پاهای عمه

    سلام به همگی. امیدوارم که حالتون خوب باشه و زندگی به کامتون باشه!
    لطفا اگر فوت فتیش ندارید نخونید داستان رو!خواهش می کنم از شما که اگر از داستان خوشتون نیومد فحش ننویسید! واقعا زشته!(هر کسی یه سلیقه جنسی داره!یکی همجنسگراست،یکی از هاردکور دوست داره یکی گنگ بنگ یکی خشن!خب ما هم این طوری شدیم! فحش ندید خواهشا!).
    من یه عمه دارم که حدودا 50 سالشه. ولی وقتی نگاش می کنی انگار یه آدم 30 ساله رو می بینی! خیلی خوشگل هم هستش و همیشه بوی عطر تنش به آدم حس خوبی میده!یادم میاد از بچگی به پای زن ها علاقه مند بودم.ولی چون زن دایی و زن عمو رو نمیشد به پاشون دست زد واسه همین به پاهای عمم دست میزدم.پاهای استخونی بسیار نرم و و کمی هم کوچک!
    من داستان های مختلفی در ارتباط با خودمو پاهاش دارم که فقط یکی از اونا رو میگم!بریم سراغ اصل مطلب...
    آبان ماه همین امسال یکی از شب ها خونه مادربزرگم رفته بودم و من و خانوادم و عمم هم اونجا بودیم و داشتیم کارار رو انجام می دادیم. خلاصه که که زیاد نگم براتون...
    شب شد! پدر و مادرم رفتند خونمون منم گفتم امشب اینجا می مونم(چون می دونستم عمم هم اونجا می موند و شب می تونم یه دلی از عذا در بیارم و یه ذره پاهاشو بوکنم و یواشکی بلیسم.) خانوادمم هم مخالفت نکردند و رفتند.
    مادربزرگم زود رفت خوابید یعنی مثلا تقریبا ساعت 11 شب!
    فقط من بیدار بودمو عمم که داشتیم با هم تلویزیون می دیدیم. اون با یه دامن بلند نشسته بود روی مبل و یه پاشو گذاشته بود روی یه پای دیگش و ساق پاهاش معلوم بود و داشت منو دیوونه می کرد.خصوصا وقتی که پاشو میذاشت روی میز جلوی تلویزیون تا یه ذره احساس راحتی کنه.منم سرمو گذاشته بودم روی یه بالش و داشتم هم به پاهاش نگاه می کردم هم فیلم میدیدم و قلبم تند تند میزد! چون دیگه همچین موقعیتی که فقط خودمون دو نفر یه جا باشیم و کسی نباشه دیگه پیش نمیومد.بلند شدم رفتم کنارش نشستم!اونم که خیلی من رو به عنوان برادرزادش دوست داره یه لبخندی بهم زد و سرشو گذاشت روی شونه هام.یه ذره که گذشت بهم گفت:"چای می خوری"، گفتم:"بذار برم خودم بیارم"بعدش اون وسط یه فکری به سرم زد.چای رو که بهش دادم رفتم متکا رو آوردم و دراز کشیدم کنار پاهاش! یعنی اون همچنان روی مبل نشسته بود و پاهش یکی رو اون یکی بود و منم نزدیک یکی از پاهاش دراز کشیده بودم.
    یه ذره که گذشت و داشت فیلم می دید و با گوشیش چت می کرد. منم اون وسط دیگه داشتم دیوونه میشدم . دستمو گذاشتم روی پاهاش! اون به این کار من عادت داشت و واکنشی نشون نمی داد.چون از بچگی من به پاهاش دست میزدم و پاهاشو مالش می دادم.بهش گفتم عمه میشه با پاهات ماساژم بدی؟اونم گفت باشه عزیزم! منم قشنگ رفتم زیر پاهاش و اون پاشو میذاشت روی کتفام و روی دستم میکشید.
    وسطش گفتم دیگه دلو بزنم به دریا!
    گفتم میشه پاتو بذاری روی صورتم؟! گفت: چرا؟ گفتم آخه سرم درد می کنه پاتو بذار روی صورتم فشار بده!
    تو اون موقع من زیر دامنش بودم و توی دامنش و رون پا و ساقش رو می دیدم! کاملا سفید و نازک و بی مو.پاهاش رو هم اون شب رفته بود حموم شسته بود.اولش پاشو جمع کرد و انگشتاشو خم کرد و آروم آروم گذاشت روی صورتم و شروع کرد بالا پایین کردن و فشار دادن.من داشتم لذت می بردم و بهترین حسی بود که می تونستم بهش برسم.کیرم داشت می ترکید. واسه همینم یه جوری دراز کشیده بودم که کیرم مشخص نباشه و ضایع نباشه.
    اونم با گوشیش ور می رفت هر از چند گاهی فیلم می دید و منو با پاهاش ردیف می کرد.منم زیر میز بودم و زیر پاهای اون.قشنگ کف پاهاش روی صورتم بودن. وسطش یه ذره پاش خسته شد و برداشت گذاشتش روی اون یکی.
    و سنگینش روی صورتم بود. گفتش که دردت که نمیاد از این سنگینی پام؟ منم چون لبم زیر پاهاش بود نمی تونستم حرف بزنم به زور گفتم نه! از این حرف زدنم خندش گرفت.اون یکی پاشو برداشتو لای انگشت شستشو باز کرد و دماغمو محکم گرفت و با یه حالت زنونه گفت:عزیزم! بهم گفت پاهامو شستم که بو ندن. منم گفتم اوهوم! باز خندش گرفت.
    یه ذره که گذشت گوشیش زنگ خورد.برداشت و داشت صحبت می کرد.منم که روی صورتم خیلی فشار اومده بود اون پاشو برداشتم اونم فهمید و پاشنشو گذاشت روی سرم.یه لحظه بلند شد رفت یه چیزی رو یادداشت کنه و نشست روی میز ناهار خوری که کیفش اونجا بود.منم سوء استفاده کردمو باز رفتم زیر میز ناهار خوری. ولی این دفه دیگه هم زیر پاش بودم هم صورتش رو می دیدم.اونم فهمید که پاشو بایس روی صورتم بذاره.ولی چون داشت حرف میزد دیگه حواسش پرت شده بود که یه ذره تکون تکونشون بده.
    دیدم پاشنه پاشو گذاشته روی دهنم.منم رفته بودم زیر صندلی میز ناهارخوری . کلا به زور می تونستم تکون بخورم.
    منم دهنمو باز کردم و پاشنش رفت توی دهنم.اون یکیشو هم باز گذاشته بود روی صورتم و داشتم خفه میشدم.
    دیگه نمی تونستم تحمل کنم. اون داشت با یه آدم مهم حرف میزد و اصلا حواسش به من نبود.دیدم نمی تونم تکون بخورم یه صدا از خودم در آوردم که پاشنشو از دهنم بکشه بیرون.چون پاشنش تو دهنم بود و نمی تونستم حرف بزنم یه فریاد آروم زدم.اونم که وسط مکالمش بود بود یهو یه اخمی کرد یه ضربه کوچیک با پاش به صورتم زد و گفت هیش!!!! بعد ناخودآگاه پاشو گذاشت روی صورتم طوری که دهنم قشنگ زیر کف پاش بود و انگشتاش اومده بود توی دماغم و با انشگتای پاش با بینیم بازی می کرد. هی می گرفت ول می کرد.
    بهترین حس دنیا بود.قشنگ تحت کنترل پاهاش بودم.
    آخراش دیگه داشتم ارضا میشدم.این قدر خوب بود که ابم خودش اومد بیرون. و خودمو به طوری که شلوارمو نبینه کشیدم از زیر میز بیرون و رفتم دستشویی که آبی که ریخته بود تو شلوارم رو جمع کنم تا مابقی لباسا رو کثیف نکنه.
    خلاصه اینم از داستان ما!
    نوشته: A3moon

  • 7

  • 40




  • نظرات:
    •   amir21mash
    • 1 ماه،1 هفته
      • 10

    • این اصن فوت فیتیشم نبود
      بابا از موتوری جنس نگیرین این هزار بار


    •   تنها-شب
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • چون خواهش کردی فحش ندیم میگم کس عمت کونی


    •   .سامان.
    • 1 ماه،1 هفته
      • 10

    • کیر شوهر عمه


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 15

    • کار به گرایش و فتیشت ندارم. کامنتم هم ربطی به داستانت نداره. بهتره نخونیش.
      .
      .
      .
      .
      هنوز داری میخونی؟ بهت میگم نخون. به نفعته ...
      .
      .
      .
      .
      عاغا من هروقت درمورد فوت فتیش میشنویم، یاد مادربزرگ دیابتیم میفتم که پاهاش تیکه تیکه ... نه، الان که دقیق میشم، تعریف نکنم بهتره (biggrin)


    •   Majid966
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • کوسخول همه با شربت میکنن، منتهی تو چون نمیخای بکنیش، شربت اشتها بهش بده، پاشو میکنه تو کونت. ناامید نباش


    •   Havigshoor
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • دستت درد نکنه داستان جالبی نوشتی
      فقط باید بگم خدمتتون: پاشنه ترک خورده پای شوهر عمت تو کیونت


    •   Mr.bamdad
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • دمت گرم چسبید نصف شبی


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،1 هفته
      • 11

    • گفتی نظرمونو محترمانه بیان کنیم
      منم محترمانه دیس میدم.


    •   Esfandiar49
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • شیرم به ...... (غیر قابل نوشتن )


    •   Soroush_Khi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • حالمو بهم زدی کس مغز فوت فیتیش هم شد گرایش آخه؟!


    •   Daniani
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • به قول شاعر عقل که در سر نباشد جان در عذابه
      کس عمت وسلام


    •   saeedno15
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • به همین سوی چراغ مودم قسم این اسمش فوت فتیش نیست, به این میگن کوسخولی (dash)
      آخه کسکش داشتی اون زیر خفه میشدی چجوری آبت اومد؟ اصلا مگه کیرت میتونست راست بشه. (dash)


    •   off_boy
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • خب الان من بهت چي بگم؟اين همه التماس كردي فحش نديم ولي آخه خوار كمبه خودت تنت ميخواره.عمه ات ساعت ١٢ شب با كدوم آدم مهم ميتونه حرف بزنه!!!
      نكنه جنده شخصيه رهبره (biggrin)


    •   Saeed4052
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • تو واقعا ا کدوم سولاخ درومدی قاشقی


    •   Saramame20
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ریدم تو دهن عمه کص پارت که نفهمید تو جقی هستی


    •   M.tork
    • 1 ماه
      • 2

    • کسخل عمت نصف شب داشته با بکنش حرف میزده برنامه فردا کس دادنش رو بچینه تو رفتی زیر پاش.ای خاک بر سرت جقی


    •   Takavar69
    • 1 ماه
      • 0

    • پای عمت با کیر شوهر عمت تو کون گشادن...جقی..


    •   آقا_مهنـــدس
    • 1 ماه
      • 1

    • کیراسب بخار تو کونت که این چرت و پرت ها رو تلاوت میکنی


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 4

    • از لایک و دیسلایکا داستانت معلومه
      پاهای عمه رو ول کن برو سراغ کیر شوهر عمه بیشتر لایک میگیری
      اسمتم عوض کن بزار سیاه چاله


    •   ایکاروس
    • 1 ماه
      • 9

    • پناه بر خدا !!! ۵۰ ساله بود ولی مثل ۳۰ ساله ها !!؛
      عمه های مردم حتما اینجورین ! عمه های من که از وقتی یادم میاد مثل جمیله شیخی و ثریا قاسمی و مادر بزرگ کلاه قرمزی و ننه قمر ، پیر بودن و جلوی پسرهای خودشون هم حجاب داشتند !
      من برم به شوهر عمه ام یه نامه بنویسم !


    •   Sex_foot
    • 1 ماه
      • 0

    • خیلی خوشم اومد بازم بزار


    •   Dariush777
    • 1 ماه
      • 0

    • خوب بود برادر حتما ادامه بده ....قابل توجه دوستان عشق گی گرایش فوت فتیش هر چی باشه خیلی بهتر از گرایش گی هستش....یه مشت بچه کونی ریختن تو شهوانی ،شهوانی دیگه مث سابق اوکی نیس


    •   outcast-1060
    • 1 ماه
      • 4

    • مواردی که داخل داستان چپوندی به نوعی خود تحقیری محسوب می‌شه که البته من اینجا حوصله توضیح فلسفی‌ روانشناسی‌ ندارم. ولی‌ مطمئن باش با این مزخرفات اگر فروید بغل دستت بود حتما یه لگد در کونت میزد.


    •   s.mamad
    • 1 ماه
      • 0

    • محترمانه میگم
      پار راستم در مقعد تو
      و پای چپم همراه با کلاهک آلتم و بخشی از بیضه راستم در واژن عمه ی محترمت


      اینجا وقتی داستان مینویسی باید پی همه جور فحشی رو به تنت بمالی
      ازین لوس بازیا هم در نیار
      فش ندین فش ندین
      بچه سوسول
      اصن حالا که دوس داری کیر همه شهوانیا و پای راستشون تو کووووووونت


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه
      • 6

    • تگ محارم خودش سه تا دیس به ازای هر نفر داره (البته به استثنای داستان جذاب حمید جان).
      دیس.


    •   Mohammad7891
    • 1 ماه
      • 1

    • خیلی عالی و زیبا پسر که ارباب میخواد بیاد


    •   آقای بلند
    • 1 ماه
      • 0

    • من دایتان رو نخوندم ولی کیرم تو موضوع انتخاب کرذنت خخ


    •   Lucky.man
    • 1 ماه
      • 6

    • ما که گوشیمون 10 شب به بعد رو حالت پروازه. عمه جناب عالی ساعت 12 شب با کدام آدم مهمی صحبت داشتند؟
      من یه عمه داشتم که در سن 75 سالگی 15 سال پیش به رحمت خدا رفت. هنوز خاطرات محبت هاش همراهمه. تنها خاله ام حدود 85 سالشه. منو از پسراش بیشتر دوست داره. آخه شما الدنگ ها چطوری برای خاله و عمه سیخ میکنید و آب میدید.!!! نکنید از این کارا. عمه و خاله خیلی عزیزند.


    •   Irish..GuNNer
    • 1 ماه
      • 6

    • نه میدونی؟ شوهر خاله ها و شوهر عمه هاشون کونشون گذاشتن، عقده‌شو سر زنو دخترشون در میارن.


    •   hamid30gari
    • 1 ماه
      • 6

    • پاهای عمه رو ول کن داستانه کیر عمو رو بنویس.


    •   sasanalavi
    • 1 ماه
      • 0

    • اول داستان ننویسید لطفأ فحش ندید. چون حتمأ و بلا استثنا فحش خواهند داد.


    •   Chem30
    • 1 ماه
      • 2

    • پا میزارن رو صورتت ارضا میشی ؟؟؟
      مغز بوتزمان میگه هر چیزی ممکنه ولی گوه میخوره
      لعنتی تو چجور ارضا میشی (dash)


    •   ehsan9705
    • 1 ماه
      • 2

    • ک‌س عمت.


    •   Avvaaa
    • 1 ماه
      • 2

    • از چند تا عنوان متنفرم و کهیر می زنم مثل:
      کون خاله،پای عمه،خایه ی دایی،کیر عمو،دست زن دایی،بینی عروس،دندون پسر خاله......بس دیگه،استقبال نمی شه،چه اصراری دارین برای مادرتون کیر فراهم کنین کسکشا...حیف یارانه ی که تو می گیری مجلوق


    •   Arash_nezhadi
    • 1 ماه
      • 0

    • عمت پاشو کرد تو دهنت شوهر عمتم کیرشو کرد تو کونت احتمالا خفه شدی


    •   Kos_Namak
    • 1 ماه
      • 0

    • گه. خوردی. کس.کش مادر. جند.ه


    •   iman_football
    • 1 ماه
      • 0

    • داداش عالی بود خیلی عالی بود اینارو هم ولشون کن اینا باید برن داستان "گی من با راننده اتوبوس تهران قزوین" بخونن تا حالشو ببرن
      اسگلن ولشون کن


    •   Smoker70
    • 1 ماه
      • 1

    • اقا سوال فنی مگه کیرتون تو صورتتونه و کوص اون تو پاهاشه ک پاشو میماله ب صورتت ارضا میشی ؟به نظرم کیر خر پیشونی ک میگن شمایی ک کیرت تو پیشونیت اویزونه و طرفم ب کف پاش سولاخ کون و کوص وصل کرده اونم حتما کوص کون پا اسمشه کیرم تو کوسخولیت تو و امسال تو و کسایی ک بلد تو داستان کوس و شعرتو لایک کردن شما مریض نیستی شمارو فقط باس سلاخی کرد معلوم نیس چی بودی قیافه ادم در اومدی خر با ننت سکس کرده نتیجش تو شدی یا جورایه دیگه


    •   Vashkin
    • 1 ماه
      • 0

    • این چه گرایشیه آخه
      کسخل


    •   Salmas.boy
    • 1 ماه
      • 0

    • کس گفتی آی کس گفتی مثل یه کسخل گفتی


    •   M.k@
    • 1 ماه
      • 0

    • آقا من کاری به داستان ندارم فقط یه سوال داشتم،
      چطوری میشه تو شهوانی تاپیک زد؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو