داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

چادر و شورت خاله پری

1399/07/05

سلام دوستان،،،شاید خاطره ای که دارم می نویسم برای خیلی ها مفهوم و بی معنی باشه اما واقعا با احساس نوشتم و بهرحال هممون خاطراتی داریم که باهاشون شاد و غمگین میشیم،،،من یه خاله دارم به اسم پری که از بچگی با این خاله خیلی راحت بودم خاله منو خیلی دوست داشت وقتی که میومد خونمون منو می بوسید و بغلم میکرد از بچگی نسبت به خاله پری یه احساس خیلی خوبی داشتم به هر بهونه ی می رفتم خونشونون تا که خاله رو ببینم و برم تو بغلش،،خلاصه کم کم بزرگ شدم و احساس به خاله پری کمتر که نشد بیشتر و بیشتر شد نمیدونم چی میشه اسم این احساس رو بذارم ولی خیلی خیلی دوست داشتم احساس میکردم اگه نبینمش اون چهره ی زیباش رو دیونه میشم،،،اینم بگم که خاله م چادری و مذهبی هستش اما تو خونه جلوی من راحت بود،،،عاشق چادر و لباسهاش بودم و خیلی دوست داشتم با اونا ور برم اما خب نمیشد یعنی خیلی میترسیدم خاله بفهمه و از من ناراحت بشه.،وقتی میرفتم خونشون و خاله رو با اون لباسهای خونگی(ماکسی عربی)می پوشید که اندامی بود و تو تنش می چسبید بیشتر منو تحریک میکرد دیگه دیدم به خاله یه جوری شده بود،،وقتی که خاله منو می بوسید دوست داشتم لباشو ببوسم اما میترسیدم،و مجبور بودم که چنتا بوس از لوپاش بیشتر بگیرم و خودم رو تو بغلش بیشتر میگرفتم که بوی تنش رو بیشتر حس کنم،، یه روز از از مدرسه که اومدم خونه دیدم خاله داره با مامانم تو یکی از اتاقها داشتن صحبت میکردن منم سلام کردم و رفتم آشپزخانه که ازتو یخچال آب بخورم دیدم چادر عربی براق خالم،که گوشه ی اتاق افتاده و من بودو رفتم و چادر رو برداشتم و رفتم تو اتاقم و انقده باهاش ور رفتم که نزدیک بود آبمو بریزم رو چادرش،، چادرش خیلی خیلی براق بود و لیز و خیلی بهم حال میدم الاخصوص که بوی خاله رو می داد،،به خودم اومدم و گفتم الانه که خاله میاد سراغ چادرش و گفتم زود برم بذارمش سرجاش،خیلی ترسیده بودم چون وقتی چادر یا همون عبای براق خاله رو دیدم چند قطره از آبم پشت چادر افتاده بود سعی کردم با دستمال پاکش کردم و گذاشتم گوشه ی اتاق و بعد از چند دقیقه صدای خاله م رو شنیدم که دنبال عباش بود که میخواست بره خونشون وقتی عبا رو برداشت من از گوشه ی در داشتم خاله رو می دیدم که عباشو درست کرد و انداخت رو سرش و خداحافظی با کرد و داشت می رفت که به خاله گفتم خاله داری میری بودی وخاله گفت نه باید برم کار دارم،،وقتی داشت میرفت شب بود و شانس اوردم که هوا تاریک بود و کسی قطره های آبمو که کمی ریخته بود رو چادرش رو کسی ندید و رفت،،،یه روز هم تو خونشون داشتیم نهار میخوردیم که دیدم خاله داره با دخترخاله م صحبت میکنه مثل همیشه ماکسی بلند پوشیده بود و مشخص بود که زیر ماکسی بلندش شلوار نپوشیده و فقط شورته نمیدونستم چطوری میشه اونجارو دید زد خلاصه نهار رو خوردیم و موقع صرف چای بود دیدم که خاله چای رو اورد دقیقا رو بروی من نشست وگرم صحبت با یکی از خاله هام بود که حواسش نبود یکی از پاهاش رو داد بالا بدون اینکه حواسش باشه که پاهاش کاملا لخته،،،وااااای خدایااااا چی می دیدم روناهای سفید و خوش فرم خاله داشتن از زیر ماکسیش هوا میخوردن و به هم سلام میکردن چشاام داشت از حلقه در میومد وقتی دیدم خالم یه شورت مشکی پوشیده و قشنگ داره با یکی دیگه از خاله هام صحبت میکرد منم همین طور زول زده بود به رونها و شورت خاله که کمی از کسش مشخص بود که یهو دیدم خاله زری به خاله پری آروم در گوشش گفت دختر ماکسیتو درست بکش پایین نگاه بچه ها اینجان زشته و خاله که اصلا حواسش نبود و وقتی خودشو اونطور دید زد تو سرش که وااااای آبروم رفت و بلند شد و رفت شلوار پاش کرد و من وقتی برگشتم خونه بیاد اون صحنه ها خودمو خالی کردم،،،، ولی همیشه تو حسرت اون باسن قشنگش موندم،،،خلاصه ببخشید اگه خیلی خاطره ی خوبی نیست

نوشته: علی


👍 6
👎 34
55900 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

919635
2020-09-26 00:13:01 +0330 +0330

برای خیلی ها مفهوم و بی معنی باشه؟
خونشونون؟
تامام. نخوندم دیگه. نمیشه ادامه داد. کلیشه و تکرار و تهوع


919640
2020-09-26 00:15:48 +0330 +0330

محارم نمیخونم. خاله، جای مادره


919641
2020-09-26 00:16:08 +0330 +0330

میسپرمت به دوستان عزیز تا با کامنتای گوهر بارشون بدرقه ت کنن

2 ❤️

919653
2020-09-26 00:26:07 +0330 +0330

ترکیه فیلمنامه واسه ساخت فیلم کم آورده کستانتو بفرست از روش یه فیلم ۵۰۰ قسمتی درست کنن.

5 ❤️

919657
2020-09-26 00:29:17 +0330 +0330

مشکلت با جق چیه؟
برو جقتو بزن کص هم نگو!!!
پ.ن: تو از اونایی که موقع کوون دادن دوست داری عکس لخت ننتو ببینی!!!
ریدم تو احساست

4 ❤️

919664
2020-09-26 00:40:38 +0330 +0330

بابا اون هارد سوپر منو بیار
الان یه هفته شده
چیکار میکنی مگه با این هارد
لااقل جواب اس های منو بده

2 ❤️

919674
2020-09-26 00:57:36 +0330 +0330

از بچگی روش نظرداشتی یعنی ۷ سالگی خو دیوس تواون سن جاروبرقیم بگیرن رو دودولت سیخ نمیشه

2 ❤️

919675
2020-09-26 00:57:44 +0330 +0330

دیس لایک

0 ❤️

919676
2020-09-26 00:59:28 +0330 +0330

بعد سوال دیگه خدای تو مرز جق رد کردی با چادر؟چادر چن نفره جقیدی

2 ❤️

919700
2020-09-26 01:59:44 +0330 +0330

با چادررررررررررررر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Jesus save me
:(

2 ❤️

919711
2020-09-26 03:16:32 +0330 +0330

خاله دنبال عباش میگشت نکنه شوشو خاله بوده یسره ترتیبتو میداده ناقلا 😂 😂

2 ❤️

919721
2020-09-26 03:54:48 +0330 +0330

یکی اینکه تو چادررو کردی دیگع…
و اینکه ماکسی چه کوفتیه؟!

1 ❤️

919726
2020-09-26 04:17:31 +0330 +0330

به معنی کامله کلمه مزخرف بود والسلام

2 ❤️

919739
2020-09-26 06:18:09 +0330 +0330

می‌ریدی بهتر بود تا اینکه این مثلا خاطره یا داستان رو بنویسی جاکش

1 ❤️

919741
2020-09-26 06:21:36 +0330 +0330

نتیجه جلق سرعتی همین است

2 ❤️

919747
2020-09-26 07:16:35 +0330 +0330

بد ذات

واقعا آدمیزاد گاهی اینقدر پست فطرت میشه که دیگه نه شخصیت داره، نه انسانیت، نه وجدان، نه … حروم‌لقمه بودن شاخ و دم نداره. باید شاشید توی روح و روان و عمق وجود و احساسات هرچی حروم‌لقمه که در جهان وجود داره. الان این چی بود نوشتی؟ داستان سکسی بود؟ بیغیرتی بود؟ کثافت‌کاری بود؟ با لباس عربی خاله‌ات جق بزنیم؟ اتفاقا چند وقت قبل بود که یکی دیگه اومده بود داستان خاله‌اش رو اینجا نوشته بود که هم شورت رو دیده بود و هم کرده بودش. جالبیش اونجا بود نوشته بود مامانش همیشه ماکسی عربی میپوشه. اگه اشتباه نکنم، پسر خاله‌ی خودت بود. مثل خودت به خاله‌اش که مامانته، از اول نظر داشته و آخرش هم از کس و کون گاییدش.

ها کـُ‌کا

4 ❤️

919765
2020-09-26 08:59:12 +0330 +0330

کیرم تو داستانت مرتیکه جقی

1 ❤️

919768
2020-09-26 09:20:14 +0330 +0330

خیلی کارکشته یی ، با چادرش زدی؟ من با بوکردن شرت طرف بزور تحریک میشم بعد تو با چادر؟

1 ❤️

919796
2020-09-26 11:38:29 +0330 +0330

علی جون، کیرم تو احساست 😇

1 ❤️

919814
2020-09-26 13:33:25 +0330 +0330

این دیگه چی بود؟؟

1 ❤️

919817
2020-09-26 14:07:11 +0330 +0330

خدای دمت گرم حال کردم .ن باداستانت باکامنتهای دوستان ک واست فرستادن

1 ❤️

919818
2020-09-26 14:26:34 +0330 +0330

کیر توه شرفت برو با قالی هم یه جق بزن

1 ❤️

919860
2020-09-26 22:19:13 +0330 +0330

خواهرتو گایم با این داستانت

1 ❤️

920012
2020-09-27 10:58:47 +0330 +0330

وااای چی می دیدم؟ کص ننتو کصکش انتظار داری چی ببینی اون تو؟ قبر باباتو؟

0 ❤️

920070
2020-09-27 17:15:22 +0330 +0330

کیرم تو مغر پریودت کسکش حالم بد شد
عبای خالم
کیرم تو مغر و عبای خاله ت

0 ❤️

920385
2020-09-29 00:27:42 +0330 +0330

هيچ صحنه ايي تو دنيا به اندازه ديده شدن شورت از زير دامن تحريك كننده نيست
من در اين مورد سه تا داستان نوشتم ، خواستيد بخونيد
لاپاي خبرنگار جوان
خاطرات من در شركت
لاپاي زن همسايه

0 ❤️

922835
2020-10-09 02:14:08 +0330 +0330

آها فقط دید و بازدید بود😂😂😂😂

0 ❤️

923398
2020-10-11 21:36:48 +0330 +0330

یه زمان ملت فقط با جوراب و شورت و کرست حال میکردن جدیدا با چادر طرفم حال میکنن

0 ❤️







Top Bottom