پرده برداری من توسط شوهر عزیزم

1393/06/01

اول ی سری توضیحات راجب خودم و اشنایی با شوهرم:اسم من مهرانه هس،۲۲سالمه،متاهلم،شوهرم ۲۴ساله،ولی از وقتی دبیرستان بودم باهاش دوست بودم،اولین و اخرین و عشق و بی افم بود الانم همسرمه،منم دومین جی افشم،یعنی بودم و الان زنشم،ما مثه بقیه بی اف جی اف ها نبودیم یعنی شوهرم مثه بقیه پسرا نبود و دنبال تعهد بود منم شناخت قبلی ازش داشتم(فامیل دور میشد)و میشناختمش و میدونسم ازون پسرا نیس که الکی دوس شه سکس کنه بهم بزنه و چیزای دیگه که میدونید،رو پاکیش شک نداشتم،اون عاشقم شده بود راستش رو بخواین اول عاشقش نبودم از رو کنجکاوی و میخواستم اینجور رابطه هارو امتحان کنم باش دوست شدم ولی با کاراش و رفتار و اخلاقش من رو عاشق خودش کرد جوری که بگه بمیر میمیرم و هرکاری میکنم تا خوشحال باشه همیشه واقعا عاشقشم مثلا قبلا از چادر بدم میومد ولی اول بخاطر اون چون ازم خواسته بود سر کردم الانم که با علاقه خودم میزارم راجب هیکلامون:من بنظر خودم کمی قد کوتام ۱۶۰هستم و وزنم ۶۴ و کمی تپلم،پوستم سفید و چشام عسلی،سینه هام الان ۷۰و نوکش قهوه ای،کونم نه زیاد گنده نه زیاد کوچیک،به قول شوهرم که اسمش رو نمیارم هیکل و قیافم عالی و به اندازس همه چی شوهرمم ۱۷۵قدش،۷۳وزنش،چربی و شکم نداره،پوستش سفید،چشم ابرو مشکی و چهار شونه،کلا هیکلش مردونس خوب من شوهرم خیلی داغه و از زمان دوستیمون خیلی داغ بود و بم پیشنهاد سکس داد با اینکه میدونستم ازین ادما نیس که سکس کنیم ولم کنه و میدونستم تهش شوهرمه ولی دلم نمیخواس قبل از محرمیت سکس کنیم و بهش نه میگفتم ولی میدونستم خیلی نیاز داره و خودارضایی میکنه ولی خوب چاره چی بود،مادرم قضیه ما رو میدونست یعنی هم خونواده من هم اون همه به جز پدرم(برادر ندارم) میدونستن،شوهرم واقعا دوسم داشت و میخواست زودتر ازد کنیم منم همینطور ولی مادرم گف اول دخترم کنکورش رو بده بعد،

خلاصه ماهم کنکور رو دادیم و همون رشته شوهرم ولی دانشگاه دیگه قبول شدیم،شوهرمم بخاطر من با اینکه یکی دانشگاه شیراز قبول شده بود انتقالی گرف اومد دانشگاهی که من میرفتم و استان خودمون بود،بعدم اومد خواستگاری و ما اول عقد کردیم و قرار شد عروسی رو وقتی بگیریم که یکم دست و بال شوهرم باز شد البت با کمک خونواده هامون،پدر شوهرم برای ما شهری که میرفتیم دانشگاه ی خونه خرید که راحت باشیم ماهم کلا مستقل شدیم،از ی طرف خوشحال بودم از ی طرف میترسیدم اخه من به شوهرم قول داده بودم بعد محرمیت سکس کنیم ولی این ۲ ۳ماهی که عقد بودیم چون جایی نداشتیم سکس نکرده بودیم یعنی راستش منم یکم میپیچوندم میگفتم دلم نمیخواد اولین سکسمون خونه ای باشه که توش تنها نباشیم و بابا مامانمون باشن و خجالت میکشم و…شانس منم اون مدت خونه ها خالی نمیشد اخه مادرامون خونه دار بود،از سکس اول میترسیدم،خیلی داغ بودما و کسم رو زیاد میمالیدم ولی خب میترسیدم،رفتیم خونمون و شب اول که اونجا قرار بود بخوابیم،شوهرم که استاد عشق بازی و حشری کردنه قبل خواب جلو تلویزیون که داشتیم فیلم میدیدم و من بغلش بودم یواش یواش ناز و بوس و لب و مالش رو استادانه شروع کرد و وقتی در گوشم میگفت عاشقمه و نفساش رو حس میکردم دیوونه شده بودم دلم میخواست همونجا بهش بدم،بلندم کرد برد رو تخت،من رو نوازش کرد،میدونست عاشق نوازشم و اینا اخه قبلا حرف زده بودیم راجب اینا،کلی نوازش کرد و یواش یواش جوری که نفهمیدم کی لختم لباسام رو دراورد و شروع کرد از رو گردنم بوسه زدن و پایین اومدن تو این حین لباسشم جز شلوارکش دراورد،موقع بوس کردن با ی دستش نوازش میکرد و اون دستش سینه هام رو میمالید،تو اوج بودم،بوسه هاش که نزدیک کسم رسید دورش زد و اومد رو رونم و رفت پایین،بعد با دستاش پا و کمرم رو لمس میکرد،دیوونه ی لمس تنم با تنشم یعنی،بعد اومد رو کسم و حسابی و حرفه ای خورد و نزدیک ارگاسمم شد شلوارکش رو دراود کیرش رو که ۱۷ سانت و خورده ای و حسابی واقعا کلفته رو گذاشت دم کسم و بش میمالید یهو ترس به شهوتم غلبه کرد و مضطرب شدم و… ولی چیزی نگفتم تا حالش رو ببره ولی فک کنم فهمید اخه کیرش رو برداشت از رو کسم و دوباره خورد تا ارضا شدم،بعدش خیلی عذاب وجدان گرفتم و ناراحت شدم که چرا نتونستم و این که شوهرم چیزی نمیگف و شکایتی نمیکرد بیشتر داغونم میکرد،فوق العاده ناراحت بود ازم خواست تا براش جق یا ساک بزنم تا ارضا شه ولی نمیتونسم و سکوت کردم و بعد مخالفت اونم فقط لبام لوسید و خودش جق زد و رفت خودش رو تمیز کرد،حرصم درومد،ازخودم بدم میومد،اومد کنارم دراز کشید بغلم کرد و بوسم کرد و کلی حرف قشنگ زد ولی من بی توجه بودم اونم با ناراحتی خوابید،ی دو سه روز گذشت میدونستم شوهرم تشنه سکسه و خیلی داغه جوری که روزی سه بارم سکس کنه کمشه،ولی ازینکه نمیتونستم خیلی ناراحت بودم،باش حرف زدم چرا نمیکنی گفت تا تو امادگیش رو نداشته باشی و نخوای منم دوس ندارم،یعنی واقعا مرده شوهرم،من کلی با خودم کلنجار رفتم سنگامو واکندم با خودم،ی روز که دانشگاه بود(شوهرم بعد دانشگاه میره آژانس و فقط ناهار میاد)،من نرفتم دانشگاه موندم خونه رفتم حموم به خودم رسیدم،لباسم رو عوض کردم و نو پوشیدم،ناهار اومد خورد و متوجه تغییرات شد و کلی نازم داد و بوسم کرد و بعد چون دیرش شده بود رفت،منم یکم خوابیدم بعد بیدارشدم رفتم حموم دوباره،خوشبو کردم و عطر زدم،ی لباس خوب داشتم پوشیدم ی ارایش ملایم کردم(شوهرم ارایش غلیظ دوس نداره)و رژ قرمز که عاشقشه زدم موهامم درس کردم،قرمه سبزی که عاشقشه پختم،میز شام رو با سلیقه و عالی درست کردم و چیدم،ی ست لباس خواب صورتی داشتم اماده کردم که بپوشم موقع خواب،اتاقم مرتب و خوشبو کردم و یکم رمانتیک،از رو چنتا عکس تو اتاق چنتا شمع تزئینی روشن کردم و گلبرگ ریختم رو تخت(هرچند میدونستم اینکارا رو اون باس میکرد ولی نخواستم شبمون چیزی کم داشته باشه)،بعد ی ذره خورده کاری کردم و منتظر شدم بیاد،زنگ رو که زد یکم کارام مونده بود هل شدم،رفتم در رو باز کردم و وایسادم تا بیاد،تا از اسانسور اومد بیرون مثل همیشه سلام و خسته نباشید گفتم و خیلی خوب رفتار کردم،اونم خوشحال شد کلی،تا از در اومد تو خریدارو از دستش گرفتم و گذاشتم پایین،اونم در رو بست منم رفتم بغلش کردم لباش رو بوسیدم و باز خسته نباشید گفتم و یکم قربونش رفتم و ازش تعریف کردم،اونم کلی خوشحال شد،بغلم کرد،کلی نازم داد و حرفا عاشقانه کلی ذوق کردم و یکمی خجالتی شدم،تا بره دست صورتش رو بشوره من رفتم شربتی که درست کرده بود اوردم که بخوره،ازین که متوجه بوی قرمه سبزی نشده بود یکم حرصم گرف ولی وقتی از دست شویی اومد اول ی بوس گذاش رو لبم بعد گف مرسی گفتم مرسی؟ گف برا همه چی مخصوصا قرمه سبزی منم ذوق کردم مثه همیشه غیرقابل پیشبینی…غذا که خوردیم رفتیم یکم جلو تلویزیون و راجب کار ومشکلات اینا حرفیدیم منم هی بش امید و انرژی میدادم که درست میشه و نمیزارم غصه بخوری و اینا اونم قربون صدقم میرفت که کلی حال کردم،دلم نمیخواست زودتر از من وارد اتاق خواب شه،تازه دلم میخواست علاوه براین کارای غیر مستقیم بش مستقیم بگم امادم،برا همین تلویزیون رو خاموش کردم،دستش رو گرفتم کشیدمش سمت اتاق،نزدیک اتاق گفتم چشاتو ببند دستتو بده من تا نگفتم باز نکن،بردمش تو اتاق،لباس خواب رو پوشیدم،بغلش کردم بوسیدمش گفتم چشاتو باز کن آقایی…بعدش رفتم عقب تر تا من رو کامل ببینه،یکم براش عشوه اومد و ناز کردم،بعد رو تخت دراز کشیدم و چشامو خمار کردم و خمار حرف میزدم که خیلی حال کنه…بعد لبام رو بوسید و نازم کرد بعد لباسم رو شروع کرد در اوردن،منم باهاش همراهی کردم لباساش رو دراوردن،همدیگه رو بوس و ناز میکردیم و تو هم میپیچیدیم عاشق لمساش بودم اونم میدونس و دیوونه ترم میکرد،هم کس من خیس بود و سر سینم سفت هم کیر اون شق شق،کلی باهم حال کردیم و کسم رو میمالید،خواست کسم رو بخوره من برا جبران خواستم براش ساک بزنم برا همین شیش و نه شدیم اون رو تخت دراز کشید منم رفتم روی اون،براش با تمام وجود ساک میزدم و سعی میکردم دندون نزنم،اون خیلی خوب کسم رو با زبونش تحریک میکرد منم اونقد تحریک شدم که نتونستم ادامه بدم و ساک بزنم،نفسم داشت در میومد،با پاهام داشتم کلش رو له میکردم تا بالاخره ارضا شدم و روش لش شدم افتادم اونم ی چرخ زد و من رو رو تخت خوابوند،اومد روم و همینجور که با دستاش نوازشم میکرد لبام رو بوسید،چشاش خیلی قشنگ و سکسی شده بود،نمیدونم چرا یهو تحریک شدم مثه وحشیا لباش رو میخوردم بغلش کرده بودم محکم،بلند شدم خواستم با کس بشینم رو کیرش که باصدای اینجور اذیت میشی اون به خودم اومدم،خودم رو تو بغلش انداختم و خودم رو بش سپردم،منو بغل کرد از رو سینه ها بوسید و از وسط سینه هام با بوسه اومد پایین ی کوچولو کسم رو لیسید،در حد ۵ثانیه بعد پاهام رو از هم به بیشترین حد ممکن باز کرد و از لب تخت اویزون کرد،کیرش رو گذاش دم کسم،روم خم شد لبم رو بوسیدو همزمان کیرش رو فرستاد توم،یهو ناخداگاه منقبض شدم و پام رو دورش محکم حلقه زدم اونم توم نگه داشت،درد زیادی نداشتم بیشتر سوزش بود،بعد ی دیقه اینا،یواش یواش پام شل شد و باز شد شوهرمم اروم اروم شروع کرد تلمبه زدن من یواش یواش حال میکردم،شوهرم اکه بش اومد خالی کرد توم(من طبق تقویم عادتم باید دو سه روز دیگه پریود میشدم پس مطمئن بودیم باردار نمیشم)بعدش بوسم کرد کلی قربون صدقم رفت اورد بیرون کیرشو گفت خانومی عروس منی تو…خیلی خوب بود لحنش یادم نمیره هیچوقت…بعد رفتیم حموم اونجا هم زیر دوش همو کف مالی کردیم و یکم مسخره بازی بعدم من رو شروع کرد بوس و مالیدن،یبار دیگه بهتر از دفعه قبل من رو کرد،محکم و با انرژی،من ارضا شدم،شوهرم نزدیک ارضا شدنش کشید بیرون و براش خوردم و تو دهنم ارضا شد اولش ی حس چندش داشتم سعی کردم تف کنم بیرون که کمیش ریخت رو سینه هام ولی بعدش دیدم بعد نیست بقیش رو خوردم،برا اینکه کم نیارمم اونایی که ریخت رو سینم مالیدم رو سینم… خواهرا و مادرم فک میکنن ما بچه بودیم ازد کردیم و فک میکردن ما اخر طلاق میگیریم و کلا نفوس بد میزدن ولی شوهرم واقعا مرده و عاشقشم و خوشبختم باش ازش خسته نمیشم،واقعا دوسش دارم و حتی ی ذره از عشقم حتی ازون روزا دبیرستان کم نشده…

نوشته: مهرانه


👍 4
👎 1
158574 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

432469
2014-08-23 14:16:17 +0430 +0430
NA

عالی‌ بود ادامه بده مهرانه جون

0 ❤️

432472
2014-08-23 14:31:20 +0430 +0430
NA

باز این کس کش اومد نظر داد عالی بود، خوب مادر قهبه تو چی از داستان می دونی که میای میگی عالی بود؟!!!

0 ❤️

432474
2014-08-23 15:53:48 +0430 +0430
NA

غلط املایی زیاد داشتی.فکر کنم باید از دوره دبستان دوباره شروع کنی چون سرت خیلی گرم بوده و حواست به درس نبوده ولی در کل خوب بود. ممنون. give_rose

0 ❤️

432475
2014-08-23 15:55:18 +0430 +0430
NA

من یه چیزی رو فقط فهمیدم!!!شوهرت خیلی ماهه کس خوری ام دوس داره!!!شمام لطف کن نرین به ادبیات فارسی!!!
ازد نه، ازدواج aggressive

0 ❤️

432476
2014-08-23 16:04:19 +0430 +0430
NA

ایشالاه خوشبخت شی چون عشقت واقعی هست

0 ❤️

432477
2014-08-23 16:29:48 +0430 +0430
NA

بیا برو بمیر بابا :|
غلط املایی که بشدت زیاد بود :|
از اون گذشته اینهمه زر چی بود زدی؟ :|

0 ❤️

432478
2014-08-23 17:14:32 +0430 +0430

تا نصف خوندم خوب ننوشته بودی
کار به غلط املائیت ندارن کلا خیلی سبک نوشتنت ابتدایی بود
حس این رو بهم میداد که نشستم پای انشای یه بچه کلاس پنجم ابتدایی که داره خاطرشو واسم میخونه
راستی گفتی دول شوهرت 17 سانتو خورده ای بود
ینی خورده ایش چقد بود؟دو میل سه میل چن میل؟
بابا ایول که انقده صداقت داری
آورین آورین برو خوش باش با شوهرت

0 ❤️

432479
2014-08-23 17:40:28 +0430 +0430
NA

ﺑﮕﻮﮔﻼﺑﯽ … ﺭﯾﯿﺲ ﻣﺴﺘﺮﺍﺑﯽ

0 ❤️

432480
2014-08-23 19:44:45 +0430 +0430
NA

داستانت قشنگ بود با اینکه ریدی تو ادبیات فارسی ولی داستانت قشنگ بود خوشبخت شی دختر :)

0 ❤️

432481
2014-08-23 20:36:43 +0430 +0430
NA

نقطه قوت داستانت این بود که تو چارچوب اخلاقیات بود اما…
مناسفانه از انسجام وپختگی لازم برخوردار نبود
یادت باشه:کارنیکو کردن از پرکردن است .

0 ❤️

432482
2014-08-24 01:14:24 +0430 +0430
NA

دست از داستانای کسو شعر بردارید. واقعیشو بنویسید

0 ❤️

432483
2014-08-24 02:37:02 +0430 +0430
NA

امیدوارم اول عشق نصیب همه شه بعدش سکسسسسسسسسس

0 ❤️

432485
2014-08-24 03:09:49 +0430 +0430
NA

مرسی ازت خیلی خوب بود هات و رومانتیک

0 ❤️

432486
2014-08-24 03:57:25 +0430 +0430
K.K

کامل نخوندم احساس میکنم کیری بود

0 ❤️

432487
2014-08-24 05:13:16 +0430 +0430
NA

خب یکی ام بیاد بمن بده اینثد جق نزنم wacko

0 ❤️

432488
2014-08-24 05:18:39 +0430 +0430
NA

جدا از اینکه ادبیات نوشتاریت خیلی کیری بود ولی خوب نوشتی عزیزم
لحن عاشقانه ت رو دوست داشتم و تحت تاثیر قرار گرفتم، وایسا ببینم اینجا سایت سکسیه، نه عشقی! چرا احساسات کیری منو جریحه دار میکنی؟!! wacko
در ضمن بهت تبریک میگم، شانس اوردی شوهرت از اون مردای کیرپرست نبوده که همون شب اول دو زانو بشونتت زمین وایسه جلوت کیرشو از تو خشتکش دربیاره تا دسته بکنه تو حلقت! biggrin
پس قدرش رو بدون.
راستی یه بار دیگه هم بهت تبریک میگم که شوهرت از کون نکردتت!

0 ❤️

432489
2014-08-24 06:40:55 +0430 +0430
NA

باید رید به اون کس کشی ،که کس کشی ننه کیر کش تو رو کرد /پاسخ اولین کامنت

0 ❤️

432490
2014-08-24 07:39:00 +0430 +0430

داستان رو که نخوندم اصلا حسش نی ولی اومدم بگم کیرم دهن نفر اول.

0 ❤️

432492
2014-08-24 09:13:43 +0430 +0430

چی زر میزنید همتون

0 ❤️

432493
2014-08-24 10:33:45 +0430 +0430
NA

ای کیرم تو کون تو با اون شوهر کیری … خوار کسه یه ساعت دارم میخونم هی میگه شوهرم عاشقشم فلانه کیر خره …

کوسکش بی ناموس ریدی با این داستانت تا وسطش اومدم دیگه حالم بهم خورد … عووووووووووووووووووق

0 ❤️

432495
2014-08-24 11:48:28 +0430 +0430
NA

تومتنت ازکلمه ی بعدخیلی استفاده کردی

0 ❤️

432496
2014-08-24 12:01:23 +0430 +0430
NA

از بس کیری بود نخوندم

0 ❤️

432497
2014-08-24 12:43:47 +0430 +0430
NA

در جواب بعضی از دوستان باید بگم:
باید رید به اون کُس کشایی که قوانین سایت خرفهمشون نشده و اومدن عضو شدن!
بنده کاری به عقاید اون شخصی که فحش بارونش کردید ندارم ولی دو کلام حرف حساب با خود شماها دارم:
اولا اگه ادعای مسلمونیتون میشه و دینتون رو خیلی خالصانه دوست دارید خیلی گوه میخورید میاید تو سایت سکسی میچرخید! چون اینکارتون با اعتقاداتتون اصلا نمیخونه!
دوما شعور و فهم شما از همین پیداست که وقتی از حرف یکی خوشتون نمیاد به جای شخص خودش خویشاونداشو مورد توهین قرار میدین!

سوما کیرم تو این عقاید تخمیتون که کل دنیارو به گند کشیدین!
وسلام

0 ❤️

432498
2014-08-24 14:11:56 +0430 +0430
NA

اصغر جان کون سیاه! من عقیده دارم که امثال تو رو باید گرفت و حسابی از کون گایید…!
به عقیدم احترام بذار دیگه! مگه نمیگی باید به عقیده ی هرکس احترام گذاشت؟!
تو هنوز نمیدونی نخود لاپات اسمش دوله! همینم مونده تو ریدمون بیای از معنی آزادی برا من بگی!
فریدون فرخزاد حرف جالبی زده:
“کی گفته ما موظف به احترام به عقاید دیگران هستیم؟
ما مجبور به تحمل عقاید دیگران هستیم، اونم تا وقتی که وارد حریم خصوصی ما نشوند!”
هروقت اینو فهمیدی، معنی آزادی رو هم میفهمی.
بیش از این دیگه برات توضیح نمیدم چون میدونم مخ گوزوت نمیکشه!
وسلام تو مغز پریودیت

0 ❤️

432499
2014-08-24 14:28:21 +0430 +0430
NA

اوه اوه اوه اینجا کامنت دونیه یا میدون جنگ
وللش اصن
مهرانه جون داستانت بیست
بیست بیست بیست بیست

0 ❤️

432501
2014-08-24 16:30:46 +0430 +0430

کس نگو ضعیفه

0 ❤️

432502
2014-08-24 17:21:01 +0430 +0430

harchi mikham fosh nadam nemishe
shoharet kilide khunaro nadare zang mizane haaaaaaaaaaaaaaaaaa kiram tu koseeeeeeeeeeeet

0 ❤️

432503
2014-08-25 08:50:16 +0430 +0430

boyteh2119
ببین بچه جون وقتی تو داشتی کون میدادی من عضو سایت بودم.برو تاریخ عضویت ها رو نگاه کن بعد بیا زر بزن.دوما کس کشی کامنت اول به تو نمونده که بیای زر بزنی اون خودش بلده بیاد جواب بده.من خوار و مادر کامنت اول رو میگام با اونی که بالا خواش در اومده.حالا اگه حرفی داری بیا خصوصی.

0 ❤️

432504
2014-08-25 09:19:01 +0430 +0430
NA

فرقی ندارع، هرتاریخی عضو شدی کیـــــر منم نیستی! خودت ببین biggrin

0 ❤️

432505
2014-08-25 09:22:30 +0430 +0430
NA

ضمنا اگه شعور و فهم داشته باشی میفهمی من بالاخوای کسی درنیومدم، حرفای من فقط واسه شفاف سازی بود.

0 ❤️

432506
2014-08-25 15:57:58 +0430 +0430

ولی تو کیر من هستی.دست به سرت بزنی میبینی سوراخ داره.
تو این شفاف سازی رو واسه خواهرت انجام بده ببین چرا بعضی شبا نمیاد خونه :D
تازه اومدی سایت فکر کردی خبریه اوبی!!!
اینجا گنده تر از توهاشو کردم تو که هیچ گوهی نیستی کونده.الانم کس و کونتو جمع کن تا بیشتر از این نریدم بهت.سیکتیر باش تا خبرت کنم.فشار به کونت هم اومد بیا خصوصی.واست بیشتر از این کامنت بزارم گنده میشی ریقو :)))))

0 ❤️

432507
2014-08-26 04:09:42 +0430 +0430
NA

اولا شانس اوردی من خواهر ندارم.
دوما اونموقعی که تو تازه یاد گرفته بودی با کیر کوچولوت جلق بزنی من اینجا عضو بودم، منتهی بخاطر بحث با کونی های گشادتر از تو بلوک شدم!! biggrin
برا همین زیاد اصراری ندارم کونت بذارم
همین برا من کافیه که اعتراف کردی اینجا کیرای گنده تر از منم کردی تو کونت! باشه خسته نباشی biggrin
جدا از اینکه قدمت عضویت اینجا افتخار نداره، حالا فکر کردی مثلا کُس فیلو جر دادی؟!
ضمنا من مثل تو بدبخت عقده ای نیستم بحثو به ناموس بکشم، بهت هشدار میدم آدم باش! شعور داشته باش، به خودت فحش میدم به خودم فحش بده.
تربیت خونوادگیتو به همه نشون نده، بدون برا منم کاری نداره بخوام پای خواهر و مادرتو وسط بکشم!
وسلام

0 ❤️

432508
2014-08-27 02:19:08 +0430 +0430
NA

تو یکی خفه
هرچند حرفای جفتتونو دایورت میکنم رو تخمام ولی برا جامعه ای متاسفم که امثال شما عضوش باشید…
شما دو تا از حیوون هم پست ترید! درک و شعورتون با همین ثابت میشه که تو بحث دو نفره پای ناموسو وسط میکشید. جدا از اینکه اینکارتون همون تجاوز به حریم خصوصی محسوب میشه و خلاف قوانین سایته چندتا سوال از خودتون دارم.
فکر میکنید با فحش دادن به خواهر و مادر کسی گنده میشید؟
مثلا میخواید با اینکارتون بگید خیلی خایه دارید؟! یا فکر میکنید شاهکار میکنید که پای ناموس کسی رو وسط بکشید؟!
یا میپندارید من نمیتونم پای آبجی و ننتونو وسط بکشم؟! نکنه شما هم استقبال میکنید اینکارو بکنم؟!!!
اگه استقبال هم بکنید من انقد بی وجود نیستم که همچین کاری بکنم. حداقل فهم این رو دارم که جروبحث من باشما ربطی به آبجی و ننه تون نداره!

درکل وجود شما بدبختهاست که مارو جهان سومی کرده. همین درک و فهم شما باعث شده وضع کشور اینی که الان هست بشه…
کی شماها میخواید آدم بشید، معلوم نیست!

0 ❤️

432510
2014-08-27 07:48:30 +0430 +0430

ببین سوراخی : کیرم لاپای ننه ی جنده ات.تو گوه خوردی خواهر نداری.همون خواهر نداشته تو گاییدم از 7 سوراخ.
کیرم صاف دهن بابات که تو رو که هنوز تو سن کون دادنتی رو فرستاده اینجا کس کشی خوار مادرتو بکنی.ریدم دهن ننه ات که تو رو پس انداخت.حالا بیا هرچی دوست داری بگو چون نه میام بخونم نه واسم مهمه.کل خاندانت رو دایورت کردم رو خایه هام.

0 ❤️

432511
2014-08-27 10:27:52 +0430 +0430
NA

جدا آدم بدبخت و نفهمی هستی! انگار حرف حالیت نمیشه هرچی میگم حرفو به ناموس نکش، بازم تربیت خونوادگیتو به رخ میکشی و میای چیزایی که لایق خودته و دوست داری بهت بگن مینویسی! بهتره تو همون خصوصی کونت بذارم که بیشتر از این اینجارو به گند نکشی و آبروی خودتو نبری.
در آخر هم فقط میتونم اسلامی که پیروانش مثل تو نفهم حیوون لاشی پست فطرت باشن واقعا باید رید بهش!

0 ❤️

432512
2014-08-28 14:40:26 +0430 +0430
NA

biggrin
همین که خایــه شو نداشتی و منو بلوک کردی واسم کافیه!
حالا برو دنبال بازیت کس مغز جقی

0 ❤️

432513
2014-08-29 16:52:25 +0430 +0430
NA

باحال بود کیرم رفت هوا

0 ❤️

432514
2014-08-31 08:09:32 +0430 +0430
NA

نسبت به بقیه داستانا که کس شعر مطلقه خیلی بهتر بود

0 ❤️

432515
2014-09-30 19:53:46 +0330 +0330
NA

پا هم پیر شین…
خدا کنه کیرش همیشه خشمزه باشه برات

0 ❤️

432516
2015-05-26 18:51:21 +0430 +0430

سکس توام با عشق,چیزیه که باید باشه…عشق ورزیدن همینه…حالشو ببرید…مرسی

0 ❤️

432517
2015-08-05 16:12:21 +0430 +0430
NA

نمیدونم داستانت الکی بود یا واقعی پسری یا دختری ولی:
اولین داستانی بود که بدون اینکه دستم به کیرم بخوره خوندم همه چیش عالی بود!
ولی حتی اگه نویسنده پسر باشه عالی نوشته هرچند 99% داستانای اینجا دروغه!:D

0 ❤️

559012
2016-10-04 06:52:48 +0330 +0330
NA

و باز هم شربت ?

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom