پرده ارتجاعی وعاقبت من

    سلام دوستانی که داستان منو میخونید،من اولین بارمه که دارم داستان مینویسم امیدوارم بخاطر نوع ویرایش و...چشم پوشی کنید و اینم ذکر کنم داستان من شاید تحریک کننده نباشه و سکسی تخیلی نیست و واقعیتیه که برام اتفاق افتاده و دارم برای اولین بار بیانش میکنم.


    به صورت خلاصه و چون طولانیه با جزئیات زیادی نمیگم ! من درحال حاضر 24 سالمه و مجردم اسمم پریناز...18 سالم بود که من دانشگاه یک شهر دیگه قبول شدم خوابگاهی بودم و چون به محیط جدید وتنها بودن اینا عادت نداشتم خیلی افسرده شده بودم و دوستام میدیدم همشون دوست پسر دارن و اخر هفته ها میرن خوشگذرونی چن باری از طرف دوستام بهم پیشنهادشدکه حداقل با دوستای دوست پسرشون دوست بشم ولی اهل این کارا نبودم و خوشم نمیومد و از چارچوب اخلاقیم خارج بود. تا اینکه ترم اولم تموم شدو موقع تعطیلات بین 2ترم بود که حوصلم سررفته بود و بخاطر فرار از تنهایی به فضای مجازی روی آوردم و تو فیسبوک با یک پسری آشنا شدم به نام امیر که درخواست دوستی داده بود. فهمیدم تو همون شهری که من درس میخونم هستش و این باب اشنایی مارو با هم باز کرد..


    یک مدتی که چت میکردیم با همدیگه بعد از هم خوشمون اومد و شماره رد بدل شد و نهایت دوستی صمیمی و عمیق تر ما..خیلی باهش حس خوبی داشتم و بعنوان اولین تجربه رابطه با پسر ندیده عاشقش شدم و دوس داشتم هر چی زودترببینمش...یکی ازهمین شبایی ک تلفنی صحبت میکردیم و احساسی عشقولانه میحرفیدخیلی شیک مجلسی رفت سراغ حرفای سکسی البته نه مستقیم و اونجا متوجه شدم اقا حشرش زده بالا!! کم کم خودمم خوشم اومد و شوخی جنسی زیادی میکردیم تا اینکه تو چت برام عکس کیرش فرستاد گف ببین امیرکوچولوبلندشده و دلش ناناز خوشمله تو رو میخواد..اولش یکم جا خوردم و اولین بار بود عکس کیر واقعی میدیدم بعد گفت تو هم برام عکس بفرست اولش قبول نکردم ولی بعدش بخاطر اصرارهای زیادش و چون دوسش داشتم وادارم کرد عکس بگیرم براش بفرستم البته با لباس زیر براش اولین بارعکس گرفتم تا اینکه درخواست هاش فراتررفت گفت یدونه بدون لباس هم بگیر اولش خیلی دعوا کردم مخالفت گفتم منو فقط بخاطر سکس اینا میخوای گفت از هم دوریم چطور برای سکس میخوامت؟میخوام فقط یکم خوش بگذرونیم و من بازهم خر شدم براش عکس بدون لباس از اندام های جنسیم فرستادم و وقتی دید شروع کرد به تعریف کردن که چقد کوچولو نازسفید خوردنیه و از قبل باهم مهربون ترشد وگفت بی صبرانه منتظر تا منو ببینه..
    این مدت همش سکسی میحرفید تا اینکه یک شب گفت تو تا حالا تحریک و ارضا شدی؟گفتم نه تجربش نکردم گفت بهت یاد میدم حال کنی و هر کاری گفتم بکن و منم قبول کردم گفت دستت ببر تو شورتت و لای نانازتو بمال آروم اولش هیچ حسی نداشتم بعد گفت یکم دستت خیس کن یاچرب کن گفتم نصف شبه دسترسی ندارم گف یکم تف بزن منم با آب دهانم یکم دستم خیس کردم کشیدم لای نانازم اینجا حس گرفتم و داشتم حال میکردم یکم مالوندم خسته شدم گفت ارضا شدی؟گفتم نه! گفت یکم انگشتت بکن داخلش گفتم نه میترسم پردم پاره بشه واسیب ببینه گفت اگه درد داشتی نکن و فشار نده یکم جای سوراخت بمال منم انگشتم خیس کردم وآروم آروم فرستادم داخل حدود یک بند انگشتم رفت داخل ترسیدم سریع کشیدم بیرون ببینم خون میاد یانه دیدم نه فقط آب کس و بشدت تنگ بود به امیرگفتم حدود یک بند انگشت داخل کسم کردم و هیچ اتفاقی نیافتاد و درد هم نداشتم فقط خیلی تنگ بود گفت یکم بیشتر بکن ببین میره یانه؟! منم انگشتم دوباره کردم تو کسم و ایندفعه بیشتر از قبل وارد کسم کردم و تقریباتمام انگشتم رفت داخل به امیر گفتم همش رفت داخل تعجب کرد گفت خون نیومد؟گفتم نه گفت درد نداشتی؟گفتم نه گفت تو آیینه ببین کاری نشده باشه نگاه کردم دیدم یکم قرمزشده و اینجا شد شروع حال کردنم و امیر بهم گفت احتمال زیاد پرده ات ارتجاعیه!


    ترم جدیدشروع شد ومن بی صبرانه منتظردیدن امیر بودم اولین ملاقاتمون...بهم گفت هروقت آماده بودی بگو بیام دنبالت و منم قبول کردم تو راه که داشتم میرفتم پیشش قلبم تندتندمیزد و استرس داشتم بدنم از استرس و ترس میلرزید تا اینکه جای ماشین دیدمش ایستاده بود مغرورانه و باعینک آفتابی. ی لحظه تردید کردم و ترسیدم که سوار بشم سلام کردم و بعد حال احوال گفت سوارشو گفتم نه باید برم دانشگا گفت دیر نمیشه خودم میبرمت و ناچارا قبول کردم تا رسیدن به مقصد که نمیدونستم کجا میریم بینمون فقط سکوت بود و اصلا حتی نگام نمیکرد و مشغول رانندگی بود. مثل 2 غریبه کنارهم بودیم تا اینکه رسیدیم وگفت پیاده شو گفتم کجامیریم؟گفت خونه! گفتم نمیام، گفت نترس کاریت ندارم امن هست اونجا خونه مجردی من و یکی ازدوستامه که الان اونا اونجا نیستن میخوایم فقط راحت باشیم ناچارا قبول کردم و پشت سرش راه افتادم. بعد چندکوچه که رد کردیم رسیدیم و کلید انداخت وارد شد.من همینطور با لباس نشسته بودم حتی دستش نگرفتم با فاصله ازش نشستم و همینطور مشغول آنالیز اطرافم بودم ومیترسیدم با دوستاش یهو بریزن سرم دیدم در از داخل قفل کرد گفت راحت باش لباسات در بیار کسی نمیاد. توجهی به حرفش نکردم ک اومدسمتم منو کشید تو بغلش شروع کرد بوسیدنم که خودموکنار میکشیدم و میگفتم نکن امیر. گفت هیس کاریت ندارم فقط تو بغلمی و همینطورصحبت میکردیم شروع کرد به ماساژدادن و مالوندن بدنم و گفت چقد نرمی و لطیفی دستامو همش بوس میکرد و سینه و رونامو میمالوند چندباردستش پس زدم فایده نداشت دیدم داره دکمه های مانتوم بازمیکنه و روسریم درمیاره محکم گرفتم گفتم بسه نکن تحریک میشی کنترلت ازدست میدی گفت نه مراقبم حواسم هست روسری ومانتوم درآورد بعدش موهام باز کرد شروع کرد به نوازش موهام من با تاپ جلوش بودم که گفت تومال منی چیو ازم قایم میکنی؟خجالت میکشیدم خیلی و اصلا توچشماش نگا نمیکردم که سرش اوردجلو و صورتم بوسید و بعد شروع کرد به لبام و بوسیدن که اولش بدم اومد از خیسی بعد زبونش فرستاد داخل دهنم و عمیق لبامو میخورد و میبوسید که بدنم داغ شد و حس کردم لای پام خیس خیسه همونجا رو زمین منو خوابوند و خودش اومدروم و وحشیانه لبامومیخورد رفت سمت گردنم که جیغ کشیدم بشدت رو گردنم حساس بودم و قلقلکم میومد دستام بالاسرم نگه داشت و بدون توجه به تقلاهای من گردنم میخورد و میبوسید. از شدت قلقک بیحال شده بودم ونفس کم آورده بودم گفتم برو کنار بسه. دیدم داره تاپم بزور از تنم درمیاره دستش گرفتم و التماسش کردم نه خجالت میکشم گفت خجالت نداره قبلا عکسش فرستادی دیدم تاپم دراورد و دیدم نگاهش به سینه هام افتاد محکم تودستاش گرفت جوون اینارو ازمن قایم میکنی؟همش ماله خودمه بند سوتینم داد پایین وشروع کرد به خوردن سینه هام به طرزوحشیانه میخورد فشار میداد و چنگ مینداخت بیحال شده بودم دیگه تاب مقاومت باهش نداشتم دیدم داره از رو شلوار کسمو میماله خودم داشتم حس میگرفتم حال میکردم که اومد روم و از رو شلوار کیرشو بهم میمالوند. بدنم عجیب داغ شده بود و همزمان لب هام میخورد و سینه هام فشار میداد. تو حال خودم نبودم که دستش رفت سمت شلوارم. یهو بدنم منقبض شد گفتم نه تورو خدا امیر کاری نداشته باش توجهی به حرفام نمیکرد و من تلاش میکردم دستش بکشم ک شلوارم درنیاره که بلاخره موفق شدو من تنها بایک شورت جلوش دراز کشیده بودم از روم بلند شد شروع کرد به درآوردن لباسای خودش و لخت روم دراز کشید و کیر کلفتش که سرش خیس شده بود رو بین پاهام میکشید. اصلا تو حال خودش نبود و شروع کرده بود قربون صدقه کس وسینه هام رفتن اووم جوونم چه کوسی داری کس طلای من قوربون نانازت برم من. دلت کیرمیخواست اره؟ ببین چه خیس کردی منتظر کیرمن بودی اره؟میخوام الان بهت کییییر بدم به نانازت..خودمم خیلی تو حس بودم ولی عقلم هم سر جاش بود همش نگران بودم نکنه میخواد واقعا بکنه توکسم و پردم آسیب ببینه همش میگفتم نه امیر من دخترم توش نکنی توجهی به حرفام نمیکرد دیدم دستش برد لای لبه های نانازم و آروم میمالوند داشتم لذت میبردم و چشمام خمارشده بودکه یدفعه انگشتش واردم کرد نفهمیدم اصلا و یکم دردم اومد گفتم چیکارکردی دیوونه؟؟گفت میخوام به نانازم حال بدم اوووف چه تنگه بهشته اینجا کست خیییلی تنگه و داغ انگشتش بزور تحمل میکردم اصلا برام لذت نداشت و داشتم میسوختم هلش دادم عقب وگفتم بسه دارم میسوزم اومد پایین پاهامو بازکردشروع کرد به لیس زدن و خوردن کوسم و زبونش روش میکشید تندتند زبون میزد و من حال میکردم و نزدیک ارضاشدن بودم که دیدم ادامه نداد و یهواومد روم و دستام بالاسرم نگه داشت و کیرش چن بارکشید رو کوسم و تنظیم کرد با سوراخ کسم و داشت واردم میکردکه بدنم سفت کردم و منقبض گریه میکردم میگفتم نکن درد دارم میسوزم گف پاهات باز کن بدنت شل کن درد نمیکشی به ناچار قبول کردم و پاهامو باز کردم اومد وسط پام و داشت کیرش واردم میکرد بزور. بقدری تنگ بودم و درد داشتم جیغ میزدم وگریه میکردم میگفتم بسه ولم کن نمیخوامم انگار سد دفاعی سر راه کیرش بود هرچی زورمیزد نمیرفت همش بوسم میکردمیگفت تحمل کن عشقم تموم میشه بره توش راحت میشی فقط سرش بزوررفته بود و من از درد داشتم میمردم که یدفعه با فشارکامل کیرش وارد کسم کردکه بدنم بی حال شد از شدت درد نای جیغ گریه هم نداشتم نفسم گرفته بود واونم نفس نفس میزد پاهامو برد بالا گذاشت روشونه هاش وآروم شروع کرد تلمبه زدن وقوربون صدقه رفتن تو اوج شهوت بودوحشریت که دیدم یهو ضرباتش تندتر کرد وسینه هام چنگ مینداخت محکم تو دستاش فشارمیداد میگفت اووف چ کووس تنگی داری وااای لعنتی بهشته کیرم داره میترکه ازبس تنگی کوس تپلی من، بعدچن تلمبه یهو بیرون کشید وکل آبش ریخت روشکمم که ازبوی آبش حالم بدشد و سرم بردم عقب نبینم گفتم زودتمیزش کن داره چندشم میشه وقتی بلندشدم خیلی دردداشتم و میسوختم جوریکه برگشتنی منو برد دانشگا اصلا نمیتونستم راه برم و حس میکردم ی چیزی وسط پامه وگشاد شدم تا چندروز حالم خوب نبود عذاب وجدان داشتم و ترس شدیداز رابطه ...این استارت سکس های من بودچون دوسش داشتم هرچی میگفت به حرفش میکردم عقلم کورشده بود وگوشم کر...بزرگترین ریسک زندگیم کردم وازاینجا استارت بقیه اتفاق های زندگیم افتاد...اگه خوشتون اومده باشه بقیه داستان وماجرا رو میگم براتون من واقعا پردم ارتجاعیه واین موضوع باعث شد اتفاقات بدی تو زندگیم بیافته که الان پشیمونم بدترازسکس عاشقیه که نابودت میکنه هیچ وقت عاشق نشید!


    نوشته: ghalbe_yakhi

  • 19

  • 17




  • نظرات:
    •   VIDCO
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • به کیر یزید که ...


      اینجا جای چس ناله نیست !!!


    •   Ares.1
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • دکتر باید از نزدیک معاینه کنه و چند تا تست کنه که بگه ارتجاعیه ، حلقویه یا نقطه ای ، بعد اون پروفسور با چت کردن بهت گفت ارتجاعی؟!؟
      درسته با اسم دختر اومدی و لایک زیاد میگیری ، اما من دیس میدم
      از حق نگذریم ، تنها نکته مثبت داستانت ، درست نوشتن املای کلمه ی ((اصرار)) بود ، که آفرین


    •   shahx-1
    • 2 هفته،3 روز
      • 6

    • مجبور شدی باهاش بری تو خونه؟ اسلحه رو سرت بود؟؟؟ همونجا یه تاکسی میگرفتی برمیگشتی دانشگاه هیچ کدوم از این اتفاقام نمی افتاد خودت میخواریدی عزیز مارو خر فرض نکن!!
      از همونجا که گفت اینجا خونه مجردیمه با دوستم یعنی طرف خونه مجردی داره باید میفهمیدی چیکارس حالا هم ازت سیر شده رفته سراغ گوشت تازه. فکر کردی پسرا میرن کلی پول پیش و اجاره میدن که فقط یه دخترو؟؟ کسی که خونه میگیره ماهی پونزده تا کسو نزنه زمین فکر میکنه کلاه سرش رفته!!! بی خودی هم ناله نکن مقصر خودتی!!!


    •   بچه_جنوب
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • آره والا پدر عاشقی بسوزه


    •   Neshane21
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • بقیه کسایی ام که شبیه نویسنده گرامی فکر میکنین ، لطفا کامنت شاایکس و بخونین.


    •   teen...wolf
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • چارچوب اخلاقت خیلی افتضاح بسته شده... ندیده عکس کست رو هم براش فرستادی و همش هم ناچارا قبول کردی؟! بیخودی اسم عشق روی کزاز بازی هاتون نذارید...


    •   teen...wolf
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • چارچوب اخلاقت خیلی افتضاح بسته شده... ندیده عکس کست رو هم براش فرستادی و همش هم ناچارا قبول کردی؟! بیخودی اسم عشق روی کزاز بازی هاتون نذارید...


    •   Neshane21
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • دوستان ، ملعبه دست یه مشت انگل نشید لطفا!بخاطر اون چند گرم گوشت بیصاحابِ توخالیتون به فاک عظمی نرید! دوباره فردا میاد چس ناله میذاره..


    •   Neshane21
    • 2 هفته،3 روز
      • 4

    • انقدر حرصمو دراوردی با داستانت ، تو چرا خریت خودتو با عاشق شدن بقیه یکی میکنی؟ کسشرای اون اوشگول بهت مزه کرده دیگه نرین به عشق و عاشقی! یه چیزی شنیدی ارتجاعی تا آخر گوش ندادی! برو حداقل چند تا مطلب علمی راجع به همن ارتجاعیِ خودتون بخون بفهمی چند چندی با بدنت.


    •   no-roots
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • داستان جالب و واقعی بود آره واقعن امیدوارم دیگ از این اتفاقا نیفته لایک 5


    •   ARYA52
    • 2 هفته،3 روز
      • 3

    • اخیییییی
      خیلی دلم سوخت برای ناناز ارتجاعیت.
      با یارو رفتی دم در خونه مجردی فکر کردی الان میری اونجا در مورد سبک رئالیسم جادویی صحبت میکنید؟
      یک بار رو حالا قبول میکنم زورکی دادی( خودت میخاری البته) بعد فرت و فرت به یارو و بقیه دادی و چهارچوب اخلاقی داری؟
      الان ما چکار کنیم ؟ به ناناز ارتجاعی شما لایک بدیم؟
      نمیدونم چرا جدیدا ناناز ارتجاعی، حلقوی، هذلولی، کشسانی اینقدر زیاد شده!!!


    •   boko+net
    • 2 هفته،3 روز
      • 2

    • تجربه بهم ثابت کرده , ارتجاعی یعنی جنده . پس لازم نیست بقیشو بخونم .
      از من دراوردیه این ارتجاعی .
      قول بهت میدم اخوندا در اوردنش . خودشونم ارتجاعین دیگه .
      خارکوسه ها تا لو رفت که دخترای خودشون از همه جنده ترند و کوس پاره تر , مثل بقیه اصطلاحات ساختگی کیری عربیشون , این ارتجاعی رم ساختن .


    •   kokarostam
    • 2 هفته،3 روز
      • 3

    • مرتجع


      هی انگشتت رو بیشتر فرو کردی ببینی که پاره میشی یا نه؟ تو که میدونی دخترها پرده دارن پس چرا سعی کردی پاره بشی ولی ننه من غریبم در میاری؟ جنده‎ای. دیگه برای ما ادای تنگها را در نیار و لطفا نصیحت هم نکن. از ماجراهای قشنگ کس و کون دادنت اگر میتونی بصورت سکسی و هیجان‌آور بنویسی، بنویس. در غیر اینصورت از جلوی چشام خفه شو. شاشیدم توی سوراخ ارتجایی کـُس کیریت. از همه اینها که بگذریم پسر هستی چون چرت و پرت نوشتی که ناچار شدی کس بدی. خودت رو سفت کردی ولی بعدش بهت گفت شل کن تا بکنم توش و تو هم شل کردی؟ شاشیدم به مغز شل و ولت چلمنگ.


      ها کـُکا


    •   Blackhorse
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • تو رو خدا
      تو رو جون روح مرحوم بروسلی
      تو رو کیر کلفت هیتلر دیگه داستان ننویس


    •   jjpoker
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • با دوستِ دوست پسرِ دوستت، دوست بشی تو چارچوب اخلاقیت نیست بعد تو خط بعدی با یکی تو فیسبوک دوست شدی؟!
      کیرم تو خودت، دوستت، دوست پسرت، دوست پسر دوستت، دوستِ دوست پسر دوستت، دوستایِ دوستِ دوست پسر دوستت و ...


    •   Emperatoorxxx
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • یه مدت مد شده بود به هرکی میرسیدی یا ارتجاعی بود یا ژیملاستیک کار
      واقعا اوسکلی یا مارو عبدلله گیر آوردی خرچنگ


    •   ملكه_قلابي٢
    • 2 هفته،2 روز
      • 5

    • من نميدونم چرا بعضي دوستان ب دختراي نويسنده اينجور داستانها ميگن جنده!!! آقاجون جنده يه شغله يعني كسي ك در ازاي پول خدمات جنسي ب شكلهاي مختلف و بسته ب قيمت ارائه ميكنه !!!


      بنظرم مدلهاي شبيه نويسنده اين داستان اصلن جنده نيستن!!! احمقن بيشتر!!
      جنده كاملن آگاهي داره و نه خودش خره نه بقيه رو خر فرض ميكنه !!!


      دختراي شبيه نويسنده اين داستان خيلي خيلي تيزن و اصن پول نميخوان بگيرن!! فكرشون اينه اگه برن خونه پسره و بهش بدن اون مياد اينارو ميگيره!!! همين!!!
      ما ب اين مدلها ميگيم خر مرد رند!! فك ميكنه رِند و تيزه ولي همه خرش ميكنن و ميمالن بهش!!
      بعد اونم فك ميكنه بقيه خرن و مياد ناله ك اره گول خوردم و فلان و فلان
      آخه عنتر رفتي خونه مجردي پسره بهش دادي همه مدل عكس هم فرستادي!! ديگه ناله كردنت چيه!!!


    •   Ratinebrahimiam
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • بابا پسرای اینجا یه مشت حشری هستید دیگه زورتون میاد کسی بهتون نمیده به بقیه گیر میدین
      راست یا دروغ یه داستان نوشته که کیرتون راست شه
      برید جقتونو بزنین و حال کنین انقدم گیر ندین


    •   پروفسور بالتازار
    • 2 هفته،2 روز
      • 3

    • خیلی‌ وقت بود که پرده ارتجاعی و حلقوی و... پیدا نبود که الحمدالله دوباره برگشت، ولی با نظر ملکه موافقم که جنده کسیه که در مقابل پول میده، زنی که برای کسب لذت یا هرچیز دیگر ولو با چند نفر ارتباط داشته باشه تازمانی که پای پول وسط نباشه جنده نیست


    •   Mohamad0zan
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • ادامه بده خوبه پشيمون نميشئ


    •   Xknight.1
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • حرفی ندارم. اما ...


    •   Annahita
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • رفتی جندگی کردی از چارچوب اخلاق خارج نشدی؟


    •   داریوشم
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • خود کرده را تدبیر نیست!


    •   fazi20
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • خخ ی ربع پیش اینو تو تل خوندم خخ داستان کش رفتن کار بدیه هاااااا


    •   fazi20
    • 2 هفته،1 روز
      • 1

    • ملکه اصولا طبق ی نظری همه جنده ان مگه خلافش ثابت شع خخ


    •   zoj.sexii
    • 2 هفته
      • 0

    • خوب جیندا خانوم اقلا بگو چه اتفاقی بعدش برات افتاده جیداهای دیگه هم درس عبرت بگیرن


    •   Pedram900
    • 2 هفته
      • 0

    • کرم از کون و کوست بود ک رفتی دادن غریبان وگرنه اون پسر فقط ی دعوت کرد خودت کوست واسه کیر داشت اتیش میگرفت اتییییشششش


    •   وب.گرد
    • 1 هفته
      • 0

    • خوب بود فقط اینکه سکس و عشق دوتا مقوله جدان.


    •   Kaguya
    • 6 روز،17 ساعت
      • 0

    • ببین نرین تو عشق ...میمالی و می نویسی بعدش هم عذاب وجدان داری...برو شیرتو بخور ادامه ماجرا هم برو ماشا و میشا ببین تا سرت گرم شه و اون کص بدبخت هم اینقدر نمال


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو