پرستار من

    یادمه تو روزای بچگیم خونم میومد و خیلی باهم بازی کردیم و فیلم دیدیم وقتی پدر و مادرم کنارم نبودن جای خالی اونا رو برام پر میکرد سمیرا با سن و تجربه کمش بازم یک پرستاربچه عالی برای من بود و منم دوسش داشتم اون از ۷ سالگیم از پیشم رفت چون دیگه نیازی به پرستار بچه نداشتم و اونو تو این سالها تقریبا ماهی یکبار میدیدم.


    بعد از یه مدت خاطرات قشنگ با سمیرا از ذهنم پاک شد و از ۱۳ سالگی بعضی از خاطراتش به خودارضایی های من تبدیل شد مثل وقتی که لبم رو میبوسید وقتی بهش دستبند میزدم وقتی منو حموم میبرد و وقتی که قبل از خواب نازم میکرد اما این دوران خیالی به محض اینکه با بی دی اس ام آشنا شدم خیلی سریع تموم شد.


    اوایل ۱۴ سالگیم تمام سعیم رو میکردم تا یه کاری باهاش کنم تو فکر این بودم ببندمش بلیسمش فلکش کنم قلقلکش بدم یا حتی ارضاش کنم این فکرها مدت زیادی از روز تو سرم میچرخید و مغزمو درگیر میکرد و در نهایت منو وادار کرد دست بکار بشم نقشه بکشم و سعی خودمو بکنم.


    گاهی اوقات که خونمون میموند منتظر میموندم تا بخوابه وقتی میخوابید شروع میکردم به ناز کردن موهای قهوه ایش و یا به آرومی به ممه ها و باسن مدیوم و خوش فرمش دست میزدم و یه وقتایی انگشتای دست و پاش رو میمکیدم گاهی پوست برنزه و نرم دست و پا و شکمش رو با دقت لیس میزدم که بیدار نشه سر این قضیه ها همیشه استرس داشتم که یه وقت نکنه چشمای سبز براقش منو به عنوان متجاوز ببینه.


    خواب اون برای من کافی نبود من همیشه بیشتر میخواستم و دوست داشتم لذت بیشتری ببرم و میخواستم در کنار لذت بردنم اون هم لذت ببره برای همین باز هم نقشه کشیدم ایندفعه تو بیداری بارها تو خونه کوچیکش در قالب شوخی کردن شکم و گردن و پاهاشو قلقلک میدادم و من خیلی لذت میبردم ولی متاسفانه اون خیلی قلقلکی بود و از دستم عصبانی میشد و بعد از قلقلک خیلی باهام داد و بیداد میکرد.


    بعد از یک مدت سعی کردم ماساژ دادن رو یاد بگیرم خوشبختانه به سختی تو مدت کوتاهی در حد خودم یاد گرفتم و تو اولین فرصت تو یه روزی که خیلی مشکوک رفتار میکرد بهش پیشنهاد ماساژ دادم اون خیلی وقت بود میدونست یجای کار میلنگه و من چی میخوام بخاطر همین خیلی حالت دفاعی میگرفت و مقاومت میکرد و نمیخواست من ماساژش بدم.


    اما من دست بردار نبودم و با صبر زیاد سعی میکردم یجوری باهاش شروع کنم خوشبختانه وقتی ۱۷ ساله بودم یک شب تابستونی مست بود و از مهمونی بر میگشتیم وقتی به خونه رسیدیم طبق معمول میاد بالا که تو اتاق من بخوابه وقتی تو اتاقم اومد باهاش صحبت کردم که باهم یه فیلمی ببینیم و اونم قبول کرد و وسطای فیلم ازش خواستم بدن پرشو ماساژ بدم.


    اونم بدون فکر کرد قبول کرد ولی بهم گفت از پاهام بالا تر نرو من باورم نمیشد و خیلی خوشحال بودم اون هم منو نگاه میکرد و به حالت تمسخر بهم میخندید من یکم خجالت کشیدم و احساس بدی بهم دست داد این احساس منو اذیت میکرد اما وقتی که دراز کشید تمام احساسات منفی ازم دور شد و شهوت تمام وجودم رو فرا گرفت.


    پاهای نرم و هموار و قوس دارش رو میمالیدم و ناز میکردم و اون هم چشمای سبزش رو می بست و لذت میبرد این بهترین موفقیت تو نقشه های من بود این ماساژ راه من رو برای مراحل بعدی کارم به حداقل رسوند من با ماساژ پا بعد از یک مدت به رضایت ماساژ ساق و بعدش رون رسیدم و اعتماد اون رو به صورت کامل بدست اوردم.


    بعد از اون، رابطه ما از رابطه بچگیام هم قشنگ تر شد باز هم سر به سر هم میزاشتیم و با هم فیلم میدیدیم و هفته ای دو سه بار من خونش میرفتم یا اون خونم میومد و همه مارو دو تا دوست صمیمی و یا یک زوج عجیب میدیدن و من هم به مرور زمان از چیزهای سکسی دور شده بودم ولی هیچکدوم یادم نرفته بود و مثل همیشه هدف اصلیم بدن پر سمیرا بود.


    پدر و مادر سمیرا همیشه بهم شک داشتن و از من بدشون میومد و بهش میگفتن با کیوان نگرد ۱۵ سال ازت کوچیکتره مردم برات حرف درست میکنن و خودش هم تقریباً میدونست من چی میخوام ولی به روی من نمی اورد و سعی میکرد رابطه رو دوستانه ادامه بده البته ننه باباش حق هم داشتن قد سمیرا در مقایسه با قد من خیلی کوتاه تر بود و حدوداً ۲۰ سانت اختلاف قد داشتیم و علاوه بر اون قیافه سمیرا کم سن و سال نشون میداد و همینا باعث میشد مردم فکر کنن ما زوج هستیم.


    سر همین قضیه دوست دخترم بیتا هم باهام کات کرد اون خیلی زیبا تر و خوش هیکل تر از سمیرا بود ولی بازم من به تخم چپم هم نبود چون به سمیرا حس خاصی داشتم فکر میکردم شاید اونو دوست دارم ولی انقدر رو میدونستم که از هر زن دیگه ای برام مهم تر و سکسی تره و بودنش بهم آرامش میده.


    تو سن ۱۹ سالگی جنون جنسی و احساسی مغز منو خراب کرده بود و هرطور که میشد میخواستم با سمیرا ارتباط bdsm برقرار کنم اما نمیخواستم بهش آسیب بزنم این تناقض زندگی و هدفام نسبت به سمیرا رو با خاک یکسان کرده بود.


    یک روز آفتابی تصمیم گرفتم سمیرا رو به خونم دعوت کنم که باهاش صحبت کنم و حقیقتو بهش بگم ولی برام خیلی سخت بود فکر میکردم اگر این دوستیو به عشق یا شهوت تبدیل کنم همه چی از بین میره اما دیگه نمیتونستم تحمل
    بخاطر همین بهش زنگ زدم و نیم ساعت بعد رو به روم نشسته بود.


    سریع در رو قفل کردم بدون اینکه چیزی بگم درازش دادم لباسای مزاحمش رو در اوردم بهم گفت چیکار میکنی چیزی نگفتم فقط ماساژش میدادم بعد از ۱۰ دیقه ماساژ بدون اینکه چیزی بگم بلندش کردم دو دستی صورتشو گرفتم و ازش لب گرفتم سمیرا شوکه شده بود میخواست جیغ بکشه اما من باز میبوسیدمش تقلا میکرد ولی بعد که عکس چشمای مجنون من تو چشای سبزش افتاد آروم شد و آتیش شهوتمون باهم یکی شد.


    بعد از بوسیدن ها شروع کردم به خوردن گردن نرم و قشنگش قلقلکش میومد با نفسهای تندش اینو می فهمیدم بعد سوتین سفید نیمه توریش رو باز کردم و آروم نوک ممهای تیرشو میمکیدم و میمالیدم صداش در نمیومد ولی صورتمو ناز میکرد بعد من سرمو اوردم پایین تر و شکمش رو لیس میزدم و ممه هاش رو میمالوندم اون هنوز ساکت بود.


    بعد درازش دادم روی تخت و اول بالای پاشو بوسیدم بعد انگشتای ناز و کوچیک پاهاشو که با لاک سبز پر رنگ تزئین کرده بود میمکیدم و سینه پاشو لیس میزدم بعد از کف پا تا پاشنه هاش لیس زدم و بعد شروع کردم به مالیدن و لیسیدن ساق آینه ای و نازش و آروم آروم به رون پرش رسیدم همزمان باسنشو میمالوندم و رونشو لیس میزدم بعد شورت سیاهش رو به آرومی با دندون در اوردم.


    بعد زبونم رو برای کص تیرش آماده کردم میبوسیدم ، میلیسیدم و گاز میگرفتم یه لحظه داشت بلند آه میکشید که من از ترس فهمیدن مادرم دهنشو با یه دست گرفتم و بهش گفتم آروم باش سمیرا بعد به کارم ادامه دادم کصش برای کردن بنظر خیس و مناسب میومد منم یکم انگشتش کردم که یکم جا باز کنه.


    بعد خیلی عادی پاهاشو باز کردم و یواش فرو کردم تو کصش یکم آه کشید منم همش بهش اخطار هیس میدادم بعد با سرعت کم عقب جلو میکردم و تو این زمان فقط تو چشمای همدیگه نگاه میکردیم بعد که یکم گذشت اون پشت کرد و میخواست به حالت داگی استایل بهم بده اما من باسن هلوش رو بوس کردم و بهش گفتم میخوام تو چشمای نازت زندگیمو ببینم.


    بعدش سمیرا پرید روم و سوار کیرم شد و تکون تکون میخورد و تو چشمام نگاه میکرد و سینه هام و شکمم رو چنگ میزد و فشار میداد همینطور که داشت میداد انگشتای دستشو تو دهنم کرد منم آروم میمکیدمشون بعد خودشو بهم نزدیک کرد و لبای نرم و قلوه ایش رو رو لبام گذاشت همینطور که لب میگرفتیم یه غلت زدیم و من رو شرایط بالا قرار گرفتم.


    تو اون شرایط من با نهایت سرعت میکردمش و اون دردش میگرفت برای همین پشتم رو چنگ میزد بعد از اینکه از جلو دردش گرفت کشیدم بیرون و تو باسنش فرو کردم ولی باسنشو آروم میکردم و همزمان کصشو میمالوندم آه میکشید و حال میکرد زیاد نگذشت که دوباره فرو کردم تو کصش و دوباره غلت زدیم.


    ایندفعه اون بالا بود و من پایین بعد از ۵ دیقه سواری کردن از رو کیرم بلند شد کیرمو با کف پاهای نرم و نازش گرفت و بالا و پایین میکرد و من تو شرایط فوت جاب به اوج لذت جنسی رسیدم و آبم اومد.


    بعد به سمیرا گفتم برو کنار رفتم از تو کشو چهارمم ویبراتور رو اوردم و رو کص نازش گذاشتم و بعد از یه دیقه کار با ویبراتور رو آخرین درجه آبش اومد بعد تو چشمای هم نگاه کردیم و بغضمون گرفت.


    بعد همدیگه رو بغل کردیم جوری که تپش قلبون سینه های همدیگه رو میلرزوند تو بغل هم موی همو ناز میکردیم و باهم گریه میکردیم اشکامون شونه های همدیگه رو خیس میکرد و بعدش لب هامون به هم قفل شدن و تا دو سه دیقه باز نمیشدن


    از اون شب دیگه بی دی اس ام برام معنایی چندانی نداشت از اون شب تنها چیزی که برام مهم شد سمیرا بود.


    نوشته: Lelexxxx

  • 6

  • 10




  • نظرات:
    •   ali99999999
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • @@@@@


    •   bn1380
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • آخرش نفهمیدم پسری؟دختری؟دو جنسه ای؟
      دیس اول به همراه کیر خر اگه پسری تو کونت اگه دختری تو کون و کست


    •   shahx-1
    • 1 هفته،4 روز
      • 7

    • کیوان خان یک سوال شما برای چی ویبراتور تو کشو بغل تختتون داشتین؟!! (biggrin)


    •   shahx-1
    • 1 هفته،4 روز
      • 9

    • به علاوه بچه بودین میومد پیشتون می موند درست وقتی سنتون رفت بالا دیگه برای چی میموند؟؟ تو نوزده سالگی هنوز پوشکتون میکردن؟؟؟ (biggrin)


    •   toolejen
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • منکه گوه کیجک گرفتم ،دوبار خوندم آخرش نفهمیدم کی به کیه


    •   hamid30gari
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • از شانس من امشب یا لز بینه یا گی.
      لزبین و گی نمیخونم نظر هم نمیدم.
      موفق باشی؛


    •   Adtenos35
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • شب بودا ،تابستون بودا ،مهمونی بودا ،اونم مست بودا تو هم ۱۷ ساله
      یا نمیدونی مهمونی که یکی ازش مست برمیگرده چیه
      یا نمیدونی دختر ۱۷ ساله چیه
      یا نمیدونی اینجا ایرانه
      یا شایدم جق سلولای مغزتو پوکونده


    •   doki-kar balad
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • یه ساعت دارم فکر میکنم تو کشوی چهارم ویبراتور داشته، تو کشو اول و دوم و سوم، چی بوده یعنی؟
      حل این سه معادله سه مجهولی برام سخته!
      کسی میدونه؟ خاردار یا بالدار یا دیلدو؟


    •   moustapha_B
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • کجاش لزبین بود؟


    •   R.Renger22
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • تو 12 سالگی خود ارضایی میکردی؟
      نسل دختر خوب خیلی وقته منقرض شده!


    •   Soroush_Khi
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • ادمین کسخل هم داستان رو نخونده میاد تگ لزبین میذاره پاش!
      خوبه خودشم میدونه ارزش خوندن نداره اون وقت میاد میذارش که ماها بخونیم!
      مثل این که ادمین فقط واسه سرگرمی داستان میذاره؟!


    •   سعید تبریزی
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • محکم تر بزن


    •   lovely_grl
    • 1 هفته،4 روز
      • 3

    • حرفی نیست.. شما خوبی؟


    •   Amir149656
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • اینکه گفتی درازش دادم یعنی چی واقعا؟؟!!!!!
      ونکته اینکه حتما تجدید نظر کن توانتخابت این سمیراحتما جنده بوده که تو یه جلسه کس و کون رو داده بهت
      واخرشم فوت جاب و ویبراتور!!!!!!!!


    •   Behzad3213
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • همه جای داستان بعد داشت
      خب بعد؟
      بعدش چی شد؟


    •   excavator
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • بیشعوری توهم پرستان آریایی از کامنت گذاشتنشون مشخصه


    •   Peres.jerman
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • چی میزنی؟


    •   Soltanekir.mashhad
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • کون کش یکی کنارم بچپسه از صداش بیدار میشم بعد تویه کونی اگشتشو میخوردی,شکمشو لیس میزدی,موهاش و ناز میکردی اونم بیدار نمیشد


      اگزوز هندا ۱۲۵ سی سی از زوایای مختلف تو کون هرکی که دروغ بگه (preved) (preved)


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • تخیلات مزخرف کودکانه یه بچه کونی ۱۴ ساله بود
      بدبخت عقده ای چه آرزوهایی داره
      گوساله تو جق زدن رو از شهوانی یاد گرفتی بعد با نهایت سرعت میکردی!!؟؟
      پخ بگن دو دفعه میرینی به خودت بعد یه ربع کردیش؟؟
      برو درت و بزار باد نده نکبت . انتر


      اون باسن مدیوم چیه؟
      احتمالا مال من ۳ ایکس لارج میشه


    •   Xknight.1
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • بچه گوزو. ویبراتور پیش تو چه می کرد؟!!


    •   Lisajor
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • از بچگی کسخل بودی، واسه همین بزرگیتو نخوندم. کسخل عاقبت کسمغز شود.


    •   Militto
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • موضوع داستان لز عه، خودت گی


      چی ب چیه کی ب کیه کص تو کیره، کیر تو کص عه، فک کنم خودت نفهمیدی چی نوشتی وختی دستت داخل شورتت بود


    •   INFERNOKING8585
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • هلاک اون 6نفریم که لایک کردن.دونت فاک لایک .دیس ایز وری وری جلقینگ


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو