پشیمانی از سکس با همکلاسی

    سلام اولین بارمه مینویسم پس اگه بد شد ببخشید :(
    من اسمم رضا هستش (اسم ها عوض شده) قدم ۱۸۲ و ۷۰ کیلو ام کلاس ششم ک بودم با بد بختی و ب سختی مدرسه نمونه دولتی قبول شدم ؛ اونجا یه پسر بود ب اسم علی اون یه پسر با قیافه یه کوچولو دخترونه بود ابرو پیوندی . علی یه پسر مغرور و لارج بود و از همون کلاس ۷ با بقیه فرق داشت واسم .
    ۲ سال گذشت و آخرای مدرسه بود ک من ب سرم زد یه کم رفاقتمو با علی بیشتر کنم ....
    یه مدت همش این ور اون ور باهاش بودم که شمارشو گرفتم و رابطمون دیگ خیلی صمیمی شده بود و من بقیه رفیقامو کلا بیخیال شده بودم .
    یه روز بهم پی ام داد ک بیکاری ؟ گفتم اره چطور گفت ک تنها خونس و ازم خواست برم پیشش (ساعتای ۲ ظهر بود) منم گفتم الان ک نمیشه ولی اگه تا ۵ و اینا تنهایی اون موقع میام ک بحثو سکسی کرد (خیلی کم پیش میومد حرف زشت و این چیزا بگه ) همش میگفت میخواد منو بکنه منم فکر میکردم شوخی میکنه با خنده جوابشو میدلدم و الکی میگفتم اگه کردی یواش بکن و این حرفا ک گفت رضا داشتم شوخی میکردم و بسه منم ادامش ندادم
    ۲ هفته گذشت و باز شروع کرد ب اون حرفا رو زدن ولی این بار تاکید داشت که واقعی حرف میزنه ( کم کم فهمیده بودم از اون ادماس ک اگه حشری شه کلا رفتارش عوض میشه انگار مست میشد) و بهم گفت خونتون خالی شد بگو بیام منم چون یمورایی دوسش داشتم و نمیتونستم رو حرفش حرف بزنم اول یه کم ناز کردم و بعدش قبول کردم
    ساعتای ۶ پی ام داد ک خونشون خالیه منم زود پریدم رفتم خونشون وقتی در رو باز کرد میشد شهوت رو تو چشماش دید ولی من اصلاا حشری نیودم چون پیاده هم رفته بودم خسته بودم تا در رو بستم دستشو گزاشت رو کیرم ولی من شق نکرده بودم گف چ کوچیکه منم دست زدم دیدم مثه سنگ سفت شده کیرش ... گفت درش بیار گفتم واسه من شق نیس تو در بیار ک زود کشید پایین و کیرش از من بزرگ تر بود منم گفتم بزار شق شه در میارم ک اصرار کرد و منم اون کوچولو رو ک البته هنوز بزرگ نشده بود در اوردم و گفت این چیه گفتم عزیز دلم راست نیس چیکار کنم بعد همونجا تو راه رو نشستیم ( اگه مارو تو راهرو میدید جرمش کمتر بود) شروع کرد ب مالیدنم منم مثه کیر داشتم نگاش میکردم ک گفت شوالت رو در بیار منم گفتم تو اول یه کم بحث کردیم گفت بیا بریم تو گفتم بریم یه کم عمدا طولش داد ک من از جلو برم و یه کم انگشتم کرد و رفتیم تو شلوار هامون رو ک در اوردیم یهو پرید پشتم و کیرشو گزاشت رو سوراخم گفتم کص کش چ گوهی میخوری ک گفت دراز بکش منم دراز کشیدم و رفت یه دستمال اورد و شروع کرد ب مالیدن تا میخواست بکنه توش فرار میکردم ک فهمید قرار نیس تو سوراخ بکنه یه کم لاپایی زد تا ابش اومد وقتی پا شد بره دستشویی من دیدم هنوز راس نکردم یه جورایی هنوز هم دوس نداشتم من با اون حال کنم چدن تو این مدت رفاقت خیلی ها میگفتن واسه بچه بازی و این حرفا باهاش دوست شدم منم بدم میومد وقتی برگشت بهم گفت تو میری جق میزنی؟ ک منتطر بود بگم بخواب نوبت منه ولی من گفتم من تو خونه جق زدم واسه همینم راس نمیشه بعد یه کم دیدم شهوتش خوابید باز مثه قبل شد و همش میگفت اشتباه کردیم و این حرفا و معلوم بود خیلی عداب وجدان گرفته وقتی رفتم بیرون پی ام داد ک کلا بیا دربارش حرف نزنیم و دوستیمون مثه قبل باشه
    فرداش رفتم دنبالش باهم بریم امتحان یه جوری بودیم انگار خجالت میکشید حرف بزنه باهام ( کونمون گذاشته بود ناراحتم بود) از امتحان ک برگشتیم پی ام داد ک بیا کلا باهم حرف نزنیم و این حرفا منم خیلی منت نکشیدم
    حالا از اون موقع هنوزم خیلی افراطی اون پسر رو دوست دارم و همش دنبال یه بهونم ک باهاش اشتی کنم بعضی وقتا هم از خودم میپرسم ک عایا همجنس گرام یا نه
    اگه میشه یه کم راهنمایی کنین
    مرس ((
    نوشته: Rza

  • 3

  • 18




  • نظرات:
    •   Annabanana
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • مرسی که روشن کردی که اسما عوض شده. بخدا اگه نمیگفتی ذهنم درگیر میموند.


      نه همجنسگرا نیستی دادا. سطح هورمونت بالاس.


    •   Siara
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • کسشر محض!


    •   Siara
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • :|


    •   Jadogar_Sefid
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • قد 182 و وزن 70 ( قد و وزن فرضی هس و واقعی نیست)
      کلاس ششم که بوده ( یعنی سن12 سالگی) با پسره آشنا میشه!
      دوسال بعد ( یعنی سن14 سالگی) داره از حشریت جوری صحبت میکنه که انگار با یه پسر 20و چند ساله گی کرده! ضمنا تو 14 سالگی جق هم میزده :|
      داستان اولت بود ، ایشالا که آخرت هم باشه :D ناراحت نشیا ، اینجا بس داستانای تکراری و خسته کننده خوندیم خسته شدیم ، حالا بعضیا بامرامن همون اول مینویسن ساختگی هست و واقعی نیست خیالمون راحت میشه


    •   Alouche
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • جدیدا همه همجنسگرا شدن خدا بخیر کنه اخر عاقبتمونو


    •   Kiano4094
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • سلام


    •   Dani_Sins
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • انگار خیلی دوست داری فحش مادر بخوری ها
      این کسشرا چیه میای اینجا مینویسی به عنوان خاطرات واقعی
      ما رو هم هم جنس خودت (گاو) فرض کردی؟


    •   king.artoor
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • خخخخخخ یعنی اونجا ک تو پرانتز گفتی کونمون گذاشته بود ناراحتم بود از خنده منفجر شدم.خخخخ ولی راس میگیا برو پیشش بگو دادا تو ک ندادی سرتو بگیر بالا بیا اشتی کنیم ولی بعدش حتما توام کونش بزار چون بزرگتر ک شید تکون بخوری ب همه میگه این همونی بود ک کونش گذاشتما ببین ب کجاها رسید خخخخخ وای مردم از خنده دمتگرم نصف شب شادم کردی.
      اهان راستی درمورد سوالتم باید بگم نه داداش فکر نکنم گی باشی چون تو سن کم کونکونک بازی کردید بیشتر پسرا کردن(البته من نه دادم نه کردم.الان همه میان میگن اتفاقا تو دوبار دادی خخخ)


    •   Di.ck
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • نه عزیزم شما کوسخلی


    •   epm97
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • بچه ها کسی هست که انگلیسیش خوب باشه؟ لطفا کمکم کنید


    •   PayamSE
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • الان پشیمونیت از چیه دقیقا؟ از اینکه تو اونو نکردی یا ازینکه اون درست حسابی عمل نکرد؟ :)


    •   fit6060
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • ۷۰وزن ۱۸۲قد تو کلاس ششم؟
      قدیما برای درخواست سکس ب یکی باید هزار تا پیچ تاب میدادی ب خودت تا بتونی بگی الان اینا میان میگن میخوام بکنمت.
      داستانت خیلی توبلوعه واقعا خیلی خوب کص نوشتی


    •   CHARLES_DICKHEADS
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • انشالاه ابابیل دهان شما را مورد لطف و کرم الهی قرار دهند با این حجم از کصشر مسخره ای ک نوشتی. حداقل کصشر مینویسی ب جزئیاتشم توجه کن


    •   MOHSEN1147
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • البت که بیشتر اسمت کونیه تا همجنسگرا


    •   perfume202
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • نه پسر جون شما یه شیطنت و کنجکاوی بچه گانه داشتید که باعث شده رفاقتتون بهم بخوره .اگه دوست داری باهاش رفاقت کنی باهاش اشتی کن .این حس که تو داری همه نوجونا توی سن خودشون دارن طبیعی .اینکه گذاشتی بهت دست بزنه برام جای سوال که گی هستی یا نه ولی در اینکه احساساتت کمی زیاده درش شکی نیست .سعی کن خودتو کنترل کنی دور باشی از اینجور مسایل که فکرتو خیلی زود درگیر میکنه.


    •   احسان با کون گنده
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • منم بچگیهام با دوستم همینجوری کون کونک بازی کردم. بعد داداش بزرگش فهمید یه روز داخل خونه قایم شده بود به دوستم گفت منو ببره خونش و لختم کنه و از اتاق بره بیرون. خلاصه داداش بزرگش حسابی جرم داد ????


    •   Ho3ein_n
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کصخل ها شما هم دنبال بهونه این فقط ... بیچاره قد و وزن الانش رو گفته نه تو ۱۲ سالگی


    •   Gaybiigass
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • فاعل از تفرش هست؟


    •   Mahoor132
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کلاس ششم بودم...
      از همون کلاس ۷ فرق داشت
      ای خدا اون پیام بی صاحب که قبل فرستادن داستان نوشته چک کن بعد بفرست برای عمه من نیست


    •   Gankr koy
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • جایزه دیس ۱۵رو گرفتی،
      زنجیر نزده نیا جاده برفی!
      هنر داستان سرایی،شیوه نگارش مهمتر از همه موضوع را یاد بگیر،بعد بیا تو جاده پز بده،
      به نظر بچه ها احترام بذار تمرینات شروع کن.
      باشه ژیگول بابایی.


    •   kmhdymk
    • 1 هفته
      • 0

    • فکرکنم بامامانت دعواکردی روت نمیشه بهش فحش بدی یه کاری میکنی بقیه فحش بدن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو