پیک موتوری خسته

    سلام. اسم من امیر و کارم مسافرکشی با موتور یا همون پیک موتوری هست. یه روز که خیلی خوبم کار کرده بودم رفتم سمت بازار که برا خونه خرید کنم که دیدم یه خانم موجه تقریبا سن بالا کنار خیابون واستاده منم که طبق معمول که همه رو مسافر میبینم سرعتم رو کم کردم و وقتی از بغلش رد شدم گفتم حاج خانم موتور نمیخواید که یه چی گفت من نشنیدم یه خورده جلوتر واستادم که دیدم حرکت کرد سمتم. واقعا ممه هاش گنده بود پیش خودم گفتم بشینه پولم نده همین که این سینها بخوره به کمرم اخر کاری خودش غنیمته. رسید وگفت میخوام برم فلان جا. مقصدش از اونجایی که بود تقریبا دوتا ایستگاه بیشتر فاصله نداشت. مسیر کوتاه بود بدون طی کردن کرایه سوار شد. فقط موقع سوار شدن یه خورده سینهاش ونرمی بدنش رو حس کردم رو کمرم. خیلی خوب بود ولی هرچی دست انداز وترمز میزدم اصلا از سینهاش خبری نبود پیش خودم داشتم فکر میکردم مگه میشه این سینه با این حجم بزرگ اصلا نخوره بهم. بوی عالی وسر وضع خوبش از یه طرف ومنم با لباس کار ودوده گرفته اصلا تو خودم نمیدیم که چیزی بگم بهش. تو سکوت داشتم راهم رو میرفتم که سر صبحت رو باز کرد که راستی ببخشیدا پسرم من پول زیاد همراهم نیست. منم از خدا خواسته گفتم خواهش میکنم وکلی دعا کرد. که یه ذره جرات پیدا کردم وگفتم میشه خورده بیاید جلوتر بشینید وخندید وگفت نه. گفتم پس من بیام عقبتر که گفت تو که تا جایی که جاداشتی همون اولش اومدی عقب. دیدم برخلاف ظاهرش اهل دل ویه خورده شیطونه. گفتم یه دست بزنم گفت تو دو قدم راه ببینم میتونی ما رو به گناه بندازی. پرو شدم ودستم رو بردم پشت کمرم سینش رو بگیرم که نصف سینه نرم اومد تو مشتم. واقعا گنده ونرم بود که زد رو دستم گفت نکن نزدیک خونه ایم. گفتم لااقل سینها رو بچسبون به کمرم اولش گفت گناه دارهو مگه زن نداری. منم دیدم داریم میرسیم دیگه بیخیال شدم وحرفی نزدم که دیدم یهو دوتا کوه گوشت از پشت چسبید به کمرم. خیلی حال داد ایندفعه من داشتم دعاش میکردم. که یه پل هوایی رو نشون داد گفت زیر پل دوم من پیاده میشم منم اروم میرفتم و کمرم جلو عقب میکردم قشنگ بازی میکرد سینهاش. رسیدم زیر پل وپیاده شد اومد دقیقا جلو من داشت مانتو رو مرتب میکرد که از لای باز مانتو یه تیشرت سایز بزرگ رو دیدم که بازم نمیتونست بپوشونه پستونهای بزرگ رو. نمیدونم خیلی شهوتی بودم یا واقعا بزرگ بودن ممهاش. گفتم شماره بدم خواستی جایی بری ببرمتون. سریع وباعجله گرفت شماره رو ورفت. خیلی دوست داشتم زنگ بزنه. یه خانم خونگی وتمیز وسفید. حاضر بودم بازم مجانی ببرمش هرجا خواست فقط دست بزنم به اون پستونا. بلاخره زنگ زد.یه 912 غریبه. دیدم معرفی کرد کلی زبون ریختم واز داغی کمرم بعداز خوردن ممهاش بهم صحبت کردم. گفت بیا دم مترو فلان جا من رو ببر تا دم خونه خواهرم. وسط کار بودوبازم کروکثیف. رفتم گفتم نمیمونه باهام که الان تا داغه برم یه خورده بمالم. رفتم دم مترو که دیدم وای خانم سن بالا وموجه وتمیزم با اون بدن تپل وسینهای گنده منتظرمه. تا دید شناخت اومد.همون جوری نشسته رو موتور دستم رو دراز کردم که بدونه به چش مسافر نگاش نمیکنم ومثل دفعه قبل نصف مسیر رو با پندهای اخلاقیش که ممها صاحب داره وگناه داره ومال تو نیسن تلف نکنم. خیلی راحت دست داد گفت پیاده شو. نزدیکه از این کوچه پیاده بریم. واقعا لباسهام کثیف بود روم نشد گفتم پیاده شم میخوره تو ذوقش. بهونه اوردم گفت من رفتم موتورت رو قفل کن بیا از این کنار پیاده دنبالم. خواستم بازم بهونه بیارم که راه افتاد رفت. دلم رو زدم به دریا، جلو مترو گردن موتور رو قفل کردم راه افتادم دنبالش. رفت تو یه کوچه واستاد که برسم. دستش رو گرفتم اعتماد به نفسم پایین بود. شروع کرد صحبت واسمت چیه چندسال داری وچرا زن نمیگیری. منم همه رو جواب دادم هیچی سوالم نپرسیدم جز اسمش رو. باحال وپرانرژی بود حداقل ده سال از من بزرگتر بود نپرسیدم اما فکر کنم نزدیک 40سال رو داشت شایدم بیشتر. ارنجم میخورد به سینش. گفتم خانم فلانی بگیرم سینهات رو. یه دست کوچولو بزنم. گفت نمیری از بی سینه ای. چقد حرف سینه میزنی. تا سر صحبت وا شد گفتم خیلی خوبن سینهات. دستم رو اروم تو حین حرکت گذاشتم وبرداشتم. تو مشت جا نمیشد. پرسیدم چنده سایزشون همون سوال همیشگی که با خنده گفت نمیدونم. سایزشون از دستم در رفته. خیلی دوست داشتم لخت ببینم اون بالا تنه رو. گفتم خانم فلانی کی میشه من با این دوتا سینه یه جا تنها باشم. گفت کی دوست داری؟ من گذاشتم رو حساب شوخی یه خورده مالیدم وهی لوس میکرد که گفت خوب خداحافظ تو او خیابون روبرویی هست خونه خواهرش. با دوتا دست زدن شورتم خیس خیس شده بود. رفت از پشت نگاه کردم پیش خودم گفتم چه کوس وکونی حاج خانم. یعنی میده بخوریم وبکنیم. یه موتوری گرفتم برگشتم دم مترو. سیگار رو روشن کردم داشتم کوسهای که از مترو میومدن بالا نگاه میکردم گفتم یه مسافر بزنم برم سمت پاتوقم تو بازار. که اسمس اومد.جان خانم توپولی بود؛ که رفتی بی عرضه؟. تعجب کردم. گفتم بدش اومده حتما. اومدم جبهه بگیرم ودست پیش رو بگیرم. نوشتم چی میگی؟ که با جواب بعدیش شروع کنم دری وری گفتن. با پیام بعدیش تعجب کردم. نوشت؛ میخواستم بهت ممه بدم. باز زدم تو شوخی. نمیدونستم اخر میده این به ما یا نه. نوشتم چرا ندادی پس؟. نوشت اخه بی عرضه ای من که گفتم کی دوست داری بهت ممه بدم چرا حرفی نزدی. پیش خودم گفتم یعنی میشه. یعنی میخواسته من رو ببره خونه خواهرش. نوشتم خوب الان میخوام. خانم فلانی واقعا من خوشم اومده از اون سینها. حاضرم فقط دو ساعت اونا رو بخورم حتی کاری به پایینتون نداشته باشم. اصلا بزار بیام فقط ممه. شلوارتون رو هم در نیاری من باممهاتون ارضا میشم. زنگ زد برداشتم گفت کجایی گفتم پیش موتورم. گفت برگرد دم خونه خواهرم. با موتور بیا. فقط بجنب. رسیدم سر اون کوچه.زنگ زدم گفتم کدوم خونه بیام گفت واستا خواهرم یه زنگ بزنه به شوهرش. اس داد پلاک فلان طبقه فلان سریع بیا. کاش میشد برم خونه لباسم رو عوض کنم گفتم خواهرش بعد دیدن سروضع من میزنه تو ذوقش. همیشه کارهابرعکسه. با استرس، با خجالت زنگ روزدم در واشد. سریع رفتم دم طبقه ای که گفته بود که در باز شد رفتم تو خانم مسافرتوپول با یه تیشرت سفید بازوها وسینها وگودی کمر رو انداخته بود بیرون. یه شلوار مشگی بیرونی که پاها وکون واقعا گنده رو پوشونده بود. سلام کردم رفتم تو دیدم کسی نیست گفت ابجی تو اتاقه. روبروم واستاد گرفتم سینه رو. خودش رو لوس کرد سرپا چسبوندمش به دیوار راهرو ولباسش رو دادم بالا وای جز تو فیلم سوپر انقدسینه رو بدن هیچ زنی ندیده بودم. نوک خوشرنگ وتقریبا بزرگش رو کردم تو دهنم . چقد شیرین اصلا با هرچی تا الان خورده بودم فرق میکرد. یه سینش رو تو دوتا دست میگرفتی بازم یه خوردش بیرون بود. لای چاک سینه کیر که سهله میشد ساغ دستت رو خیس کنی بزاری تلمبه بزنی. داشتم لیس میزدم که گفت بجنب دیگه سریع باید بری. من مشغول خوردن بودم که فهمیدم این میخواد کوس یا کون رو هم بده به ما. سرم وسط سینها با زبون میلیسیدم چندبار که گاز گرفتم با دستش میزاشت رو صورتم هل میداد دهنم رو عقب. سینهاش رو ول میکردم. میگفت گاز نگیر ردش میمونه. منم دوباره میرفتم لای پستونا سفید وخوشمزه. دستم رو گذاشتم رو کون از رو شلوار محکم نگهش داشتم ببینم عکس العملش چیه. اصلا کاری نکرد. دستم رو بردم تو شلوار وشورت، بازم فقط تو بغلم بود.دستم داشت گودی کمر وکون خانم رو لمس میکرد. سینهاش تو دهن بود ومحکم میمالیدم لپ کون رو ووسط چاک کون رو. نرم وپنه. شلوارش رو که دگمه ای بود باز کردم وکشیدم پایین.کیرم کوس میخواست. سینهاش رو ول کردم برش گردوندم.اون کون گنده لخت جلو کیرم بود. دستم رو گذاشتم رو شیکمش فشارش میدادم سمت کیرم. دستم رو گذاشتم لای پاش واقعا دستم سوخت. حرارت بی نهایت. مشت که کردم یه کوس گرد وچاق همه دست رو پر کرد. فقط میمالیدم که الکی به بهونه عجله داشتن هی میگفت بجنب. تمومش کن ولی کوسش بی قرار بود. دیگه شل ترگرفتمش تو بغلم میدونستم فرار کردن تو کارش نیست. شلوار وشورتم رو در اوردم فهمید بدون اینکه برگرده نگاه کنه سینش رو زد به دیوار خودش رو داد عقب. خدا قسمتتون کنه یه کوس وکون سفید اماده جلو بود. یه تف انداختم که افتاد بالای چاک کونش. سر کیرم رو گذاشتم از همون بالا توف رو راهنمایی کردم وسط چاک توپولش. سر کیرم رسید دم سوراخ یه فشار ریز دادم که اصلا عکس العملی نشون نداد. واقعا شل کرده بود. کیرم رو بردم پایین از پشت رسید دم کوس گرد وداغ. فشار دادم نرفت تو . کیرم بین دست خودم که از جلو کوسش تو مشتم بود ولاپای خیس وپهنش تلمبه میزد. تو اوج شهوت بودم. واقعا خوب بدنی داشت. یهو تمام پاهام و زیرم خیس شد که از خواب پریدم دیدم دوباره شاش کردم تو جام. بچه ها چندوقته شب ادراری گرفتم. واسم دعا کنید


    نوشته: امیر

  • 45

  • 23




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 2 هفته،4 روز
      • 21

    • جمله اخرو ننوشته بودی شخصا از کون کرده بودمت!!! (biggrin)


    •   toolejen
    • 2 هفته،4 روز
      • 3

    • دعا میکنم تو جات برینی که ریدی تو سایت شهوانی با این داستانت


    •   amiralixyz
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • با این داستان حجم سنگینی از کصشر رو جابه جا کردی


    •   lovely_grl
    • 2 هفته،4 روز
      • 9

    • پیک موتوری : کسی که پیتزا یا غذاهای مشتری هارو میرسونه دم خونشون یعنی میخوام بگم مغزت به جلبک گفته زکی ، شغل شما اسنپه یا مسافر کشی با موتور کصمغز ببین اگه همه ی اینارو پیک موتوری میگفتن اون پستچی زحمتکشیم که نامه و بسته با موتور میاره میبره هم میشه پیک ن پستچی در کل دسته فرمون همون موتور پستچی زحمت کش تو دیواره شمالی مقعدت


    •   Sami_bsh
    • 2 هفته،4 روز
      • 8

    • منم بگو اسکول شدم کامل خوندم -_-


    •   yavashaki20
    • 2 هفته،4 روز
      • 4

    • داداش شادم کردی الاهی همیشه شاد باشی دمتگرم


    •   وب.گرد
    • 2 هفته،4 روز
      • 9

    • واست دعا کنم؟


      خاطرت هست تو را میکردم
      همه شب تا به سحرگاه دعا؟


      خاطرت هست به من میدادی
      وعده عاشقی و صلح وصفا؟


      مادرت خوان کرم بود و میداد از پس و پیش
      به یتیمان زر و سیم و به فقیران کم و بیش


      دستمالی بده تا پاک کنم
      عرق شرم ز پیشانی خویش!


    •   Kir@koloft.....
    • 2 هفته،4 روز
      • 4

    • نظر همه مهمه وقابل احترام ولی خدایش باحال بود آخرش کلی خندیدم دمتگرم


    •   amir_3030
    • 2 هفته،4 روز
      • 4

    • كثافت بيشعور
      كيرم تو اول و اخرت
      اصلا ابش تو كونت
      اشغال?
      داستانت حرف نداشت


    •   Mehranpoiut
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • ای سگ بشاشه تو روحت ولی نه خوب بود کلا منم پشت موتورت بودم.خخخخ


    •   Ali_redix
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • اسیر شدیم اینوقت شب \:


    •   Nafas-
    • 2 هفته،4 روز
      • 9

    • هار هار هار چه بانمک (preved) نظراتو دنبال کن دوستان کنترل مدفوعتم احتمالا از دستت خارج کنن (biggrin) (biggrin)


    •   LustLove
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • (biggrin) سگ توروحت (rose)


    •   boysexi28
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • هههه کیر تو چشت دیوس


    •   ali.gh061
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • بد نبود.بهتر از خیلی ها.لایک


    •   ناصر39
    • 2 هفته،4 روز
      • 7

    • دقیقا همون چند خط آخر داستانت رو نجات داد


    •   sexybala
    • 2 هفته،4 روز
      • 3

    • خوشمان امد


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 هفته،4 روز
      • 5

    • داشتم با خودم میگفتن این پسره عجب کسخولی هست که تو خط آخر فهمیدم ما رو کسخول که هیچ یه ربعه کیر کردی


      دهنت سرویس پسر
      امیدوارم تو خواب برینی به خودت انتر


    •   Ali30sas
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • کیرم تو دهنت کسکش


    •   shawn021
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • همه چون رفتن سرکار میگن به به چه چه که خوشمون اومد .. واقعا فازتون چیه؟ همونو با رسم شکل گاییدم (sick) (hypnotized) (erection)


    •   ehsan9705
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • به قول کیر جماران
      "خیلی خری"


    •   ronin555
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • خود گوزی ؛خود خندی....بخیالت هنرمندی.....!!؟؟؟


    •   royaei
    • 2 هفته،4 روز
      • 3

    • خوب بود کلی خندیدم ؛
      الان استند آپ اجرا کردی ؟
      منتها تو قالب یه داستان ؛
      ولی چقدر خوابت طولانی بود ؛
      خخخخخ
      موفق باشی


    •   jondeka
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • خخخخخ دمت گرم عالی بود خوب کیر کردی


    •   mamadreza9638
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • اگه میدونستم قراره آخرش اینطوری بشه و کیر بشم همون اول فحشم و میدادم میرفتم کیرم دهنت کیری عالی بود ???


    •   m...h...a...
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • کیرم دهنت از اول تا آخر داشتم ازت غلط میگرفتم که بیام دهنتو سرویس کنم که گفتی خواب دیدی.‌‌‌..بدک نبود داستانت..محض تفریح خوب بود ولی لایک نزدم برات..سعی کن غلط املایی کمتر داشته باشی..موفق باشی


    •   djfire
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • نمیری دیوس (biggrin)


    •   naderkirkoloft
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • کیر کلفتم از پهنا تو کون خودت و خوابت


    •   Nikolfidas
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • خارکسده


    •   M_O_o
    • 2 هفته،4 روز
      • 2

    • کصکشششش (rolling) (rolling) (dash) کیرمووون کردی


    •   no-roots
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • لامصب چقدر خوابتو دقییییق با جزعیات یادته!!!


      کیرم تو حافظه خودم (dash)


      ایده ی عالی داشت داستانت لایک 22 تقدیمت


    •   لیلی45
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • عالی بود پسر


      ممنونم


    •   شب_گرد_تنها
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • اومدی اخرشو جمع کنی که تا حدودی موفق بودی save ur ass!


    •   hamid30gari
    • 2 هفته،3 روز
      • 1

    • داستانت خوب بود و دلنشین.واسه شب ادراریتم چای دارچین زیاد بخور.کوس نمیگما من عطارم.گرچه تو کوس گفتی.
      لایک و زدم بالاش
      موفق باشی


    •   arian shiraz boy
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • ای کیرم دهنت دیوث جقی (biggrin) (biggrin)


    •   Farhawd_khan
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • وای دهنتو گاییدم :))))))) نصف شبی روحمونو شاد کردی


    •   اشی۸۵مشی
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • دهنتو گاییدم.
      خیلی باحال بود .
      حسابی خندوندی


    •   badman.pir
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • دمت گرم .اولش را که خوندم .گفتم اینم یه داستان تخلی تخمی ولی چون لایکهاش زیاد بود ادامه دادم .دمت گرم


    •   _Azi_
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • ای درررد
      ای کووووفت


    •   حاج.دولدار
    • 6 روز،23 ساعت
      • 0

    • با جمله اخر، همه فحش ها رو منعكس كردي رو عمه خودمون (biggrin) (inlove)


    •   Enriqo
    • 6 روز،22 ساعت
      • 0

    • مادرقهوه به تمام معني
      ايول داري شاشو


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو