داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

پسر عمه کونی‌ و بی‌ غیرت

1398/09/06

با سلام به دوستان،

این یک جریان واقعی‌ ایست که برایتان تعریف می‌کنم، سالها پیش من با پسر عمه خیلی دوست بودم اون از من ۶ سال کوچکتر بود و خیلی خوشکل بود و من اکثرا کیرم راست میشد وقتی‌ که به او فکر می‌کردم چندین بار به بهانه کشتی‌ گرفتن اونو میما لندم و چند بار کیرشو گرفتم و حس کردم که خوشش میاد تا چند وقت بعد یه روز که تنها بودیم گفتم میای کشتی‌ بگیریم گفت باشه در حال کشتی‌ گرفتن کیرشو گرفتم و باهاش بازی کردم اونم خوشش اومد گفتم می‌تونم بذارم لای پاهات قبول کرد و خودشو محکم میچسبند به کیر من، اون روز خیلی حال کردیم اونم آبش اومد و من هم آبمو ریختم در سوراخش ، این کارهای ما ادامه داشت تا یه روز وقت حال کردن گفت آبتو بریز توی کونم گفتم می‌تونم بکنم تو کونت گفت اره، گفتم از دردش ناراحت نمیشی‌ گفت نمیدونم، ولی‌ بکن توش، کیرمو خیس کردم و گذاشتم در کونش با فشار فرو کردم توش آهش بلند شد طوری که بلند شد و ایستاد داشت گریش میگرفت من هم ناراحت شدم و هم ترسیدم ولی‌ انروز گذشت و اتفاقی‌ نیفتاد ، در دفعه بعد گفت بکن توش گفتم یادته اون دفعه درد داشتی و منو حسابی‌ ترسوندی گفت اشکال نداره بکن من هم مستقیم رفتم سراغ کونش وکردم توش این دفعه یه کم ناله کرد ولی‌ خیلی دوست داشت، من هر بار زمان کردن براش جلق میزدم و آبش میامد، چند بر ازش پرسیدم تو دوست نداری بکنی‌ گفت نه، این رابطه ما یه یک سالی‌ طول کشید و از هر فرصتی استفاده میکردیم، تا اینکه یه روز ازش پرسیدم تو دوست نداری با یه دختر حال کنی‌ سینه هاشو بمالی کوسش بذاری گفت نه دوست ندارم ، و بعدش یه چیز عجیب گفت که شاخ در آوردم گفتش تو دوست داری که مینا رو بکنی‌، مینا خواهرش بود که ازدواج کرده بود، گفتم کدوم مینا گفت خواهرم دیگه!!! گفتم چی‌ داری میگی‌، ولی‌ دیدم خیلی جدی این فنتزی رو داره من که اصلا فکرشو نمیکردم باهاش همراهی کردم و در خیال او من مثلا مینا رو میاوردم خونه و میکردمش اونم نگاه میکرد انواع حالت‌ها رو که دوست داشت می‌گفتم و اونم حسابی‌ حال میکرد، یه بار فقط از روی کنجکاوی ازش پرسیدم اگه تو زن بگیری میدی زنتو بکنم گفت آره ولی‌ دیگه در اون مورد صحبت نکردیم تا اینکه زمان سربازی رفتن او رسید و رفت خدمت هر بار که به مرخصی می‌‌آمد من میکردمش، و از دادن هاش به سربازها تعریف میکرد و هنوز هم من باید مینا را واسه اون می‌کردم، سربازیش تموم شد و بر گشت، کم کم رابطه ما سرد شد و راستش من هم دیگه نمیخواستم،،، تا اینکه یه روز یه خبر عجیب شنیدم و اون اینکه پسر عمه می‌خواد زن بگیره ، و واقعا خوشحال شدم، یه جشن خوب و مفصل و رفتن سر خونه و زندگی‌، بعد از تموم شدن همه مهمونی ها سعی‌ می‌کردم زیاد باهاش روبرو نشم

یه شیش ماهی‌ گذشت و منو یه شب دعوت کردن. خلاصه رفتم اونجا بعد از پذیرایی گفت شب بمون و من واقعا معذب بودم وقبول نکردم ولی‌ از خودش و خانمش اصرار به هر حال موندم وقت خواب شد و رفتم توی اتاق دراز کشیدم ولی‌ خوابم نمیبرد یه ساعتی‌ گذشت دیدم اومد تو اتاق گفت چیه خوابت نمیبره گفتم الان دیگه میخوابم چون جای خوابم عوض شده خوابم سخت میبره ، گفت یادته عزم پرسیدی که اگه زن بگیرم اونو میدم بکنیش و من که کاملا یادم بود و به یادش بارها جلق زده بودم گفتم نه من اصلا چنین حرفی‌ نزده‌ام گفت میدونی‌ که گفتی‌ و حالا وقتش شده که اونو بکنی‌، گفتم احمق این حرفارو نزن من همین الان از اینجا میرم، گفت نه بخدا الکی‌ نمیگم اونم می‌خواد خودت بیا نگاه کن، با وجودی که باورم نمی‌شد، باهاش رفتم تو اتاق خوابشون دیدم که زنش دمر روی تخت خوابیده، میترسیدم با خودم فکر کردم که پسر عمه میخواد انتقام بگیره، گفت بیا جلو بهش دست بزن، اولین جایی‌ که دست زدم گردنش بود می‌خواستم ببینم که آیا زنده هست،بدن گرمش رو حس کردم که داشت نفس‌های کوتاه می‌کشید و این علامت این بود که حسابی‌ حشری شده، با دستم رونهاشو لمس کردم یه لباس نازک خواب پوشیده بود اونو بالا زدم اونقدر شهوتی شده بودم که اصلا حضور پسر عمه رو از یاد برده بودم، یه دفعه گفت لباساتو در بیار اینو پسر عمه گفت من هم لخت شدم و افتادم روی زنش شونه هاشو گرفتم و بوسیدمش هیچی‌ نمیگفت گفتم بیداری؟ جوابم نداد ، پسر عمه گفت لختش کن ، اونو لخت کردم کسشو میمالیدم وحس کردم که خیس شده اونو برگر دندم سینه هاش بزرگ با خوردنی بودن کیرم رو گذشتم وسط سینهاش گرفتش و باهاش بازی کرد یه صدا آمد بکن تو کوسش، پاهاشو از هم باز کرد و کوسش که مثه یه دختر باکره بود زیر کیرم قرار گرفت تا ته کردم توش، ناله هاش نشان از لذت بود با چند بر رفت و آمد آبم رو در کوسش ریختم و پسر عمه رو دیدم که آبشو توی دستمال خالی‌ کرد. صبح فرداش انگار که هیچ اتفاقی‌ نیفتاده بود.این جریان هنوز هم ادامه دارد.

نوشته: شاهپور


👍 18
👎 28
79833 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

821466
2019-11-27 20:47:47 +0330 +0330

کله کیری فارسی نوشتنتو اول یاد بگیر بعد بیا گوه خوری کن کوص میخ هنو اول دبستانو پاس نکرده اومده کوصتان نوشته

4 ❤️

821482
2019-11-27 21:01:42 +0330 +0330

آب ما هم اومد ولی آب شیر بعد از ریدن بر پس کله خودت و همه کوست، ببخشید؛ همه کست

3 ❤️

821496
2019-11-27 21:18:09 +0330 +0330

این داستان پسری جقی که داشته دختر عمه اش رو دید میزده ناگهان شوهر عمه سر میرسه و کون پسر جقی داستان میذاره جوری که پسر جقی داستان تا یه ماه نتونه بشینه.

5 ❤️

821513
2019-11-27 21:46:05 +0330 +0330

تموم شد؟ حرفی سخنی؟

2 ❤️

821518
2019-11-27 22:25:21 +0330 +0330

فیلم هندی زیاد نبین 😁

1 ❤️

821530
2019-11-27 23:10:00 +0330 +0330

فقد خراب اونجاشم ک گفتی دست زدم ب گردنش خاستم ببینم زندست یا نه . جاکش این کصشرا رو از کجا اوردی . یا اونجا که یه صدایی اومد بکن توش . بیناموس وحی شد بهت؟

4 ❤️

821538
2019-11-28 00:25:59 +0330 +0330

( یه صدا آمد ک بکن توش )
آره داداش بت وحی شده
همین الانم جبرئیل بر من نازل شد وحی کرد ک : قل یا ایهاالشهوانی و یا شهوتیون پروردگارتان امر کرد که نخوانید کستان این لاپدر ومادر را


821542
2019-11-28 02:40:22 +0330 +0330

کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی

2 ❤️

821581
2019-11-28 10:23:59 +0330 +0330

داستان کیریی بود

0 ❤️

821588
2019-11-28 12:01:42 +0330 +0330

صد رحمت به جوکر از لحاظ سلامت روانی شماها کسخل شدین بعد گرونی بنزین

1 ❤️

821592
2019-11-28 12:19:03 +0330 +0330

منو هم پسر عمم کونی کرد انقد اصرار که بهش کون دادم
از اون موقع تا الان کونی شدم دیگه

0 ❤️

821596
2019-11-28 12:38:58 +0330 +0330

میمالندم
کونکش انگار برای همکلاسیاش انشا نوشته
حالم بد شد

1 ❤️

821597
2019-11-28 12:41:12 +0330 +0330

Parto چه خبر
آره داداش؟؟؟

1 ❤️

821603
2019-11-28 13:08:46 +0330 +0330

کمتر بزن بگا میریا

1 ❤️

821615
2019-11-28 15:01:47 +0330 +0330

منو هم پسر عمم کونی کرد انقد اسرار کرد بهش کون دادم
از اون موقع به بعد کونی شدم

0 ❤️

821658
2019-11-28 20:38:15 +0330 +0330

کاش نتم قطع مونده بود ، گفتیم بیایم یه داستان بخونیم دیدیم این کس کشا جلوتر از ما رسیدن بساط جق و داستانو راه انداختن، قشنگ معلومه زود انزالیه کم نوشتی خخخ

2 ❤️

821703
2019-11-28 21:54:24 +0330 +0330

راست کردم

1 ❤️

821825
2019-11-29 17:55:14 +0330 +0330

توهمات ذهن یک معتاد

1 ❤️

821932
2019-11-30 04:32:50 +0330 +0330

از متنت میشه فهمید بد جوری کونت گذاشته و زده تو پوزه ات که این همه ازش دلخوری .

0 ❤️

823369
2019-12-05 16:19:48 +0330 +0330

چقد مزخرف بود و معلومه زود ابیت اومده موقع جغ و این پسر عمت بوده که هم تورو کرده و هم زنتو

0 ❤️

824040
2019-12-08 08:52:24 +0330 +0330

یاد افسانه های کهن افتادم .چقدر تخیلی

0 ❤️

871331
2020-04-24 09:49:21 +0430 +0430
NA

کیر کرونا تو دهنت کیر ابولا تو کونت . بازم صابونتو عوض کردی جقی .مگه نگفتم برای یه جق سالم فقط گلنار

0 ❤️

889269
2020-06-14 15:35:12 +0430 +0430

آخه جقی اول لخت بود بعد یه لباس نازک پوشیده بود؟<؟

0 ❤️






Top Bottom