داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

پای زن همسایه (۴)

1399/07/25

...قسمت قبل

این داستان در ادامه ی داستان های “کفش زن همسایه” ، “جوراب زن همسایه” ، “پای زن همسایه (1)” ، “پای زن همسایه (2)” و “پای زن همسایه (3)” با محتوای فتیش پا برای علاقمندان این فتیش نوشته شده.
لطفا اول این داستان ها رو بخونید و بعد بیاید سراغ این یکی داستان.

آنچه گذشت: بعد از مدتی بوسیدن و لیسیدن و گاییدن کفشا و جورابای زن همسایه، بخت با من یار بود و تونستم به پابوس خانم احدی برم و بعد از اون تو دوره ای هم که کسالت داشت میرفتم خونشون و ازش مراقبت میکردم و ماساژش میدادم و به خواست خودش میگاییدمش تا ریلکس شه و در عوض اجازه می داد با پاهاش فوت جاب برم. آخرین بار هم ازم خواست تا وقتی با شوهرش با چشم بسته داره سکس میکنه پاهاش رو بلیسم.

ادامه داستان: نمی دونم چرا هر موقع زن همسایه گوشه چشمی به من میکرد و میگذاشت پاهاش رو بلیسم، تا چند وقت بعدش بهم محل نمیگذاشت. حس میکنم خانم احدی یه روز تو هر ماه توی دوره ی تخمک گذاریش بد جوری حشری میشه و هوس میکنه من هم یه حالی بهش بدم. حساب پریود های خانم احدی رو دستم گرفته بودم و دیگه میدونستم هر 28 روز یک بار فرصت نصیب من میشه تا در ازای ارضای خانم همسایه، کف پاهاش رو بلیسم.

اون روز درست 28 روز بود که منتظر بودم زن همسایه موقع پا کردن کفشایی که واکس زده جلوی در واحدشون گذاشته بودم، به من التفاتی کنه و بهم بگه کی برم خونشون و کی منتظرش باشم تا با زبون و کیر ارضاش کنم. از در که اومد بیرون و در رو پشت سرش بست، جلوی در واحد خودم با در باز منتظر بودم که بتونم چند تا بوسه به روی پاش که مثل همیشه جوراب شیشه ای مشکی پوشیده بود بزنم و کفشاش رو پاش کنم که دیدم زن همسایه بدون توجه به من مستقیم از واحد خودشون اومد و رفت داخل واحد من. این اولین باری بود که خانم همسایه کف خونه من رو با پاهاش متبرک می کرد و منم خشکم زده بود. داشتم به حال فرشا غبطه می خوردم که با اشاره بهم گفت که بیام داخل و کفشاشم بیارم تو و در رو ببندم.

هنوز در رو نبسته بودم که دیدم خانم احدی زیپ شلوارش رو آورد پایین و شرتش رو از لای زیپ زد کنار و گفت: “زود باش بیا بخورش دارم میمیرم از حشریت، نمیتونم تا ظهر صبر کنم.” منم در رو بستم و همون جا پشت در زبونم رو کردم تو کس زن همسایه و شروع کردم اون تو چرخوندن. یکم که کسش خیس شد شروع کردم چوچولش رو لیسیدن و مکیدن. برای اینکه کیر خودم هم سیخ شه و بتونم اگر خانم احدی خواست بکنمش، دستام رو گذاشتم روی پاش شروع کردم مالیدن که دیدم خودش کف پاهاش رو بلند کرد تا من بتونم دستام رو بذارم زیر پاهاش و شروع کرد با پاهاش پشت دستام رو مالیدن. منم که دیدم خانم همسایه همچین مرامی برام گذاشته تو کس لیسی براش سنگ تموم گذاشتم. صدای آه و نالش داشت بلند میشد که خودش با یه دستش جلوی دهنش رو گرفته بود و با اون یکی دستش سر منو به کسش فشار میداد و رفته بود روی پنجه پاش و تمام وزنش از طریق دو تا پنجه ی پاش روی دستای من بود که تکون های شدید خورد و سرم رو کشید عقب و رفت روی مبل ولو شد. منم افتادم جلوی پاش و شروع کردم به لیسیدن پاهاش با جوراب. همون طوری که اون داشت نفسش رو چاق میکرد انگشتای پاش رو با جوراب میکردم ته حلقم. همونجوری که انگشتای پاش تا پنجه تو دهنم بود دست انداختم پشت جورابش که جورابش رو در بیارم که نفس نفس زنان گفت:“در نیار… جورابم رو در نیار… دیرم شده… به کلاسم نمیرسم” منم اطاعت امر کردم و همون جوری تو همون حالت با پای تو دهنم جلوش زانو زده بودم که بعد از اینکه نفسش چاق شد، داشت انگشتاش رو توی دهنم تکون میداد که گفت: " یه فکری به ذهنم رسید که بتونم از تو پول در بیارم… تا کی میخوای همین طوری مفتی پاهای من رو بلیسی… بلاخره باید یه چیزی هم این وسط گیر من بیاد یا نه؟" گفتم: “کاملا حق با شماست ولی من دانشجو ام و درآمدی ندارم. همون پول تو جیبی ای هم که میگیرم همه رو تو منزل شما هزینه میکنم” یه دفعه با عصبانیت پاش رو از تو دهنم کشید بیرون و بهم گفت: “دیگه چی؟!.. منتم میذاره… اونا که وظیفته” محکم با کف پاش کوبید توی صورتم و گفت: “اصلا برو گمشو دیگه حق نداری به کفشا و جورابام نزدیک شی… برو گمشو کلید خونم رو هم بیار دیگه نمیخوام ریختت رو ببینم” منم که نمیتونستم یه روز بدون عطر پاهای زن همسایه زندگی کنم گفتم: “خانم منظور من رو اشتباه فهمیدید… ببخشید تو رو خدا… غلط کردم… من هرچی دارم برای شماست.” یکم آروم شد و دوباره پاش رو کرد تو دهنم و گفت: “خیلی خب بابا… منظور منم این نبود که تورو تیغ بزنم… میگم باید از این پتانسیلی که تو داری استفاده کرد و کسب درآمد کرد” منم با همون پای تو دهنم گفتم: “هر چی شما بگید” یه دفعه پاش رو از تو دهنم کشید بیرون و بلند شد و زیپ شلوارش رو هم کشید بالا و گفت زود باش کفشام رو پام کن که قبل از اینکه شوهرم از در بزنه بیرون من برم بیرون" مشغول پوشوندن کفشاش بودم که گفت بعد از ظهر آماده باش یه آدرس میدم بیا اونجا" و قبل از اینکه من چیزی بگم در رو آروم باز کرد و از در زد بیرون.

تا بعد از ظهر توی دانشگاه چشمم به گوشی بود تا زن همسایه بهم زنگ بزنه. حدود ساعت 6 بود که زنگ زد بهم و تا برداشتم گفت: " یه لوکیشن برات میفرستم یک ساعت دیگه اونجا باش" و تق گوشی رو قطع کرد. منم سریع از کلاس پریدم بیرون و نگاه های چپ استاد و دوستام رو به جون خریدم و با یه اسنپ مستقیم به اون لوکیشن رفتم. توی راه پلاک و واحد رو هم خانم احدی برام واتساپ کرد. وقتی رسیدم ساعت 6:45 بود. زنگ آیفون رو زدم و در باز شد. رفتم بالا و رسیدم پشت در واحد، انگار مهمونی گرفته بودن 6 جفت کفش از جمله کفشای خانم احدی جلوی در بود. در که زدم خانم همسایه در رو باز کرد و بهم گفت: “یه ربع زود رسیدی. بشین همه کفشا رو تمیز کن تا دوباره در رو باز کنم.” و در رو بدون لحظه ای درنگ بست. منم نشستم جلوی در و شروع کردم تک تک کفشا رو بوسیدن و لیسیدن و بوییدن. بوی همه کفشا عالی و تحریک کننده بود ولی هیچ کدوم به پای بوی پای خانم احدی نمی رسید. همین طوری که کفشا رو میلیسیدم داشتم با خودم فکر می کردم که من چقدر خوش شانسم که بهترین بوی پا برای زن همسایه خودمه که در باز شد. خانم احدی گفت: “پاشو بیا تو بسه هر چیز تمیز کردی” منم رفتم داخل دیدم دور تا دور روی مبل 5 تا خانم نشستن. یکی شون گفت: “این که خیلی خوشگله… مطمئنی این حاضره کف پای مارو بلیسه؟” اون یکی گفت: “این که راحت میتونه صد تا دوست دختر پیدا کنه، دردش چیه افتاده به پا لیسی؟” خانم احدی رو من کرد و گفت: “جوابشون رو بده… حاضری کف پاهاشون رو بلیسی؟” منم گفتم: “خانم احدی هر جا رو که بگن من میلیسم” زن همسایه خندید و گفت: “دیدید بهتون گفتم… این میمیره برای لیسیدن پاهای من” و با یه اشاره به من فهموند که پاهاش رو بلیسم. منم شروع کردم به لیسیدن روی پاهاش. در همون حالت خانم احدی رو کرد به خانوما و گفت: “نفری صد تومن هزینه این مهمونی شده. اگرم بخواید اتاق اختصاصی داشته باشید دویست تومن دیگه میدید و ایشون کامل در اختیار شماس. دستگاه کارتخوان هم موجوده!”. همه شون رفتن یکی یکی کارت کشیدن و برگشتن سر جاهاشون. منم تو این مدت یه دل سیر پاهای زن همسایه رو لیسیدم. وقتی نشستن خانم احدی بهم گفت: “خیلی خوب برو از سمت راست نفری 5 دقیقه پاهاشون رو بلیس” من رفتم سراغ نفر اول. پاهاش رو انداخته بود رو هم و داشت می خندید. نزدیکش که شدم یه نفس عمیق از پاهاش کشیدم و گفتم: “کفش مشکی جلو بازه که برای شماست رو دم در براتون اشانتیون با زبونم برق انداختم.” با خنده گفت: از کجا فهمیدی اون کفش منه؟" گفتم: “بوی خوش پاهاتون توی کفش بود. واقعا که عطر پاهاتون آدم رو مست میکنه” رو به خانم احدی انداختم که داشت با اخم منو نگاه میکرد و گفتم: “البته بوی هیچ پایی به بوی عرق پای خانم احدی نمیرسه.” لبخند زن همسایه رو که دیدم مشغول شدم به لیسیدن کف پای اون زن. سعی کردم هر کاری که برای پاهای خانم همسایه می کردم برای دوستاش هم بکنم. از پاشنه پاش شروع کردم و لیس های ممتدی تا نوک انگشتای پاش کشیدم. بعد رفتم لای انگشتای پاش رو دونه دونه با زبون تمیز کردم و تک تک انگشتای پاش رو ساک زدم که زن همسایه گفت: “5 دقیقه شد برو بعدی.” با یه بوسه کارم رو با پاهای نفر اول تموم کردم و رفتم سراغ نفر بعد. همین کارهارو با 4 نفر بعدی هم کردم و معلوم بود از هزینه ای که کردن راضی ان. نفر آخر انگار خیلی بیشتر از لیسیده شدن پاهاش لذت برده بود چون بعد از 5 دقیقه رو به خانم احدی کرد و گفت: “من میخوام اتاق اختصاصی رو هم بگیرم الان، ولی مطمئن نیستم راضی باشم آخرش.” زن همسایه رو کرد به من و گفت برو زیر دامن خانم و یه چشمه از کارت رو نشون خانم بده" منم پاهاش رو از هم باز کردم و رفتم زیر دامنش و شرتش رو زدم کنار. که دیدم تازه شیو کرده. معلوم بود برنامه گاییده شدن رو از قبل از اینکه بخواد راه بیافته داشته. زبونم رو پر تف کردم و مالیدم به کسش و شروع کردم با پشت زبون چوچولش رو مالیدن. یکم که کسش آب دار شد زبونم رو تا جایی که میشد کردم تو کسش و اون تو میلرزوندم که دیدم داره رون هاش رو فشار میده به شقیقه هام و زن همسایه گفت: “بیا بیرون بسه” منم سریع زبونم رو از تو کسش کشیدم بیرون و از زیر دامنش اومدن بیرون. اون زنه هم که دست و پاش از لذت شروع کرده بود به لرزیدن بلند شد رفت کارت کشید و رفت داخل اتاق.

خانم همسایه رو به من کرد و گفت: “نیم ساعت در اختیار کامل” و منم چهار دست و پا رفتم دنبالش . داخل اتاق زنه روی تخت دراز کشیده بود و دستاش رو گذاشته بود پشت سرش و رو به من کرد و گفت: " این پولی که دادم برای چه کاراییه؟" گفتم: “نیم ساعت هر کاری که شما بخواید” گفت: “تو کمرت جواب میده نیم ساعت پشت سر هم منو بکنی؟ آبت نمیاد؟” گفتم: “من تا کیرم رو نمالم به کف پاهای خانم احدی آبم نمیاد” گفت: “خیلی خب پس بیا بیافت به جونم که رفته بودی زیر دامنم بدجوری حشریم کردی” رفتم روی تخت کنارش دراز کشیدم و انگشت فاک دست راستم رو کردم تو دهنش که خیس بشه و بعدش بردم توی شرتش و مستقیم کردم توی کس خیسش، یکم دستم رو لرزوندم که دیدم دهنش باز شده و چشماش بسته و داره آه میکشه. شروع کردم به خوردن لب هاش و انگشتم رو آروم توی کسش عقب جلو می کردم. دست چپم رو هم کردم توی پیرهنش و ممه اش رو کشیدم از سوتینش بیرون و شروع کردم مالیدن ممه اش. یکم که ادامه دادم بع از حدود یک ربع، شروع کردن لرزیدن و یه آه عمیق کشید. منم دستم رو تو کسش نگه داشتم و شروع کردم به بوسیدن لب هاش که چشاش رو باز کرد و گفت: “من هنوز طعم کیرت رو نچشیدم” گفتم: “طعم کیرم رو میخوای از بالا بچشی یا از پایین؟” گفت: “کیرت رو که به پای کسی نمالیدی؟” گفتم: “نه خیالت راحت خانم احدی به همین سادگیا نمی ذاره من کیرم رو به پاهاش بمالم. باید خیلی دنبالش بدوام که رضایت بده” گفت: “خیلی خب پس بیار اول از بالا طعمش رو بچشم بعد برو پایین” منم شلوارم رو در آوردم و رفتم بالای سر زنه نشستم و کیرم رو گذاشتم روی پیشونیش. اونم خودش رو یکم کشید بالا و یه بالش گذاشت زیر کتفش و سرش رو به سمت بالا خم کرد و کیرم رو کرد تو دهنش. من همون جوری بی حرکت نشسته بودم و برای اینکه کیرم شل نشه داشتم به پاهاش نگاه می کردم. وقتی از خوردن کیرم سیر شد گفت: “خیلی خب برو پایین ببینم چیکار می کنی. همونجوری منو بگا که خانم احدی رو میگایی و اومده برای ما تعریف کرده” فهمیدم خانم احدی با من به دوستاش پز داده و اونا هم بهش گفتن کاش یکی هم مثل من برای اونا پیدا میشده و این جوری به فکر کسب درآمد از طریق من افتاده. منم یه چشم گفتم و هر آنچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و شروع کردم به کردنش. پاهاش رو انداخته بودم روی شونم و با تمام توان تلمبه می زدم. زنه هم که انگار نفسش بند اومده بود فقط با چشما و دهن باز داشت ملحفه رو چنگ می زد که دیدم نیم ساعت داره تموم میشه خانم احدی الان میگه بیام بیرون. منم که کسب رضایت مشتری سر لوحه کارم بود همین جوری که داشتم می کردمش انگشت شستم رو مالیدم به آب کسی که داشت از کسش میزد بیرون و شروع کردم با همون چوچولش رو مالیدن که یه دفعه زنه یه جیغ بلند کشید و بی حال شد. منم کیرم رو کشیدم بیرون رفتم یکم کسش رو لیس بزنم برای باقی مونده زمان. هر لیسی که میزدم زنه یه تکون می خورد. دیگه آخر سر گفت: “بسه دیگه نلیس کسم رو… این دو دقیقه با قیمونده هم حلالت.” منم شروع کردم از روی کسش رفتم روی رون راستش و تا انگشت شست پاش رو بوسیدم و چهار دست و پا از اتاق اومدم بیرون. زنه هم که لبخند به لب همونجا ولو شده بود. وقتی اومدم بیرون زن همسایه با خنده بهم گفت: “کارت زاره… صدای جیغش که اومد همه اومدن نفری دویست کارت کشیدن… باید همه رو سرویس بدی” منم که چاره ای جز اطاعت کردن نداشتم ظرف دو ساعت بعد چهار نفر باقی مونده رو هم ارضا کردم و گاییدم.

آخرین نفر که خداحافظی و تشکر کرد و رفت رو به خانم احدی کردم و گفتم: “از کارم راضی بودید خانم؟” خانم همسایه هم که تونسته بود توی یه روز 1.5 میلیون درآمد داشته باشه رفت روی مبل نشست و گفت: “آره بدک نبود… حالا اگر پاهام رو ببوسی لیاقتش رو داری… " منم که داشتم ذوق مرگ میشدم پریدم سمت پاهای خانم همسایه و بوسه بارونش کردم. همین جوری که داشتم کف پاهاش رو میلیسیدم با خودش گفت: “با بدبختی تونستم کلید اینجا رو از یکی از دوستام که خارج از کشوره بگیرم اگر بخوایم هر روز این کارو کنیم باید یه فکری به حال مکانش بکنیم” یهو از فکر و خیال اومد بیرون و پاش رو از زیر زبون من کشید و گفت: " ای وای شب شد الان شوهرم دلش شور میزنه… پاشو برو جورابام رو بیار پام کن که خیلی دیره” منم پریدم رفتم جوراباش رو آوردم و همین طوری که داشتم جوراباش رو پاش میکردم با یه صدای غمناک گفتم: “ولی خانم… من…” زن همسایه گفت:" ولی چی؟ هان؟ بنال دیگه" گفتم: “من همه ی این کارا رو کردم که الان بتونم کیرم رو بمالم کف پاتون” خانم احدی هم که انگار دلش به حال من سوخته باشه گفت: “ای وای ببینم کیرت رو” منم شلوارم رو کشیدم پایین و کیرم رو نشونش دادم. اونم دست انداخت دور کیرم و گفت: “آخی این حیوونی که داره منفجر میشه انقد باد کرده… باشه بیا با این پام خودت رو خالی کن” و پای راستش رو که جوراب پارازین مشکیش رو تا قوس کف پاش، پاش کرده بودم انداخت روی زانوی چپش و بهم گفت: “بخواب زیر پام و با همین یه پام کارت رو راه بنداز… جورابمم کثیف شد اشکال نداره فردا یه دونه برام بخر.” منم خوابیدم زیر پاهاش و خانم احدی کش جورابش رو که وسط قوس کف پاش بود یکم کشید و با دست دیگه اش کیرم رو کرد توی جورابش. الان کیرم بین کف پای راستش و جورابش بود. کف پاشم از لیسای من خیس بود که خانم همسایه شروع کرد پاش رو روی کیرم بالا و پایین کردن. الحق که گاییدن اون پنج تا زن در مقابل ترکیب جوراب پارازین و کف پای خیس خانم همسایه چیزی نبود. بهشت واقعی زیر پای زن همسایه است. پای چپشم بلند کرد و فرو کرد توی دهنم و هی فشار رو بیشتر و بیشتر کرد. داشتم خفه میشدم که یه دفعه آبم اومد و همش ریخت توی جوراب زن همسایه. گفت: “خیلی خب بیا راضی شدی؟… حالا جم کن وسایلم رو برام ماشین بگیر برم… خودتم هر جوری دوس داری بیا خونه” منم خودم رو بی حال از زیر دست و پای خانم همسایه کشیدم بیرون و وسلیل رو جمع کردم و زدیم بیرون.

زن همسایه برای خودش بیزینسی راه انداخته بود و بین دوستاش اسم در کرده بود. منم که جیره ی ماهی یه بار لیسیدن پاهای خانم همسایه تبدیل شده بود به هر روز، دیگه از خدا چیزی نمی خواستم و هر دو مون راضی بودیم از این رابطه. من حاضر بودم برای لیسیدن کف پاهای زن همسایه جونم رو هم بدم. این کارا که سهله.

اگر بازم میخواید از این رابطه و اتفاقاتی که توش داره میافته بخونید این داستان رو لایک کنید.
امیدوارم تمام افرادی که فتیش پا دارن این داستان رو لایک کنن تا بدونیم اونقدرها هم که فکر میکنیم تو جامعه تنها نیستیم.

نوشته: یه عاشق


👍 83
👎 20
38500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

924455
2020-10-16 00:24:02 +0330 +0330

نوشته: یه کونی طولانی

3 ❤️

924459
2020-10-16 00:31:09 +0330 +0330

ادم یاد نود قسمتی های مهران مدیری میوفته!! 😁


924511
2020-10-16 01:28:09 +0330 +0330

من نخونده دیس میدم؛ ضمنا کس زن همسایه هم پتانسیل 4 قسمت داستان نداره پاش ک دیگه جای خود داره!
کیر مسلم بن عوسجه تو مغزت

6 ❤️

924517
2020-10-16 01:38:27 +0330 +0330

نمدونم درکه شما سخته
هر کی باشه با کردن راست میکنه

1 ❤️

924521
2020-10-16 01:50:56 +0330 +0330

شل کن دیگ داداش عنش درومد😐

7 ❤️

924529
2020-10-16 02:03:34 +0330 +0330

عالی ادامه بده

0 ❤️

924532
2020-10-16 02:07:19 +0330 +0330

کاش من هم یه همسایه اینجوری داشتم کف پاشو میلیسیدم

1 ❤️

924553
2020-10-16 02:48:09 +0330 +0330

کیفم تو ساکت آخه بسه دیگه… پاهای زن های همسایه رو میبینم عوق میزنم

4 ❤️

924555
2020-10-16 02:51:11 +0330 +0330

خرطوم فیل تو قفسه سینه ات 😒

4 ❤️

924568
2020-10-16 04:37:34 +0330 +0330

نمیدونم چند درصد واقعیه ولی کیری مغز اگه اون دفته تعریف گاییدنا تورو کرده با اونا دلشون خواسته با تو فهمیدی قضیه رو میرفتی خودت رو چس میکردی توام سهم میگرفتی😐
مردم میرم گاوصندق میشن بیشتر پول رو واس خودشون جنع میکنن اون وقت طرف بجا پول پاشو میکنه تو دهنت؟؟؟؟

3 ❤️

924571
2020-10-16 05:08:25 +0330 +0330

ایول داری پسر ادامه بده که خیلی حال میده

0 ❤️

924579
2020-10-16 06:19:57 +0330 +0330

عالی

0 ❤️

924592
2020-10-16 08:08:45 +0330 +0330

برم کفشهامو قایم کنم از دست این بچه خوشگل کثافت !

0 ❤️

924630
2020-10-16 11:29:24 +0330 +0330

حتما به یه روانپزشک مراجعه کن خیلی حالت خرابه😕😕😕

0 ❤️

924638
2020-10-16 12:40:52 +0330 +0330

توهم خوب لایک میگیریا دمت گرم من که خیلی حال میکنم

0 ❤️

924641
2020-10-16 13:13:10 +0330 +0330

مشخصه که این داستان ها رو یک زن چاق و بد ترکیب و پشمالو و بوگندو و لوزر فمنیست که سگ هم نمی کندش نوشته تا عقده هاشو خالی کنه

1 ❤️

924649
2020-10-16 13:43:30 +0330 +0330

این بازیکن تو این قسمت همه رو میکنه بعله همه رووو جررر بده برو جلووو

0 ❤️

924682
2020-10-16 18:38:22 +0330 +0330

ادامه

0 ❤️

924697
2020-10-16 22:38:34 +0330 +0330

ادامه بده،داستانای قبلیتو خوندم و به نظرم واقعین

0 ❤️

924698
2020-10-16 22:43:04 +0330 +0330

میدونم که واقعی نیست ولی از نوشتنت لذت میبرم.👌

0 ❤️

924720
2020-10-17 00:34:46 +0330 +0330

دمت گرم ادامه بده

0 ❤️

924838
2020-10-17 05:05:28 +0330 +0330

سریال بازی تاج وتخت تموم شد به جاش سریال پا و تخت اومد شت 😓

0 ❤️

924863
2020-10-17 08:56:34 +0330 +0330

داداش عقاید هرکسی و گرایشی که داره محترم اما عزیزم‌فکر کنم مرحوم آغامحمدخان خواجه هم اگه با پنج تا خانم پشت سر هم عشقبازی و سکس میکرد بااینکه چیزی نداشت اما ارضا میشد شما که ماشالله بزنم به تخته سالم و سرحالی آخه مگه میشه دوساعت و نیم یه ضرب بکنی و اتفاقی نیفته واسه آدم موتور نسوزوندی به علت داغ شدن بیش از حد

0 ❤️

924884
2020-10-17 10:41:23 +0330 +0330

خوب بود ،ادامه بده ،👌👌👌

0 ❤️

924906
2020-10-17 14:07:32 +0330 +0330

این چه سمی بود تو نوشتی… دیگه ننویس لطفا

0 ❤️

924969
2020-10-18 00:27:57 +0330 +0330

سلام اینجا ملکه میسترس داریم اسلیوم 🦮اگه هست کسی بهم پیام بده

0 ❤️

924987
2020-10-18 03:04:16 +0330 +0330

دیگه دخری اب قاطیش میکنیی

0 ❤️

925007
2020-10-18 11:59:54 +0330 +0330

منم میخام برای یه خانوم یا دختر بردگی کنم

0 ❤️

925039
2020-10-18 16:12:42 +0330 +0330

هیچ فحشی بلد نیستم که بتونه حق مطلب رو در مورد کسشعرات ادا کنه. 😃

1 ❤️

925049
2020-10-18 19:23:19 +0330 +0330

تو ادامه داستان تخیلیت حداقل طلاقشو از شوهرش بگیر که تایم داستانت بازتر بشه بتونی بیشتر پر و بال‌ بهش بدی

0 ❤️

925089
2020-10-18 23:57:25 +0330 +0330

😂😂😂

0 ❤️

925205
2020-10-19 02:53:12 +0330 +0330

خوبه خیلی قشنگ مینویسی و قوه تخیلت حسابی فعاله و آدم راحت با داستانت ارتباط برقرار میکنه.

0 ❤️

925248
2020-10-19 10:10:40 +0330 +0330

سیکیم آغزی

0 ❤️

925249
2020-10-19 10:12:17 +0330 +0330

هشتگ دنبال همچین کاریم 😂

0 ❤️

925544
2020-10-20 16:15:19 +0330 +0330

بدون پاهاش نمیتونی زندگی کنی؟من روزه ام بزار رفقا فحش بدن😂😂

0 ❤️

925691
2020-10-21 02:47:15 +0330 +0330

ووکل

0 ❤️







Top Bottom