پلنگ مو صورتی

    روی مبل نشسته بود و به خیره شده بود.من اما بی اعتنا مشغول لذت بردن از سیگار صبحگاه،كنار پنجره،در حال تماشای خیابان ها بودم.بلند شد و به سمتم آمد.
    +یه نخ ام به من بده
    نگاهش كردم و پاكت را به سمتش گرفتم.یك نخ برداشت و روشن كرد.دود از لایه لب های كلفت و صورتی رنگش به آرامی بیرون آمد.پشتش را به دیوار تكیه داد و دستم را گرفت.
    +معذرت میخوام اگه ناراحتت كردم،نمیخواستم اینجوری بشه!
    دستم را كشیدم و جوابی ندادم.
    +تورو خدا كوهیار،به جون تو كه همه دنیامی،نمیخواستم ناراحت بشی!جون مریم اینجوری نكن دیگه!
    كامی سنگین از سیگارم گرفتم و در زیرسیگاری خاموشش كردم.در بغلم گرفتمش و به چشمانش خیره شدم.
    -باید جبران كنی.
    لبانش را روی لبهایم گذاشت.دستش را دور گردنم حلقه كرد و وحشیانه مشغول مكیدن لبانم شد.لبانم را با زبانش بازی میداد و با مكش زیاد میمكید.به دیوار چسباندتم و شروع به خوردن گردنم كرد.عاشق كبود كردن گردنم بود.محكم میك میزد و همزمان ناخن هایش را روی پشتم میكشید.به آرامی پایین رفت و روی زانو هایش نشست.دكمه و زیپ شلوارم را به تندی باز كرد و از تنم در آورد.از روی شرت لبش را روی كیرم گذاشت.ماتیكش روی شرت سفید مالیده شده بود.لبش را روی كیرم میكشید.شرتم را به آرامی پایین كشید و كیرم بیرون افتاد.نفسی عمیق كشید و با صدای كشدار و تو دماغی گفت:
    +ای جونم
    دست چپش را روی تخمام گذاشت و شروع به مالیدن كرد و با دست راست كیرم را گرفت و روی صورتش كوبید.سر كیرم را روی لبهاش گذاشت و به آرامی به داخل دهانش فرو برد.با چشم های مشكی و درشتش كه حالا خمار شده بود به چشمانم خیره شده بود و سر كیرم را داخل دهانش عقب جلو میكرد.از دهانش در آورد شروع به لیسیدن كرد.مثل بستنی از پایین تا بالا میلیسید.هنوز با دست چپش تخمامو میمالید.دستم را لایه موهای رنگ كرده اش كردم و خودم كیرم را داخل دهانش بردم.دستانش را روی سینه های بزرگش گذاشت.سینه هایش را از داخل تاپ آبی رنگش به بیرون انداخت.شروع به تلمبه زدن كردم.تند و محكم تلمبه میزدم.تفش از لایه لبهاش و كیرم بیرون میزد و روی سینه هایش میریخت.به آرامی مینیژوب صورتی رنگش را تا زانو پایین كشید.كیرم را از دهانش در آوردم.نفس نفس میزد و از چشمانش آب سرازیر بود.با صدایی گرفته گفت:
    +كسمو جوری بگا كه نتونم راه برم عشقم!
    به حالت چهار دستو پا درامد و پشتش را بهم كرد.زانو زدم و پشت كونش قرار گرفتم.تاپش را بالا زدم.بدنش سفید و گوشتی بود.قدش كوتاه بود برای همین كون و سینه اش بزرگ تر از چیزی كه بود نشون میداد.بالای كونش،یك پروانه بدشكل كه بر اثر گذر زمان سبز شده بود تتو كرده بود.روی لپ سمت چپ كونش هم عكس كله یك ببر نقش بسته بود.كیرم را از پش، از بالا تا پایین كسش كشیدم.خیس و چسبناك بود.كیرم را روی سوراخش گذاشتم و فشار دادم.اولش سخت اما بعدش به راحتی تا انتها فرو رفت.جیغش به هوا رفت.كمی كیرم را نگه داشتم و موهایش را گرفتم.موهایش قرمز با نوك های صورتی بود.شروع به عقب جلو كردن كردم.جیغ و ناله بلند میكرد.تلمبه هایم را سریع تر كردم و موهایش را محكم تر كشیدم.لپ های كونش به رونم میخورد و بلند صدا میداد.با صدای بلند جون میگفت و خودش سرعت تلمبه هایم را افزایش میداد.ناگهان ناله ای بلند و كشدار كرد و سرش را روی زمین گذاشت.تلمبه هایم را آرام كردم و كیرم را در آوردم و با دست شروع به مالیدن كسش كردم.لرزشی در ناله هایش پیدا شده بود.برگشت و لبشو رو لبم گذاشت و گفت:
    +وایی میدونی از آخرین باری كه سكس كردیم ارضا نشده بودم؟؟
    از آخرین باری كه دیده بودمش ٨ماهی میگذشت.لبخندی زدم و گفتم:
    -كیر سواری كه بلدی؟
    +چه جورم!
    تیشرتم را در آوردم روی زمین سرد دراز كشیدم.اول رویم نشست و كسش با عضله های شكمم بازی داد.موهایش را با دست چپش بالای سرش نگه داشته بود و عقب و جلو میرفت.به آرامی پایین رفت و كیرم را روی سوراخش تنظیم كرد و كامل رویش نشست.دست راستش را روی سینه ام گذاشته بود و وحشیانه بالا و پایین میپرید.ناله میكرد و آه میكشید.سینه هایش بالا پایین میشد و صدای جذابی و وجود میاورد.تلمبه هایش را ارام كرد.میدانستم میخواهد چكار كند.كامل روی كیرم نشست و شروع به چرخاندن كیرم داخل كسش كرد.همزمان به آرامی تا نصفه بالا میامد و دوباره پایین میرفت.باره سوم تا اخر بالا میامد و با شدت دوباره كیرم را تا ته فرو میكرد.به هربار تلمبه ای كه میزد احساس ارضا شدن میكردم.
    -آبم داره میاد،بلند شو
    سریع از رویم بلند شد و كیرم را داخل دهانش گذاشت.تند تند شروع به ساك زدن كرد تا آبم داخل دهانش خالی شد.بلند شد و دستشویی رفت و دهانش را شست.آمد و در بغلم افتاد و سرش را روی سینه ام گذاشت و گفت:
    +بخشیدی آقا كوهیار؟
    -میبخشم!
    خندیدم و به سقف خیره شدم.با موهایش بازی میكردم و پشتش را ناز میكردم.آنقدر نازش كردم كه خوابش برد.
    .
    .


    نوشته: كوهيار

  • 2

  • 9




  • نظرات:
    •   مهتاب عشق
    • 6 ماه،3 هفته
      • 1

    • دیگه شربت خوری حذف شده
      سیگار کشی مد شده برو کونپار


    •   Neshane21
    • 6 ماه،3 هفته
      • 4

    • کلیله و دمنه رو با کامران هومن قاطی کنی میشه این نگارش


    •   Mr.Shelby
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • آقا کوهیار نمیگی یهو دل دختران این سایت را آب میکنی با این نگارش جذاب و آن عضلات شکمت ای مغرور لعنتی؟


    •   M.mis.m
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • خرت کرده دیروز تو سایت پلنگت امده بود دنبال کیر ۲۰سانتی میگشت میگفت کوهیار جقی نیست من آواره این سایت واون سایت دنبال ۲۰سانتی میگردم هر روزم پیدا میکنم ولی شما به کوهیار نگسد از مانشنیده بگیر کست کبکن وخودت وبه خریت بزن دختری که اینجوریه مطمئن باش تو نباشی اونجوریه


    •   shiraz-m-m
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • این چندمین داستانه که ازت میخونم مستر کوهیار،قلم و نوع نگارشت رو دوست دارم،لایک دوم


    •   Abnabatam
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • لب کلفت چطوریاست آقا کوهیار؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو