پیرزن همسایه

    1398/4/5

    تابستون سال ۵۳ سیزده چهارده سالم بود و در خیابون صفی علیشاه زندگی می کردیم ، همسایه دیوار به دیوارمون یه بیوه زن شصت ساله بود که شوهرش مرده بود و تک و تنها زندگی می کرد ، از سنش بیشتر نشون می داد ، قد بلند بود و لاغر و سبزه ، بعضی روزا که می رفتم نون بخرم سرشو از لای در کوچه میاورد بیرون و منو که می دید می گفت اصغر جون یه دونه هم واسه من بخر ، یه روز طبق معمول اینو گفت و پنج تومنم بهم داد ، سنگگ دونه یه تومن بود ، نونو خریدم و بردم که بهش بدم از دستم گرفت و گفت یه ساعت دیگه بیا کارت دارم ، خواستم بقیه پولشو پس بدم که گفت برای خودت باشه فقط دیر نیا به مامانتم نگو ، منم گفتم باشه و رفتم خونه و ناشتاییمو خوردم و به بهونه دیدن دوستم زدم بیرون و رفتم در خونه عزیز خانم و زنگشو زدم ، عزیز خانم اومد درو باز کرد و دست منو گرفت و برد تو خونه و بی مقدمه شروع کرد با کیرم ور رفتن ، اولش ترسیدم ولی بعدش خوشم اومد و کیرمم راست شد ، عزیز خانم لختم کرد خکدشم لخت شد و انداختم رو تخت یکنفرش و خوابید روم و کیرمو کرد تو کوسش و هی آخ و اوخ می کرد ، خیلی حال میداد ، آبم زود اومد ، عزیز خانم از روم بلند شد و بهم گفت برو دستشویی خودتو بشور ، منم رفتم و بازم شروع کرد به مالوندن کیرم تا دوباره راست شد و داستان از نو ، کارش که باهام تموم شد پنج تومن دیگه هم بهم داد و بهم گفت هر وقت دیدی این سینی لعابیه رو گذاشتم پشت پنجره یعنی که بیا پیشم پولم بهت میدم ، آره تا پنج شیش سال کارم همین بود تا مریض شد و مرد .
    نوشته: اصغر

  • 19

  • 13




  • نظرات:
    •   Neshane21
    • 2 ماه
      • 5

    • چه اسم طبیعی و رئالی واقعا!


    •   shahx-1
    • 2 ماه
      • 9

    • میگفتن پزشکی انتها نداره من باورم نمیشد!!! تو کس فاسد خوردی اون مرد؟؟؟ (biggrin)


    •   doki-kar balad
    • 2 ماه
      • 6

    • داستان پیرمرد همسایه نبود؟؟؟
      خخخخ


    •   moj7878
    • 2 ماه
      • 1

    • اخی بمیرم برات چقدر گناه داشتی 5 تومنی من


    •   ARYA52
    • 2 ماه
      • 3

    • من اصغرم
      سال پنجاه و سه ، پنج تومن گرفتم عزیر خانم شصت ساله رو کردم ، مرد.


    •   amiiir_h
    • 2 ماه
      • 2

    • نظری ندارم کون لقت انقد گرممه ک حال ندارم بت فوحش بدم..دوستان هستن بت میرسن


    •   amirhosseincode
    • 2 ماه
      • 1

    • جدا از اینکه ریدی با نگارشت ولی خب پیرزنو حال میدادی حداقل آخر عمری خب ولی چرا پول میگرفتی نمیدونم
      در کل کیرم دهنت


    •   MASIӇA
    • 2 ماه
      • 3

    • وقت کردی برو به یاد قدیما یه فاتحه سر قبرش بفرست حاج اصخر!


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 2 ماه
      • 1

    • سال ۵۳ میرفتی تو کوچه اصغر اقا همسایه با چورت بازی میکرده و کونت میزاشته


    •   rezasex20
    • 2 ماه
      • 0

    • عزیزم الان شصت سالته اینجا چیکار میکنی؟


    •   pepsi1975
    • 2 ماه
      • 1

    • دو قشر نویسنده داریم تو سایت . نویسنده های زیر سن قانونی و نویسنده هایی که سنشون از قانون گذارهای مملت ریشتره. هردو قشر با این شیوه نگارش جفت پوچ.
      شهاااب سنگ


    •   Armkan
    • 2 ماه
      • 0

    • برو بمییییر


    •   LustLove
    • 2 ماه
      • 0

    • (biggrin) (rose) جالب بودش


    •   Emperatoorxxx
    • 2 ماه
      • 0

    • نرخ ها چقد خوب بود اون زمان


    •   Taabad
    • 2 ماه
      • 0

    • هههههههی...شک نکن دلیل مرگش سکس بایه کسخولی مثل توبود...ننویس کیری...ننویس کسخول...ننویس کله سکسی


    •   Jokeer5500
    • 2 ماه
      • 0

    • گیرم تو اون مغزت خخخخخخخخخ۹خ


    •   alihmd696969
    • 2 ماه
      • 0

    • خوش به حالت یکی نبود برای من


    •   ayayooof12
    • 2 ماه
      • 1

    • وقتی میکردیش بهت نمیگفت اصغر خیر کیرتو ببینی نه نه؟


    •   LuckyRose
    • 2 ماه
      • 0

    • وقت کردی داستان کون دادنت به پرویز شاطر رو هم بنویس پیرمرد کیونی!


    •   semi.tab
    • 2 ماه
      • 0

    • یه نظر درست و حسابی کسی نداد .همه نظرها کرده .هنوز نفهمیدیم کسی ک اینجا داستان می‌زاره شاید سوادش کمه یا هر دلیل دیگه .نظر کارشناسی دارین بدین ندارین یا نمی‌تونیم خب مجبور نیستیم ک


    •   amirsheytoon62
    • 2 ماه
      • 0

    • یعنی الان خودت 58 سالته
      نمیری یهو


    •   nilajooni
    • 2 ماه
      • 1

    • وای این باید تگ طنز میگرقت فقط بخاطر جمله اخرش


      مررررررررد (rolling) (biggrin)


    •   mehranirani1353
    • 2 ماه
      • 2

    • بنظرم واقعی بود دمت گرم از حرف یه مشت بچه جقی ناراحت نشو


    •   Koonkelashak
    • 2 ماه
      • 0

    • جووووووون


    •   sh.kh
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • حالا یه گوهی خوردی، باید آبروی پیرزن بدبخت رو بعد ۴۰ سال ببری


    •   taraz555
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • اینقد که تو با کیرت ثواب بردی این آخوندهای کسکش با پیشونی هاشون نتونستن ببرن.
      اصغر جون الان ی سینی لعابی سردر دفتر حسن کلید ساز بذاریم میتونی ی حالی بهش بدی یا نه؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو