داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

چشم های باران (۲ و پایانی)

1399/01/09

…قسمت قبل

باسلام خدمت تمامی دوستان شهوانی. ادامه داستان … با این وجود خودمو اومدنش کردم ، امروز قرار بود بعد از گذشت دو هفته دوباره عشق زندگیمو ببینم . وای خدای من چرا نمیاد ؟، پس کی میرسه؟، دیگه تاقط ندارم ، تو همین فکرا بودم که صدای در اومد ، که به نظرم بهترینو زیبا ترین صدای زندگیمو شنیدم . درو که باز کردم فرشته زندگیم تو بغلم بودو لباش به لبام چسبیده بود ، همون گرما ، همون حس عجیب . لبش از لبم جدا شدو با صدای قشنگش گفت سلام امیر ، گفتم سلام باران من ، نالوطی کجا بودی تا الان که شروع کرد به گریه کردن ، قطره های اشگش مثل مروارید از چشماش سرازیر شد طوری که هر کدومشون مثل خنجری بود که به قلبم فرو می کرد . سرشو تو بغلم گرفتمو نوازشش کردم تا آروم شه ، بردمش تو پذیرایی رو مبل نشوندمشو جلوش زانو زدمو تو چشای آبیش خیره شدم ، همون چشایی که منو از خود بی خود می کردو حس جنون بهم میداد ، چشایی که از دیدنش سیر نمی شدمو دوست داشتم ساعت ها بی وقفه از دیدنشون لذت ببرم . بلند شدمو یه بوس از لپش گرفتمو رفتم تو آشپزخونه تا براش آب قند بیارم ، وقتی آب قندشو می خور فقط بهش خیره شده بودمو داشتم از دیدنش لذت می بردم ، وقتی همشو خورد یه نفش امیق کشیدو گفت امیر خیلی دوست دارم ، نمی تونم بدون تو زندگی کنم ، اگه تورو ازم بگیرن خودمو می کشم ، بعد دوباره شرو کرد به گریه کردن منم رو پام نشوندمشو با تمام وجود بغلش کردمو آروم در گوشش گفتم خب منم خیلی دوست دارم دیونه ، هیچ کس قرار نیست مارو از هم جدا کنه که سرشو آورد بالا به چشام نگاه کردو گفت میدونم که مال همیم ، میدونم که از هم جدا نمی شیم ولی بابام می خواد منو بده به پسر عموم مگه اینکه … گفتم مگه اینکه چی ؟ ، گفت مگه اینکه منو مال خودت کنی . دستشو گرفتم بردمش تو اتاق خواب تا یکم استراحت کنه بعد در این باره با هم حرف بزنیم که یه دفعه دستمو گرفتو کشید سمت خودشو لباشو گذاشت رو لبام ، وای خدا گرم ترینو نرم ترینو خوشمزه ترین خوراکی دنیا بود ، انگار یه چیزی منو قفل کرده بود که نمی تونستم خودمو ازش جدا کنم . لبشو از رو لبم برداشتو گفت امیر منو مال خودت کن ، منم که عاشقانه می خواستمش خوابیدم کنارشو بادستم کمرشو گرفتمو کشیدم سمت خودم ، گرمای تنش از گرمای خورشید دلچسب تر بود ، لبشو می خوردمو نوازشش می کردم دیکه زبونامون تو دهن هم دیگه می چرخیدو حس عشقو منتقل می کرد رفتم سمت گوششو آروم گفتم دوست دارمو شروع کردم به خوردنو لیس زدن گوشش ، صدای نفساش گوشمو نوازش میدادو گرمای نفساش آرامشو به قلبم میداد رفتم سمت گردنشو بوسه های متوالی روی پوست نرمو لطیفش میزدم . شرو کردم به خوردن که بوی تنش مستم کرده بود شروع کردم باز کردن دکه های ماتوش ، وقتی درش آوردم دیدم زیرش فقط یه سوتین خوشگل قرمزه که سینه های بلوری باران توش برق میزد ، دوباره شروع کردم خودن گردنو گوششو همزمان سینه هاشو می مالیدم که دیدم نفساش به شماره افتاده ، به آرومی دستمو بردم که دکمه سوتینشو باز کنم که نشست رو تختو لباسمو از تنم دراوردو شروع کرد به لب گرفتنو هی کیرمو می مالید که شلوارو شورتمو با هم دراوردو شروع کرد به خوردن کیرم ، حس خیلی خوبی بود کیرم از همیشه بزرگ تر شده بود که بلندش کردمو سوتینشو دراوردمو خوابوندمش رو تخت ، شروع کردم خوردن سینه راستشو با زبونم هی بازیش میدادم، دستمم سینه چپشو ماساژ میداد ، خیلی نرمو خوشمزه بود دوست داشتم تمام روز همین کارو ادامه بدم ، آروم آروم بازبونم اومدم سمت پایینو شکمو دورنافشو لیس میزدم که قلقلکش میومدو هی وول میخورد تا رسیدم به شلوارش ، با شرت کشیدم پایین که دیدم یه کس کلوچه ای صورتی جلومه ، پاشو گذاشتم رو شونمو یه لیس از پاین تا بالای کس نازش کشیدم که گفت اااااااه امییییییییررر ، گفتم جون دلم گفت امیر عاشقتم منم شروع کردم که خوردن کسشو هی با چوچولش بازی می کدم که هی آهو ناله می کردو بلند اسممو صدا میزد منم هی کوسشو می خوردمو باهاش بازی می کردم که صداش هی بلند تر میشدو همش جیغ می کشید که یه دفعه موهامو گرفتو کشید سمت کسش منم زبو نمو کردم تو کسشو چوچورشو میک زدم که یه آه بلند کشید تمام بدنش لرزیدو ولو شد رو تخت . رفتم بغلش کردمو هی بوسش می کردمو نازو نوازشش می کردم تا آرامش بگیره ، خیلی دوستش داشتم ، حاضر بودم هرچی که دارمو فداش کنم حتی جونمو . بعد چند دقیقه چشای قشنگشو باز کردو بهم نگاه کرد منم با یه لبخند عاشقانه گفتم دوست دارم دیونه من . یه نگاه پر از احساس بهم کردو گفت امیر نمی خوای منو مال خودت کنی . گفتم تو الانشم مال منی نیازی به این کار نیست هنوز زوده که با یه نگاه پر از خواهش بهم گفت امیر اگه واقعا منو دوست داری این کارو بکن بعد یه حاله اشک دور چشماش حلقه زد که داقونم کر . تحمل هر چیزیو داشتم جز دیدن اشکای باران . به نا چار قبول کردمو لباشو بوسیدمو کیرمو روی کسش میمالیدمو با دستام کونشو نوازش می کردم که دوباره آهو نالش بلند شدو تند تند نفس نفس میز که دیدم آمادس . سر کیرمو گذاشتم رو سوراخ کسش که دیدم چشاشو بسه و میگه امیر عاشقتم ، یه فشار کوچیک ، یه حس بی نزیر و بارانی که دیگه دختر نبود . محکم کمرشو بغل کردمو لبام رو لباش بودو کیرمو آروم آروم تو کس تنگش جلو عقب می کردم ، خیلی رمانتیک این کارو انجام میدادم که با هر تلمبه باران اسممو صدا میزدو منم صورت قشنگشو غرق بوسه می کردمو همزمان کونشو ماساژ میدادم که در یک لحظه درون وجودم جریانی رو احساس کردم که داره به سمت کیرم میاد خواستم بکشم بیرون که باران منو محکم به خودش چسبوندو تمام آبم تو کسش خالی شدو با یه آه بلند اونم ارضا شدو تو آغوش هم آروم گرفتیم . صدای برخورد قطره های بارون به شیشه اتاق حس دل انگیزی بهم میدادو سکوت آرامش بخش فضا رو پرکرده بودو هیچ چیر جز صدا و بوی باران وجود نداشت … )دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه . منو باران الان با هم ازدواج کردیمو زندگی خوبی داریم ، اگه کم و کسری بود یا اگه غلط املایی داشتم به بزرگی خودتون ببخشید. بدرود

نوشته: عاشق مغرور


👍 2
👎 8
8338 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

861374
2020-03-28 22:02:36 +0430 +0430

من 21 سالمه بزرگ نیستم غلطاتم نمیبخشم دیس تو کونت اول

2 ❤️

861379
2020-03-28 22:04:55 +0430 +0430

من چه عقده ای ام خخخ

0 ❤️

861382
2020-03-28 22:08:10 +0430 +0430

تاقط؟ امیق؟ مگه ازدواج کودکان زیر هشت سال ممنوع نبود؟؟


861397
2020-03-28 22:25:42 +0430 +0430

بدنبود

1 ❤️

861401
2020-03-28 22:32:06 +0430 +0430

شاه ایکس دهنت سرویس کلی خندیدم

1 ❤️

861421
2020-03-28 22:58:45 +0430 +0430

تا کلمه تاقطخوندم .ادامش وقت تلف کردنه

1 ❤️

861429
2020-03-28 23:23:58 +0430 +0430

تا دلت بخواد غلط املایی داشتی . خب بچه کونی یه دور بخون این لامصبو بعد ارسال کن

0 ❤️

861467
2020-03-29 03:30:24 +0430 +0430

کلمه تاقط رو که دیدم معلوم شد با چه اسکلی طرفم و دیگه نخوندم، واقعا باید یه فکری برای الفبای فارسی بکنن اونم فقط بخاطر احمقایی مثل تو

4 ❤️

861528
2020-03-29 08:27:57 +0430 +0430
+A

من داستان قبلی بهت نگفتم اون راننده که از تو اینه عاشقت شد بالاخره ی روز میاد سراغت .

0 ❤️

861540
2020-03-29 09:50:33 +0430 +0430
NA

داقون کر؟؟؟
پشماااام

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom