پسر۶ ساله با مادر و دخترش

    به نام الکسیس سلام عرض میکنم خدمت شما جقیای کمر شکسته دکتر جغیم متخصص زنانو زایمان.
    همونطور که تو داستان قبلی گفتم که نمیدونم هنوز اپولود شده یانه داستانایی که میگم واستون خاطرات جقیای اطرافمن که راستو دروغشو نمیدونم جسارتم نمیکنم بگم واقعیه و فلان. راستی هنوز کس از نزدیک ندیدم . درسته متخصص زنانو زایمانم ولی خوب هنوز مشتری نداشتم تو دانشگاهم بهمون نشون ندادن.
    بریم سراغ داستانمون اینار میخوام در مورد یکی از خاطرات کودکی یه اوبی براتون بگم امیدوارم لبخند به لبتون اورده باشم.
    داستان:
    یادم میاد بچه که بودم (مدرسه نمیرفت کسکش) ما مادر بزرگم رفتیم خاستگاری واسه داییه کون نشورمون که از جق زدن سیر شده بود. از اونجایی که اون موقع ماشین زیاد بود ولی ما یدونه پیکان داشتیم که اگه یکی همزمان کونت میزاشت سرعت فرارت بیشتر از ماشینه بود ۸ نفری چپیدیم توش تا کرایه ماشین دیگه ایو ندیم(اون جکه هست میگن کس ننه هر کی تو رو زمین بمونه ۱۱ نفری با پلیسه سوار ماشینه میشن! اینم فکر کنم بابا بزرگ کون نشورش واسه اینکه پول کرایه نده فحش داده!).
    خلاصه تو گرمای تخمی تابستون که سگم از گرما بیرون نمیمود ما راه یه روستای به شدت تخماتیکو در پیش گرفتیم. میگم تخماتیک یعنی کیر من با پشم خیلی چیزای بیشتری واسه دیدن داشت تا اون روستا (بیابونی بوده راهه روستاهه البته خود روستاهه نه ).
    بعد از طی مسافتی بس اسفناک که تو کونمونم عرق کرده بود به روستا رسیدیم. خونه مد نظر دوتا دختر داشت یکی هم سن من یکیم ۱۷ ۱۸ سالش بود نمیدونم.
    مشخصات دخترای خونه:
    اولی که همسن
    من بود (۶ ساله) قد بلند اوووف (اونجای خالی بند) کون گردو قلمبه سینه هاش اوووف ۸۵ از کسش نگم براتون فوق العلاده سکسی بود عین یه هلو بود لامصب (همش راسته منم جندم!)
    دومی که مثلا میخواست زن داییه ما شه:
    نمیدونم خخخخ.
    خلاصه ما رفتیم تو و یه استقبال گرم ازمون شدو کیرمون از اولش شقه شق بود. راستی کیرم ۲۲ سانت بود اون موقع الان نزدیک ۵۰ سانتی هست کسی خواست بیاد بهم بگه نشونش بدم(در اینجا راوی میگوید کس ننت با میمنت).
    بعد از نیم ساعت که مراسم جدی شد ما بچه هارو فرستادن تو حیاط که بازی کنیم اونام کسشرای خودشونو بگن.
    اسم دختره جینا ولنتینا بود منم جوردی.
    ما رفتیم تو حیاط بازی کنیم یکم که بازی کردیم به درخت دم درشون اشاره کردمو گفتی بریم یکمی توت بخوریم (درخت توت بوده) اونم قبول کرد و رفت بالای درخت که توت بکنه. راستی اینم بگم قبل از اومدن به اینجا یه دست جق حسابی رو کونم تو حموم زده بودم واسه همین ابم دیر میومد دیگه.
    وقتی بالا میرفت از پایین داشتم نگاش میکردم که دیدم واااای خشتکش پارس و کس هلوییش افتاده بیرون.مام که عاشق کس!!! دیگه فکرای شیطونی به ذهنمون اومد که اره باید اینو حتما امروز تا میتونم بکنم (مثل اکثر دوستان شهوانیمون که تا یکیو میبینن حتما میکننش).
    سر صحبتو باز کردم بعد از یه عالمه کسشر گفتن بهش گفتم تاحالا کس دادی اونم گفت اره عزیزم میکنی؟(گفته بودش که خشتکت پارس دخترم با خجالت گفته بود خوب نگاه نکن بعد اومده بود پایین سریع رفته بود عوضش کرده بود)
    منم گفتم اره با کمال میل(وقتی برگشت بعد از یه عالمه حرف زدن رفیمقمون گفته من یه بازی بلدم میخوای بازی کنیم؟ گفته چی)
    جینا گفت ولی یه شرطم داره اونم اینه که کسمو واسم بخوری. منم چون دو سه روزی بود کس نکرده بودم سریع قبول.(گفته قول بده به کسی نگی اونم قول داده و اینم گفته بیا کون کونکی خخخخخخ دقیق یادش نیست دختره بعد از اون چی بهش گفته ولی بعدش قبول کرده)
    بعد از اینکه جینا اومد پایین تازه یادم افتاد که مکان نداریم.! پس بهش گفتم خارکسه کجا کوستو جرش بدم؟ اونم گفت ما یه باغ داریم اونطرفتر که یه گلبه خیلی خوشگل وسطش هستو پره گله خیلی بوی خوبی داره بیا بریم اونجا(رفتنه بودن تو دستشویی خخخخ)
    وقتی رسیدیم یه موکت پهن کردیمو نشتسیم روش (دختره رفته از تو خونشون یه گونی اورده انداختن تو دستشویی خخخخ).
    شروع کردیم به لب گرفتن از هم اوووف چه لبای خوشمزه ای داشت هنوز که هنوزه وقتی با لباش فکر میکنم کیر ۵۰ سانتی الانم شق میشه (میرن دستشویی اول به کسو کون هم دست میزدن ).
    کم کم لختش کردمو افتادم به جون سینه های ۸۵ سفیدش واااای چه خوشمزه بودن لامصب دیدم داره میگع بسه برو کسمو خوب بخوورش که کیرتو میخواد توش جا بده(شلوار همو تا زانو پایین زدن بعد بازم شروع کردن به دست زدن و سوال پرسیدن).
    وقتی خوب کسشو واسش خوردم و ۴ بار ارضاش کردم حالا نوبت بر این شد که کسشو با کیرم فتح کنم البته دوست داشتم واسم ساک بزنه قبلش ولی چون بچه بود خفه میشد بدبخت چون اصلا کلاهکشم تو دهنش جا نمیشد.
    با یه حرکت ناگهانی کل ۲۲ سانتو تو کسش جاش دادم دیدم جیع نکشید که هیچ میگفت بیشتر فشار بده! لامصب با اینکه هر جفت ۶ ۷ سالمون بود ولی یه سکس خیلی خفن داشتیم تا اینکه....(بعد از اینکه خوب وارسی کردن دختره گفت بسه به پشت بخواب من میام روت میخوابم. رفیقمونم خوابیدو دخترم به اصطلاح با کسش گایید رفیقمونو .چند دقیقه بعد دختره خوابیدو رفیقمون رفت پشتتو مثلا گاییدش یهو...)
    تا اینکه مامان جینا که اسمشو میزاریم میا خلیفه در کلبرو باز کردو دید دارم دخترشو میکنم شروع کرد فحش دادن:
    خار کسه خجالت نمیکشی دختر منو میکنی ننتو سگ گایید باید خارتو بدم شوهرم بگاد تا دیگع از اینکارا نکنی.!
    وقتی کیرمو دید که از کس دخترش اومد بیرون چشماش ۴ تا شد اخه من ۶ ۷ سالن بود ۲۲ سانت کیر داشتم. ولی ریده بودم داشتم التماس میکردم خاله گوه خوردم هرکاری بگی میکنم ولی نرو با مامانم بگو.! مامانشم گفت پس بیا منم بکن! منو میگی دهنم وا موند. یهویی خودش اومد جلو کیرمو گرفت تو دستشو کردتو دهمنش اوووووف چه ساکیم میزد جنده همش قربون صدقم میرفتو میگفت این کیر واسه منه جووووووون. تو یه چشم به هم زدن لخت لخت شدو خودش کیرمو کرد تو کسش وااااای خدا چه کس داغی داشت از کس دخترشم داغ تر و تنگتر بود با اینکه دخترش کمتر داده بود. خلاصه بعد از ۲ ساعت سکس طاقت فرسا بالاخره ابم اومدش و مامان دختر رو هم رفته ۲۰ بار ارضا شدن.( مامانش میاد تو حیاط دخترشو صدا میزنه مام که تو دستشویی بودم پشمامون ریخت سریع شلوارمونو کشیدیم بالا و دختره گفت من میرم بیرون درستش کنم تو صدات در نیاد منم قبول کردم ولی چند دقیقه بعد دیدم مامانش با یه افتابه اومد دستشویی گویا فکر کرده بود دخترش ریده یا شایدم خوردش خلاصه اومد تو دستشوییو منو رو گونی دید که نشتسمو هیچ اثریم از عنو گوه نیستش. منم تا دیدمش گفتم سلام خاله خوابم برده بود ببخشی و... خخخخخخ.) رفقا این دوستمون به گای سگ رفت بعد از این اتفاقو به داییشم دختررو ندادن و علاوه بر اینکه اونجا از کون چند بار دارش زدن وقتیم رسید خونه بازم گاییدنش و داییش به عنوان عروسش ازش استفاده و شبی دوسه بار گاییدش.
    اگه تخمی بود ببخشین سعی کردن در غالب یه داستان طنز بازگو کنمش..
    نطر یادتون نره خوشحال میشم بهتون جواب بدم.
    ایرادامو بگین تا داستانای بعدیم بهتر شه دمتون گرم شب و روزتون مثلا خوش (تخمیه میدونم خخخخ)
    یا علی
    نوشته: drgaqi

  • 3

  • 20




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه،2 هفته
      • 2

    • افرین به اعتراف اخر داستان که گفتی تخمیه (rose)


    •   f.a.65
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • اخه این چی بود دوستم؟ به قول دوستم مورمورم شد ، چهار تا داستان قشنگ بخون


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،2 هفته
      • 8

    • کسنمک ... یخمک ... تفلون ... چقد آدم میتونه خنک و نچسب باشه آخه. واقعا خودت میخندی با این کسشرات؟ --- خود گوزی و خود خندی//// به به چه هنرمندی


      حداقل ویرایشش میکردی. اینهمه غلط نداشته باشه شاغال
      دیس. جون عزیزت دیگه ننویس. (dash)


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،2 هفته
      • 14

    • جنایتی که تو با نوشتن کردی استالین در کشتار کالینین نکرد..... (dash)


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • راستش تو طنز نویسی خوب نیستی برو تو یه سبک دیگه خودتو امتحان کن متاسفانه باید دیس بدم.


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • چقدر بی مزه بود.....کی گفته تو طنز بنویسی ؟؟؟کی گفته اصلا بنویسی؟؟؟بی سواد یه دوربخون لاقل....خاک تو سرت


    •   instammm
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم دهنت (biggrin) (biggrin) (erection) (wanking) خییلی خوب بود (rolling) (wanking) (wanking) (wanking) (wanking) (wanking)


    •   Kirekolofte20CM
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • خواستی بگوزی
      ولی ریدی
      ردبول تو آفتابه میخوردی بهتر از این بود بعد این ک اینهمه خودتو پاره کردی کیر بشی


    •   Gozaran
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • وقتی به این میگی طنز
      انگار به چس بگی رایحه


    •   Poriya-69
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیر اسب آبی دهنت.
      همین رو میتونم بگم


    •   نون زیر کباب
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خود گوزیا خود خندی خود مرد هنرمندی ... یه مشت خخخخ ته جمله ها بود که یعنی طنزه ??


    •   مهرپویا
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • شمامثل سس خرسی فقط ترتر کردی گلم


    •   سرو_تنها
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خطاب به شاه ایکس دوست داشتنی...
      کشتار کاتین هست درستش اگه منطورتون جنایت در لهستان هست...کالینین شهری کوچک در روسیه هست


    •   دانیال.کیرکلفت.مشهد
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • حیف وقت که آدمبذار برای خوندن کسشرات، کسمغز


    •   Mehranvvvv
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسشر نوشتی اسکول خودت میتونی بخونی


    •   jooooje+rangi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • تو ننویسی هم همه میدونن مشنگی :(


    •   lordar388
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • پاراف اولو خوندم عنم گرفت
      اینجور ادما یا فک میکنن خیلی کس نمکن یا خیلی باهوش
      در صورتی که پیس اف شتی بیش نیستن


    •   Mosi.jan
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کمتر خودتو کیر کن
      تنها کمکی کهمیتونم بهت بکنم همین بود :(


    •   rezamikrob
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم تو مرده و زندت


    •   Mohsen8774
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • من ری دم توی اون ک وس گشادی که تو مادرک ونی رو زاییده اخه خارک وصه این چه گ وهی بود خوردی ج نده مادر.عیدتم مبارک پیشاپیش?


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو