پشت پرده چه خبره نیلا؟

    1397/8/17

    داشتم موم توی دستگاه رو با کاردک هم میزدم که زودتر از حالت سفت خارج بشه و گرم بشه
    از تو آینه دیدمش ک نشسته و همون طور چادر پیچ داره نگاهم میکنه


    +‌خانوم لطفا آماده بشین موم گرمه
    مشتری توی نوبته


    -‌باشه ولی من شلوارمو در نمیارم


    چشمام گرد شدن
    از تعجب داشتم شاخ درمیاوردم


    +‌خب اگه درنیارین من چطوری اپیلاسیونتون کنم؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!‌


    -‌میکشمش بالا


    +‌خب تا زانو میشه ولی بالاتر نه خب!‌


    -‌به من ربطی نداره.همینم مونده شلوارمم دربیارم
    یه عمر خودمو پوشوندم که چی؟‌حالا جلوی تو بیام لخت بشم؟‌


    باید تا خط شورت برام بگیری.‌کم پولی بابتش میگیری؟


    "جل الخالق"


    اهنگ درحال پخش بود وعلیرضا جی جی همزمان شرح حال منو گفت که


    "در نیار ادا تنگا رو...دورودو..."


    +‌خیلی خب فعلا بکشین بالا تا زانو رو بگیرم

    موم رو که زدم به پاش خیلی از ته دل اووووووفی گفت که گنگ نگاهش کردم
    -‌داااااااغـــــــــه


    "بیا بزن تو سرم"


    +بله خب یکم تحمل کنین


    پد رو ک بلند کردم چنان آییییی گفت که اگه پسر بودم یحتمل جلوی شلوارم باد میکرد


    سرمو به چپ و راست تکون دادم و ادامه دادم
    آه و ناله میکرد و من نگران واکنش مشتری های دیگه بودم


    کم کم دوتا پاهاش تا زانو تموم شد که ‌ گفتم نوبت ران پاست


    گفت
    -‌نه یکمش مونده


    +‌نه اونا معموله ٩٦ درصدش هرزه زود کنده میشه
    اون چهار درصده ک سفت چپیده و هرچی هم خِرکِش کنی جُم نمیخوره!


    راضی شد و دیگه بهونه نگرفت


    هرکاری کرد شلوار بالاتر نمیرفت


    +‌ببینین خانوم بهتره که شلوارتونو در بیارین
    پرده هم ک کشیده شده.منم که خب انقد از صبح تا شب بدن خانوما رو میبینم که دیگه شامل جمله‌ی
    "‌دکتر محرم آدمه"‌ میشم


    ‌-‌هه هه هه کسنمک!!!!!!


    +‌واااااا...خانوم این طرز حرف زدنه؟‌
    درمیارین یا نه؟‌


    از روی تخت بلند شد و شلوارشو دراورد
    یاااااا خدااااا این از خرس هم بیشتر موداره که


    خلاصه بازم دراز کشید و شروع کردم
    فقط نمیدونم چرا با اینکه شورت پاش بود مدام دستشو میذاشت رو ‌کسش


    "شایدم دوجنسه باشه‌ و دچار شق درد شده"‌
    خودم به خودم گفتم "کص نگو با‌و"


    من پد میکندم و اون آه میکشید
    آااااااااه میکشیداااااااا


    حالی به حالی بودم اصن
    دهنم خشک شده بود


    گفتم خب پاهاتون تمومه
    مانتوتونو در بیارین اینجوری چروک هم شد


    اینبار چیزی نگفت و مانتوشو دراورد
    زیرش فقط یه سوتین بود


    یه سوتین بنفش


    "شاید اصن بخاطر مخفی کردن این سوتین بنفشه خودشو شکل زن حاجیا کرده
    رفتاراش که به یه زن محجبه نمیخوره"


    فکر و خیاله دیگه
    اونجا کسی نیست بزنه تو دهنت که


    "‌وا‌اااااالا"


    برای تسلط بیشتر دستشو میگرفتم و کاردک رو میمالیدم به دستش که یه لحظه دستم خورد ب شکمش


    گفت
    -‌وووویییییی چقده دستت سرده تو دخــــــــتررررر


    "جووووووون
    دختر به فددداااااااات"


    ‌آقا این چه وضعیه ا‌خه؟


    چرا اینجوری حرف میزد نمیدونم!‌


    خلاصه دستشم تموم شد


    گفتم
    +بیکینی که نمیخواین

    مطمئن بودم نمیخواد


    -‌اره میخوام
    تا رومو برگردوندم دیدم بدون شورت خوابیده
    تازه دستشم رو کسش نبود دیگه!


    نه به اولش نه به حالاش


    موم رو مالیدم به کسش که اووووففففف غلیظی گفت


    پدو که کندم گفت
    -‌آاااااااااااااییییییییی یواشششششترررررر


    "خدایا آخر عاقبتمونو به خیر کن"


    ‌+‌بله ببخشید


    ‌میکندم و ناله و فغان سر میداد
    از بیرون صدای پچ پچ میومد
    هرکی نمیدونست فکر میکرد دارم میکنمش


    گفتم پاهاتونو باز کنین کشاله ران هم بندازم
    که کسشو چارطاق باز کرد
    منظره جالبی بود
    چوچولش مستقیم میزد تو چشم آدم
    خندم گرفته بود
    خندمو خوردم و موم رو مالیدم که از قضا دنباله کارد فلزی کشیده شد به چوچولش


    چنان آاااایییی گفت که همونجا فیتیش یخ برام تداعی شد


    پد رو که زدم تا خواستم با دست روش بکشم پاهاشو جمع کرد
    پشت دستم چسبید به کس چسباک از مومش
    حالم بهم خورد اصن


    گفتم
    +باز کنین خانوم‌


    باز کرد گفت
    -‌توشم قشنگ ‌برام بنداز!!!!!!


    ‌چشمام گرد شد از تعجب
    به آناتومی خودمم شک کردم اصن


    صدای خنده از بیرون میومد


    +‌توشو؟؟؟؟؟؟؟‌
    مگه توشم مو داره؟؟؟؟؟


    -‌آاااااارهههههه


    "ای درررررررد"


    +‌اخه توش کجاشه؟


    ‌با دست کسشو باز کرد گفت
    -‌این بغلا


    ناچار سری تکون دادم


    توی کس تمیز نکره بودیم که کردیم!‌


    ناله های ریز و درشتش دیگه کلافم کرده بود
    برگشت گفت وسط چاک کونمم بنداز


    "‌ای کککککککیر خــــــرررررر"


    باید دست تو کونشم میکردم
    +‌پس خودتون نگهش دارین


    -‌ههههه خودم بلدمممم


    "‌کونده خوبی بود"


    عمدا ‌موم داغو مستقیم زدم به سوراخ کونش
    نیم متر پرید جلو


    "‌هه هه حس گاییدنش بهم دست داد"


    ‌یکم غر زد که با اینکه پوستش نازکه اینا قانعش کردم
    با دستش لپای کونشو میکشید


    اصن یه وضعی بودااااا


    نکبت اول ادا تنگا بود الان....


    خلاصه کارش که تموم شد نفس راحتی کشیدم
    دیدم همینجوری لخت و عور نشسته
    گفتم
    +‌لطفا برید حساب کنید مشتری بعدی بیاد


    -‌خیلی ازت خوشم اومده
    از این به بعد مشتری خودتم


    فک کنم با اون کلیده بووووود...
    به سبک اون عموهه قفل کونشو باز کرده بودم
    ‌حتما دوس داشته طفلی که هیچی نمیگه دیگه


    باخنده معناداری گفتم
    +‌چرا چون توش هم تمیز کردم؟‌


    که صدای خنده بقیه بلند شد


    با حرص لباساشو پوشید و فیتیله پیچ کرد خودشو...


    "‌کونده سوراخ کونش اندازه لوله بخاری شده واسم ادا چادریا رو درمیاره"‌


    "هه چادری که سر تو باشه همون دستمالیه که سر بقیس"


    "نکبت"


    ‌تا رفت بیرون مدام داشتم فحشش میدادم
    که نفر بعدی با یه لبخند مرموز اومد توی اتاق...


    نوشته: نیلا

  • 44

  • 9




  • نظرات:
    •   nilajooni
    • 1 هفته
      • 8

    • دوستان بهتره اول ی تشکر بکنم بابت وقتی ک گذاشتین و خوندین و دوم ی توضیح بدم ک
      این اولین کار طنز از منه
      اگه کاستی یا ایرادی داره ببخشید


    •   Sasy78
    • 1 هفته
      • 5

    • نیلا
      من تغیر جنسیت بدم!!!!
      میزاری شاگرد واسم بغلت
      قول میدم فقط نگا کنم!!!!


      داستانم که عالی بود لایک سوم تقدیمت


    •   کیر ابن آدم
    • 1 هفته
      • 6

    • یخده قاتی پاتی بود... ولی با حال بود.


    •   Holy_man
    • 1 هفته
      • 10

    • ای کیرم تو شغل به این خوبی :(


      ولی جدا هنوزم نمیتونم درک کنم چجوری کص و کیونتون رو میدین دست آرایشگر براتون موم بندازه. ما تو حموممون آینه داره وقتی دارم پشمامو میزنم از خودم خجالت میکشم :|


    •   کیر ابن آدم
    • 1 هفته
      • 9

    • خجالت میکشی؟ من تازه بعدش با تصویر سولاخ کیون خودم تد آیینه دو دست جق میزنم...
      آقا رو...


    •   سایه+روشن+جنگل
    • 1 هفته
      • 2

    • باحال بود (biggrin) طنز نوشتتو دوست داشتم


      دمت گرم (rose) (rose)


    •   Nevermindd
    • 1 هفته
      • 3

    • لایک هشتم ولی زیاد خنده دار نبود یکم از شاه ایکس بیاموز :/


    •   Holy_man
    • 1 هفته
      • 8

    • توی کیونی مگه نمیگفتی کیونمو گرگ خورده؟؟ لاشی اینهمه مدت سوراخ کیون داشتی و به رفیقات تعارف نمیزدی؟؟ :(
      واقعا که... رفاقتا بوی شاش گرفته...


    •   nilajooni
    • 1 هفته
      • 4

    • ن دیگه ساسی
      هرچی باشه همکاریم خودت برو دست ب کار شو


      حسین جان کار اولم بود قاطی پاطی شد


      هولی من عزیزترین رفیقم من خودمم همچین کاری نمیکنم عمرا
      ولی خب میان دیگه چه کنیم
      و من خودم اصلا اون نقاط رو اپیلاسیون نمیکنم واسه مشتری
      میدم ب شاگرد


      باید ی داستان بنویسم با اسم
      حسین نوبری


    •   کیر ابن آدم
    • 1 هفته
      • 3

    • حاجی کیون مصنوعی خریدم منتها از اونجایی که یه جقی اصلیم نمیکنمش، باهاش حق میزنم!


    •   کیر ابن آدم
    • 1 هفته
      • 1

    • منتها دل دخترا رو نمیبری... یه پیام تاحالا نداشتم که یه دختر بهم بگه بیا بکنم! هر چند اگه داشتم هم میگفتم نه! عکس بده که جق بزنم. اینطوری راضی ترم.


    •   Master.Kink
    • 1 هفته
      • 2

    • نیلای عزیز لطفی به طنز بکن و دیگه ننویس:) همون عاشقانه‌ هاتو ادامه بده


    •   nilajooni
    • 1 هفته
      • 1

    • سایه جان لطف داری ممنون


      نورمایند عزیز اولین نوشته طنزمه و قصد شروعیه ک پایانش نا پیداست
      بله یاد هم میگیرم
      دوستان طناز سایت هستن در کنارم


      اع اع اع راس میگیا مصطفی
      خودش نم پس داد اخرش


    •   Nevermindd
    • 1 هفته
      • 1

    • خانم نیلا من با اسم اصلیم راحت ترم سکسیرو صدا بفرمایید


    •   Badbakhtbichareh
    • 1 هفته
      • 1

    • میگفتی سریع بکش پایین کسکش حال نداریما
      تو هم هر کی نازو نوز کرد مث این مرده شورا هستن تو غسالخونه مرده ها رو سریع و با خشونت با لیف و کیسه چپ و راست میکوبن و سالتو بارانداز و فتیله پیچ کن
      فقط کاش میگفتی از پشت پرده کارشون تموم میشه بعد کجا میرن ؟ خونه ما که نمیان ! شاید میرن خونه بغلی


    •   nilajooni
    • 1 هفته
      • 2

    • مسترکینک عزیزم
      نچ نع راه نداره
      من ادامه میدم


      اوکی سکسیرو


      بابک عزیز تصور غسال بودن هم برام جالبه
      ولی اینی ک گفتی بیشتر ب دلاکی میخورد ک چارلی چاپلین رو گیر اورده بود


    •   Badbakhtbichareh
    • 1 هفته
      • 0

    • تخت اپیلاسیون هم بی شبهات به تخت غسال ها نیست هردو کارشون پر از ثوابه و اجر و پاداش
      تخت اپیل هم باحاله دوس دارم همه طرفش باز و آزاد و راحت در دسترس و میشه هر پوزیشنی رو اجرا کرد
      کنارش هم یه آباژور با نور قرمز باشه عالی میشه


    •   Holy_man
    • 1 هفته
      • 2

    • نیلا بابا اوستا کار... دست مارم بگیر به شاگردی ^__^


      حسین دیوز خوب جمش کردی ولی من که بیخیالت نمیشم :)


    •   کیر ابن آدم
    • 1 هفته
      • 1

    • تلاشتو بکن ملعون!


    •   A.alone
    • 1 هفته
      • 2

    • خییییلی جای کار داره تا داستان نویس بشی
      اونم داستانایی که همچین منتقدهایی دارن میخوننش
      بیشتر تمرین کن خرچنگ


    •   آلوچه_حشری
    • 6 روز،23 ساعت
      • 2

    • لایک 13 (rose) (rose) (rose)


    •   Danialoviç
    • 6 روز،17 ساعت
      • 6

    • دوست عزیز من هیچ اثری از طنز توش ندیدم..
      طنز نوشتن یک استعداد ویژه میخواد که به نظرم این استعداد ذاتیه و به هیچ وجه اکتسابی نیست. خیلی معدود ادمایی هستن که قلمشون واقعا طنز داره. از جمله دیکر من عزیز!


      انگار جهت خالی نبودن عریضه نوشته شده بود. وقتی از داستانتون توی یه سبک خاص استقبال میشه این به این معنا نیست که باید ناخونکی به سایر سبک ها هم بزنین. چه بسا عدم موفقیتتون تو سبک جدید باعث کمرنگ شدن محبوبیتتون توی همون سبکی که توش موفق بودین هم بشه.


      پس نظر من ، به عنوان خواننده اینه که راه قدیم خودتونو ادامه بدین و قدم در عرصه ی طنز نذارین. موفق باشید


    •   Mrs_Secret
    • 6 روز،15 ساعت
      • 2

    • عشقولانه هاتو بیشتر دوست دارممممم


    •   Titannnn
    • 6 روز،15 ساعت
      • 1

    • بد نبود ولی نفهمیدم.من یارو دردش چی بود


    •   nilajooni
    • 6 روز،15 ساعت
      • 2

    • الون عزیز چرا خرچنگ؟؟؟؟‌(‌خنده)


      ‌الوچه حشری بالابرز مرسی گلی


      اع دانیال کجا بودی تو؟‌
      والا چی بگم؟‌ من هدفم اینه از هر سبکی چیزی بدست بیارم ک ی کتابی ک لازم ب گنجوندن طنز داره هم بتونم بنویسمش


      سکرت جون خوشگلم خودمم همبنطور(‌خنده)


      ‌تیتان جان والا خودمم نمیدونم چش بود
      رو سرش هی خندم میگرفت


    •   Maral1999
    • 6 روز،14 ساعت
      • 2

    • نمیدونم چرا اون جایی که گفت
      داااغه
      دختره ام تو دلش گفت بیا بزن تو سرم
      خندیدم
      ایول
      خسته نباشین باحال بود


    •   Nafas-
    • 6 روز،14 ساعت
      • 2

    • قشنگ بود :) (rose)


    •   NILOO565
    • 6 روز،13 ساعت
      • 2

    • عالی بود نیلای عزیز مثل همیشه...


    •   Siavvashhhhhhh
    • 6 روز،13 ساعت
      • 2

    • لایک ۲۱


      یکم به شکل طنز از شرایط اجتماع و جماعت چادری میگفتی بهترم میشد


    •   Shanen
    • 6 روز،11 ساعت
      • 1

    • عالی بود نیلای عزیز
      لایک 23 (rose)


    •   nilajooni
    • 6 روز،9 ساعت
      • 3

    • مارال عزیز ممنونم گلی
      خوشحالم ک خندیدی


      نفس عزیرم مرسی


      نیلوجان نظر لطفته


      سیاوش خان ممنون


      شنن جونم ممنون دوست خوبم


    •   مسیحی۰
    • 6 روز،9 ساعت
      • 1

    • بازم نیلا جون گل،
      واقعأ شبمو ساختی


    •   مسیحی۰
    • 6 روز،9 ساعت
      • 2

    • بازم نیلا جون گل،
      واقعأ شبمو ساختی
      خوشحالم که داستاناتو میخونم ،آخه مث شبنم رو گل قشنگه.
      به درود دوس خوبم.
      ‏(لبخند وشادی)


    •   gankr.koy
    • 6 روز،8 ساعت
      • 2

    • نیلا جون،
      من همیشه دنبال بهانه ای برای خندیدنم ،
      از فرصتی که برای خندیدنم مهیا کردی سپاسگزارم.


    •   nilajooni
    • 6 روز،6 ساعت
      • 1

    • مسیحی عزیز شما خیلی لطف داری ممنونم


      گنکرکوی مرسی ممنون
      خوشحالم ک خندیدی برا


    •   shahx-1
    • 6 روز،6 ساعت
      • 3

    • بانو نیلای عزیز و گرامی لایک بیستو هشتم رو به شخص شما تقدیم میکنم.


    •   strong_boy
    • 6 روز،6 ساعت
      • 2

    • متن روان و دوست داشتنی بود اما خب طنزش یواش بود دیگه


    •   nilajooni
    • 6 روز،5 ساعت
      • 3

    • شاه ایکس عزیز دربرابر شما عرض اندام کردن مایه شرمساریه (biggrin)

      مرسی


      استرانگ بوی عزیز ممنون
      اره دیگه تعداد نکات طنزش کم نبود ولی همه هم پیداش نکردن(‌چشمک)


    •   a.Arian
    • 6 روز،4 ساعت
      • 1

    • جالب بود.دمت گرم


    •   jerard96
    • 6 روز،4 ساعت
      • 1

    • یعنی ترکیدم از خنده


      عالی بود


      مرسی


    •   eshqooli
    • 6 روز
      • 1

    • پاچیدم از خنده نصفه شبی!


    •   nilajooni
    • 6 روز
      • 1

    • آرین ممنون


      جرارد٩٦ خوشحالم ک باعث خندت شدم


      عشقولی عزیزم ممنون.خوشحالم ک خندیدی


    •   happysex
    • 5 روز،22 ساعت
      • 1

    • سلام نیلای عزیز
      داستانت بی نقص و جذاب بود
      به امید طنازی های بیشتری شما
      لایک ۳۳


    •   f.arash
    • 5 روز،18 ساعت
      • 1

    • یه ماشین اصلاح بگیر واسه اینجور موارد


    •   nilajooni
    • 5 روز،17 ساعت
      • 0

    • هپی سکس عزیز مممونم از لطف همیشگیت


      ارش خان نمیشه والا


    •   Takmard
    • 5 روز،15 ساعت
      • 2

    • لایک 34 ،
      چند تا هایلایت خوب توی داستان بود که دلم میخواد بازم از همین دست ازت بخونم و البته قبلش یه کارت آفرین واسه شهامت طنز نویسی
      : نخست اینکه طنزش کاملا زنانه بود محیط کار ، قهرمانها و دیالوگ ها و مهم تر از همه کاری که انجام میشد !
      دوم ؛ شخصیت دوگانه کاراکتر بود که اولش سوسه میومد ولی بعدش ....! سوم پچ پچ خانمای پشت پرده واگویه های قهرمانه که همه به فضاسازی کمک کردن و ...
      شروع داستان تا اواخر خوب بود ولی پایانشو میشد خیلی بهتر بنویسی .
      بعنوان طنز اولت خیلی خوب بود و ادامه بده تا پختگی بیشتری بیابه ... شاه ایکس عزیز هم که اوسای همه ماست حتما کمک میده ،


    •   nilajooni
    • 5 روز،6 ساعت
      • 2

    • تکمرد خان دوست عزیزم
      ممنون مرسی
      نکاتیو گفتی ک خب کسی بیانش نکرده بود


      والا اولش خیلی قوی نبود به توصیه مسترکینک بعد از داستان مامن همیشگی تصمیم گرفتم بعد نوشتن آپ نکنم و باز نگری کنم ک خب جواب داد


      همینطور کمکهای طناز بی نظیری ک شبانه روز کنارمه بی اثر نبود و خب قراره بازم کمکم کنه
      شاه ایکس عزیز هم لطف میکنه اگه کمک کنه


    •   Saeed_ni2000
    • 5 روز،4 ساعت
      • 2

    • نیلا خانم داستانت نسبت به بقیه داستان های ظنز عالی بود ولی با عرض معذرت سبک شاه ایکس یه چیز دیگه است،
      ضمن اینکه حرف (کیر ابن ادم) وحشتناک خندوندم،
      امید وارم بتونی مثل داستانهای عاشقانه تو زمینه ظنز هم موفق باشی


    •   Saeed_ni2000
    • 5 روز،4 ساعت
      • 2

    • البته اینم بگم که سالن اپیلاسیون باید سوژه برای ظنز زیاد داشته باشه و این هنر شماست که به نحو احسن ساخته و پرداخته بشه


    •   دخترنشسته.درماه
    • 4 روز،19 ساعت
      • 2

    • نیلای عزیز همیشه طرفدار نوشته هاتم خانم کلا اروتیکای قبلیتو ولی خیلی بیشتر دوست دارم
      در هر صورت لایک عزیزم


    •   nilajooni
    • 4 روز،18 ساعت
      • 2

    • اقاسعید ممنون لطف داری
      شاه ایکس عزیزمون سبک خودشو داره و شرارتهای خودشه
      من فقط زنه میگفت شلوارمو درنمیارم و اخرش درش اورد و بقیش پرداخته ذهن خودم بود
      ولی شاه ایکس لامصب انقد شرارت داره ک بخواد از خودش اضافه کنه همه صفحه های سایتو پر میکنه(‌خنده)


      دختر نشسته در ماه منم نوشته هاتو دوست دارم عزیزم
      مرسی


    •   kandom1400
    • 4 روز،14 ساعت
      • 1

    • با مزه بود نیلا جان. آفرین.
      ولی این سبک تایپ و فاصله ی خطوط داستانت یه کم توی مخه.


    •   nilajooni
    • 4 روز،13 ساعت
      • 0

    • جناب کاندوم برای راحتی مخاطب و نظم نوشته اینجوری تایپ میکنم


      ممنون


    •   fesharaki00
    • 4 روز،13 ساعت
      • 1

    • نیلا جان جلوی طنز پردازاری سایت دکون وا کردی؟!(خخخ)
      برای تجربه ی اول خیلی خوب بود.خسته نباشی.


    •   Hidden.moon
    • 4 روز،12 ساعت
      • 2

    • نیلا، دوست عزیزم، میتونم بگم داستان تو رنج طنز متوسط بود..


      من اونجا ک نوشتی "مگه توشم مو داره" واقعا خندیدم. :)
      و نکته ی جالب دگ اینکه حین خوندنش صدای خودت تو ذهنم میومد.


      امیدوارم هربار کار بهتری بخونم ازت (rose)


      لایک ۴۱


    •   nilajooni
    • 4 روز،9 ساعت
      • 1

    • علی اقای فشارکی
      ن بابا من جرات نمیکنم
      اینم ی تجربه و محک بود که خب فکر نمیکنم برای کار اول بد باشه
      گرچه سبکـمن همون عاشقانه‌ی تلخه و چندتا کار اماده هم دارم ازش
      گفتم اینو بنویسم یکم از سیاهی قلمم کم بشه تو اذهان
      مرسی ک خوندی


      ماه بانوی پنهانم
      مرسی عزیزم فداتشم


      اوه اوه صدامم اومده تو گوشش......
      حسین الان اگه بودش سوژمون میکرد با این اصوات(‌خنده)


    •   doki-kar balad
    • 3 روز،12 ساعت
      • 1

    • عالی بود مرسی از وقتی که گذاشتید
      یکم بیشتر به شخصیت دختره میپرداختی بهتر بود خواننده بیشتر آشنا میشد با هویتش ، دیالوگ های مکالمه هم یکم مفهوم تر بود عالی بود ،فضا سازی آرایشگاه کم بود تصوری از دکور و جایگاه تخت نبود یکم رنگ و لعابش رو بیشتر کنی عالیه ایده جالبی بود برای شروع
      موفق باشی دوست عزیز


    •   melissa_taaj
    • 3 روز،6 ساعت
      • 1

    • :D :D خیلی باحال بود خیلی وقت بود داستانی ننوشته بودی گلم، قلم طنزت عالیهه


    •   melissa_taaj
    • 3 روز،6 ساعت
      • 0

    • ادامه نیلایار رو نمینویسین؟
      انه نبانه کوش؟ چرا یهو رفت؟


    •   nilajooni
    • 2 روز،18 ساعت
      • 0

    • دکی کاربلد مرسی ممنون
      بله درست میگی باید بیشتر پرداخته میشد
      ایشالا داستان بعد


      ملیسا تاج عزیز مرسی گلی
      درمورد نیلایار هم واقعا مطمئن نیستم برای ادامش
      اون دوستمون هم مشکلاتی داشت ک نتونست بمونه


    •   Teenwolf.
    • 2 روز،4 ساعت
      • 1

    • من دوسش نداشتم گشاد گشاد نوشتی زیاد شه:| طنزشم دوس نداشتم:|


    •   melissa_taaj
    • 2 روز،4 ساعت
      • 1

    • دیگه نمیاد؟


    •   nilajooni
    • 1 روز،7 ساعت
      • 0

    • تین ولف عزیز مگه زیاد شدن ب گشاد نوشتنه؟؟؟‌
      من بین دیالوگا و مونولوگا با متن نوشته فاصله میذارم ک مخاطب برای خوندن راحت باشه و فرم نوشته‌ی من برای داستانهای خیلی بلندمم همین بوده
      و خب سلیقه ها متفاوته
      ممنون


      ملیسای عزیزم
      واقعا ازش بی اطلاعم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو