پریای من

    وقتی بهش گفتم که برگرد و به شکم بخواب انگار تمام انرژی ای که بالا پایین شدن ها و تقلاهاش رو به پایان می بردنش رو دوباره بهش برگردونم. همیشه عاشق این بود که بهش بگم برگرد و به شکم بخواب چون اینجوری هم من مسلطتر عمل می کردم و هم اون با خیال راحتتری تمرکزش رو می ذاشت روی لذت بردن. می دونه که من همیشه دوست دارم بیشتر از من اون لذت ببره و خوب همیشه هم ابتکار عمل از ابتدا تا جایی که تشخیص می دادم حداقل سه بار ارضا شده، دست من بود. این حرکت اخری هم حسن ختامی بود بر یک عشق بازی شیرین و طولانی که همیشه با این جمله ختم می شد: آه، دارم می میرم، ببین زیرم دریاچه شده.
    و جواب می گرفت: جانم، عشق من، منم همین رو دوست دارم که زیرت دریاچه بشه، اخ ببین چقدر این کس خوشمزه و کوچولوت خیس و داغ شده، الان جون می ده که یه دل سیر بلیسمش تا حسابی بوی خوش عطرش بپیچه تو تمام جونم.


    دیدن اینکه کسی که زیباترینِ بدنهای دنیا رو داره جلوی روت دراز کشیده و سینه های خوشگل و سکسی و خوردنیش یک مقداریش از بغلاش معلومه و کمرش در اثر بالشتی که زیر شکمش گذاشتم چنان انحنای زیبایی گرفته که هر مردی رو مدهوش می کنه تا چه برسه به من که دیوانه ی این تن و بدن هستم. حتی فکر کردن بهش هم زیباست که این انحنای دیوانه کننده ختم به دو برامدگی لوند و گرد می شن، وای وای. کونش تو این حالت مظهر سکس و شهوت بود برام، برامده، گرد و لوند که با هر ضربه ی دست من چندین بار می لرزید این ضربه ها تا قرمز شدنش ادامه داشت تا اینکه من لای کونش رو باز کنم و بهش بگم عشق من می شه تا جایی که می تونی تو همین حالت کونت رو بدی بالاتر و کمرت رو ببری پایینتر، دوست دارم که تمام کون و کسِ خوشگلت رو ببینم و بلیسم. دیوانه کننده ست دیدن کس خوشگلش که با یه چاک زیبا ختم به سوراخ کون تنگش می شه. کس صورتی، کشیده اما تپل با چوچوله و لبه های صورتی متمایل به قرمزی که زیبایی های پایین تنه اش رو با دوتا ران کشیده کاملِ کامل می کنه. حالا اون سعی می کرد که تا جایی که می تونه کون و کسش رو بیاره بالاتر و منم با زبونم و دماغم و صورتم و لبام برم لای پاش و فقط خودم رو بی هدف بمالم به همه جاش. اینجور وقتا از شدت شهوت واقعا تعادلم از دستم می ره و واقعا نمی دونم چیکار می کنم تا با جیغها و التماس هاش به خودم می یام.


    -آه، آریا، آریا، آه، آآآآآآآآآآآآآآآآه، بلیس کسمو، آآآآآآآآآآه آریا جونم، عشقم، کسمو بخور، بخور دارم ارضا می شم، تندتر تندتر، جووووووووون بخورش، همه جاشو، کونمم بخور.
    - اوووووووووووووووف، جوووون، خوشمزه س عزیزم؟ دوسش داری؟ می بینی چقدر خیس شده؟ می بینی چقدر داغه؟ اره؟ بخورش آریا، دیونه، دیونه، دیونه ی من، دیونه جونم بخورش


    منم حالا با این فریاد ها بیشتر تشویق می شدم که به کارم ادامه بدم، انگار نه انگار که یک ساعت و نیمه داریم با شدت هرچه تمامتر سکس می کنیم. اصلا انگار نه انگار که متوسط روزی یکبار سکس می کنیم با هم چون تازه به اینجا که می رسیم اصل ماجرای سکس ما شروع می شه. زبونم حالا لای خط کونشه و دارم به سمت پایین و به سمت کس عزیزترین موجود دنیا هرچی که هست رو می لیسم تا بیشتر و بیشتر و بیشتر بهش خوش بگذره و لذت ببره ازم. رسیدم به سوراخ کونش هرچند که همیشه در این رابطه مقاومت می کنه و علارغم همه ی لذتی که براش داره می گه نخورش، کثیفه اما نه خودش طاقت می یاره که جلوی من رو بگیره و نه من اصلا دیگه چیزی می فهمم از کثیف بودن، اخه مگه می شه یه جای بدن این موجود رویایی کثیف هم باشه؟ اب کسش رو با زبونم می مالم به سوراخ کونش که اونجا هم بوی کسش رو بگیره و بعد زبونم رو دور سوراخ کونش می چرخونم یواش یواش و بعد زبونم رو پهن می کنم و یه لیس بزرگ از سوراخ کونش.
    غافلگیرش می کنم با زبونی که ناگهانی از روی سوراخ کون فرو کردم تو کسش و دارم سعی می کنم تا جایی که ممکنه بیشتر فرو کنمش. لعنتی رو هرچقدر بیشتر می لیسی و می خوریش خوشمزه تر می شه و مزه اش زیر زبونت می شینه. زبونم تو کسشه و دیواره های کسش رو حس می کنم، برامدگی های خیلی خیلی ریزی به زبونم می خوره که درست به اندازه ی برامدگی های روی زبون هست، غده های بسیارکوچیکی که این مایه ی خوشبو رو توی کس تزریق می کنه تا لزجی باعث لذت بردن هر دو نفر بشه. چرخش زبونم حالا تبدیل شده به تکون دادن نوک زبونم توی کسش، فقط نوک زبونم توی کسش تکون می خوره و به بالا و پایین کسش برخورد می کنه. نمی تونم تمومش کنم، واقعا نمی تونم از لیسیدن کس عشقم و در نتیجه دیدن و حس کردن لذت بردن این وجود خواستنی، دست بر دارم.
    حالا نوبت به چوچوله اش یعنی حساسترین جای بدن زن رسیده، جایی که اگه واقعا بلد باشی چه جوری تحریکش باشی هیچ زنی تاب مقاومت نداره و بعد از این حرکت دیگه تمام خجالت هاش رو کنار می ذاره و می ره تو ابرا. چوچوله چون خیلی نرمه و حتی ظریفتر از لاله ی گوشه برای همین من برعکس همه ی ادما فکر می کنم که روی زبون برای وجود پُرز ها و غده های ترشح بذاق خیلی زِبرتر از حدی هست که بتون اونجور باید و شاید چوچوله رو تحریک بکنه، انگشت رو هم که باید فراموش کرد. این وسط هر مردی سه تا وسیله داره که بنابر موقعیت باید ازش استفاده بکن، لب، کیر و پشت زبون. من همیشه پشت زبونم رو لای لبهام می گیره و خیلی اروم اروم به همراه لبم چوچوله رو می لیسم. با دستم دوتا رون پاش رو بیشتر از هم جدا می کنه و درنتیجه لای کسش بیشتر معلوم می شه و چوچوله اش بیشتر بیرون می یاد. مثل یه مار زخمی به خودش می پیچه ولی من گرفتمش تا تماسمون قطع نشه.
    داد و فریادی که راه انداختیم همه ی همسایه هامون رو هم باید به وجد اورده باشه.
    آآآآآآه عزیزم، آه، اوووووووف، خدا، ای خدا، اااااااااه. اریا، اریاااااااا، اریا، اریا جونم. دیونم کردی دیونه. آه آه آه


    دیگه وقتشه،خودم روش دراز می کشم اما نه به طور کامل، پاهاش بین پاهامه و کونش و کسش کمی بالا امدن و من هم روی دوتا دستام تنم رو بالاتر از اون گرفتم. کیرم رو می فرستم لای پاش البته با این دقت که توی کسش نره و همین لای پاش بازی کنه. بین پاهاش انقدر لزجه و خیس از اب دهان من و اب کس عشقم شده که کیرم خیلی زود شروع به بازی گوشی لای پاهاش و لای چاک کونش، کرد. کیرم رو می ذارم لای کونش و حالا بدون اینکه سعی کنم بکنم توی کونش فقط خودم رو در حالی که کیرم صاف صاف لای کونش قرار گرفته به بالا و پایین می کشم درست مثل سینه خیز رفتن، من روانی این حرکت هستم و اصلا تا این حرکت رو انجام ندم ابم نمی یاد.
    حالا اروم اروم، با نفس هایی که یکی رو به شدت گرفتن و دیگری رو به آرام شدن می ره، کیرم رو بدون دخالت دست و با مقداری بازیگوشی لای پاهاش یعنی اینور و اون ور رفتن کیرم بلاخره خیلی خیلی نرم وارد کسش می کنم، خیلی اروم جوری که فقط رفتن سرش توی کسش چهل ثانیه طول می کشه و همین روال رو انجام می دم تا وقتی که تا جای ممکن کیرم رفته باشه تا ته توکسش. حالا با همون حرکت اهسته کیرم رو در می یارم و اینبار یک مقداری سرعت رو بیشتر می کنم ولی هنوز حرکم ارومه. صدای نفس کشیدنم شبیه به غرش زیر لب شیرا شده که احساس می کنم که وقتش شده، همیشه تو این لحظه بهم می گه اقا شیره، تا ته کیرت رو بکن تو کسم.
    آه، آآآآآآآآآآآآه، اووووووووووووووف، آآآآآآه، ممممممممممم
    سرعتم بیشتر شده و هرچی سرعت بیشتر می شه میزان تماس شکم و سینه ام به کمر و پشت شونه هاش بیشتر می شه و من بیشتر خودم رو بهش نزدیکتر می کنم و بیشتر خودم رو بهش فشار می دم. حالا بالا تنه ام روی ارنجهام هست و دستام رو از زیر بغلش رد کردم، سرعتم زیاده، کیرم وارد کس عشقم می شه و با هر ضربه ای نفسش به طرز خوشآیندی خالی می شه. کیرم بعد از عبور از بین پره های کسش و تحریک چوچوله اش وارد بخش اول کسش می شه جایی که تازه ویژگی کسهای تپل و کشیده مثل کس عزیزترینم، مشخص می شه چون تنگی کس رو به حداثر می رسونه. دیواره های کسش همه لبریز و سرریز شدن از ابِ کسی که اروم اروم داره در اثر اصتعکاک زیاد غلیظتر هم می شه. تا هرجایی که کیرم رو فرو می کنم فشار این کس تنگ لذتی به من می ده که دیگه سر از خودم نمی شناسم.
    لذتش مثل پرواز یه دسته پروانه تو دلت همه جای بدنت رو می گیره و همیشه این سوال برام بود که ایا عشقم هم این احساس رو داره؟ و اونم همیشه جوابم رو می داد که اگه تو اون لحظه حس من رو درک کنی دلت می خواد زن باشی.


    ما حالا احساس می کنم که دارم اروم اروم به لحظه ی انفجار نزدیک می شم و کاملا دیگه کنترلم رو از دست دادم. بهترین لحظه ی عمرم رو دارم تجربه می کنم که تو یه لحظه کیرم رو از تو کسش در می یارم و می ذارم لای کونش خودش می فهمه و دستاش رو دراز می کنه تا کونش رو تا جای ممکن از هم باز بکنه تا سوراخ تنگ و گرم و نرم کونش محیای حضور کیرم بشه. بدون اینکه دستم رو از زیر بغلاش در بیارم با حرکت کمرم کیری که دیگه از شدت شهوت به قدری راست شده که با یه چوب خشک هیچ فرقی نداره رو روی سوراخ کونش می ذارم و درحالی که خودش هم به فرو رفتن کیرم کمک می کنه اروم اروم سرش به کمک اب کس و بذاق دهن من و فشارهای مناسب کمرم وارد کون تنگ و زیبا و گرم نابترین فرشته ی دنیا می شه که اون هم با کشیدن آهی جانانه که مظهر همیشگی شهوت هست ازش استقبال می کنه. گرماش حسابی تن رو فرا گرفته و احساس می کنم درست زیر دلم یه پر پرنده می کشن.کیرم تا جای ممکنه وار کونش شده این رو تخمهایی که حالا رسیده به سوراخ کونش می گه و من رو از شدت لذت تحریک می کنه یه فشار محکم دیگه به کیرم بدم که باعث بشه عشقم از درد با یه آآآآآآآآآآآآآخ بلند از زیر کیرم فرار کنه ولی نه خیلی دور بلکه فقط به این اندازه که از فشار کیرم کم بشه. حالا سرعت و شدت ضربه هام رو بیشتر و محکمتر می کنم، صدای آه و آخ گفتن هاش پیچیده توی آه و فداتشم، جوووووووون، عشق من، دیونه ببین کیرم تو کونته، دیونه ی خودمی تو، دارم کون یه دیونه ی خوشگل می ذارم که دیونه ام کرده. جوووووون عزیزم، پریای من، گل من، آآآآآآآآآآآه.


    خودم نمی فهمم هیچ وقت که تو این تقلاها کی انگشتام دور گردنِ کشیده، باریک و بلوریش گره خورده و یک کمی حالت خفگی بهش می ده و اون یکی دستم هم رفته از زیر شکمش روی کسش و داره اونجا رو می ماله و فاصله ی بین گردن و سرشونه هاش رو هم به دندون گرفتم و نه اروم و نه خیلی محکم دارم گازش می گیرم.


    دیگه وقتش شده، نمی تونم بیشتر از این مقاومت کنم، لحظه ی انفجار همه ی احساس های خوب جهان تو وجود منه، تمام قدرتم رو متمرکز می کنم روی کمر و کیرم و تا جای ممکن با فشار کیرم و تو کونش تلمبه می زنم، در همان حالی و بدون اینکه از تلمبه زدن دست بر دارم سریع پاهاش رو از هم باز می کنم و خودم پاهام رو می ذارم وسط پاهاش که کونش رو بیشتر بازکنه که دیگه کیرم تا اخرین میلیمتر ممکنه جا بشه تو کونش، اون از شدت درد اشک گوشه ی چشماش جمع بشه و داد بزنه، آرررررررررررریاااااااااا جر خوردم، آررررررریاااااا، دیونه پارم کردی، دیونه.
    -جون عزیزم، الان تموم می شه، عشقم، پریاااای من، پریای دیونه ی من، آه، آه، آآآآآآآآآآآآه، آآآآآآآآآآآآآه، پریاااااااااااا جونم، گل جونم.


    o آریا جرم دادی، آآآآآآآه، آریاااااااا پاره شدم ولی تو بکن عشق من، مال خودتم، آآآآآآه، آآآآآآآآآه


    o پریا، داره آبم می یاد، کجا کج کککک، پپپپررررررریااااااااا عشقم.


    چند فشار با نفس هایی که فقط بازدم هستند اب کیرم رو بدون اینکه فرصت این رو پیدا کنم کامل ازش بپرسم دوست داره کجاش بریزم، توی کونش خالی کردم و بی حال روش افتادم، عاشق این سنگینی هست وزن من بعد از سکسه و من هم عاشق این سنگینی فضای اتاق بعد از این طوفان هستم. سکوتمون چند لحظه بیشتر طول نمی کشه که با صدای بوسه های من که بی هدف به سر، صورت، گردن و سرشونه هاش می زنم سکوت می شکنه. اولین جمله رو اون می گه.
    - وای آریا، واقعا دیونه ای تو، ببین چیکار کردی با من، دیونه؟ آآآآآآه.
    و با این آه چند لحظه کونش رو تکون می ده، انگار می خواد اخرین قطره های ابم رو هم از کیرم بکشه بیرون.
    - خودت ببین چیکار کردی دیونه، چشمام سیاهی رفت بس که تو من رو بردی تو اسمونا.


    دوباره سکوت می شه بینمون ولی بازم برای چند لحظه که با پرسیدن تو چه فکری هستی؟ وارد یک بحث فلسفی داغ با هم می شیم که این لذت غلتی زده باشیم تو لذتِ دوباره و هزارباره شنیدنِ لحن و تُنالیته ی صدای نازش. موضوع بحثهامون البته بیشتر فلسفی و عرفانی هست، ما دیوانه ی مولانا هستیم و می شه گفت غالب بحثمان هم مربوط به همین موضوع هست. این بحث کردن ها واقعا چنان جدی می شه بینمون که انگار دوتا دانشجوی کاملا بیگانه با هم مناظره می کنند نه یه عاشق معشوقی که بیش از دو ساعت عشق بازی کرده اند. این همیشه من رو به این فکر می بره که واقعا ما دیونه نیستیم که بدون اینکه خودمون بخوایم بعد از همه ی عشق بازی هامون ناخوداگاه وارد بحث های اینچنینی می شیم؟ هرچی که هست ما که ازش لذت می بریم بی نهایت.
    حالا آرام، آرام نوبت خواندن کتابی، داستانی، غزلی ست که عشقم رو به خواب ببره تا مجموعه ی لذت های من کامل بشه، چشماش رو روی هم می ذاره و اروم اروم صدای نفس هاش مرتبتر و عمیقتر می شه که من با دیدن چهره ی معصومه این فرشته ی عاشق، این دختر حیرت انگیزِ بی نظیر، این شاهکار آفرینش باشم که چطور ترکیب زیبای صورتش و برآشفتگی موهایش و لایه ی نازک عرقی که روی پیشانی اش نشسته من را با سمفونی بی همتای نفس کشیدنش به دنیای دیگه ای ببره که هیچ مخدری و الکلی نمی بره.


    دوست های نادیده و غریبه ی من، این متن رو من بعد از بسیاری کلنجار رفتن با خودم برای نوشتن اش، نوشتم تا این بغض فروخفته ای دوباره مزمزه کنم و مانند خلط فرو بدمش. این متن رو نوشتم تا شاید کسی که باید بخونتش و بدونه عشق بازی های راه دور ما در ذهن من چگونه نقش بسته و چه احساس و نگاهی بهشون دارم. این رو متوجه بشه که چقدر حتی تا جزئیات دفعه به دفعه ی عشق بازی هامون خاطرم مونده و این رو درک کنه که امتحان کردن میزان دل بستگی و دیونگی من از راه تنها گذاشتن من و فاصله گرفتن ازم سختترین امتحان و آزمون دنیاست که هیچ پیامبری و هیچ انسانی تا امروز از پسش بر نیامده، تا چه برسد به من. امیدوارم این متن رو بخونه و بدونه که برای من چقدر عزیز و قابل ستایش هست. بفهمه که کم کم وقتش هست که برگرده و با یه لبخند بهم بگه دیونه جونم، تو از امتحانت سربلند بیرون امدی.
    خوب دیگه وقت زمزمه کردن شعرهای حسین منزوی رسیده.
    دوستای غریبه ی من، امیدوارم که این متن رو از روی شهوت محض و خوی حیوانی نخوانید، بلکه این متن رو با شهوت و احساس بخوانید تا بتونید لحظه لحظه اش رو درک کنید و اون لذت باید رو ازش ببرید.


    نوشته: آریا

  • 9

  • 9




  • نظرات:
    •   Q.mars
    • 4 هفته،1 روز
      • 6

    • آریاااااااااا
      بشین سرش راه بیاااااااا


    •   کارخودشونه...
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • خدا وکیلی صد تومن میدم فقط دفعه ی بعد کوتاهش کن


    •   lovely_grl
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • وقتی اروتیک مینویسی باید هر کلمه رو با احساس خاصت تایپ کنی یا بنویسی در غیر این صورت نوشتت مصنوعی میشه نمیگم دایتانت خوب نبود ولی میتونستی حس بیشتری بهش بدی موفق باشی


    •   Drax
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • داستانش از آخر رو به اول شرو میشه بچه ها
      برید از خط آخر بخونید بیایید روبه بالا (biggrin)


    •   DR.KIRKOLOFT2
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • خدایی با این تبلیغای سایت جق بزنیم بهتره
      انقد کصشر خوندیم مغزمون اب داد
      ا


    •   TheBitchKing
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • کاش نصف کلنجاری که برای تایپ کردن یا نکردنش داشتی رو سر خوندن و ویرایشش میکردی که اینقد بی سر و ته نباشه متنت. پاراگراف یکی مونده به آخری رو بخون و با اینجا با رسم شکل توضیح بده من بفهمم چی نوشتی زبون بسته. بعد میگی از رو احساس بخونیم که درکت کنیم؟ خو من الان احساس ریدن دارم لامصب.


    •   خوشگلخانم
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • آموزش کس لیسی بود ؟ اینجاهمه کاربلدنا... (biggrin)


    •   بچه-ای-خوب
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • خوب بود بجز اون تیکه اش که آبت رو توی کونش خالی کردی. این کار خطرناک ترین کار ممکن هست و ممکن هست دچار بیماری هایی بشید که تمام عشق و علاقه رو تبدیل به یک کابوس کنه.
      پس لطفا این گونه کار های خطر ناک رو ترویج ندید. درکل لایک.


    •   MASIӇA
    • 4 هفته،1 روز
      • 6

    • باور کن زیادی و بیخودی کش دادن به کلماتی مثل آه و اوف و موف معجزه‌ای به وجود نمیاره و برعکس باعث لوس شدن روایتت میشه. فکر میکنی طرف اینطوری بخونه شق درد مق دردش بیشتر میشه اما نوچ.
      هر چند من کلا به نیت جق مق زدن نمیام داستان بخونم، دیشب هم چنان سکسی داشتم و چنان ارضایی شدم که الان بیست تا دختر جلوم ردیف بشن کیرم حتی بلند نمیشه بگه برید گم شید چه برسه به متن... یعنی حس آدم سیری رو دارم که چشمش به غذا میوفته و میخواد بالا بیاره.
      اما گفتم که بدونی جریان چیه. بقیه‌ی ماجرا هم که پر از اشکال بود و میگذریم و زیاد اذیتت نمیکنیم.
      فقط اونجا که حرف از قورت دادن خلط شد!
      نمیشد این مثال کثیفو نزنی؟:(


    •   Cleverman1358
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • مگه مورچه خواری که زبونت بلنده انقدر که برسه جایی که ترشحات کسش میاد؟
      لعنتی غرش زیر لب شیر دیگه چه صیغه ایه ؟
      پشت زبونت بین دو تا لبت ؟!!!!
      خدایا این کسخلا را از ما نگیر


    •   saeedno15
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • اروتیک نوشتن کار هر کسی نیست باید بتونی با جمله بندی و دیالوگ های درست اون حسو به خواننده انتقال بدی که متاسفانه ضعیف بود


    •   سارینااا
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • بچه ها خودشون فیلم میبینن بهتر از توهم میدونن چیکار کنن (biggrin)


    •   Amamga
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • خیلی عالی نوشته بودی


    •   رضاکافر
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • تکراری.قبلا همینجا توی شهوانی اپ شده.این بار سوم هست.عشق تکرار دارین همتون


    •   Caboos1
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • آدم حس میکنه رفته پیش دکتر گوش و حلق و بینی
      دیوث


    •   Annahita
    • 4 هفته
      • 0

    • قشنگ بود ولی جای بهتر شدن داره


    •   Minow
    • 4 هفته
      • 0

    • من نظرات و خوندم دیگه داستان و نخوندم دیس لایک


    •   Weed-m@n
    • 4 هفته
      • 0

    • ناموسا چجوری هرکی اینجا نوشته تایم سکسش بالای نیم ساعت . بعد میری بیرون زن یا دختر بخاطر اینک شوهر یا دوس پسرش خروس بودن دارن مینالن .


    •   uouo72721
    • 4 هفته
      • 0

    • اوووو کی میره این همه راهو


    •   آرش.نادمی
    • 4 هفته
      • 0

    • آریا کون خور


    •   Birdy
    • 4 هفته
      • 0

    • اوایل داستان حس کردم قبلا خوندمش و با یه سرچ ساده معلوم شد که بعله این داستان 6 سال قبل با اسم فرشته ای به نام پریا منتشر شده بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
      مگه مجبورین آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (angry)


    •   just_A_guy
    • 4 هفته
      • 0

    • فیلم سوپر تعریف میکنی؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو