی باید بگم چیزی ک تعریف میکنم بیشترش گی هست پس اگه دوست ندارید نخونید )
    ۲۱سالمه ۱۸۰ قد ۷۰وزن مفعولم
    پوستم سفید و تقریبا بی مو هستش و کونم تقریبا درشت و نرم!
    14،15سالم بود ک توی مدرسه همه ب شوخی لوپز صدام میکردن اولین بار توی اون سن سکس داشتم و کم کم بیشتر شد و ی جورایی بعد مدتی به همه حال میدادم!ی جورایی حس خوبی بهم میداد این کار!
    خب بذارید از اولش براتون تعریف کنم اگه خوشتون اومد از سکس هاییم ک داشتم و برام تکرار نشدنی بوده هم مینویسم براتون!


    1.شروع من


    15،14سالم بود ک فهمیدم همه یجورایی حواسشون فقط رو کون منه و بیشترشون دنبال کردنم هستن وگرنه علاقه ایی ندارن اطرافشون باشم بچه هایی کلاس های دیگه برام فلش می اوردن پر فیلم سکسی و میگفتن برو ببین حال کن:))
    بعد یکی از همکلاسی های خودم گف بمن گفتن توفکر کونتن میخوان بکننت و مثلا میخوان اینجوریی باهات بیشتر صمیمی بشن:))
    منم ی جورایی زیاد اون موقع علاقه نشون نمیدادم و میترسیدم از چنین کاری!
    سرتون رو درد نیارم یکی از بچه ها بود ته کلاس میشست اسمش امیر بود همیشه هوای منو داشت و عضو انتظامات مدرسم بود هیکلی بود و کشتی گیر! همیشه تا میدید یکی بهم تیکه میندازه یا اذیتم میخواد کنه زود می اومد حالشون رو میگرف کم کم شد رفیق فابم جوری ک جام رو عوض کردم رفتم ته کلاس پیش خودش نشستم البته ب اسرار خودش ی مدت ک گذشت ی روز دیدمم سیخ شده کیرش. یواشکی هیی دید میزدمم کیرش رو اخه خیلی کلفت و بزرگ ب چشمم می اومد همینجوری ک داشتم دید میزدم کیرش رو یهو دیدمم داره نگاهم میکنه لبخند زد بهم و اروم بهم گفت دوست داری دست بزنی بهش موندمم ی لحظه ک چی بگم بهش ک دستمم رو گرفت گذاشت رو کیرش وایی خدا کیرش خیلی داغ و کلفت بود ی جورایی خوشم اومد ک دستمم خورده ب کیرش ازم خواست یکم بمالمش منم داشتم میمالیدمم کیرش رو ک زنگ خورد!
    همه رفتن بیرون منم داشتم میرفتم توی حیاط ک صدام زد خواست بمونمم وقتی همه رفتن به بهانه اینک کارگاه اونجا بهم ریختس رفت کلیدش رو گرف و رفتیم اونجا وارد ک شدیم در رو قفل کرد منم داشتم اطراف رو نگاه میکردم ک محکمم بغلممم کرد کلفتی کیرش رو روی کونم حس میکردم زبونمم بند اومده نمیدونستم باید چی بگمم ی جورایی خوشمم اومد از کلفتی کیرش ک چسبیده ب کونم برم گردوند کیرش رو در اورد گف بهم چطوره کیرمم گفتمم خوبه دستم رو گرفت گذاشت روش کیرش تقریبا ۱۵ سانت بود و خیلی کلفت!قلبم داشت تند تند میزد نمیدونستمم چیکار باید بکنمم کیرش سیخ سیخ شده بود گف دوس داری ببینی چ مزه ای میده گفتم تاحالا انجام ندادم از این کارا گف ی بارش ک عیب نداره دستش رو گذاشت رو شونمم فشارم داد ب پایین ک زانو بزنمم جلوش کیرش رو برو لباممم‌بود فشار میداد ب لبامم بهم گفت باز کن دهنت رو باز کردم دوس داشتمم بدونمم ساک زدن چ حسی داره ک تو فیلم های سکسی انقدر با لذت ی نفر انجامش میده
    مث فیلم های ک دیده بودم شروع کردممم براش خوردن دستاش تو موهام‌بود
    در اوردم کیرش رو شروع کردممم ب لیس زدن با دستممم خایه هاش رو گرفته بودمم ور میرفتممم باهاشون سر کیرش رو اروم زبون میکشیدممم و مک میزدمم
    دوباره کیرشوو کردممم تو دهنمم اورمم عقب جلوش میکردم تو دهنمم ک یهو گفت داره میاد در اورد کیرش رو ابش رو ریخت رو صورتممم یخوردشمم ریخت رو لباسم از چهرش معلوم‌بود لذت برده منم نمیدونم‌چرا ولی انگار خوشم‌اومده بود از این‌کار داشتم نگاهش میکردم ک ازم خواست بلندشمم
    بلند ک شدمم کمربندم رو باز کرد شلوار و شورتممم رو کشید پایین اروم ی سیلی زد در کونم و گف بابات چی ساخته
    تو چنین کون سفیدی داری دیگه مامانت چیه.
    بدم اومد از حرفش ولی هیچی نگفتم
    چسبیده بودم ب میز و پشتم بهش بود انگشتش رو فشار میداد بره تو سوارخ کونمم هر کاری میکرد نمیرفت زیادم فشار میداد دردم می اومد و
    جلوش رو میگرفتمم اخر سر ی مداد پیدا کرد و اروم فشارش داد رفت توم حس خاصی نداشتم و دردم نداشت یکمم توم عقب جلوش کرد و چرخوندش توم ک صدای زنگ اومد سری درش اورد منم شلوارم رو میخواستم بکشم بالا ک برم گردوند و لباش رو گذاشت رو لبام خشکم زده بود اصلا
    انتظار چنین کاری نداشتم ازش..لباش رو ک از رو لبام برداشت گف دفعه بعد نوبت کونته بکش بالا شلوارت رو بریم زود!
    سر کلاس دائم دستش روی رون هام و کونممم بود خیلی برام لذت بخش بود!اون روز تموم شد و من رفتم خونه بعد از ظهرش فقط ی فلش اورد برام پر فیلم سکسی :))
    مث اینک تا خونه رسیده بود تند تند رفته بود دانلود کرده بود اورده بود برام و بهم گفت امروز بهترین روزش بوده و خیلی حال کرده و هوام رو داره!
    چون تنگ بودم گف یکم با سوراخم ور برم جوری ک یکم جا باز کنه اذیت نشم گف ک باید کونم تمیز باشه و چیکار باید کنم!
    فرداش ک تعطیل بود منم اون شب نشستم فیلم سوپر دیدنن و ور رفتمم با کونم از توی یخچال ی خیار تقریبا کلفت با ی هویچ پیدا کردم و برداشتمشون
    انقدر اون شب و فرداش با خودم ور رفتممم ک ته هویج و خیاره راحت میرفت توم!
    دیگه انگار واقعا کونی شده بودم
    دلم میخواست بدم و ببینم چ لذتی داره!
    فرداش تو مدرسه بهم گف ک کسی خونشون نیس و بعد مدرسه ب بهانه کتابخونه بیا میریم خونمون منم گفتم باشه بهم زنگ بزن پس!
    بعد مدرسه یکم دیگه با کونم ور رفتم
    ساعت نزدیک ۵ بود ک بهم زنگ زد و خواست ک بیام منم لباسام رو پوشیدم و رفتم خونشون!
    تا رفتم تو بغلم کرد از پشت قربون صدقه کونم میرفت و میبردم جلو سمت اتاقش
    انداختم رو تخت مثل وحشیا لختم کرد و برم گردوند بدون هیچ مقدمه کیرش رواروم تا ته فشار داد کرد بره تو کونم یکم با این ک انقدر با کونم ور رفته بودم درد داشت و سخت همش رفت توم
    پهلوهام رو گرفته بود و تو کونم تلمبه میزد
    فقط داغی کیرش رو توم حس میکردم قشنگ موقعی ک افتاده بود به نفس نفس زدنو قربون صدقه کونم میرفت هنوز جلو چشمامه!
    سیلی میزد به کونم دوس داشتم سیلی بزنه ب کونم اونم محکم و پشت سرهم
    از پشت افتاد روم گرمای تنش روی بونم رو حس میکردممم نفس های داغش داشت میخورد ب گوشمم تند تند تو کونم تلمبه میزد من ارومم اههه میکشیدمم کیرش تند تند تو کونم داشت میرفت بهش ی حس خوبی میداد
    در گوشمم گف دوس داری کونییی
    کونت دیگه صاحب داره کونیه منی دیگه تو!
    چی تو کونته؟ میون اه کشیدن و نفس نفس زدنم جوابش رو میدادم کیر کلفت تو گف دوس داری گفتمم اره بکن منو کونمو بگا مال اون کیر کلفتته کونم
    ک یهوو دیدمم کیرش رو تا ته تو کونمم کرد و نگهداشت فهمیدم ک ابش اومده و خالیش کرده تو کونم!(بدون کاندوم تا میتونید سکس نکنید)
    از روم بلند شد کنارم دراز کشید و ازم خواست کیرش رو لیس بزنم....
    اون روز تا شب یا براش ساک زدم یا بهش کون دادم واخرشم وقتی صدای زنگ خونه اومد ولم کرد ی نگاه ب ساعت کردم دیدم نزدیک 9شده سریع جمع کردم و منم رفتم خونه!
    یک هفته و خورده طول کشید رابطمون و دیگه نتونستم باهاش کنار بیام دائم تو مدرسه دست ب کونم میزد و خودش رو میمالوند بهم جوری ک همه فهمیده بودن ی بارم ک تو دستشویی اومد و گف بیا بریم تو یکی از دستشوییا تا کسی نیومده برام ساک بزن مث اون روز ک اومدی خونمون و حسابی ب کونت حال دادم یا یکمم باهاش ور برو از شانس خوب من یهو یکی بچه ها از دستشویی اومد بیرون و رفت به هم گفت چی شنیده!
    دیگه همه میدونستن
    کل مدرسه ب چشم کونی بهم نگاه میکردن اونم بجای اینک بگه ن درست نیس به همه گفته بود اره کردمش بد کونی داره همین شد ک دیگه سمتش نرفتم و جوابش رو ندادم!
    جام رو عوض کردم ولی هرجا میرفتم میشستم پشت سریم یا کناریم هی انگشت میکردنم یا دس ت ب کونم میکشیدن.
    کم کم دیگه باهاش کنار اومدم و توجهی نمیکردم بهشون اونم یا یا ول میکردن با انقدر ادامه میدادن ک خسته میشدن و ول میکردن!
    همون روزا ی روزش ک رفتم مدرسه دیدم برای اردو دارم اسم مینویسن من ک حالم گوه گفتم برم بلکه شاید حس و حالم عوض بشه!


    2.اوبی شدنم
    اردو قرار بود یک هفته شمال کشور بریم و کلا اون طرفا رو بگردیم من اسمم رو رد کردم ک برم! روز اردو ک شد دیدم دعواس سر نشستن کنارم:)
    یکی از دبیر ها دید اوضاع رو و فهمید برای چی دعواس
    منو صدا کرد ک برمم پیشش بشینم اینجوری شد ک تا رسیدنمون کسی زیاد اذیتم نکرد محلی ک قرار بود بریم برای استراحت و موندن رشت بود ی جایی ک نزدیک دریا بود ی سالن بزرگ و چندتا خونه داشت ک توی هرکدوم تقریبا فک ۷،۸نفر جا می شد سالن بزرگه هم ک جمعیت زیادی رو میگرفت!
    چون جمعیت تقریبا زیاد بود همون اول پرسیدن کیا کدوم ور میرن منم چون حوصله شلوغی رو نداشتم با چند نفر ک میدونستم کاریم ندارن تصمیم گرفتم برم توی یکی از خونها.
    شماره خونه رو پرسیدم و رفتم ساکم رو گذاشتم اونجا بعدشم رفتم ی جا تنهایی نشستم ناهارم رو خوردم وقتی برگشتم دیدم ۵تا از بچه های اون کلاس ک از اول تو فکر کردنم بودن و همه میگفتن خوبی ک میکنن برای کردن کونته تو خونه بودن و اونایی ک اول باهاشون خونه رو گرفته بودم نبودمم! بعد فهمیدم برای این رفتن چون نمیخواستن بعد حرف درستش براشون برای همین راحت قبول کرده بودند جابجا بشن دوتا دیگشونم تو سالن بزرگه تصمیم گرفته بودن رو زمین بخوابن!
    شرایط رو ک دیدم پشیمون شدم از اومدن نمیدونستم دیگه باید چیکار کنم شانسی ک اورده بودم امیر نبود و نیومده بود وگرنه رسما دیونه میشدم اونجا
    رفتم رو تختم دراز کشیدمم اوناهم فقط ی احوال پرسی خالی کردن و چیز دیگه بهم نگفتن!
    اون روز جایی نرفتیم وهمش توی اون محیط بودیم ی سریا رفته بودن فوتبال بازی میکردن بعضیا والیبال ی سری دیگه هم لب دریا
    ولی هم اتاقی های من همه بودن و داشتن پاسور بازی میکردن ک بعدش تصمیم گرفتن بذارش کنار جرات حقیقتش کنن از منم خواستن ک برم منم چون حوصلم سر رفته بود رفتم پیششون یکم بازی کردیم و سوالات چرت و خنده دار میپرسیدن منم دیگه یکم باهاشون گرم گرفته بودن ک دیگه سوالاشون +18شد
    این ک کیرت چند سانته،کسی رو کردی یا ن،اخرین بار کی جق زدی و...
    بمن ک رسید پرسیدن این درسته ک ب رضا کون دادی لطفا با اره و نه ج بده هرکیم دورغ بگه ننش جنده بشه:)
    گفتم اره دوباره چرخید چرخید تا بمن رسید
    باز حقیقت رو انتخاب کردم چون اصلا جرات نداشتم بگم جرات
    پرسیدن دوست داری دوباره انجامش بدی
    گفتم درموردش فکر نکردم نمیدونم شاید ن
    ک یکدومشون گفت مسخره داره میشه بازی ی بار جرات باشه بعدشم حقیقت!
    حقیقتاشونم برای خودشون خنده دار بود مثلا پام رو ببوس،کونم رو ببوس بلند فحش مادر ب فلان دبیر بده و...
    منم فقط چیز های ساده و مسخره بقول خودشون میپرسیدم یا میگفتم انجام بدن! مثلا هوا ک یکم تاریک شد برو تو دریا عاشق شدی یا ن همه رو مهمون ک ب ی چیزی و...
    حقیقت بمن ک رسید این بود بکشم پایین و دوتا سیلی یکیشون بزنه در کونم چون همشون بدون هیچ حرفی اون کار هارو انجام دادن فک میکردم زشت باشه اگه زیرش بزنمم برای همین کشیدم پایین و پشتم رو بهشون کردم یکیشون اومد و ی چندتا سیلی محکم زد پشتمم جوری ک صدام در اومد وقتی برگشتم دیدم ی کدومشون داره فیلم میگره یکم بحث کردم باهاش اونم گفت بجان مادرش پاکش میکنه و ب کسیم نمیده و برای مسخره بازی فیلم گرفته
    شرط بعدی ک بهم افتاد این بود با اون پسره ک بهش گفتم دم شب بزنه تو اب برم خودمم منم قبول کردم و رفتممم بعدشم ک اومدم بیرون مدیرمون کلی دعوامون کرد و گفت برید حموم اسم اون پسره ک باهاش رفتم رضا بود
    با رضا رفتیم سمت حموم ها و دوتا بیشتر حموم نداشت
    رضا گف این یکیش ابش گرم نمیشه شبم هس سرما میخورم میشه من با تو بیام؟
    منم گفتم باشه
    زیر دوش بودم ک رضا هم اومد برگشتم نگاهش کردم دیدم لخته لخته و کیرش همون خوابیدش هم بزرگ بنظر میرسید(رضا قدش از من بلند تر بود لاغر و سبزه میگفت ک جزوه طایفه های عرب خوزستان هستن)چیزی نگفتم بهش اومدم کنار ک بره زیر اب و محکم یکی زد در کونم برگشتم بهش اخم کنم ک گف چ کونی داری پارساا خوش بحال امیر جونت کاش ب ماهم میدادیی گفتم اسم اون عوضی رو جلو من نیار
    گفت میخوای حالش رو بگیرمم برات تو فقط بگو خودم و بچه ها خشک خشک کونش میذاریم
    چیزی نگفتم
    گفت پس دلت ب همچین کاری هس
    گفتم نمیدونمم
    کشیدمم سمت خودش دستاش رو پهلوهام بود و اروم میرفت پایین همزمان باهم حرف میزد و نگاهش تو نگاهم بود
    گفت فقط ی کار کوچولو ک خودتم دوس داری باید انجام بدی
    دستاش ب شورتمم رسیده بود یکم کشیدش پایین ک کامل خودش افتاد
    ی نگاه ب پایین کردم دبدمم کیرش یکم سیخ شده
    کونم یکم بعد از اون مدت ک نداده بودم نمدونم چرا ب خارش افتاده بود و این مدت باعث شده بود بدتر نبود کیر رو حس کنم!
    کیر رضا هم ی حس خوبی بهم میداد وقتی نگاهش میکردمم دلم واقعا میخواست بدم بهش برای همین گفتم باشه ولی زود بیا تمومش کنیم
    گرفتمم بغل دستش رو کونمم بود اروم چنگ زد کونمم رو و سیلی زد در کونمم گفت جوری میکنمت ک مشتری دائم بشی!میخواست بکنتمم ک زیر بار نرفتمم گفتم بعد میدمم بهت فعلا برات ساک میزنمم قبول کرد چسبید ب دیوار اب دوش داشت ب تنش میخورد منم زانو زده بودمم جلوش کیر بزرگش کامل سیخ شده بود شروع کردم با سر کیرش بازی کردن زبون میکشیدمش مک میزدمش رفتممم سمت تخماش محکمم مک میزدمم تخماش زو جوری ک صداش در اومد درباره رفتمم سراغ کیرش
    انقدر بزرگ و دراز بود ک همش رو نمیتونستم تو دهنم جا کنم تند تند تو دهنمم عقب جلوش میکردم و بادستامم تخماش رو میمالیدممم
    رضا شروع کرده بود قربون صدقمم رفتنن
    میگفت جونن بخورش همش مال خودته کونی قربون کیرخوردنت و...
    در اوردممم کیرش رو از تو دهنمم
    ی بوس سر کیرشوو کردمم دوباره شروع کردممم لیس زدن و ارومم مک زدن سر کیرش همینجوری داشتمم ادامه میدادمم ک یهو گف لعنتی داری ابممم رو میاریی درست ساک بزن برام کل کیرش رو تو دهنمم کردمم تند تند عقب جلوش کردممم وقتی میخواست ابش بیاد سرممم رو گرفت فشار داد جوری ک کل کیرش تو دهنممم جا بشه و ابش رو تو دهنمم خالی کرد بعدم پرتم کرد اونور گف کار رو خوب بلدی میرم توام اب بکش خودت رو و بیا!
    از حموم اومدم بیرون خشک کردم خودم رو پیش خودم میگفتم حتما ب بقیه گفته و این مدت دائم باید ب اینا کون بدم ولی دیگه از این فکرا ناراحت نبودم داشتم کنار می اومدم باهاش چون واقعا دوس داشتم بدم دیگه ادمش مهم نبود برام!
    لباسام رو پوشیدم و رفتم سمت محل خواب......(ادامه دارد)


    دوستان خوبم امیدوارم ک غلط املایی توش نباشه
    ادامش هم نوشتم هست ولی خیلی طولانی میشد دیگه اگه دیدم خوشتون اومد ادامش رو براتون بعد خوندن نظراتتون همون فردا یا پس فرداش میذارم!!
    اگه بخوام بگم از چیا مونده بنویسم باید بگم ک
    یکی خاطره برگشتم از اردو
    منو خواهرم
    جدایی از خانواده
    کار کردن توی مسافر خونه در قم
    طلاق پدر و مادرم
    و زمان حال مونده
    چون کسی نیس برای درد دل تصمیم گرفتم بنویسم و امروزم با خودم گفتم برای شما بذارم ببینم شما نظرتون چیه
    امیدوارم ک خوشتون بیاد و نظر بدید حتی فحش!!


    نوشته: Parsajaja

  • 47

  • 10




  • نظرات:
    •   samin1616
    • 3 هفته
      • 6

    • خدا ازت نگذره شهوانی که همه جقیا تا این موقع بیدارن


    •   siiiikaram
    • 3 هفته
      • 3

    • و باز هم گی...


    •   nima7718
    • 3 هفته
      • 3

    • ادمینم کونی شده... گاییده شدیم باووو... چارتا داستان درست بزا


    •   LMNOP7
    • 3 هفته
      • 2

    • کله کیری کشتی گیرا همش دستشون تو کون بقیس دیگه به کون مرد چشم ندارن اخه جاکش!!حداقل من هر چی کشتی گیر تو زندگیم دیدم انسان های باحال و بامرامی بودن نه جاکش.


    •   Saeedamir1
    • 3 هفته
      • 0

    • یعنی یکی پیدا نمیشد تو این شهرکرد بیاد یکش بده


    •   sodayeshab-62
    • 3 هفته
      • 2

    • بيا با هم يه خاطره جديد بسازيم بعد مياي اينجا تعريف ميكني


    •   FAELE@ROMANTIK
    • 3 هفته
      • 2

    • چه پسر خوبی هستی تو ای کاش یکی مثل تو مال من بشه و تا همیشه باهام باشه


    •   1376Alone
    • 3 هفته
      • 1

    • شیراز حتما بیا


    •   Samaneh_804
    • 3 هفته
      • 0

    • هعییی ادمین کسخل شده


    •   sarkob
    • 3 هفته
      • 3

    • همه فاعلا توی شهوانی کشتی گیرن و خوش هیکل .همه کونیام کون ندارن اندازه جنفیر لوپز.این کیر قیافه های کون فندقی هم که تو خیابون میبینید همشون منم?


    •   samsepg
    • 3 هفته
      • 5

    • جای شکرش باقیه که متوجه شده سکس بدون کاندوم، خطر داره!
      حتی دو تا نوجوون بچه مدرسه ای هم ممکنه توی کنجکاوی ها و تجربه های اولیه جنسیشون، به سادگی آلوده بشن و عامل بیماری رو به یکی دیگه منتقل کنن.


      سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


      اگه کاندوم ندارید یا روتون نمیشه از داروخونه بخرید یا از کسی بخواید که براتون بخره، با روشهای کم خطرتر مثل مالوندن، خودتونو ارضا کنین. مراقب سلامت تون باشید.


    •   bigdick3
    • 3 هفته
      • 2

    • آقای سرکوب چرا بچه خوشگل های زیادی هم تو ایران هستند و مردای هیکلی زیادی هم تو ایران هستند ولی اینهایی که داستان مینویسند مفعولاشون یک مشت چاقال و گامبو و فاعل هاشون هم یک مشت خر پشم هستند (biggrin)


    •   bigdick3
    • 3 هفته
      • 2

    • و تازشم اینها اصلا گی نیستند یک مشت بچه اوبی هستند که کونشون میخواره (dash)


    •   pockerface
    • 3 هفته
      • 1

    • گفتی نخون نخوندم
      اما دیستو دادم


    •   excavator
    • 3 هفته
      • 1

    • تا اینجاش که به نظرم عمو کاندومی ازت راضی باشه..


    •   تنوعدوست
    • 3 هفته
      • 1

    • بنویس همش و


    •   samsepg
    • 2 هفته،6 روز
      • 2

    • به excavator


      وقتی کسی سکس بی کاندوم کرده باشه، که دیگه اونی که ترویج سکس ایمن و استفاده از کاندوم می‌کنه، نمیتونه ازش راضی باشه. می تونه؟


      این نویسنده، از انجام سکس پر خطر در گذشته گفته، تنها جای شکرش باقیه که بعد از این چند سال، فهمیده که چه کار پرخطری انجام داده و به بقیه هم توصیه کرده که بی کاندوم سکس نکنن. تنها جای رضایت همینه! اینکه به بقیه بگه اشتباه اونو تکرار نکنن، و البته خودشم همیشه از این به بعد حواسش باشه! به خاطر سلامت خودش و‌ اونی که باهاش سکس داره.


    •   jahanmard68
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • میتونم باهات بحرفم؟


    •   مانی45
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • نمیدونم چرا ولی حس میکنم داستانت واقعیه خخ خو


    •   لاکغلطگیر
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • فرداش که تعطیل بود ولی فرداش تو مدرسه بهت گفت؟؟


      غلطای زیادی زیاد داشتی ولی ننویس دیگه
      کارای مهم تری داری که باید انجام بدی.به نوشتن اصلا فکر نکن و تمرکزت رو بذار روی همون کار مهمت


      برو عمو،برو


    •   Horny...Girl
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • چون از پارساها متنفرم ، واسه همين دوس دارم فك كنم همه پارساها كوني ان (biggrin)


    •   parsajojo
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • این ک از داستان گی خوشتون نمیاد خب مجبور نیستید بخونید!این سایت بخشیش برای همجنسگرایان هس و این داستانها هم برای اون دسته از دوستانه..
      برای همین اگر علاقه ندارید پس نخونید ب همین راحتی و نظر چرت هم ندید!
      در متن هم غلط یا اشتباهی نبود و نیست چون داستان واقعیه و غلطیم توش من پیدا نکردم
      اگر بوده لطف جوری ذکر کنید تا همه بتونن پیداش کنن!
      سکس و همجنسگرا کشتی گیر یا غیر کشتیگیر نداره چیزی ک توی هر جامعه وتوی هرنوع پوششی یافت میشه و اون رو توهین ندونین!!
      اگر نقدی بر داستان های گی وارده لطفا منطقی نظر بدید ن از روی نفرت..!


    •   لاکغلطگیر
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • خب چون سوادت همین حدّه و بلد نیستی،نمی دونی داری غلط می نویسی
      مثلا آخر هر فعلی یه م اضافه نوشتی
      ب یا ک نوشتنات به جای به و که
      همه ش و صدقه م رو همش و صدقم نوشتی و الخ..
      زیادن.خودت بگرد پیداشون کن
      آره جونم،آره عمو جون


    •   parsajojo
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • همین؟فقط چون م اضاف گذاشتم مثلام دهنمم:|
      یا ب اون گفتم؟خب اینا دیگه ایراد ب حساب نمیاد اینجا چون این شیوه نوشتار همه گیر شده تازه بدتر از اینشم خیلیا تایپ میکنن توی گپ ها مثلا چ خ؟(چ خبر):))
      این قسمتی از کتابی نیس ک من نوشتم!! رمان نیس عزیزم
      اتفاقیه ک برام افتاده و نوشتمش..
      و علاقه ای ب رمان نوشتن ندارم!!
      بنظرم شما ک انقدر سخت گیری و فرق رمان با چیزی ک من نوشتم رو نمیدونی بهتر کلا این سایت رو بذاری کنار و کتاب بخونی و داستان های ک مربوط ب گی هس رو نخونید چون معلوم کلا علاقه ای ب این داستان ها ندارید و فقط میخوایید زدشون حرف بزنید!!
      نقد قبلیتون این بود ک من ی جا اشتباه کردم
      ولی اینجوری نبود معلوم حتی کامل نخوندینش!
      مث اینک فقط دنبال بهانه برای توهین کردن ب داستان های همجنسگرایانه هستید!!


    •   Eisa.ahvazi
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • اره بنویس‌ داستانت قشنگ بود


    •   nanatjendas
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • بـیسـت‌وشـیش مثبت به داستان کونی‌گری اونم از نوع پـدوفیلی؟ ریدم به قـبر پـدر تک تک‌تون چه مـرگ‌تون شده شما (sick) (sick)


    •   Lusty_Boy
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • بنویس و درد دل کن عزیزم. گور بابای اونایی که فحش میدن.


    •   سرو_تنها
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • خوبه عزیزم ادامه بده...پاراگراف بندی ها قابل قبوله هرچند رسمی نیست...من لایک دادم...زیاد به حرف بقیه گوش نکن اینا فقط بلدن آدم رو تحقیر کنن...اینکه رضایت عمو کاندومی رو جلب کنی خودش کار بزرگیه آفرین


    •   Safa_Kooni
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • واااای خدا بد جوری هوس سکس و کون دادن کردم، مرسی از داستان ت


    •   bache.koooni
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • عالی بود ادامه بده


    •   be_hruz
    • 2 هفته،1 روز
      • 0

    • نمیدونم چیه زیر هر داستانی یه کسخل میاد مضرات سکس مقعدی بی کاندومو میگه ??? (dash)


    •   Reza18aa
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • ما هم یه همچین پسری داشتیم تو مدرسمون ، راستش هیچوقت نتونستم احساساتش رو درک کنم ، بعضی موقع ها بچه ها انگولش میکردن و خوشش میومد و بعضی موقع ها ناراحت میشد . کلا آدم عجیبی بود


    •   MAHDI_81
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • دوطرفه از تبریز بیاد


    •   farbod92
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • همیشه پای یه پسر درشت هیکل که میز آخر کلاس میشسته در میان هست.
      اما خوب نوشته بودی در کل. ادامه بده


    •   pedram..koni
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • خوش به حالت کاش من با چند نفر تو یه اتاق باشم تا جرم بدن


    •   0012Clasher
    • 1 هفته
      • 0

    • خوب بود من دوست داشتم،ادامه بده لطفا


    •   Gaylovers
    • 1 هفته
      • 0

    • داداش عالی بود بقیشم بنویس
      اگرم تا الان نوشتیش لینکشو بزار واسم


    •   ahmad.r.j2212
    • 1 روز،11 ساعت
      • 0

    • هااااای.هوووووی.چقد خووووشه..... ;)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو