پسربچه ای با موهای قرمز

    سلام این خاطره بر میگرده به ۶ سال پیش که چهارده سالم بود
    اسمم رضاس اونموقع ها تو یکی از خونه های ویلاییه پایین شهره تهران زندگی میکردیم
    من یه پسر خوش فیس و زیبا با موهای تقریبا قرمز بودم که قیافه ام به دل همه مینشست و دوستم داشتن
    اونموقع ها انگولک زیاد میشدم چون به گفته خیلیا مثل دخترا بودم و بدنم خیلی سکسی بود راستی چشمامم آبی رنگه
    یه روز با دوستم مجید که همسایه بغلیمون بود و همسن خودم بود راه افتادیم بریم مدرسه که این آقا مجید اعتیاد شدیدی به کلوپ داشت و سونی بازی میکرد
    خلاصه رفتیم مدرسه اما دو زنگ آخر رو معلم نداشتیم گفتن بریم حیاط که به خواست مجید فرار کردیم تا بریم کلوپ اما هر دوتاییمون به هوای پول هم بودیم هیچکدومم پول نداشتیم
    رفتیم نشستیم بازی کردن که یک ساعت شد کشتی کجم بازی میکردیم که من همیشه بدناشونو خوشم میومد چون لخت بودن برام جذابیت داشت بعد بلند شدیم بریم حساب کنیم که تازه فهمیدم آقا مجید پول نداره منم که خالی
    صاحاب مغازه فهمیدو گفت برید بشینید باز بازی کنید تا بهتون بگم
    مام با تعجب رفتیم دوباره بازی کردیم
    تو این مدت دیگه مشتری نمیگرفت و میگفت داریم جمع میکنیم
    مجیدم که ککش نمیگزید برا خودش بازی میکرد منم نگران
    تا آخرین مشتری ام رفت بیرون بعد درو بست کرکره رو هم نیمه کشید پایین گفت بیاید بریم طبقه بالا که انباریش بود یه جورایی
    مجید جلو افتاد منم اونو دیدم دیگه نپرسیدم چرا ولی دلهره بدی داشتم
    بعد گفت خوب مجید شروع کن لباساتو درآر
    و مجیدم منو نگاه کرد و بی چونو چرا کشید پایین و همه رو درآورد بجز شرت خرسی پاش
    منم ماقم پریده بود
    گفتم چرا آخه
    گفت آخه نداره که قانونش همینه کسی که پول نداره باید اینکارارو بکنه حالا تو ام در بیار که گفتم عمرا
    یهو یه گرز به اندازه کیر رستم درآورد گفن همینکه گفتم در بیار وگرنه میکوبم تو ملاجت بیهوش شدتو میکنم
    منم که خایه کردم کشیدم پایین ولی از ترس میلرزیدم مجیدم بهم گفت نگران نباش
    مجیدم بچه خوشگل بود ولی سبزه بود موهاشم مشکی معمولی ولی خوب بود قیافه اش ولی از نگاه های صاحب مغازه معلوم بود زومش رو منه شرتمم قرمز بود با موهام ست شده بود آب از دهنش داشت راه میافتاد یه پسر هلو ی سفید خوشگل مامانی و بدن عالی و یه پسر سبزه خوش استیل دیگه


    بهم گفت برم جلو رفتم مجیدم اومد گفت باهم دیگه سریع لب بگیرید من مجیدو نگاه کردم اونم منو بعد اومد ازم یه لب گرفت بعد گفت شرتتونم درآرید حالا درآوردیم به من گفت تو تا نصفه درآر اونجوری بیشتر دوست دارم منم تا زانوم کشیدم پایین کونمو که دید چشاش برق زد بعد با خنده شیطانی گفت حالا برو مجیدو بکن مجیدم خم شد کیرم شل بود مجیدم کونشو میمالید به کیرم تا بعد گفت تند تند بکنش منم همینجور میمالیدم به کونش تا آخر دولم شق شد کیرامون کگچیک بود ولی بدک نبود ماله مجید یه کم مو داشت خیلی کم رو کیرش
    بعد مجید رو زانو نشست رو فرش همون حالت سگی سواراخش دیدم اومد جلو گفت تف کن تو سوراخش بعد بکنش منم اصن حالیم نبود اینکارو کردم بعد خودش اومد سوراخ مجیدو انگشت میکرد تا راه باز کنه بعد به دستورش رفتم جلو کردم تو سوراخش راحت رفت تو یه حس خوبی داشت بعد رفت پشتم گفت تو اونو بکن منم انگشتت میکنم منم رو زانو بودم شرتمم زیر زانوم بود و از پشت یهو یه سوزش گرفتم ولی دست از تلمبه زدنه مجید بر نداشتم مجیدم اون زیر با کیرش ور میرفت منم داشتم حال میکردم هرچند گاهی یه سوزش محکم میرفت تو کونم بعد یه چی زیر لا پام حس کردم که گرخیدم آقا یه کیر گنده تقریبا پشمالو رو گذاشته
    بود لای پام و افتاد بود رو جفتمون اما بعد یه کم خیلی بهم داشت حال میداد بدن گرمش کیر داغش زسر کونم که به خایه هم و خایه های مجید برخورد میکرد از بس که گنده بود
    هر سه تایی داشتیم برا خودمون حال میکردیم که به من گفت کونت خیلی عالیه ولی حیف که بکنمت جیغت در میاد بعد گفت به همین دلیل باید بخوریش منم گفتم عمرا گفت اوکی باشه پس میکنمت
    که از پشت محکم گرفتممجیدو پس زد منو درازکش رو فرش کرد و یه تف کرد تو سوراخم لپای کونمو گرفت یه به به گفتو کیرشو گذاشت تو سوراخم دهنمم گرفت بعد یه فشار دادو منم جیغ زدم از درد دوباره چندبار بالا پایین کرد منم وحشی شدم از درد که دهنمو گرفتو بود تمام آب دهنم با اشکو گریه و جیغ و گاز دستش شهوتش بیشتر شد بعد درآورد تقریبا سر کیرش رفته بود توم
    گفت حالا چی بازم ساک نمیزنی
    گفتم چرا میزنم غلط کردم گفت آفرین
    بعد تف و اشک رو دستشو مالوند به کیرش مجیدم همیجور با کیرش ور میرفتو مارو نگاه میکرد که من وقتی دیدمش یه کم آروم شدم و دیگه گریه ام قطع شده بود دوست داشتم بکنمش اما روم نمیشد بگم منتظر بودم آقا دستور بدن چون هنوز کردنش ارضا نشده بودم...
    بعد به مجید گفت خودتو آماده کن مجیدم یهو گرخیدو شروع کرد انگشت کردن خودش که برام عجیب بود اینکارش انگار از قبل میدونست مه بعدا فهمیدم این چن بار دیگه ام قبلا زیر کیره این آقا بوده...
    خلاصه موهمو گرفتو منو گذاشت رو دهنمو گذاشت رو کیرش بعد در گوشم گفت بچه کونی اگه گاز بگیری کونتو جر میدم نتونی راه بری سعی کن دندونت نخوره
    بعد با یه فشار به سرم تو گلوم حالت اوق اومد تا خرتناق کرد تو حلقم و یه کم مکس میکرد کیرشو فشار میداد دوباره آزاد میکرد تا میخواستم اوق بزنم میکشید بیرون دوباره میکرد که بعد از چند بار کردن آبش اومد تو دهنم بعد کیرشو تا دسته فشار داد تو حلقم بعد کشید بیرون آبکیرش داشت از دهنم میریخت که دودستی صورتمو گرفتو گفت باید قورتش بدم منم قورت دادم بعد عینه یه سگ زخمی ولم کرد رو زمین با کونه جر خورده
    و تمام صورتمم شده بود تف خودم و اشکم و آبکیر
    زیر چشمی مجیدو دیدم که موفق شده بود سه تا انگشتو بکنه تو سوراخش اصنم حرف نمیزد چون این چیزا خیلی جدید بود برامون و تا دیروز این جور قضایارو عیب میدونستیم و فحش بود برامون
    با اینکه زخمی بودم دلم میخواست مجیدو بکنم هنوزم و همینکه یه کم راجبش فکر کردم به همون حالت جنازه خودم کیرم راست شده بود که آقا مغازه ایه دید و داشت سیگار میکشید که بهم گفت برو مجیدو بکن همین الان که منم خودمو جمعو جور کردم رفتم سراغ مجید مجیدم حالت سگی شد و سوراخش درشت تر از قبل بود شروع کردم کردنش چن بار تلمبه زدم دوباره اومد سراغم بعد بلندشدم فرار کنم گفت کارم نداره و دیگه تموم شده منم دوباره به کارم ادامه دادم که همش کونمو لمس میکردو با کیرو خایه مجید ور میرفت که یه آن ارضا شدم که خیلی بهم حال داد
    بعد بلند شدم شرتمو کشیدم بالا که گفت حال نوبته منو مجیده تو برو بشین
    انقد کون منو مالیده بود که کیرش دوباره بلند شده بود و یه تف کرد تو کونه مجید
    که با یه حول تا نیمه رفت تو کونش قیافه مجید عوض شد دستشو گاز میگرفت از درد
    اونم گفت الان تموم میشه و با کیره مجید ور رفت
    تعجب کردم چرا انقدر با من خشن بود بعد با مجید آروم تر برخورد میکرد
    چندبار بالا پایین کرد که دیگه اصن باورم نمیشد یه کیر به چه بزرگی تا ته میرفت تو کون مجیدو بیرون میومد و تلمبه میزد خودشم داشت با کیرش جغ میزد تا مجید خودش ارضا شد و از شدت شهوت آه اوه میکرد
    آقا ام که یه کم دیر ارضا شد ولی آبشو تا ته کرد تو حلق مجید مجیدم به وله میخورد تا جفتشون ولو شدن رو زمین
    بعدشم که لباسامونو پوشیدیمو کرکره رو داد بالا یه نگاه به بیرون انداخت گفت برین
    از اونجا فهمیدم و مطمئن شدم که مجید قبلا داده به این آقاعه چون گفت مجید این پسره یعنی منو آماده کنه برای بعدا
    تو راه داشتم فقط به مجید فحش میدادم اونم میگفت به من چه ولی به کسی نگو..
    بعد از مدتی که لذت کردن مجید بود زیره لبم شروع کردیم حدودا تا دوسال بهم گی کردیم دیگه ام سمت اون کلوپ نرفتیم و چون کیرامون یه کم کوچیک بود بعدها با خیار هم دیگرو میکردیم که کلی خاطره ی خوبه و لذت بخش...


    نوشته: رضا

  • 10

  • 12




  • نظرات:
    •   general_bu
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • اول (biggrin)


    •   aabas00900
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • تف به تو ای فرزند رشید پدر


    •   Real_slim_shady-
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • موی قرمز با چشای آبی؟ احتمالا صنعتی و سنتی رو با هم زدی


    •   shaokahn98913
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • دوست عزیز دیگه ننویس . جدی میگم کاملا توی مطالبت تابلو بود از غرب کشوری . ماقم پرید!!!!! که بعضا سایر دوستان برخی اصطلاحات بومی رو متوجه نمیشوند. که صد البته نیاز به کتاب دایره المعارف قومی و بومی و ترجمه کلمه هاست
      از اون گذشته دستپاچگی و کلمات ضعیف در نوشته ات جولان میدهد و این همانند چماق بر اشتیاق خواننده خواهد زد و بعد خواندن چندسطر نهایتا متاع را به لقا خواهد بخشید و با چند شلیک فحش از صحفه داستانت خارج میشوند..


      من 2 نمره از 20 را به شما میدهم . امیدوارم پیروز و تندرست باشید


    •   House9899
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • بیا خصوصی جوونی


    •   Meysm_kwoin_kon1
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • تا موی قرمز و چش آبی خوندم..
      خااررر تخخخیییلل


    •   شاهی12020
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • کونی


    •   Nevermindd
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • بارسلونای کی بودی تو بلو گنارا
      بابا چشم آبی
      بابا کون شرلی با موهای قرمز


    •   خوشگلخانم
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • کونی بچه که گفتن تویی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو