پسر بسیجی كه با پول راضی شد

    1396/3/12

    سلام من تجربه گی زیاد دارم البته هیچوقت به سوراخ نرسیده و همیشه در حد ساك و دست مالی و لاپایی با فامیل بودن یكی از بهترین خاطراتم برمیگرده به دو هفته پیش الان ٢٢ سالمه یه مغازه كوچیك تو یه خیابون خلوت دارم سوپر ماركته خیلی كم مشتری دارم ولی خوب از بیكاری كه بهتره.
    یه روز كه تو مغازه نشسته بودم دیدم دوتا پسر تقریبا ٧ یا ٨ سال از خودم كوچیكتر دارن از پیاده رو رد میشن و با هم ور میرن بكی میزنه در كون اون یكی یكیشونم انصافا كس بود یهو با این صحنه حشرم زد بالا راست كردم و رفتم پشت مغازه جق زدم خالی شدم مغازم از پشت به حیاط خونه راه داره كه طبقه پایین عموم اینا میشینن خودمون طبقه بالا گذشت تا ٤ روز بعد روز پنج شنبه بود سرم تو گوشی بود یهو دیدم اون پسره دوباره داره از اونجا رد میشه بعدا فهمیدم اسمش احمده رفتم دم در گفتم سلام برگشت و با تعجب گفت سلا.. ممم گفتم خوبی گفت مرسی گفتم تو این افتاب تو این گرما كجا میری گفت بسیج گفتم اوه اوه جه جایی ام مطمینی سالم موندی با تعجب و خجالت خندید گفت اره بابا دلو زدم به دریا گفتم بیا تو یه رانی بزن مهمون من با خجالت و رودربایستی اومد تو نشست پشت دخل منم نشستم سر جام یكم گپ زدیم و اشنا شدیم منم كم كم كیرم داشت راست میشد تحمل نداشتم حرفای سكسی رو باش شروع كرده بودم اونم چون تو بلوغ بود حسابی خوشش اومده بود و تعریف میكرد كه جق میزنه و تازگیا موهای كیرشو زده برای اولین بار منم پیش ابم حسابی راه گرفته بود و شورتمو خیس كرده بود انقد این حرفا ادامه پیدا كرد كه دیدم پیش ابم شلوار لیم هم خیس كرده نشونش دادم كلی خندید و گفت یه جا خوندم این نشونه سلامتیه گفتم جووووون گفتم راستی ببینم موهای كیرتو زدی چه جوری شده شلوار و شورتشو طوری كشید پایین كه فقط بالای كیرش معلوم بود جایی كه مو در میاد ولی یه تیكه كوچیك از كیرشم دیدم حسابی شق درد شده بودم كفتم ببین میدونی چیه من از تو خوشم اومده بیا با هم حال كنیم اولش هیچی نگفت بعد گفت تو خیلی بزرگتری گفتم مگه چیه به جاش كیرمم بیشتر حال میده بعدم سوراخ كه نمیكنم فقط لاپا گفت نه شرمنده گفتم اصلا میدونی چیه بهت پول میدم ٣٠ تومن یكم من و من كرد گفت باشه فقط لاپا ها گفتم باشه عشقم :) داشتم از خوشحالی بال در می اوردم عموم صبح ها میرفت سر كار بانك خانومشم اون روز كلاس ورزش بود خونه خودمونم فقط داداشم بود بهش گفتم بیا بریم طبقه پایین خونه عموم اینا كسی نیست در مغازه رو از پشت قفل كردم و اروم رفتیم خونه عموم اینا بردمس تو اتاق داشتم دیوونه میشدم دمر خوابومدمش رو تخت عموم اینا فقط شلوارشو دراوردم از این شورت مامان دوز پادارا داشت رنگشم ابی بود خیلی نرم بود كونشو لمس كردم از رو شورت عالی بود افتادم روش كیرمو از زیر شلوار میمالیدم رو كونش از بالا هم لاله گوششو گردنشو میخوردم و لیس میزدم داغ داغ شده بود پوستش سفید بود و بوی خیلی خوبی میداد مثل بچه ها نیم خیز شدم كمربندمو وا كردم و دكمه و زیپ شلوارمو باز كردم و باشورت افتادم روش دوباره كارای قبلو تكرار كردم جفتمون شلوارامون تا زانو بود فقط شورت داشتیم كونش حسابی گوشتی بود كیرمو میمالیدم لای كونش با شورت حسابی شورت خودمو خودش خیس شده بوده پاشدم شورت و شلوار و جوراباشو كامل در اوردم لباسشم زدم بالا شورت و جوراب خودمم دراوردم وای یه كون پسر بچه خوشگل گوشتی توپ جلوم بود داشتم دیوونه میشدم افتادم روش كیرمو گذاشته بودم لای دوتا لپای كونش بالا پایین میكردم بعضی وقتا هم میاوردم بالا میمالیدم رو كمر صاف بدن موش از بالا هی صورت خوش بوشو بوس میكردم بعد كیرمو عمودی كردم لای پا و كونش بالا پایین میردم انقدررر داغ شده بود مثل كس شده بود هی تلمبه میزدم و صورتشو لیس میزدم بعد از یك ربع دیدم ابم داره میاد دست نگه داشتم برش گردوندم دیدم پیش ابش اومده ریخته رو روتختی عموم اینا و حسابی جاش مونده ولی وقت نداشتم به این چزا فك كنم كیرش خیلی كوچیك و قامی و قشنگ بود یكم براش جق زدم هی بهم میخندید یكم براش لیس زدم و كیرشو خوردم و بوس میكردم گفت بسه نمیخىام ابم بیاد برش گردوندم محكم زدم به لپ كونش كردم لاپاش تلمبه زدم ده مین طول كشید اصلا نمیتونستم خودمو كنترل كنم به هر زوری بود كیرمو دراوردم بز فشار خیلی خیلی زیاد ابم پاشید رو كمرش طوری زیاد بود كه روی موهای سرش هم ریخت یكم افتادم روش ابم رو كمرش به بدن خودمم میخورد لزج بود حس باحالی داشت داغ بودیم پا شدم برش گردوندم دیدم كیرش كه با تلمبه های من كشیده شده رو تخت انقد داغ شده و مصطحلك كه ابش پاشیده رو تخت گفتم شط چه گوهی بخورم بلندش كردم لباساشو تنش كردم مثل بچه ها خودمم لباس پوشیدم رفتیم تو مغازه گفتم پولتو بعدا میدم امروز دخل نزدم راهیش كردم رفت هنوزم نمیدونم عموم اینا چی فك كردن راجع به اون لكه ها حتما زن عموم كلی باشون حال كرده بعد پاكشون كرده خخخ شماره احمدم گرفتم اگه بشه و راضی شه احتمالا این هفته دوباره باش حال میكنم مرسی كه خوندین.


    نوشته: نيما

  • 5

  • 12




  • نظرات:
    •   shadow69
    • 2 سال،6 ماه
      • 2

    • ﺷﻔﺎ ﻧﻤﻴﺪﻩ ﻛﻪ!!!
      ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻧﺴﻞ ﺷﻤﺎ ﻛﺼﻤﻐﺰﺍ ﻣﻨﻘﺮﺽ ﺷﺪﻩ ﻭﻟﻲ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﺭﻳﻦ ﺗﻜﺜﻴﺮ ﻣﻴﺸﻴﻦ ﻓﻠﺬﺍ ﭼﻮﻥ ﻛﻴﻮﻥ ﺑﺴﻴﺠﻲ ﮔﺬﺍﺷﺘﻲ ﻧﻤﻴﺮﻳﻨﻢ ﺑﻬﺖ ﻣﺮﺧﺼﻲ (dash)


    •   mirzaqoli7
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • ناموسن با دیدن ۲تا پسر ۷،۸ ساله حشری شدی ؟


      به مولا در حق دایناسورا ظلم کردن کاش بجاش نسل تو و امثال تو منقرض میشد الدنگ آلمانی !


      یکی از پسرا خیلی کص بود ؟


      سلول های خاکستری مغزم با حرفات دارن سینه و زنجیر میزنن !


    •   براک-لسنر
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • کیر خر تو 77سوراخ پدرت


      بی پدر با اون داستانت


    •   ممه-خوار
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • پسره کس بود؟کصکش خالا رانی چه طعمی بهش دادی وقتی کون خودتو گذاشتن چی بهت دادن؟ساندیس؟بچه کونی


    •   V2
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • انصافا راست ميگن ! با اين داستانها دارين وجه ي گي ها رو در اندازه ي يه سگ ارمني حشري مياري پايين! همينجور طرف اومد راست شد كردم توش رفت
      عين يه سگ حشري
      ملت ميخان با يكي كه يكساله ميشناسنش سكس كنن كلي تته پته مي كنن! كلي شرم و حيا مي كنه! تو دم در وايسادي طرف افتاده بقلت و بكن بكن
      نه واقعا چرا ! يه داستان عشقي احساسي هم بنويسيد همش هي سلام اين سالمه كون ديدم كردم يا كون دادم كردن داستان تموم شد.


    •   MAHDI09190
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • شمارشو بده ماهم حال کنیم فقط دوسال ازش بزرگترم ;) ایدیمهfararas


    •   daniel9889
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • بنظر من كه يه مشت دروغ بود
      الدنگ بچه باز
      كس مغز ننويس


    •   top65teh
    • 2 سال،6 ماه
      • 0

    • داستان بود . یا خاطرات تلخ خودت خخخ


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو