داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

چطور شوهر مادرزنم شدم

1390/03/27

باسلام اين اولين خاطره ارسالي بنده است وبرگ سبزيست تحفه درويش من دردانشگاه با همسرم آشناشدم وفهميدم درهمان كودكي پدرش رااز دست داده واوتنها ثمره عشق پدرومادرش بوده عاشقانه سحرم رادوست داشتم وبدون تعارف ميگم اگريك روزنمي ديدمش گريه ميكردم. بعدازدوسال زندگي مشترك دراين وضعيت تغييري ايجادنشده چون گل من واقعانازه وطريق دلبري راخوب بلده.

باري زمستان پارسال بود خونه مادرزنم مطالعه ميكردم. سحرو مامانش لیلا براي خريد بيرون رفته بودند از رفتنشان چيزي نگذشته بود كه متوجه شدم يكي بشدت دراميكوبد هراسان دويدم در را بازكردم ديدم سحرومادرش پشت درهستند وحشت ازسر و رويشان ميباريد. سحرجلومادرش پريدتوبغلم سرشو گذاشت روشونه ام اشكاش جاري شد. روسريش رودرآوردم موهاش رونوازش كردم تازه يادم افتاددربازه دررابستم آوردمشون توهال جفتشون روبوسيدم و براشون شربت درست كردم. مادر زنم ميگفت توخيابون راه ميرفتند كه يهويك درگيري بين سبزها ومامورين سركوبگر پيش اومده اونها هم مي افتند توي معركه واز فحش وكتك بي نصيب نميشن. سحرم هنوزميلرزيد ومن نميدونستم بخندم ياگريه كنم. به هرجهت تصميم گرفتم شب همانجا بخوابيم ومادرزنم را تنهانذاريم موقع خواب من توهال بودم سحرومادرش تواتاق خواب بودند تازه چشمام داشت سنگين ميشدكه سحراومد سراغم گفت عزيزم مامانم تب كرده ميترسم يك چيزيش بشه سريع خودمو رسوندم اتاق خواب.
ميدونستم سحر چقدربه مادرش وابستست واگرچيزيش بشه درواقع زندگي من هم جهنم خواهدشد.

دستمو گذاشتم رو پيشونيش چشماشو بازكرد. گفتم پاشويه سربريم دكتر كه گفت من چيزيم نيست دستمو گرفت تودستش گفت همينجابمون وجوديك مردامشب يه نعمته دلم سوخت براش فقط چهل و پنج سال داشت و دراوج زيبايي و نياز سالهاازگرماي هماغوشي محروم شده بود. زني هم نبودكه كسي بتونه چپ نيگاش كنه. بين سحرومادرش درازكشيدم ونوبتي ميبوسدمشون ياموهاشون رونوازش ميكردم. البته حدخودم راميدونستم ودراين دوسال آنهاهم شناخت لازم روازم پيداكرده بودند.نيمه هاي شب احساس كردم يكي باهام ورميره آرم يك چشموبازكردم ديدم لیلا خانوم دستشو كرده توموهاي سينه ام ودست ديگرش روكرده لاي پاهام وداره باكيرم ورميره. محروميت جنسي كارخودش روكرده بود. دوباره چشموبستم و گذاشتم باخيال راحت كه من خوابم لذت ببره صداي نفسهاي ممتد سحرم نشانه خواب عميقش بودچنددقيقه گذست لیلا دستشو كردتوشلواركم وكيرموگرفت. واقعا تحريك شدم خودمو كشيدم عقب. مادر زنم سرشوآورددرگوشم آروم صدام زد بعداز چندبار جواب دادم گفت بياآشپزخونه كارت دارم پاشدرفت سحر رو نيگاكردم يه لحظه گريه ام گرفت باوركنيد نميدونستم چه غلطي بايد ميكردم درآشپزخونه رو باز كردم لیلا بايك شورت وكرست ست سفيدروي صندلي نشسته بوداندام سفيدوزيباش درخشندگي خاصي داشت بخصوص رونهاي كشيده وگوشتي كه هميشه آرزوم بودتارفتم توبلندشدوگفت هومن من تاكي بايد درآتيشت بسوزم ودم نزنم من گفتم شماتحريك شديد ودركتون ميكنم خودتون روارضاكنيد و بيايدبخوابيد. اينو كه گفتم ناگهان بغلم كردوگفت دوساله درحسرت شبي هستم كه كيرداماد باشخصيتم تادسته بره توكسم امشب همون شبه هيچ چيزي برام مهم نيست فقط بايدامشب كس بدم به عشقم.

سوتينشو بازكرديكي ازسينه هاشوكردتو دهنم خودموعقب كشيدم گفتم سحرم ناگهان دوباره بغلم كرداينباريك كشيده بهم زدگفتم اينوبخور ودوباره سينه شوكردتودهنم وكيرموگرفت تودستش تي شرتم رودرآوردوبعدشلوار كم وشورتم كيرم حسابي شق شده بود كنترل روازدست دادم شورتشودرآوردم كس سفيدوبي موش خيس شده بودنشوندمش روصندلي خودم روزمين نشستم وشروع كردم به ليسيدن كسش گاهي زبونمومي كردم تو سوراخش لیلا داشت آروم ميناليد وسينه هاشوميماليد جامون روعوض كرديم ده باركيرمو بوسيدبعدشروع كرد به ساك زدن حسابي تحريك شده بودم بلندش كرددستاشو گذاشت روصندلي وبرام قمبل كردبادست هي ميزدم به باسن هاي تپل وسفيدش وازحركت ژله وارشون لذت ميبردم كسش حسابي خيس شده بودانگشتموآروم كردم توسواراخش خودشوجمع كرديه خورده كه باهاش ور رفتم جابازكردازپشت كيرموگذاشتم دم كسش وبادست كمرشومهاركردم يه فشاردادم سركيرم رفت توجيغ نازي كشيدگفت يواش پارم كردي معطلش نكردم تادسته فرو كردم ونگهش داشتم كه تكون نخوره ازترس دخترش جيغ نميزدلباشوگازگرفته بودپنج دقيقه تو همون حالت بوديم كسش حسابي جاباز كرده بودكيرمودرآوردم و دوباره كردم تواينبار تلمبه ميزدم وكسش صداي شلق وشلوق ميدادخسته شده بودكيرمودرآوردم باولع خاصي ساك ميزدروكف آشپزخونه به پشت درازش كردم كونشو حسابي ليسيدم يك عمرآرزوي يك كون بزرگ وسفيد داشتم وحالابهش رسيده بودم انگشتمو خيس كردم وكردم توكونش تاته رفت معلوم بودزيادباخودش ور رفته بودكيرموگذاشتم دهنش خيس شد دوباره به پشت خوابوندمش وآروم گذاشتم لاي كونش هيچي نگفت ازفرصت استفاده كردم ويواش روانه كونش كردم تانصف رفت كه گفت ديگه نميتونم خوابيدم روش كه نتونه دربره تاخايه فروكردم توكونش لبهاش ميلرزيدنميدونستم زنده ست يانه چنددقيقه گذشت كه گفت عزيزدلم چي شدپارم كن يك ريزحرف ميزدو من توعالم كون گندش بودم احساس كردم آبم داره مياد محكم بغلش كردم كيرموتاته فشاردادم توكونش ونگه داشتم وسيل آبم داشت ميومدانگارتمامي نداشت واينجوري بودكه ازاونشب شدم شوهرمادرزنم خاطرات بعدي را هم ارسال خواهم كرد.

نوشته: هومن


👍 0
👎 0
136627 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

287004
2011-06-17 09:35:17 +0430 +0430
NA

:D :D نظر اول برای منه؟ این دفعه فحش نمیدم.هومن شانس آوردی.

0 ❤️

287005
2011-06-17 09:46:00 +0430 +0430
NA

هومن کیرم تو کس سحر جان تو برو با لیلا مشغول باش

0 ❤️

287006
2011-06-17 10:04:19 +0430 +0430
NA

داستان قشنگی بود

منم یه مادر زن دارم که حدود 38 ساله است و خیلی وقته تو کفشم ولی افسوس شوفر داره مگه نه تا حالا چندین بار کرده بودمش

آخه میدونم و از حرکاتش میفهمم که اونم از من خوشش میاد

0 ❤️

287007
2011-06-17 10:38:46 +0430 +0430
NA

چه مادرزن خوبی داری

0 ❤️

287008
2011-06-17 11:04:17 +0430 +0430
NA

ولش همچين ژست گرفتي انگار الاهه اي فرشته اي چيزي هستي،اخرش معلوم شد هيچ پخي نيستي.بيچاره زنت دوست عزيز…

0 ❤️

287009
2011-06-17 11:26:30 +0430 +0430
NA

کس عمه جندت
دروغ گو اینهمه سرو صدا کردین سحرت بیدار نشد؟
کس کش لاشی دری وری ننویس
از کردن زنت بنویس ولی مادر زن مثل مادر حرومزاده

0 ❤️

287010
2011-06-17 11:56:24 +0430 +0430
NA

کیرم تو کون سحر جونت.
کونی.
مادر زنت جنده است امکان داره زنتم باشه پس کنترلش کن.
کیرم تو حلقت خداحافظ.

0 ❤️

287011
2011-06-17 12:11:40 +0430 +0430
NA

بعد چندین سال بی کیری تو کردی تو کونش زرتی رفت تو؟
بابا مادرزنت جنده که هیچ کونی هم بوده
شایدم زنت همین طور

0 ❤️

287012
2011-06-17 12:29:07 +0430 +0430
NA

خوشم میاد تو این سایت کونه همه رو گذاشتن زن مادرزن خواهر زن برادرزن پدر زن مادر خواهر پدر همسایه مستاجر عمه خاله زن دایی زن عمو دختر عمو همکار دوست رفیق خوشم میاد غیرت بی غیرت امروز فردا هم یکی میاد میگه کردم کون پدرم یک مشت بچه ریختن هر کوس شعری رو تحویل میدن فقط کیرم تو کون هر چی ادم بی غیرت و بی ناموس کیرک تو دهان هر چی دروغگو هست.

0 ❤️

287013
2011-06-17 13:56:33 +0430 +0430
NA

منم با مادر زنم سکس دارم ، خیلی حال میده

0 ❤️

287014
2011-06-17 15:04:29 +0430 +0430
NA

/:) :))

0 ❤️

287015
2011-06-17 15:35:08 +0430 +0430
NA

به نظر من کس شعری بیش نیس
برو همون به یاد مادر زنت جقتو بزن رویاهاتم جای خاطره جا نزن

0 ❤️

287016
2011-06-17 16:08:40 +0430 +0430
NA

آخه انتر اولش دم از عشق ميزني و آخرش…
خوابيدي وسط زن ومادر زنت و 2شاشونو ميبوسيدي آره؟اين كوسشرا چيه تحويل ميدي؟مادر زنت كه جنده از اب درومد.زنتم كه دوستاني كه نظردادن ميخوان بكنن.خودت چي؟راستي خودت كون نميدي؟ =))

0 ❤️

287017
2011-06-17 16:09:55 +0430 +0430
NA

سکس با محارم را حیواناتم نمیکنن چقدر ما بدبخت شدیم ؟؟؟؟ حالا مادر زنت مگه تب نداشت؟ اگه اینقدر عاشق زنتی چه جوری با یکی دیکه حالا هر کسی سکس داشتی؟ اونوقت از تو خجالت نکشید ؟ با جیغاشم زنت بیدار نشد؟ 2 سال تو کف رونهاش بودی ؟ تخمتم نبود زن داری و ننه زنتو گاییدی؟ از داستان معلومع نیم ساعتی کردیش کمرت از بتون بوده؟ واسه خودت احترام قائل نیستی واسه کس مادر زنت باش !!! بچه ها به خودش فقط فحش بدین

0 ❤️

287018
2011-06-17 16:51:49 +0430 +0430
NA

به طور كلي نود و نه درصد داستانهايي كه زنه مي گه من چقدر وقته تو كف كيرتم خالي بنديه محضه پس برو جرقتو بزن آقا پسر

0 ❤️

287019
2011-06-17 16:55:25 +0430 +0430
NA

متفاوتم.

20 تا 21.86 درصد احتمال داره که راست باشه.
البته تو خواب.

0 ❤️

287020
2011-06-17 17:10:06 +0430 +0430
NA

نه به اولش که سحر سحر میکردی نه به بعدش که داستانای بعدی رو هم میخوای بفرستی. حال کنید ادمین شدم!!!

0 ❤️

287021
2011-06-17 18:18:18 +0430 +0430
NA

Nomre
13

:lol:
bizahmat ye madar zanam bara man peyda konid ;)

0 ❤️

287022
2011-06-18 01:25:27 +0430 +0430
NA

man ?kari nadaram k kiyo kard.harki saresh jonbid bayad karde beshe joz khaharo madare khodet.
baghye bayad karde beshan.
merci hooman jan khosham oomad.:-)

0 ❤️

287023
2011-06-18 02:34:33 +0430 +0430
NA

قیمت مادرزنت چنده لطفا بنویس شاید ما هم مشتریش شدیم

0 ❤️

287024
2011-06-18 05:48:56 +0430 +0430
NA

بازم سکس با محارم !!! نخوندم!!!

0 ❤️

287025
2011-06-18 07:01:46 +0430 +0430
NA

khoooooobe

0 ❤️

287026
2011-06-18 07:02:36 +0430 +0430
NA

redife

0 ❤️

287027
2011-06-18 07:03:41 +0430 +0430
NA

dsadas

0 ❤️

287028
2011-06-18 11:07:35 +0430 +0430
NA

سکس با محارم
واقعا اسم خودتونو میزارین انسان

0 ❤️

287029
2011-06-19 05:01:08 +0430 +0430
NA

سوتينشو بازكرديكي ازسينه هاشوكردتو دهنم خودموعقب كشيدم گفتم سحرم ناگهان دوباره بغلم كرداينباريك كشيده بهم زد
هان اون وسط سوتيهم داديا، آخه كوني غلط زيادي كردي، كيرم ندارم كه بگم كيرم دهنت

0 ❤️

287030
2011-06-19 08:15:21 +0430 +0430
NA

اين بابا هنوز مادر زنشو نكرده ولي بد جوري تو كفشه!اينم خاطره اي از جلقشه!مادر زنتو كهريزك نبردن! خاك تو سر بيخوايه ات كنن رفته بودن تظا هرات "تو الاغم درس ميخوندي!همينه مادر زنت جنده شده ديگه!

0 ❤️

287031
2011-06-19 15:25:48 +0430 +0430
NA

marde hesab mardom too khiaboona dashtan joon midadan oonvaght to fkre kose madarzanet boodi

0 ❤️

287032
2011-09-10 05:03:38 +0430 +0430

چقدر ذهن بیماری داری از نوشتت معلومه واقعا برات متاسفم

0 ❤️

287034
2012-11-18 14:36:19 +0330 +0330
NA

باید آخرشو اینجوری تموم میکردی.وقتی که کیرم داخل کون لیلای عزیزم بود.لذت دنیا رو میبردم کم کم احساس کردم که ابم داره میاد.وای درست حدس زدم داشت ابم میومد کیرم را تا ته فشار دادم به داخل کون لیلای عزیزم و با فشار زیاد ابم را درون کونش خالی کردم اما یه حسه گرم شدن هم پیدا کردم وای چه لذتی اما این گرم شدن به خیس شدن تبدیل شد. وای وای وای نه من جنب شدم از خواب بیدار شدم وای شلوارم ورختخابم را به گوه کشیدم.باید به حمام بروم به حمام رفتم شیر را باز کردم وای نه اب نمیاد اب قطع شده.چه گوهی خوردم که سر شب تو فکر کون مادر زنم بودم.من غلط کردم.غلط کردم.اینجا بود که صدای سحر عزیزم بلند شد که نکبت این روتختیو باید خودت بشوری کثافته جقی. هومن

0 ❤️

287035
2014-07-15 08:51:05 +0430 +0430
NA

mage che eshkali dareeee???

0 ❤️

287036
2014-07-24 13:35:02 +0430 +0430
NA

اگه واقعا عاشق سحر بودی هیچوقت بهش خیانت نمیکردی اونم با مادرش

0 ❤️







Top Bottom