داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

پسر خوشگل دانشگاه

1398/07/10

سلام به همه دوستان اول اینکه داستان گی هس و هر کی میخواد نخونه.
من اسمم رضاست و الان ۲۰ سالمه من قدم ۱۷۴ و وزنم ۶۳ کیلو هس و قیافم معمولی من تو یکی از دانشگاههای کرمانشاه درس میخونم.
پارسال که ترم ۳و ۴ بودم تو نیمسال دوم برا تکمیل ظرفیت چن تا ورودی جدید اومد یه پسری خوشگل توشون بود به اسم سامان که صورتش صاف و بیمو بود و اینقد با ناز راه میرفت هیکلش هم متناسب بود با اون لباس باریک کوچیک قرمزش با انحنایی که تو گونه هاش داشت صورتشو جادویی کرده بود اما بیشتر صداش که ادمو حشری میکرد‌.
وای بار اول تو حموم دانشگاه داشت میرفت حموم دانشگاه نزدیک خوابگاه ما بود یهو به یکی از بچه ها گفت اب چرا گرمه صداش عین دخترا بود یه ارامش خاصی داشت تازه دختر هم ندیده بودم صداش اینجوری باشه هر دوروز یبار میرفت حموم همیشه یه شلوار سفید یشمی می پوشید زیاد چاق نبود ولی اینقدر با ناز راه میرفت انگار دختری که اشتباهی پسر شده صورتش صاف و خوشگل از دور انگار برق میزد با لبخند همیشگی.
بار اول نزدیک اینه راهرو دانشگاه داشت موهاشو شانه میکرد دیدمش رفتم پیشش بعد فقط نگاش کردم بعد خندید گفت سلام من دلم هری ریخت با همون صدا که گفت سلام منم برا چیزی گفته باشم گفتم هر روز میری حموم گفت نه بابا هر روز کجا بود بعد از موهاش تعریف کردم جون خیلی زیبا بودن مدهوش مشکی بود اما ادمو دیوونه میکرد بعدش بهم گفت میخام بدم کتابخونه اگه میخای بیا منم از خدا خواسته رفتم تو راه که باهاش راه میرفتم حسی بود که تا حالا نداشتم از بس خونش شیرین بود دوست نداشتم برسیم کتابخونه اونجا که رسیدیم رفت یه کتاب گرفت منم‌نشستم ولی خوب من برا کتاب نیومده بودم به خاطر اون اومدم برا همین خدایی ول کردم و رفتم بیرون‌.
سامان یه شلوارک می پوشید که پاهای براقش معلوم بود البته بیرون نمیپوشید یه بار تو آبخوری دیدمش گفتم چیکار میکنی و این حرفا و گفت که متولد آخرای ۷۹ هس ینی همه ی چهرش یه طرف صداش و مهربونیش و رفتارش یه طرف رفتارش دخترونه بود اما نه دخترونه ای که جلف باشه. واقعا شبیه بچه ها بود رفتارش تو سلف با شلوار سفید یشمی و یه پیراهن راه راه قرمز داشت دکمه باز می پوشید اصن ادمو دیوونه میکرد
.بعد یه مدت اینقدر بهش وابسته شدم هر جا میرفت دنبالش میرفتم تو باشگاه تو کتابخونه تو رخت های لباس البته با هم دوست بودیم ولی بعد یه مدت یه بار بهم گفت چرا هر جا میرم دنبالش منم یه بهانه آوردم اخه نمیتونستتم بهش بگم که عاشقتم چون از گرایشش خبر نداشتم چه میدونستم واکنشش چیه برا همین کمتر میرفتم سراغش یه مدت کم می دیدمش ولی سلام با هم داشیم. گفتم که هر دو روز بیبار حموم میرفت یه بار که داشت حموم میکرد منم رفتم که مثلا دارم حموم میکنم وقتی اومد بیرون منم بیرون بود زودتر وقتی بدنشو دیدم باور کنید قلبم رفت تو ذهنم بدنش هیچ مویی نداشت پوست سفید نبود بیشتر برنزه بود که ادمو دیونه میکرد ولی باز لبخندت زد منم سلام کردم خودمو زد به جای دیگه وقتی شلوارش پوشید و به یه پیراهن قرمز استین بلند که زمستونی بود انگار برا اون درستش کرده بودن. این روز گذشت تا امتحانات ترم نیمسال دوم که دیگه آخرای برج ۳ شروع شدن یه شب که امتحان داشتم البته سخت نبود ۵ نمره برا همین از ۱۱ شب رفتم بخونم یوم چن نفر بودن سامان هم اونجا بود من همه حواسم پیشش بود تازه سامان معمولا یه جوراب خاکستری رو شلوار سفید یشمیش می پوشید که کراش عجیبی داشتم به جورابش دوست داشتم جوابشو بخورم گذشت تا ساعتای نزدیک یک دیگه همه رفته بودن فقط من اون بودیم رفتم پیشش گفتم چی شد درس خ ندی گفت اره دیگه تمومه یکم حرف زدیم منم میز کناریش نشستم وای وقتی حرف میزد اون قد مهربون بود که خسته نمی شدم از حرف زدن باهاش دیگه داشتم دیونه میشدم یه دفعه در مورد ورزش سوال کرد چون من ترم بالایی بودم و هم رشته ای بودیم رفتم کنارش نشستم وای قلبم داشت از بدنم در میومد اینقدر کیف داشت نشستن پیشش همینطور که داشتم درست بهش می گفتم دست زدم به اون گفتم خیلی درس میتونی ها گفت چیکار کنم پس، گفتم میای بازی زدن رو دست همدیگه دستاشو گرفتم دست اونقدر نرم بودن دلم نمیمد ولشون کنم چن بار بازی کردم بعد چن بار که استرس و گرفتم که بزنم‌ ول نکردم گفت چرا بازی نمیکنی با خنده منم گفتم همینجوری بهتره اونم گفت باشه دستاس تو دستم بود اون هی میخندید از بس افکارش مثبت بود بعد صورتمو بهش نزدیک کردم یه بوس از گونش کردم اونم هی لبخند میزد رفتم جلوتر پاهاشو آوردم بالا پاداش رو جوراباش اونا دیوونه میکرد از بس تمیز بود میخوردمشون بعد جوراباشو در آوردم پاهاشو خوردم اون هم همش لبخند میزد رفتم سراغ شلوارش که نذاشت که منم کاری نکردم از پشت بغلش کردم رو شلوار سفید یشمیش عقب جلو میکردم یکدفعه شلوارش درآوردم اون پاهای سر و تمیزش بعد هی عقب جلو میکردم از لای پا لباسش هم درآوردم کامل لخت الان بغلم بود من رو صندلی اون بغلم با صدای نازش دیونه تر میشدم برش گردوندنم لباش رو لبام گزاشتم و عقب جلو لاپایی میکردمش و گلوشو میبوسیدم دوباره برعکس شد این بار سریعتر لاپاش گذاشتم کیرم بقیه زیر گونش بود و با اون روانی دیوونه کننده برخورد میکرد آخرش ایم داشت میومد بهش گفتم گفتم بریز همونجا همونجا ریختم بعدش به اهی کشید اخه اون ارضا نشده بود برا همین دست دوم کردمش که کف زمین دراز کشید از پشت و من کیرم لاپاش گزاشتموهمزمان برا خودش هم میزد که دوباره لاپاش ریختم و بوسش میکردم دفعه های بعد تو حموم میکردمش که چه لذتی داشت کل بدنشو کف میزدم ولی نمیزاشت توش بزارم تا بعد یه مدت راضی شد و الان یکم جا باز کرده و هنوزم با هم داشتیم.

نوشته:رضا


👍 22
👎 35
48288 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

806591
2019-10-02 20:06:17 +0330 +0330

از بس داستانای سکس شمارو خوندم اخیرا فک میکنم به همین سادگیه هرکی رو میبینم یا انگشتش میکنم یا بهش میگم بیا بکنمت گاهی هم به سرم میزنه بهش تجاوز کنم ولی خب به زندانش نمیارزه 😁
بماند که به همه ی کانتکام هم درخواست سکس دادم …


806593
2019-10-02 20:08:40 +0330 +0330

سلام
20 سالمه از تهران (زنونه پوشم _ دوطرفه)
خیلی وقته دنبال یه پسر 20 ساله هستم که بتونیم باهم رابطه ی دوطرفه ی خوبی داشته باشیم
اما پیدا نمیشه که نمیشه
اگه کسی بود بیاد تل
فقط همسن بیاد
باعکس بیاد
loys_boy@

3 ❤️

806596
2019-10-02 20:10:09 +0330 +0330

دستش رو گرفتم لبخند میزد
پاهاش رو آوردم بالا لبخند میزد
بوسش کردم لبخند میزد
پاهاش رو خوردم لبخند میزد
تا دسته تو کونش بود لبخند میزد!! کسخلن نبوده احیانا؟!

از یه جایی به بعد ریتم داستان انقدر تند شد که داد میزد موقع جق زدن آبت اومده و خواستی سریع سر و ته داستان رو هم بیاری!!


806599
2019-10-02 20:11:56 +0330 +0330

از بس خونش شیرین بود
یه بار تو آب خوری دیدمش گفتم چیکار میکنی
قلبم رفت تو ذهنم

ی خون آشام کسخل بد ترکیب هستی
همینو بس

7 ❤️

806646
2019-10-02 20:50:26 +0330 +0330

سفید یشمی دقیقا چه رنگی هست دوستان کمکم کنن


806647
2019-10-02 20:50:27 +0330 +0330

کاش نیوشا یه دوره کلاس توجهی برای شماها بزاره
نه به کونکونک بازی

2 ❤️

806683
2019-10-02 21:48:45 +0330 +0330

داستانت کلا این بود دیوونه شدم لبخند میزد کسخل دیگه بعد از گل کشیدی ال اس دی نزن بگا میری

2 ❤️

806725
2019-10-03 02:52:21 +0330 +0330

تو به كص ننت خنديدي كمتر بزن مخت ريده (dash)

1 ❤️

806739
2019-10-03 03:59:45 +0330 +0330

هر کار میکردی اون میخندید. یا اون کسخل بوده یا تو که از اول نفهمیدی مفعولِ یا ما رو کسخل گیر آوردی

1 ❤️

806789
2019-10-03 08:14:29 +0330 +0330

چرت بود ؛
پر از ایراد و اشکال و غلط های املایی و تایپی و جمله بندی و …
واقعا شما دانشجویی ؟
من که شک دارم ؛
موفق باشی

3 ❤️

806792
2019-10-03 08:32:35 +0330 +0330

این نظام آموزشی تخمی بایدم بی سوادایی مثله تو رو تحویل جامعه رده خو کونده حداقل یدور متنتو میخوندی کلا غلط املایی داشت کیرم تو سر در دانشگاه داخله توهماتت

4 ❤️

806808
2019-10-03 09:20:52 +0330 +0330

گی نمیخونم نظر هم نمیدم

2 ❤️

806874
2019-10-03 18:04:40 +0330 +0330

درس خ ندی؟ خونش شیرین بود. جوابشو بخورم.
خیلی درس میتونی ها
برش گردوندنم.
ایم داشت میومد.
دیونه.

مطمئنی دانشگاه میری؟ اینارو نشون بدی به بچه 10 ساله آدرس افق میگیره بره محو شه.

2 ❤️

806879
2019-10-03 18:27:13 +0330 +0330

همش رویا بود

1 ❤️

806991
2019-10-03 21:02:40 +0330 +0330

بیا کیرمو بخور تا برات لبخند بزنم جقی کس مغز

1 ❤️

807038
2019-10-03 22:16:02 +0330 +0330

شلوار سفید یشمی که نمیتونم تصور کنم چه رنگی یه تو کونت ملجوغ

3 ❤️

807093
2019-10-04 02:56:37 +0330 +0330

چی میگه این

1 ❤️

807169
2019-10-04 07:39:26 +0330 +0330

جق تک تک سلول های مغزتو گاییده,این به کنار ولی میشه بگی سفید یشمی چه رنگی میشه؟؟؟ (dash)

3 ❤️

807379
2019-10-04 21:11:28 +0330 +0330

خونش شیرین بود!
نخوریمون خون آشام (hypnotized)

3 ❤️

807485
2019-10-05 10:05:36 +0330 +0330

خا

1 ❤️

807565
2019-10-05 18:22:19 +0330 +0330

دوستان لازم نیست در مورد چیزیکه دوست مدارید نظر بزارید 😎

1 ❤️

807567
2019-10-05 18:24:44 +0330 +0330

دوستان لازم نیست در مورد چیزیکه دوست ندارید نظر بزارید 😎

1 ❤️

807582
2019-10-05 19:35:32 +0330 +0330

نمیری مغزتو گاییدم انقد خندیدم دلم درد گرفت 69Razmande 😁 😁 😁 😁 😁 😁

1 ❤️

807584
2019-10-05 19:37:52 +0330 +0330

افرین این غلط املاییات حواس همه رو پرت کرد تا این چرندیات مغز معیوبتو کسی زیاد توجه نکنه واقعا خودت باور میکنی این داستانو ؟؟؟؟ابله یکم بیشتر توجه کن شاشیدم تو اون دانشگاهی که تو درس خوندی توش

1 ❤️

821413
2019-11-27 00:35:55 +0330 +0330

محمد هستم از اراک هم میدم هم میکنم البته بیشتر علاقه دارم بدم خوب حالا اگه کسی هست که بخواد بیاد تا کار رو شروع کنیم

0 ❤️







Top Bottom