چقدر خوشخیال بودم

    سلام اسم من میلاد ۲۳ سالمه
    منو رویا یه سال و نیم بود باهم دوست بودیم و از شیش ماه بعد دوستیمون تقریبا دو هفته یا ماهی یه بار میرفتیم باغ برا عشق و حال
    البته بگم رویا۲۰ سالش هست و من عاشقش بودم رابطه ما تو باغ در حد لاپایی ، ساک ، ممه خوردن بود و یکی دوبار هم با منت گذاشته بود از عقب انگشتش کنم . همیشه از پرده اش میترسید و مراقب بود یه وقت شیطون قولم نزنه ...
    رویا قدش ۱۶۸ و لاغر اندام هستش چهره زیبایی داره و چشماش درخشش خاصی دارن . اینطوری بگم تاحالا نشده به چشمام زل بزنه و چیزی بخواد من قبول نکنم ، نقطه ضعف منم چشمای خوشگلش هست
    داستانی ‌که میخوام بگم مربوط میشه به یه ماهو نیم پیش که از اون موقع به بعد رابطمون کم کم سرد شد و در نهایت تمام .
    یه شب با هم داشتیم چت میکردم و قرار بود فرداش بریم باغ ، رویا همیشه به بهونه استخر رفتن با دوستش یسنا از خونه بیرون میومد و دوستش با دوس پسر خودش میرفتن و منم با رویا ...
    یکی دو ماه قبل یسنا با دوس پسر قبلیش کات کرده بود و تازگی ها با یکی جدید دوست شده بود این اولین باری بود تو ماه های اخیر که یسنا با دوستش میرفتن و من با رویا
    اونشب رویا بهم گفت دوس پسر یسنا ماشین نداره گناه دارن اونا هم باهامون بیان باغ با هم بشینیم
    رویا و یسنا از دوران راهنمایی با هم دوست بودن و صمیمیت خاصی بینشون بود
    من از حرف رویا تعجب کردم و ازش پرسیدم بیان باغ برا چیکار ؟
    گفتش : چی میشه مگه با هم میشینیم میگیم و میخندیم هم با پسره بیشتر آشنا میشیم
    گفتم من تا پسره رو نشناسم نمیشه ، گفتش صبر کن از یسنا عکسشو بگیرم بفرستم برات ، چند دقیقه گذشت و رویا عکس دوستم محسن رو بهم فرستاد و گفت یسنا باهاش تو بازار آشنا شده ، محسن پدرش بازاری بود و خودش قیافه خوبی داشت قبلا هم خیلی با هم وقت گذرونده بودیم و باهم خیلی رک و راست حرف میزدیم، رویا اصرار میکرد که قبول کنم اونا هم بیان باغ در نهایت بر خلاف میلم مجبور شدم قبول کنم
    به محسن پیام دادم و یکم در‌موردش حرف زدیم و قرار شد فردا اونا هم بیان باغ
    فرداش ساعت ۴ بعد از ظهر رفتم محسن رو از جلو خونشون برداشتم و تو راه با هم در مورد رابطه من با رویا و اون از رابطش با یسنا حرف میزد بعد چند دقیقه رویا و یسنا هم اومدن و رفتیم به طرف باغ
    رویا و یسنا با هم میگفتن و میخندیدن ، یکم نشستیم و با هم چیپس و پفک خوردیم اصلا درک نمیکردم اینا رو چرا اوردیم اینجا دلم یه سکس توپ میخواست. رفتم از انباری قلیون رو برداشتم و زغال رو گذاشتم رو گاز و منتظر شدم آماده بشه یه ۱۰ دقیقه اینا طول کشید تا برگردم ،
    وقتی برگشتم دیدم رویا نشسته یه طرف و محسن داره با گوشیش ورمیره ، یسنا هم رفته بود دستشویی ، اونروز با هم گفتیمو خنیدیدم موقع برگشتن یسنا و محسن رو گذاشتم تو محلشون و با رویا رفتیم طرف پارک تو پارک ماشین رو گذاشتم تو پارکینگ و شرو کردم به خوردن لب رویا دستمو بردم تو شرتشو کسشو میمالوندم، کاملا که حشری شد شرو کرد به ساک زدن با دستم سرشو فشار میدادم پایین تا همه کیرم بره دهنش ، اولین باری نبود که ساک میزد ، بعد اولین باری که طعم منی رو فهمید هیچ وقت نزاشته بود آبمو بریزنم دهنش دهنشو میبست و آبم میخورد به لبش بعدش پاک میکرد ایندفهه هم مثل دفعه های قبل بود ، خلاصه اونروز رفتیم و از اون روز به بعد یواش یواش رابطمون سرد شد و هی دعوا میکردیم اصلا رویای سابق نبود یه طوری شد که با هم کات کردیم
    من قبلا وقتی رویا حواسش نبود تلگرامشو هک کرده بودم دیدم محسن بهش پیام داد ، از حرفاشون فهمیدم چندین روز هست با هم پیامکی حرف میزدن و محسن مخشو زده
    الان یعه ماه هستش که با هم تو تلگرام میحرفن و برا هم عکس میفرستن و من هم مراقبم لو نرم هم منتظر قرار گذاشتنشون تو فردا و پس فردا هستم


    نوشته: میلاد

  • 1

  • 15




  • نظرات:
    •   lovely_grl
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • حالا میفهمم اون قدیما ک تو دعوا میگفتن میبرمت باغ الکی نبودا (biggrin)


    •   shahx-1
    • 1 هفته،3 روز
      • 14

    • بچه های بازاریا معمولا تو هر محیطی جزو مایه دار ترین هان هرگز اویزون ماشین و مکان نیستن. اون بچه های کارگرا و کارمندای ساده ان که لنگ همه چیزن. حس میکنم نصف بیشترش دروغ بود..


      پی نوشت : پاول دوروف برای کسی که تلگرامو هک کنه 30 هزار دلار جایزه گذاشته برو ازش بگیر راستگوی گرامی!!! (biggrin)


    •   Mexixor
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • ادمین چرا این داستانای کسشرو واسه داستانا قبول میکنه ومیزاره نمیدونم (dash)


    •   Nikan.a
    • 1 هفته،3 روز
      • 8

    • پسر جان قولم‌ نزنه چیه گولت نزنه!! ولی خوب شد آخرش قول خوردی اونا دارن عشق و حالشونو میکنن توی جقو مراقبی لو نری؟! عجبزززززز چه با دلو جراتی تو چه هکر خوبی!!! راستی اینارو از کجات در آوردی هدا وکیلی اونو بگو فقط بدونیم قول میدم بهت دیس ندم...!!


    •   miss_RainBow
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • فارغ از چرتی داستان اینکه گوشی کسیو برداری کد بزنی وارد تلگرامش شی اسمش هک نیس و جرمه و زندان داره حواست باشه داستان بعدیتو با اقا گولاخه تو زندان برامون اپ نکنی (preved)


    •   کارخودشونه...
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • داداچ دوس دخترتو بلند کردن


      خیلی هم شیک و مجلسی بلند کردن


      تو میتونی بیای جورابای منو در بیاری از پاهام ساک زدنو شرو کنی


    •   nima_rahnama
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • یارو اینقدر کون داده اختیار ریدنش رو نداره بعد مواظب خدایی نکرده پرده اش خش نیفته (dash) (dash)
      طرز فکرتو ساییدم


    •   Neshane21
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • بخوام یکم بامزه بازی دربیارم زیر داستانت میگم که: یه وخ شیطون قولت نزنه دوباره بنویسیا (biggrin)


    •   masih_roma
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • هرکی میگه کسشربود لایک کنه


    •   Minow
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • این چیزی ک نوشتی ن قابل خوندن بود ن ب ما ربط داشت بعدشم رابطه ای ک سرد و تموم‌ شده دیگه پیگیری و هک کردن و فوضولی نداره معلومه خیلی بیکاری ادم بیکار هرز میره همشم دنبال دردسره


    •   Ginglz
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • خودم بکنمت


    •   Caboos1
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • اینی که تو تعریف کردی اگر راست باشه دختره پرده ی آشپزخونشون براش از بکارتش مهم تر بوده
      چقدر تو کسخولی بشر


    •   royaei
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • شاید داستانت واقعی باشه ولی خوب تعریف نکردی نگارشت خوب نبود ؛
      بعدشم حتما یه مشکلی داشتی که ولت کرده ؛
      اون آقا محسن که دوست خودت خطابش کردی چجور دوستیه که با یه بار بهت خیانت کرد ؟
      موفق باشی


    •   arash.abi
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • سلام. این چی بود نوشتی
      حیفِ وقتی که واسه نوشتن گذاشتی نیست؟
      اول فکر کردم ضربدری زدین ولی
      تهش فهمیدیم دختره رو بردی تو باغ چیپس و پفک خوردین
      ..
      پسر خوب تو استفاده ات رو کردی..الان ازادش کن بره.. قرار نیست تا ابد که زیر خواب تو باشه..اصن فهمیدی تورودور زده که چی! میخوای چیکارش کنی!
      زرنگ باش برو یه میلف تور کن،


    •   Ice_flower
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • انگار داخل دفتر خاطرات خاطره ای ثبت بشه...
      راستی تلگرام رو نمیشه هک کرد فقط میشه یه اکانت رو دو جا فعال کرد و این یعنی ی پیامک فعال سازی به اکانت باز شده روی گوشی اول ارسال میشه!!! اینم باید توضیح بدم؟؟؟
      جذاب نبود برای من.
      نه دیس و نه لایک.


    •   mrchicco
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • خوشم نیومد اما توصیه میکنم ابی که از جوب رفت دیگه دنبال برگردوندنش نباش فایده نداره فقط وقت و انرژی هدر میدی


    •   خوشگلخانم
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • خاک توسرت


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو