پیشنهاد جذاب در شب تولد

1400/06/30

یک سال از ارتباط من و آرش میگذشت، با اینکه گاهی یکسری مشکلات داشتیم ولی من از این ارتباط راضی بودم
آرش یک پسر 26 ساله ی جذاب بود که در کنار جذابیتش شخصیت دوست داشتنی هم داشت. توی این یک سال من با خانواده آرش رفته و آمد زیادی داشتم بیشتر هم با خواهرش. خانواده خوب و البته خیلی اپنی(روشن فکر) هم دارده که من باهاشون حال میکنم.
خودمم که اون موقع 23 سالم بود.
صبح روز تولدم با صدای جیغ زدن خواهرم از خواب بیدار شدم.بله طبق معمول برادرم در حال اذیت کردن خواهرم بود(فکر کنم این داستان توی همه خونه ها باشه) درسته بدخواب شده بودم ولی وقتی یادم افتاد امروز تولدمه با خوشحالی از تخت اومدم بیرون یک دوش گرفتم، صبحانه خوردم و راه افتادم به سمت دانشگاه
توی راه در این فکر بودم که امروز چه چیزی انتظار من رو میکشه
حدود 40 مین بعد رسیدم دانشگاه
همینطور که به در مسیر رفتن به کلاس بودم گوشیمو چک میکردم. پیام های تبریک دوستامو جواب دادم و گذاشتم پیام آرش و آخر از همه باز کنم.
دیگه تقریبا پیام ها تموم شدن، تا اومدم پیام آرش و باز کنم دیدم یک شماره ناشناس داره بهم زنگ میزنه. بیشتر که دقت کردم به شماره متوجه شدم دوست پسر قبلیم میثم بود.تعجب کردم که میثم داره بهم زنگ میزنه چون قرار بود به هیچ عنوان دیگه بهم کار نداشته باشیم.
تماس و رد دادم و پیام آرش و باز کردم
متن پیام:
سلام جیگر جذاب من
صبحت بخیر عزیزم
امشب اگر دوست داشتی شب بیا خونه ما
اگر شرایطت اوکی بود و خواستی بیای بهم خبر بده
منم که میدونستم داستان از چه قراره و آرش میخواد برام تولد بگیره با خوشحالی بهش پیام دادم که میام و رفتم سر کلاس
توی کلاس میثم چند بار دیگه بهم زنگ زده بود که من چون گوشیم سایلنت بود متوجه نشدم.
وقتی کلاس تموم شد و گوشیمو چک کردم دیدم کلی میس دارم
گفتم بذار بهش زنگ بزنم شاید کار مهمی باشه که اینقدر تماس گرفته
در همین حال خودش دوباره زنگ زد و من جواب دادم

  • الو سلام آناهیتا خوبی
  • سلام مرسی تو خوبی
  • آره منم خوبم، ببخشید آناهیتا که اینقدر بهت زنگ زدم میترسیدم خطتتو عوض کرده باشی
  • نه من عادت ندارم خطمو عوض کنم
  • خیلی خوشحالم صداتو میشنوم. من فقط باهات تماس گرفتم که تولدتو تبریک بگم
  • ممنونم ازت
    بعد چند مین صحبت و احوال پرسی
  • آناهیتا یادته گفتم بعد تو من با هیچکس نخواهم بود.الان یک ساله که تنهام و همش تو فکر تو
    من میدونستم که یک سال با یک دختری به نام سارا دوسته چون ما دوست مشترک زیاد داریم ولی نمیدونم چرا فکر کردش من خبر ندارم ولی با این حال مهم نبود و چیزی بهش نگفتم
  • خب به سلامتی.بهت نگفتن که من دوست پسر دارم
  • نه . واقعا؟!! خیلی هم عالی امیدوارم خوش باشین با هم
    کلی ک… لیسی کرد که دیگه داشت حالم بهم میخورد بهش گفتم باید برم و اونم گفت این خطم همیشه هست و عوضش نمیکنم هر موقع خواستی بهم زنگ بزن
    اون روز توی دانشگاه برام تولد گرفتن بعد دانشگاه هم همینطور
    تو راه برگشت به سمت خونه مامانم زنگ زد که امشب کجایی و منم گفتم با دوستام بیرونم آخر شب میام خونه ولی الان دارم میام خونه لباس هامو عوض کنم. کلی گیر داد و اینا ولی من طبق معمول فقط گوش دادم و هیچی نگفتم
    رسیدم خونه یک دوش گرفتم و لباس هامو عوض کردم،یک تاپ صورتی و یک دامن سورمه ای هم برداشتم
    با آرش قرار گذاشتم. قرار شد بیرون همو ببینیم و شب بریم خونه
    توی راه یک پیام ناشناس دریافت کردم که وقتی بازش کردم دیدم باز میثمه
    برام عجیب بود که یک سال ازش خبری نبود و شب تولدم اینقدر پیگیره
    متن پیام:
    آناهیتای عزیزم
    من صبح تماس گرفتم که بهت یک چیزی بگم اینقدر سرد جواب دادی
    گفتم توی پیام بهت بگم
    یادته قرار گذاشتیم شب تولدت هر سال با هم سکس کنیم و از سکسمون فیلم بگیریم و یادگاری نگه داریم
    امسال من دوربین جدید گرفتم و اگر دوست داشته باشی میتونیم انجامش بدیم بدون این که کسی بفهمه
    تازه فهمیدم چرا امروز پیام داده. به خودم گفتم احتمالا کات کرده و دنبال یک موقعیت مناسب برای صحبت با من بوده به خودش گفته چی ازین بهتر
    ما با هم رابطه خوبی داشتیم و راستش میثم توی سکس از هر نظر عالی بود مخصوصا کیرش
    وای لنتی فقط نگاه کردن بهش میتونست منو خیس کنه
    ولی آرش با همه چیز های خوبی که داشت اما توی سکس خیلی عالی نبود. بیشتر هم به خاطر سایز کیرش و اندامش بود
    هر چی با خودم فکر کردم دیدم نه نمیشه، آرش به من متعهد بوده من نباید بهش خیانت کنم
    هر کسی دیگه ای بود این کارو میکردم ولی آرش نه نمیتونم بهش خیانت کنم
    درسته خیلی دختر داغ و فانتزی بازی هستم ولی این یکی نه
    پیامشو پاک کردم و به خودم گفتم اگر دوباره زنگ زد یا پیام داد به آرش میگم
    آرش و دیدم و با هم رفتیم خرید و دور زدن تا شب شد رفتیم خونه
    وارد خونه که شدیم دیدم کیارش(داداش آرش) و آرشیدا (خواهر آرش) جلوی در با فشفشه واستادن. بله همانطور که حدس میزدم برام تولد گرفته بود
    (کیارش 24 و آرشیدا هم 21 سالش بود)
    شب خیلی خوب و به یاد ماندنی بود در کنارش آرش و خانوادش ، البته باید بگم بابای آرش از مامانش طلاق گرفته که آرش و خواهر و برادرش با مامانش زندگی میکنن.مامانش مهریه کاملشو که گرفته بود هیچی یک ارثیه خوب هم از طرف باباش بهش رسیده بود برای همین وضعیت مالی خیلی خوبی داشتن
    بعد مراسم و گرفتن کلی کادو که مهمترینش کادو آرش، یک آیپد بود شام و خوردیم و با آرش رفتیم طبقه بالا که اتاق آرش اونجا بود
    آرش گفت : من میرم دستشویی تو برو تو اتاق منم سریع میام
    من رفتم تو اتاق و چون خیلی خسته بود دراز کشیدم روی تخت
    این و باید بگم که ارتباط با آرش و خانوادش یک حسن خیلی خوب داشت اونم این بود که خانواده خیلی راحتی داشتن و ما خیلی تو همین اتاق در حالی که بقیه بودن سکس کردیم و چون خونشون بزرگ بود مشکلی نبود و راحت میشد شیطونی کرد
    همینطور که دراز کشیدم دیدم کیارش اومد توی اتاق و نشست کنارم بی مقدمه دستشو برد زیر دامنم
    گاهی با هم شوخی میکردیم ولی نه اینجوری
    من که شکه شده بودم پاشدم دستشو کنار زدم و گفتم : کیارش این چه کاری بود کردی
    اونم خندید و گفت : دوست داشتی؟
    منم که متعجب بودم گفتم : چرا باید دوست داشته باشیم
  • آناهیتا آرش نرفته دستشویی رفته تو اتاق من منتظره که ما صداش کنیم
  • یعنی چی؟
  • ببین آرش از فانتزی های تو بهم گفته و من میدونم که چی دوست داری. میخوای امشب انجامش بدیم
  • منظورت چیه من اصلا متوجه نمیشم چی میگی
  • ببین من میدونم که تو خیلی هاتی و سکس سه نفره دوست داری
    من که به شدت تعجب کرده بودم داشتم فکر میکردم چه اتفاقی داره میوفته و واقعا آرش این حرفارو به کیارش زده
    کیارش دستشو گذاشت روی پام و پرسید : امشب انجامش بدیم؟
  • امکان نداره آرش در جریان باشه بذار ببینم آرش کجاست
    رفتم به سمت دستشویی که دیدم آرش از اتاق کیارش اومد بیرون و من متعجب شده بودم که چه اتفاقی داره میوفته
    با آرش رفتیم تو اتاقش و کیارش به آرش گفت : بهت گفتم قبول نمیکنه
    آرش برگشت به سمت من و دستمو گرفت و گفت : آناهیتا من تورو خیلی دوست دارم و فکر کردم بهترین هدیه تولدت اینه که یکی از فانتزی هاتو انجام بدم و میدونم که هیچوقت پیشنهاد انجامش و ندادی ولی همیشه رابطه تریسام و دوست داشتی
    من خجالت کشیده بودم و داشتم فکر میکردم درسته که با آرش در این باره چند بار صحبت کردیم ولی اون نباید این پیشنهاد و میداد اونم با داداشش
    هم داشتم به این فکر میکردم که آرش اونقدر ها هم که فکر میکردم پسر خوبی نیست که این پیشنهاد و داده هم اینکه خب من واقعا این رابطه رو دوست دارم
    آرش همینطور که دستمو گرفته بود گفت : نظرت چیه انجامش بدیم
    منم گفتم : باید فکر کنم.امشب اصلا آمادگیشو ندارم
    کیارش همینطور که داشت از اتاق بیرون میرفت گفت : آره فکر خوبیه امشب تایم هم کمه
    اون شب با آرش سکس کردیم مزخرف ترین سکس عمرم بود، دیگه بهش اون حس خوب و نداشتم و از طرفی توی سکس چیز جذابی هم نداشت من فقط به خاطر اینکه خیلی دوسش داشتم ازش لذت میبردم ولی حالا همه چی فرق کرده بود
    شب برگشتم خونه و میشه گفت تا صبح داشتم فکر میکردم به اتفاقاتی که امشب افتاد و باورش برام سخت بود
    همینطور که به اتفاق های امشب فکر میکردم یکدفعه یاد پیام میثم افتادم و با اینکه چند ساعت قبل سکس داشتم باز خیس شدم یاد سکس هامون با میثم افتادم.
    میثم اگر اخلاق درستی داشت خیلی خوب بود ولی متاسفانه نداشت برای همین کات کردم باهاش
    آخ که اونشب چقدر دلم میخواستش
    میثم جدا از سکس خوب و کیر جذابش بدنش هم خیلی خوب بود. مثل خودم عاشق شنا بود و البته خیلی بیشتر از من استخر بود چون من مربی شنا بودم و اون توی تیم شنا بود
    اونشب کلی فکر کردم و تصمیم گرفتم پیشنهاد و قبول کنم ولی به یک شرط
    فرداش باهاش تلفنی صحبت کردم و گفتم مشکلی نیست یک شرط دارم وقتی که دیدمت بهت میگم
    دیگه حسم به آرش عوض شده بود
    همون روز عصر اومد از دانشگاه دنبالم که بریم بیرون و منم گفتم من باید برم خونه مهمون داریم باید حتما خونه باشم(اصلا مهمونی در کار نبود حوصلشو نداشتم)
    توی راه صحبت کردیم و ازم پرسید خب بگو ببینم شرط شما چیه خانم
  • ببین آرش تو از من خیلی چیز ها میدونی ولی یکسری چیزهای دیگه هم در مورد فانتزی هام هست که نمیدونی(بازم داشتم دروغ میگفتم فانتزی های جدیدم بودن)
  • خب بگو ببینم چی هست
  • ما این کارو انجام میدیم ولی من میخوام که از این به بعد توی ارتباطمون فانتزی های دیگه ای هم که دارم و انجام بدیم
  • مثلا چی
  • هر چیزی میتونه باشه
  • هر چی؟
  • آره هر چی که من بگم البته
  • همیشه دیکتاتور بودی ولی من از همین خوشم میاد
  • آره برام خیلی مهمه که که چجوری و کجا و با کی باشه پس من تصمیم میگیریم
    آرش خیلی راحت قبول کرد که البته با چیزی که تازه ازش شناخته بودم باید از خداشم باشه
    قرار گذاشتیم پنج شنبه هفته دیگه با کیارش و آرش بریم باغشون
    چند روزی گذشت و هر چی بیشتر میگذشت من حسم نسبت بهش تغییر میکرد و با اینکه دیگه دوسش نداشتم ولی دوست داشتم همه فانتزی هامو توی این ارتباط انجام بدم
    دیگه کم کم داشت برام همه چی عادی میشد
    آخر هفته به بهانه اینکه میخوام شب برم خونه دوستم بخوابم از خونه اومدم بیرون و سمت خونه آرش اینا که شب اونجا دعوت بودم رفتم
    اون شب چیز عجیب تری دیدم که منو نسبت به کارهایی که قراره بکنم مصمم تر کرد
    رفتم توی اتاق آرش که لباس هامو عوض کنم دیدم کیارش توی اتاق آرش داره با لپ تاپش کار میکنه
    منم به شوخی بهش گفتم : تو مگه از خودت اتاق نداری
    اونم با خنده گفت دیگه اینجا اتاق منم هستم و گفت بیا یک چیزی بهت نشون بدم|
    رفتم کنارش نشستم ، وای چی میدیدم کیارش داشت فیلم های سکس منو آرش و نگاه میکرد
    من خیلی دوست دارم که از خودم فیلم های زیادی داشته باشم و یکی از فانتزی هام همینه
    یک هارد دارم که اگر لو بره دارم میزنن. تا الان که 28 سالمه نزدیک 100 گیگ فیلم از خودم دارم
    من فیلم پورن و فقط برای ایده گرفتن نگاه میکنم که چجوری فیلم بگیریم
    و برای لذت، بیشتر فیلم های خودمو نگاه میکنم
    من شاید از نظر بقیه آدم خودشیفته ای باشم ولی اصلا اینجوری نیست
    من فقط به خودم خیلی اهمیت میدم و خودمو خیلی دوست دارم
    همیشه از نگاه کردن بدنم لذت میبرم. چون تقریبا از بچگی شنا میکنم و قدمم تقریبا بلنده با اندامم خیلی حال میکنم
    همین که میترسم و حوصله داستان ندارم اگر نه حتما بعضی از عکس هامو اینجا براتون میذاشتم
    خب بریم سراغ ادامه داستان
    همینطور که ماتم برده بود ناخودآگاه بعد دیدن این فیلم حسم عوض شد
    به کیارش نگاه کردم و بدون زدن حرفی آروم لبشو بوسیدم
    شاید این راحتی زیاد با کیارش به خاطر حس بدی که به آرش پیدا کرده بودم بود(مثلا لجبازی)
    همینطور که داشتم این کارو میکردم دیدم آرش اومد تو و درو بست و گفت : کیارش احمق چرا درو باز گذاشتی نمیگی آرشیدا بیاد ببینه
    کیارش هم با صدای بم تر از همیشش گفت من تو اتاق بودم آناهیتا بعد من اومد خب چرا داد میزنی
    من که میخواستم بگم آرش چرا فیلم های ما دست کیارش هست من به تو خیلی اعتماد داشتم که گذاشتم بعضی فیلم هارو داشته باشی دیدم خودش شروع کرد سخنرانی
  • عزیزم میدونی که این لپ تاپ منه و همه فایل ها رمز داره و کیارش فقط میتونه ببینه نمیتونه اون هارو جایی کپی کنه گفتم بهت بگم که بدونی من برام مهمه این چیزا
    میتونستم حرفشو باور کنم چون آرش برنامه نویس بود و این کارا فکر نکنم خیلی براش کار سختی باشه
    بعدش هم گفت : بیان بریم شام حاضره
    آرش روشو به کیارش کرد و گفت : کیارش فقط تو دیرتر بیا بذار اون کیرت بخوابه آبرومون و نبری
    منم برگشت دیدم کیارش همینطور که نشسته از روی شلوار یک چیز گنده معلومه خندم گرفت و رفتیم
    سر شام همش حواسم به اون صحنه که از کیارش دیدم بود
    چرا اینقدر بزرگ بود مگه میشه از یک خانواده باشن و اینقدر اختلاف سایز داشته باشن
    دلم طاقت نیاورد و بعد شام از کیارش پرسیدم : تو چرا اینقدر سایزت با آرش فرق میکنه
  • مال من عادیه ما خانوادگی کلا اینجوری هستیم
  • پس چرا برای آرش اینقدر کوچیکه
  • من چمیدونم مگه من دکتر ژنتیک هستم ولی شاید به خاطر اینه که خیلی جق میزنه
  • عجب!!!
    بعد اون شب دیگه همه چیز برام اوکی بود و از کیارش هم دیگه خجالت نمیکشیدم
    چند روز بعد وقتی خونه در حال فیلم نگاه کردن بودم دیدم میثم پیام داده میشه امروز همو ببینیم
    منم اول از همه شمارشو سیو کردم به اسم خودش چون دیگه مشکلی نبود
    بعدش بهش گفتم آره مشکلی نیست
    قرار گذاشتیم و اونشب همو دیدم
    یک استایل دارم میثم خیلی دوسش داره. اونم میدونم چرا چون با تاپ و مانتو جلو بازه و خب اون چیزی که میخواد میتونه ببینه(منظورم سینه هامه که سایزشون 80 که همیشه هم توی شنا باهاشون مشکل داشتم)
    همون لباس هارو پوشیده بودم
    همونطور که فکر میکردم وقتی همو دیدم با خوشحالی گفت به به دست دوست پسر جدیدت در نکنه توی این یک سال سایزتو برام بیشتر کرده
    راستش اصلا ازش ناراحت نشدم چون شرایط فرق کرده بود و البته از همین پسر بد بودنشه که خوشم میاد
  • چه خبر آناهیتا جون . از دوست پسرت چه خبر. خوب میکنه؟
    با یک خنده بهش گفتم : نه به خوبی شما
  • چرا هر چی میگذره تو جذاب تر میشی لنتی باید بیام جایی که ازش بدنیا اومدی و یک بوس بکنم
  • نه تو باید موز بابامو بوس کنی . به خاطر اونه که من الان اینجام
    کلی ازین شوخیا با هم کردیم و رفتیم یک کافه رستوران نزدیک خونشون خیلی اونجا خاطره داریم
    کلی حرف زدیم که 70 درصدش مربوط به سکس بود
    بعد شام توی راهی که داشتیم میرفتیم به سمت خونه ما، بهم گفت : دوست داری بریم همون جای همیشگی پشت اون مجتمع تجاریه
    منم که فهمیده بودم منظورش کجاست و برای چی میگه و دلم برای موزش خیلی تنگ شده بود و اون شبم مثل همیشه خیلی داغ بودم با خنده گفتم : اگه خیلی دوست داری باشه چون من خیلی علاقه ای ندارم
    اونم خندید و رفتیم به سمت اونجا
    وقتی رسیدیم و ماشین و پارک کرد یک نگاه بهش کردم گفتم تو هم خیلی جذاب تر شدی
    این و که گفتم بی اختیار سرشو آورد به سمت ممه ها و شروع کرد به خوردن
    در ادامه باید اشاره کنم جایی که ما بودیم توی کوچه پشت مجتمع تجاری کنار یک خرابه خیلی بزرگ بود که سالی یکبار ازونجا کسی رد میشد چون خونه ای هم نبود و چون شب بود اگر کسی هم میومد تو ماشین دیده نمیشد و خب خیلی اینجا داستان داشتیم
    همینطور که ممه هامو میخورد و با دستش نانازمو ناز میکرد منم دستمو بردم روی شوارش و شروع کردم کیرشو مالوندن
    اگر بخوام راستشو بگم تا این سن هنوز کیری مثل اون ندیدم
    نه فقط از نظر ابعاد و کلفتی کیر لنتیش صورتی بود و سرش هم صورتی تر از خودش و البته سرش خیلی بزرگ تر از خودش بود نمیدونم چقدر ولی خودش میگفت سایز گرفته و 20 سانته هر چی بود من توی فیلم های پورن فقط مثل اون و دیدم و البته اینم بگم که بیشتر دیدنش خیلی سکسی و جذاب بود و من وقتی باهاش سکس میکردم با اینکه حلقه میذاشت که هیچوقت بیشتر از نصفش استفاده نشه ولی به معنای واقعی کلمه پاره میشدم
    بعدی که کلی کیرشو مالوندم و اونم کلی سینه هامو و لب هامو خورد زیپشو باز کردم و کیرشو از توی شورتش درآوردم با دیدنش چشمام برق زد و آب دهنم راه افتاد یک سال بود ازش دور بودم و اونجا به خودم و به خودش گفتم هر چی بشه من این ارتباط جنسی و باهات خواهم داشت
    دوست داشتم کیرشو فقط نگاه کنم و لیس بزنم و وقتی با اون هیکل و صدای مردونش آه میکشید خیلی حشری تر میشدم
    کیرشو گذاشتم توی دهنم و شروع کردم به خوردن
    جدا از اینکه سروصدای هر دو تامون از شدت شهوت در اومده بود حرف هایی هم اونجا زده میشد
  • جووون همینجوری بخور آره دوست دارم
    تف کردم روش و دوباره شروع کردم به خوردن
  • آره بخور هیچکس مثل تو نمیتونه اینقدر سکسی بخوره آره
    با دستم توپ هاشو میمالوندم و با دهنم حسابی به کیرش حال میدادم
    دستشو برد توی شلوارم و کاری که همیشه میکرد و هر دو تامون دوست داشتیم و کرد
    آروم انگشت تفیشو کردن توی باسنم و با نوک انگشت دیگش نانازمو نوازش میکرد
    منم که شهوتی تر شده بودم شروع کردن با صدای بیشتر خوردن صدای ساک زدن من توی ماشین پیچیده بود
    در همین حال گوشیشو از توی جیبش درآورد که فیلم بگیره من که فهمیدم سرمو آوردم بالا و با چشم های خمار گفتم : میدونی که با گوشی خودت نمیشه گوشی منو بردار
    دوباره شروع کردن به خوردن
    اونم دیگه بعد کلی مالوندن سوراخ های من شروع کردن فیلم برداری از ساک زدن من
    چراغ گوشی که روشن شد و نمای بیشتری از کیرش دیدم دیگه رو ابرا بودم
    فکر میکنم اون شب حدود 20 مین براش خوردم و وقتی میخواست آبش بیاد چون میدونست دوست دارم هیچی نگفت و همشو خالی کرد توی دهنم منم فکر کنم اینقدر زیاد بود یکمشو قورت دادم ولی بقیشو خالی کردم بیرون
    بعد کمی صحبت دیگه و طبق معمول قربون صدقه رفتن من منو رسوند خونه
    منم تو ماشین آرایشی که به گا رفته بود کامل پاک کردم و دوباره آرایش کردم و رفتم خونه
    اونشب قبل خواب همش تو فکرش بودم و دوست داشتم کلی فانتزی سکسی با هم انجام بدیم که تا حالا نکردیم
    من دوستای زیادی دارم چه از دانشگاه و مدرسه چه از کلاس فیتنسی که یک مدت میرفتم و چه از شنا و …
    ولی اصلا آدم با فامیل رفت و آمد کنی نیستم جز یک دخترعمم که گاهی با هم داستان میکنیم(لز)
    من خیلی وقت بود توی فکر یک تیم سکس خوب بودم و اون سال استارتش خورد
    اصلا دلیلی که رو آوردم به داستان نویسی همین تیم سکس بود که دوست داشتم جدا از فیلم یکسری خاطره به صورت داستانی هم داشته باشم هم برای خودم هم برای اشتراک گذاشتنش با شما
    خب بریم سراغ داستان
    آخر هفته شد و از شانس خوبه آرش و کیارش با اینکه من خیلی کم مو و تقریبا بور هستم ولی وقت لیزرم بود
    ظهر رفتم لیزر و برگشتم خونه دوش گرفتم و یکم خوابیدم و عصر شد پاشدم کاستومی که شب تولدم از آرش هدیه گرفتم و برداشتم و لباس هامو عوض کردم و رفتم به سمت خونه آرش اینا که ازونجا بریم
    طبق معمول به مامان گفتم میرم خونه پریسا، با خودش و مامانش هماهنگ کرده بودم که اگر مامان زنگ زد داستان نشه. همیشه پریسا و مامانش و دعا میکنم چون برای زندگی جنسی من خیلی خوب بودن
    رفتم خونه آرش اینا اون شب مامانش و خواهرش نبودن و رفته بودن مهمونی با خاله هاش
    وارد خونه شدم آرش نبود و کیارش درو برام باز کرد
  • سلام کیارش چطوری
  • سلام آناهیتا خوبم مرسی
  • آرش کجاست ؟
  • آرش کارش یکجا طول کشید زنگ زدم تو راهه
  • آرش راست میگفتم کیارش خیلی هیزه. از وقتی اومدم فقط داری منو دید میزنی
  • تو هم منو دید بزن خب
  • تو چرا دوست دختر نداری
  • کی گفته ندارم. دوست دخترم فقط چون مثل تو جذاب نیست دنبال یک چیز بهترم، تو سراغ داری?
  • حالا بذار امشب بگذره ببینم چی میشه شاید با یکی از دوستام آشنات کردم
    اومد سمتم و گفت : فعلا میشه با ممه هات منو آشنا کنی لنتی چه برقی هم میزنه
    بهش نگاه کردم و خندیدم و گفتم : تو منو با چی آشنا میکنی؟
  • هر چی تو بخوابی تو چی میخوای؟
    منم به کیرش اشاره کردم و گفتم : اگر چیز خوبی باشه اون و
    تاپمو در آورد و سوتینمو باز کرد و گفت : تو چی به خودت میزنی که اینقدر خوشبویی
    من خندیدم
    -توی این یک سالی که با آرش هستی من همیشه منتظر بودم شما کات کنین که من خودم بیام و مختو بزنم
    خندیدم و گفتم : ببین من هنوز با آرش هستم ولی میخوام به تو هم بدم
    خندید و گفت : آره واقعا کی فکرشو میکرد
    همونجا آرش رسید و وقتی وارد خونه شد چون ما همون جلوی در توی حال بودیم باز عصبانی شد و گفت : تو واقعا بی عقلی نمیگی مامان بیاد
    کیارش خندید و گفت : حرص نخور حالا. این دوست دختر جذابت حواس برای آدم نمیذاره
    آرش : مریض چرا دوست دختر منو لخت کردی
    کیارش : دیگه الان دوست دختر منم هست
    آرش : نخیر فقط مال منه
    من : دعوا نکنین بابا من مال خودمم. دلیل نمیشه چون بهتون میدم مال شما باشم
    اگر باهاتون سکس میکنم چون سکس و دوست دارم
    این و که گفتم آرش گفت : یعنی منو دوست نداری؟
    من : من فقط خودمو دوست دارم
    من تاپمو پوشیدم و راه افتادیم به سمت باغ، سر راه هم غذا و یکسری وسایل گرفتیم بعد کلی رانندگی رسیدیم
    همون شب هم میثم کلی پیام داده بود که من ندیده بودم
    وقتی رسیدیم باغ بازشون کردم دیدم عکس های کیر خیسشو توی حموم برام فرستاده و منم بهش پیام دادم : میدونی که از عکس اینجوری خوشم نمیاد من خود واقعیشو میخوام
    اونشب قرار بود آرش برامون جوجه درست کنه
    تایم گذشت و جوجه آماده شد آرش غذا رو آورد که بخوریم
    همینطور که داشتیم غذا میخوردیم صحبت از دانشگاه و کار و اینا به سکس امشب کشیده شد
    آرش : خب بگین ببینم امشب برنامه چیه
    کیارش : دعای کمیل با بانو آناهیتا
    من : آره حتما اون مشروب توی ماشین هم کتاب دعا است
    کیارش : با اجازه آناهیتا و آرش من امشب یک چیز دیگه هم آوردم
    من : چی؟
    کیارش : شام بخوریم بعد میارم ببینین
    آرش : آنا جونم برای امشب خیلی لحظه شماری میکردم من خیلی وقته بهش فکر میکنم و تا الان نشده بود که بهت بگم
    من : بگو دنبال فرصت مناسب بودی دیوث
    مکالمه تا آخر شام ادامه داشت و شام تموم شد رفتیم توی سوئیت
    آرش مشروب و آورد کیارش هم یک موزیک گذاشت
    من به کیارش گفتم اون چی بود که گفتی بعد شام میارمش
    کیارش خندید و گفت الان از تو ماشین میارم
    کیارش رفت وبرگشت وقتی وارد شد توی مشتش یک چیزی بود که هرچی دقت کردم نفهمیدم چیه تا که اومد نزدیک و نشونمون داد
    شتتتت یک پلاگ دستش بود
    بهش گفتم این الان برای چیه
    کیارش : خودت چی فکر میکنی
    آرش : عزیزم من بهش گفتم که گاهی سکس آنال میکنیم
    من : تو خیلی کار بدی کردی من با تو فقط سکس از پشت میکنم اونم چون کیرت قلمی و کوچیکه
    آرش : باشه حالا اینقدر تو سر ما نزن این کیر کوچیکمون و
    کیارش : دعوا نکنین بابا. بیا آناهیتا بگیرش
    من : اولا که من امشب اصلا آمادگیشو ندارم بعدشم که اگر داشتم هم نمیتونم به تو بدم
    کیارش : قرار نیست به من از کون بدی من فقط فانتزی دارم که پلاگ داشته باشی خواستی فقط به آرش بده
    من : آمادگشیو ندارم میفهمی
    آرش : منظورش اینه باید قبلش شست و شو داشته باشه . خب چرا نمیری حمام دستشویی فرهنگی هم تو حمام هست
    من : نمیخوام اینجا این کارو بکنم
    کیارش : من مشکلی ندارم ها اگر آرش اوکیه نیازی به شست و شو نیست
    من : بحث شما نیست من خودم دوست ندارم
    کیارش : نمیشه حالا امشب به خاطر من این کارو بکنی. دل بچه یتیم و نشکون(فکر میکنه همیشه خیلی خوشمزه)
    من : اوکی
    رفتم حمام و اومدم دیدم این دو تا لخت با شورت نشتن
    هر چی آرش از نظر بدنی ضعیفه ولی داداشش خوب بدنی داشت
    پلاگ و گرفتم و رفتم تو اتاق .خوب بود پلاگش خیلی بزرگ نبود
    حوله رو درآردم و دیدم باید پلاگ و بشورمش معلوم نیست کجا بوده رفتم بیرون که کیارش سرشو از گوشیش برداشت و گفت
    اوووف آناهیتا تو چه چیزی هستی(شاید منظورش این بود من چه پنیر خوبی هستم)
    منم خندیدم
    رفتم تو اتاق و پلاگ و با ژل به هر سختی بود گذاشتم و کاستوم جدیدمو پوشیدم خودم و توی آینه نگاه کردم و کلی حال کردم به قول کیارش چه چیزی شده بودم
    اومدم بیرون و نشستم بین آرش و کیارش
    اونایی که تجربه پلاگ ندارن باید بگم خیلی خوبه و من دوست داشتم
    آرش مشروب و مزه ها رو آماده کرده بود موزیک هم خیلی خوب بود یادم نمیاد چی بود ولی حس خوبی به فضا میداد
    شروع کردیم به خوردن مشروب. اینم بگم من مشروب میخورم خیلی هات تر میشم شاید همه اینجوری باشن ولی تمام فانتری های عجیب زندگیم و که شاید در حالت عادی انجام نمیدادم با مشروب به راحتی انجام دادم
    آرش : عزیزم تو چقدر زیبا شدی
    من : ممنون
    کیارش : (اشاره به موزش) ببین هیچوقت نشده بدون لمس بدن زنی اینقدر سفت بشه
    من : فکر کنم دوسش داشته باشم . میشه ببینمش
    آرش در حالی که سرمو برد سمت کیر کیارش گفت : خودت انجامش بده
    منم حالت داگی شدم و پشتم و کردم به سمت کیارش و کیر آرش و از شورتش درآوردم(نمیدونم چرا ولی لجبازم دیگه)
    که چه اشتباهی هم کردم چون نمیدونستم کیارش قراره با پلاگم بازی کنه(من خیلی از پشت نداده بودم جز چندباری به آرش، اون پلاگ بزرگ تر بود ولی جاش خوب بود و درد نداشت اگر کیارش دست نمیزد بهش)
    همینطور که داشتم توپ های آرش و میخوردم و با دست کیرشو نوازش میکردم کیارش خودشو نزدیک باسنم کرد
    یک دست کشید روی کمرم و گفت : من عاشق این قوس کمرم
    شروع کرد به خوردن باسن و نانازم معلوم بود مشروب، کیارش هم حسابی از خود بی خود کرده بود جوری منو لیس میزد که من ثانیه به ثانیه هات تر میشدم
    آرش با دست منو هدایت میکرد و منم حسابی کیرشو تفی کردم و خوب براش ساک میزدم
    یکهو یک حس درد در قسمت باسنم حس کردم و متوجه شدم کیارش رفته سراغ پلاگ و دارد باهاش بازی میکنه
    اون و آروم درش میاورد تا نصفه و دوباره میکرد توش هر چند باری که این کارو میکرد یک لیس هم به نانازم میزد و خب من با همه دردی که داشتم دوست داشتم ادامه بده
    کیارش پلاگ و کرد داخل من و سر کیرشو کاندوم گذاشت
    آرش برگشت به کیارش گفت : اول من بکنم که آناهیتا اذیت نشه
    کیارش هم فکر کنم چون داداش کوچیکه بود همیشه به حرفش گوش میداد
    کاندوم و درآورد و اومد بالای سر من که داشتم برای آرش میخوردم
    آرش سرمو برداشت و برد به سمت کیر کیارش که ایستاده بود خودش هم مثل تعمیرکارا رفت زیر من و شروع کرد به خوردن نانازم
    من : کیارش چقدر کیرت بزرگه لنتی من امشب بهت نمیدم ها
    کیرش از نظر قدی به کیر میثم نمیرسید ولی خیلی کلفت بود
    سرمو گرفت و به سمت کیرش هدایت کرد منم با یک دست توپ هاشو میمالوندم با یک دست کیرشو گرفته بودم و با دهنم سر کیرشو مک میزدم که البته کیرش به سختی توی دهنم جا میشد
    اون لحظه بهترین قسمت اون شب بود آرش داشت نانازم و وحشیانه میخورد
    کیارش با اون کیر گندش جلوم واستاده بودم و منم با ولع کیرشو میخوردم
    فانتزی خیلی خوبی بود برام و غرق در شهوت بودم
    کیارش دیگه داشت خفم میکرد با کیرش چند بار در آوردم کیرشو تا بتونم درست نفس بکشم
    آروم کیرشو درآورد و رفت توی اتاق گوشیو آورد
    من : اصلا فکرشو نکن که بذارم فیلم بگیری
    کیارش : منم مثل تو عاشق فیلمم بذار بگیرم بعد میدم به خودت
    من : نه اصلا اگر میخوای میتونی گوشی خودمو بیاری با اون بگیری
    کیارش هم که میدونست من وقتی جدی میگم نه یعنی نه رفت و گوشیمو آورد و دوباره سرمو گرفت و فشار داد به کیرش و شروع کردن فیلم گرفتن
    من سرمو آورده بودم بالا همینجوری که میخوردم به چشماش و دوربین نگاه میکردم و واقعا اون شب براش سنگ تموم گذاشتم
    آرش پاشد و دستمو گرفت برد توی اتاق روی تخت. من به پشت خوابیدم و آرش اومد روم و سر کیرشو اروم گذاشت توی نانازم
    همون موقع کیارش اومدم بالای سرم و به آرش اشاره کرد سرشو بیار لبه تخت که بتونه کیرشو بذاره توی دهنم(فکر کنم فیلم پورن زیاد میبینه)
    آرش هم این کارو کرد و شروع کرد تلمبه زدن(عقب جلو کردن)
    کیارش دوباره کیر گندشو کرد توی دهنم و من با اینکه داشتم خفه میشدم ولی سعی کردم با لذت کیرشو بخورم چون واقعا پوزیشن سکسی بود
    کیارش دوباره شروع کرد به فیلم گرفتن یکم از خوردن من میگرفت یکم از کردن آرش
    کیارش کیرشو درآورد و سرشو بهم نزدیک کرد و گفت واقعا دلت میاد امشب به من ندی
    با اینکه میدونستم جر میخورم ولی مشروبه بدجوری منو گرفته بود
    گفتم : باشه فقط اروم بکنم باشه؟
    کیارش : چشم قربونت برم
    آرش بلند شد منو داگی کرد جلوم واستاد و کیرشو آورد جلوی صورت من
    کیارش هم یک کاندوم دیگه باز کردن و گذاشت و اومد لبه تخت ایستاد منو کشید به سمت خودش، در همون حالت داگی که بودم شروع کرد مالوندن کیرش به نانازم
    آرش : جووون بخورش آنا جون امشب قراره منو کیا جرت بدیم
    کیارش کم کم شروع کرد به وارد شدن
    نمیتونم بگم دوست نداشتم که به کیارش بدم ولی واقعا دردناک بود مخصوصا اولش
    همینطور که تلاش میکرد کیرشو آروم بکنه توی من باز دوباره رفت سراغ پلاگم
    بعد چند مین تلاش رفت ژل و از روی تخت برداشت و زد به من و خودش و دوباره شروع کرد به تلاش برای ورود
    با تلاش های زیاد کیا کیرش رفت داخل و من داشتم جر میخوردم
    دوباره گوشی و برداشت و شروع کرد به فیلم گرفتن
    حدود 30 مین توی پوزیشن های متفاوت منو کردن و کیارش گاهی خودش فیلم میگرفت گاهی هم میداد دست خودم فیلم بگیرم
    آخرین پوزیشن من روی آرش بودم و کیارش بالای سرم داشت جق میزد
    (ازم پرسیده بود که اشکال نداره آبمو هر جا میخوام بریزم منم چون مشکلی نداشتم گفتم بودم نه)
    آرش همینجوری که منو میکرد پلاگمو هم عقب جلو میکرد
    با اینکه خیلی از آنال سکس لذت نمیبرم ولی اون صحنه برام جذاب بود
    نفس نفس های من خیلی تند شده بود و سروصدای ناله هام بیشتر از همیشه
    من : کیا بیارش میخوام
    کیارش : جوووون آره
    بعد از چند مین کیا همانطور که با یک دستش فیلم میگرفت ، با دست دیگه در حال جق زدن برای فتح صورت من بود
    من به شدت ناله میکردم و دیگه داشتم از شدت شهوت از حال میرفتم
    کیا با فریاد بلندش شروع کرد به آبیاری صورت من
    آبش خیلی زیاد بود خیلی به اندازه 3 نفر منو آبیاری کرد
    بعد که کامل ابشو خالی کرد روی صورتم من چشمامو باز کردم دیدم کیا اومد جلو و شروع کرد به مالیدن کیرش به صورتم
    همینطور فیلم هم میگرفت.این فیلم جزو بهترین فیلم هامه(ز نظر آبیاری)
    مثل اینکه آرش ازین صحنه خیلی خوشش اومده بود چون همونجا من و به عقب حل داد و من خوابیدم تا بتونه آبشو بریزه روی شکم و ممه هام
    آبش مثل کیرش بود بسیار کم
    هر سه تایی روی تخت افتاده بودیم و فقط صدای موزیک شنیده میشد
    بعد هر 3 تامون با هم رفتیم دوش گرفتیم که آرش زودتر از همه از حموم اومد بیرون
    من باز شیطونیم گل کرد و راستشو بخواهید از کیر کیا و همچنین استایل لختش خیلی خوشم اومده بود
    جلوش زانو زدم و شروع کردم به خوردن کیرش
    آبش نیومد چون دیگه خسته بودیم بعد از 10 مین ساک زدن پا شدم بوسش کردم و فرستادمش بیرون تا خودمو بشورم و پلاگ و دربیارم
    اونشب گذشت و من تا چند روز هنگام ادیت فیلم ها درگیر سکس اونشب بودم
    و البته به فانتزی های بیشتر فکر میکردم

ببخشید اگر غلط املایی یا نگارشی داشت چون من مترجم نیستم
اگر هم سوال پیش اومد چرا با جزیات بیشتری ننوشتم و یکجاهایی سریع رد شدم به دلیل اینه که داستان خیلی طولانی میشد

نوشته: Anahita


👍 18
👎 13
66101 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

833313
2021-09-21 00:35:49 +0430 +0430

لطفاً از این سبک روابط دوری کنید.
حضور فرد سوم،سکس با محارم و رابطه با زوج اشتباهات جبران ناپذیری هستند که شمارو تبدیل به برده ای برای این روابط میکنند و کنترل زندگی عادی رو از شما میگیرن


833316
2021-09-21 00:42:44 +0430 +0430

ریدی با این داستان نوشتنت

1 ❤️

833333
2021-09-21 01:24:33 +0430 +0430

یکمقدار گیج کننده بود، بهتر بود ویرایش میکردی پیش از پست کردنش، یه جاهایی خیلی تو جزئیات میرفتی، یه جاهایی خیلی سرسری،تناسبی توی نوشتت نیست.
در کل میتونست خیلی جذاب تر باشه

0 ❤️

833340
2021-09-21 01:41:48 +0430 +0430

آنا کی کالاف بزنیم

0 ❤️

833346
2021-09-21 01:58:47 +0430 +0430

عالی بود

0 ❤️

833348
2021-09-21 02:01:17 +0430 +0430

#فرق بین فرنگ و فرهنگ میدونی ؟؟
یه نکته به نویسنده . توالت فرنگی درسته . نه فرهنگی . خیلی ها رو دیدم که به توالت فرنگی میگن فرهنگی . بعضی ها حتی به توت فرنگی هم میگن فرهنگی .

2 ❤️

833350
2021-09-21 02:08:53 +0430 +0430

شاهنامه بخونیم زودتر تموم میشه
کسانی ک میان شهوانی میخان زود ابشون بیاد برن دنبال زندگیشون 😬 وقت این همه کسشعر خوندن ندارن

0 ❤️

833351
2021-09-21 02:10:32 +0430 +0430

کونی این همه چرت و پرتو از کجا کپی کردی به خورد ما میخوای بدی

0 ❤️

833362
2021-09-21 02:39:59 +0430 +0430

خوب بود.آفرین.اما تو هنوز طمع سکس واقعی رو نچشیدی

0 ❤️

833376
2021-09-21 05:09:45 +0430 +0430

جنس از موتوری، کوس شعر از دستفروش خریدی قاطی کردی با هم این نتیجه اش

0 ❤️

833401
2021-09-21 09:17:34 +0430 +0430

فانتزی اینو داشتی دوست پسرت بی غیرت باشه ولی خودت هم حاضر نبودی که بهش پیشنهاد تریسام بدی وجالبترش اینکه از پیشنهاد تریسام دوست پسرت ناراحت شدی و حس دوست داشتنت نسبت بهش عوض شد
درضمن یک سوال میثم بکن بود ولی اخلاق نداشت
آرش اخلاق داشت ولی بکن نبود
شما بیشتر چه انتظاری از دوست پسر داری اخلاق یا سکس؟

1 ❤️

833403
2021-09-21 09:20:06 +0430 +0430

اقایون و خانم های متاهل داشتن هر گونه فانتزی خوبه ولی اجرا کردنش نه
اینکه همسرتون دوست داره تریسام و ضرب داشته باشه ممکنه با انجام دادنش به مرور زمان علاقه‌ش نسبت بهتون عوض بشه

1 ❤️

833404
2021-09-21 09:38:45 +0430 +0430

مزخرفاتی سر هم می کنید تو فیلم سوپرا هم هنوز نیومده.

0 ❤️

833412
2021-09-21 11:09:49 +0430 +0430

خیلی کیری بود !

0 ❤️

833419
2021-09-21 11:51:20 +0430 +0430

خب کی میریم سراغ داستان؟؟؟؟

0 ❤️

833457
2021-09-21 18:38:02 +0430 +0430

چقدر زر میزنی💩💩💩🤢🤢🤢🤢🤮🤮🤮🤮
گاییده شدیم تا این دایتان مزخرف بچه گانه رو بخونیم

0 ❤️

833478
2021-09-21 22:37:23 +0430 +0430

فقط یه دختر میتونه انقد کسشر تفت بده

0 ❤️

833480
2021-09-21 23:34:16 +0330 +0330

آناهیتا الهه سکس

0 ❤️

833497
2021-09-22 01:28:24 +0330 +0330

لعنت به جفت پدر و مادرت که تو رو پس انداختن. مرده شور این فرهنگ مضخرف رو ببرم که جندگی شده روشن فکری. هر کس با هر کی که خواست داره سکس میکنه و جامعه شروع کرده بگه که مشکلی نداره

0 ❤️

833506
2021-09-22 01:48:18 +0330 +0330

خوب نوشتی من داستانتو ب عنوان ی سوژه واسه جق میخوندم اما اخراش دیدم ک نمیشه باهاش جق زد و میخوندم ک بفهمم تهش چی میشه
کلا خوب بود فوش نمیدم ولی غرور کاذبت باعث خراب شدن داستانت شد یکم
شب شیک

0 ❤️

833629
2021-09-22 20:29:46 +0330 +0330

باحال بود ولی طولانی

0 ❤️

833719
2021-09-23 06:33:44 +0330 +0330

غلط املایی چه ربطی به مترجمی داره گوساله نکبت

0 ❤️

833737
2021-09-23 09:06:27 +0330 +0330

همون احظه که گفتی گوشی رو برمیداری که شاید کار واجب داشته باشه تا ته کسشرت معلوم شد
هیچکی جواب دوست پسر قبلیشو نمیده که (خدایی نکرده چیزیش شده باشه)

0 ❤️

833770
2021-09-23 14:11:12 +0330 +0330

اقا پسر فک‌کنم تو اوبت زده بالا دلت میخاد بدی
حیف که از کرذن‌پسر خوشم نمیاد وگرنه جرت میدادم

0 ❤️

833782
2021-09-23 14:58:20 +0330 +0330

بنظر من کوسشعر بود

0 ❤️

833798
2021-09-23 16:12:48 +0330 +0330

عکس خودتو اینجا میذاری؟

0 ❤️

833854
2021-09-24 00:10:54 +0330 +0330

100گیگ فیلم ازخودت داری؟ یعنی الکسیس تگزاس هم اینقدر فیلم نداره دمت گرم

0 ❤️