پاهای سفید عرشیا

    سلام من امیر هستم کلاس هشتم من فوت فتیش دارم ولی اطلاعات زیادی راجع بهش نداشتم ولی به پا و بوی پا علاقه داشتم تا اینکه تو اینترنت تحقیق کردم و فقط به پاهای زن مربوط نمیشد من پاهای پسرای هم سنم رو دوست دارم من مدرسه غیر انتفاعی میرفتم و تا ساعت 2 مدرسه بودیم م مجبور بودیم نماز خونه بریم واسه نماز و موقع وضو گرفتن پاهای بچه ها رو دید میزدم بعضی از همکلاسیام پاهاشون خیلی خوشگل بود بعضی کف پای صورتی بعضی زرد بعضی ها هم سفید بار ها تحریک شدم که یه جوری پاهاشونو بلیسم یا بو کنم ولی هنوز فرصت نشده من تو کامپیوتر واردم و خیلی علاقه دارم سه تا از همسایه هامون پس
    راشون هم سن من هستن و با هم دوستیم جوری که باهم رفت و آمد میکنیم منم بابا و مامانم شاغلن و تا ساعت ۴ یا ۵ سرکارن عرشیا دوستم و همسایمون پاهای قشنگی داشت و منم خیلی دوست داشتم موقعیتی پیش بیاد ولی روم نمیشد بگم بهش
    عرشیا از این پسر های ساده بهش میخورد باشه که هیچی بلد نیستن با پدر مادر به شدت مذهبی یه روز تو تابستون به من گفت برم براش یه بازی رو نصب کنم تو کامپیوترش من هنوز نتونسته بودم پاهاشو بو کنم یا لمس کنم پاای سفید صورتی و نازش رفتم خونشون و گفت تا میری نصب کنی مبرم شربت بیارم بخوریم منم تا دیدم رفت از اتاق بیرون شروع کردم سرچ کردن تو کامپیوترش کارای نصبم هم زمان انجام دادم ببینم چیزی میشه پیدا کرد تو کامپیوترش که بشه ازش آتو بگیویا زهر چشم بگیرم چون میدونستم اگر بگم از فتیش براش یا دیگه قهر میکنه یا عمرا قبول کنه و وقتی سرچ کردم کلکسونی از عکسای سکسی پیدا ک
    ردم منم سریع با گوشیم از صفحه عکس انداختم و از ادرس عکسا و فولدرا و عکس از صفخه کامپیوترش دیدم صدای پای عرشیا داره میاد سریع بستم و تموم کردم کارو گفتم بزارم به وقتش روز بعدش عرشیا طبق معمول کلاس فوتبال میرفت از صبح تا ظهر و ما هم خونمون تا ساعت ۳ اینطورا خالی بود مامان عرشیا هم مشکلی نداشت عرشیا بیاد خونه ما یکی دو ساعت به عرشیا گفتم بیا خونه ما میخوایم با کامپیوتر فوتبال بازی کنیم ما کل کل زیاد داشتیم نیم ساعت بعد رسید و اومد تو با جورابای عرق کرده و سفید گفت بریم تو اتاقت بازی رفتیم و نشستم رو تختم گفتم عرشیا قبل بازی کارت دارم اومد و جریان رو گفتم و
    شروع کرد به التماس کردن نه عکسی نفرستی واسه بابا یا مامانم پدرم و در میارن من گفتم یه شرط داره گفت هر شرطی بگی قبوله گفتم و راجع به فتیش بهش توضیح دادم یکم غر زد ولی چاره ای نداشت جوراباشو در اوردم باورم نمیشد جواب داده حسابی بو کشیدم کف پاشو عرشیا با تعجب نگاه میکرد حالا نوبت لیسیدن شدم بودد شروع کردم لیسیدن کف پاش امم امممممم حسابی لیسیدم کیرم داشت میترکید شلوارم و دراوردم و شورتم هم همینطور تا اومدم کیرم و بمالم کف پاش عرشیا پاشو کشید عرشیا کیر منو ندیده بود یه نگاه بد بهش کردم ترسید و پاشو اورد جلو دوباره مالیدم شاید ۵ یا 6 بار کیرمو به کف پاش و انگشتاش تا اب کیرم پاشید بیرون خیلی عالی بود بعد با دستمال ابم رو پاک کردم از روی پاهاش همون لحظه دیدم عرشیا هم راست کرده تو فیلما میدیدم روغن میمالن کف پا واسه فوتجاب گفتم شلوارتو در بیار در اورد و منم یکم روغن مایع مالیدم کف پای خودم و محکمکیرش و میمالیدم کیرش داغ شده بود یکم آه و اوه کرد میدونستمزود آبش میاد جورابم رو کشید رو کیرش مالیدم با کفپا تا دیدم جوراب خیس شد همه چیز خوب نکوم شد و تمیز کاری کردم جوراباشو پاش کردم و گفتم بشین فوتبال بزنیم بهم گفت نه دیرم شده باید برم گفتم بازم دوست داری انجام بدیم گفت نمیدونم با لبخند وای ازت خواهش میکنم عکسا رو پاک کن جلو چشمش از گوشیم پاک کردم ولی خبر نداشت تو کامپیوترم یه کپی دارم ازشون اگر لایک داستان بالا باشه بقیه داستانام رو هم میگم ممنون.


    نوشته: AMIR PALISS

  • 5

  • 12




  • نظرات:
    •   Farhad_FFF
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • سلام
      بیا باهم صحبت کنیم
      منم فوت فیتیشم شدددددید


    •   saeeed25
    • 6 ماه،2 هفته
      • 1

    • بابات باید تورو جق میزد


    •   Farhad_FFF
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • خوشم اومد
      منم فیتیش دارم
      بیا بحرفیم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو