پرستوی عشق

    1396/6/21

    سلام
    من امیر ۳۵ساله و مجرد.البته از خانمم به دلایلی جداشدم و تنها زندگی میکنم
    من بهمراه خانم رضایی انبار دار یه شرکت بودیم
    سالی دوبار شمارش وآماگیری داریم
    خانم رضایی یه زن حدود ۵۰ساله بود.زنی کار بلد اما زشت و عبوس
    خلاصه نزدیکای آمارگیری بود که خانم رضایی مریض شدو نتونست بیاد شرکت
    از طرفی باید آمار را تحویل میدادیم ولی تنهایی هم نمیشود
    خانم رضایی زنگ زد و گفت که تا ۱۵ روز نمیتونه بیاد ولی ریس شرکت گفت آمارو باید در بیاریم و رد کنیم سازمان
    خلاصه باخواهش و تمنای خانم رضایی از من که من انجام بدم و دخترش رابعنوان کمکی بفرسته پیشم که من گفتم آخه آمار گیری کار تخصصیه و این داستانا ولی ناچار قبول کردم
    پسفرداش دختر خانم رضایی اومد
    اوووووف چه شاه کسی بود
    حدودا۲۵ساله قد بلند سفید و سکسی
    باهم آشنا شدیم و از همون روز شروع کردیم
    یه دوروزی گذشت و بیشتر باهم آشنا شدیم و من سعی میکردم بیشتر بهش نزدیک بشم
    اسمش پرستو بود‌.خودشم کونش میخارید
    روز سوم که اومد خیلی به خودش رسیده بود بهم گفت امیر آقا چقدر طول میکشه خسته شدم دیگه
    گفتم اگه میخوای عصرا هم بیاییم تا زودتر تمومش کنیم
    قبول کرد و از همون روز عصر اومدیم
    داشتیم کالاهارا بررسی میکردیم که تو دهنه یه قفسه ها من از پشت چسبیدم بهش البته اولش ناخواسته بود ولی دیدم حال میده سعی کردم تو همون حالت بمونم
    بهم گفت آمار منو میگیرید یا جنسارا
    بیشتر چسبیدم بهش و گفتم تو که آمارت مشخصه سینه هاشو گرفتم گفتم این یکی اینم دوتا
    اونم نکرد نامردی کیرمو گرفت گفت ولی مال تو یکیه
    خلاصه بهش پیشنهاد سکس دادم و اونم قبول کرد
    تو انبار نمیشود چون خیلی دوربین داشت قرار گذاشتیم فردا عصر به بهونه اینکه میاد شرکت بیاد خونه من
    بهش گفتم حسابی به خودت برس
    دردسرتون ندم فردا حدود ساعت ۵ اومد دم خونمون
    اما یه تیپ معمولی داشت
    گفتم چرا اینقدر رسمی گفت آخه تو خونه شک میکردن لباس آوردم اینجا عوض میکنم
    رفت تو اتاق خوابم یه نیم ساعتی طول کشید
    یه آرابش توپ و جلف و یه شلوارک نازک و چسبون سفید بدون شورت و یه تاپ مشکی بدون سوتین پوشید بود
    الحق که جنده ای بود
    گفت من باکرم هواست باشه ها گفتم پس چیکارت کنم دیدم زد رو کونم گفت با این حال کن
    آخ کون که نبود به کوه ژله ای بود
    کلی ازش لب گرفتمو مالوندمش
    اومدم سینه هاشو سفت خوردم و رفتم سراغ کس و کونش
    کسشو که لیس زدم حسابی داغ شد و نالش اتاقو پر کرد و هی میگفت کیر میخوام
    کونشم خوردم
    خیلی سکسی بود
    کونشو تا میخوردم تنگ و گشاد میکرد که حشری تر بشم
    اما خودش تو فضا بود
    بلند شد کیرمو مالید و شروع کرد به ساک زدن یه یک دقیقه ای خورد که تحملش تموم شد
    داگی بدام نشست و لا کونشو باز کرد گفت زود بهم بده اون کیرتو
    منم با کرم چربش کردم اکل یه کم مالیدم درش که تابلو طاقتش داشت تموم میشود
    سرشو کردم توش
    خیلی راحت رفت توش یواش یواش فشار دادم تا تخمامو کردم توش
    پیدا بود خیلی کون داده و خودشم تایید کرد
    افتادم به جونش و هی تلنبه زدم
    خوب حال میکرد و خوب حال میداد
    گفتم دمرو بخواب و لا کونتو باز کن
    باعشوه خوابید و لا کونشو باز کرد
    منم یه دفعه کردم توش
    اولش دردش اومد ولی بعد کونشو میداد بالا تا بیشتر حال کنمدلم نمیخواست تموم بشه ازبس حال میداد
    همونطوری که توش بود به پهلو خوابیدیم و کردمش
    آبم داشت میومد
    داگی شد سرشو گذاشت رو زمین و کونو خیلی داد بالا
    زدم رو کونش
    لاشو لاز کرد
    یه سوراخ گشاد و قرمز جلوم بود
    کردم توش و تند تند تلنبه زدم
    گفتم داره میاد گفت بشور کونمو باهاش
    به عشوه هی میگعت آخ جر خوردم
    اوووووف پارم کردی
    کیرکلفت کونم جر خورد
    دیگه بهت نمیدم
    و هی کونشو میداد عقب
    گفتم کونی من چی تو تو کونته
    گفت یه کیر کلفت که داره جرم میده
    گفتم جوووون اووووف به این کون
    بازم بهم کون میدی
    گفت جوووون مال خودته این کون هر وقت خواستی بیا بکنم
    آخ آبم ا مد
    ریختم توش و هی داد میزد آخ سوختم آتیش گرفتم
    خیلی حال داد.یه دقیفه روش خوابیدم بعد یه پذیرایی رفت
    از اون روز به بعد ماهی یکی دوبار میاد کونش میزارمو میره
    ممنون کا حوصله کردید و خوندید


    نوشته: امیر

  • 2

  • 3




نظرات:
  •   The_Dr
  • 2 ماه،1 هفته
    • 1

  • همون خط اول كه گفتي من و خانوم فلاني
    فهميدم قراره بكنيش!


    كيرم دهنت با كستانت!


  •   اژدهای_سیاه
  • 2 ماه،1 هفته
    • 1

  • زئوس... این همه سرعت در کامنت گذاری رو از کجا میاری؟! (rolling)


  •   The_Dr
  • 2 ماه،1 هفته
    • 3

  • زئوس داداش يه كانال تلگرام بزن
    كسشراي دست هزارمتو اونجا بنويس عشقم


    اينجا راجع به داستان بايد نظر بدي (dash)


  •   shadow69
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺑﺰﺭﮔﯽ :
    ﮐﻢ ﮔﻮﯼ ﻭ ﮔﺰﯾﺪﻩ ﮔﻮﯼ ﭼﻮﻥ ﺩُﺭ ﮐﯿﺮﻡ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﺭ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻧﺰﻥ ﻏُﺮ


  •   shahx-1
  • 2 ماه،1 هفته
    • 1

  • طرف خودش انبار دار حرفه ای بود قبول چه ربطی به دخترش داره؟ مگه همه ما کار پدرمون رو در حد خودش بلدیم؟؟ مگه یه جراح مریض میشه بچش میره بیمارستان مریضا رو عمل میکنه؟؟ یا یک خلبان پاش میشکنه از فردا دختر یا پسرشو میبرن میشونن تو کابین خلبان؟؟
    صاحب کارت در واقعیت گریتو در اورده تو هم در خیالاتت دخترشو بردی خونه که مثلا تلافی کنی کدوم دختری اینقدر اسون میره خونه پسر اونم دختر ایرانی که هر جا میره هزارتا نازکش داره اگرم بره هیچوقت نمیگه اره من خیلی دادم!!! اومدی اینجا عقده گشایی کنی همین.....


  •   PayamSE
  • 2 ماه،1 هفته
    • 1

  • والا اینجوری هول هولکی بری تو بقالی و بگی یه گلنار بده میندازدت بیرون،آخه یه اهمی، یه مقدمه ای....همینجوری بری پشت طرف بچسبی بهش و ممه هاشو بشماری اونم خم شه بگه لطفا...؟اونم به یه پسر باوقار که بهش میگه جنده.
    چی بگم والا، نصف دنیا رو گشتم هنوز ندیدم اینمدلی.


  •   خوش_غیرت
  • 2 ماه،1 هفته
    • 2

  • از همون اول که گفتی خانم رضایی فهمیدم از کونت میخوای داستان دراری.فقط یه چیز آبتو ریختی تو کونش گفت آی سوختم؟مگه شیر آبه داغه؟"لاشو لاز کرد"من هفت جد اون معلمه فارسیتو گاییدم که به املات بیست داده.


  •   saiko
  • 2 ماه،1 هفته
    • 1

  • اگه داستان بود بکنش توی کونت...
    اگه خاطره بود بازم بکن توی کونت...
    انبار داری? انبار توی کونت...
    جنساش چیه? اونام توکونت....
    جایزه هوم کر هم توی کونت....
    اون یارو مرده هست تبلیغ 9090 میکنه!¿ هاشمیه فک کنم
    اونم تو کونت....صابونی که توی دستته و داری جق میزنی هم توی کونت...
    دیگه ننویس لطفا ببخشید که فحش دادم...


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو