چیکار کنم؟

    سلام همین اول یه توضیحاتی بدم این داستان سکسی هم نیست یه کمی هم طولانیه هدفمم از گفتنش اینه که ازتون کمک میخوام، میخوام باهاتون مشورت کنم پس هر کس میخواد کمک کنه نظرشو بنویسه .مرسی
    من اسمم یگانه است الان ۱۸ سالمه امسال کنکور قبول شدم و میرم دانشگاه. حمید ۸ سال از من بزرگتر بود پسر عموم بود زیاد خونشون میرفتیم چون مادرامون دختر خاله هم بودن من به زن عموم میگم خاله.رابطمون عالی بود و هست ،نمیدونم حمید از چندسالگی دستمالیم میکرد ولی بدترینش و آخرینش تو ۹ سالگیم اتفاق افتاد هنوز کلاس سوم نرفته بودم .
    اونروز خونه حمیدینا ناهار دعوت بودیم بعد ناهار پدر و مادرمون رفتن عیادت پدربزرگم بیمارستان من و حمیدم تنها شدیم زیاد با هم تنها میشدیم خیلی دوسش داشتم همیشه واسم خوراکی میخرید اجازه میداد با کامپیوترش بازی کنم یا کارتون ببینم .اونروزم داشتیم کارتون میدیدیم من هیکل کوچیکی داشتم هنوزم با اینکه ۱۸ سالمه هیکلم به سنم نمیخوره بگذریم منو رو پاش نشونده بود بعد به بهانه اینکه خسته شده همون شکلی منو بغل کردو برد رو تختش که روبروی کامپیوتر بود دمر خوابوند من محو تماشای کارتون بودم که احساس کردم شلوارمو کشید پایین قبلا اینکارو کرده بود چون به کسی نگفته بودم جرات میکرد و اینکارو میکرد ولی این دفعه فرق داشت نگاهم به کارتون بود احساس کردم که پشتم خیس شد یه لحظه برگشتم دیدم سعید ...خب بقیشو نمیگم اونروز گریه نکردم شاید تعجب کنین ولی بعدها فهمیدم بدن دخترا تو سن بلوغ از طرف سینه و باسن رشد میکنه و لگن جاداره واسه همین درد زیادی نکشیدم.فقط احساس میکردم شرتم لای کونمه یکی دوبار که دست زدم به پشتم تا از رو شلوار شرتمو از لای کونم درارم مامانم گفت چته دختر منم مثل همیشه ساکت شدمو چیزی نگفتم
    دیگه میترسیدم با حمید تنها بشم کم کم که بزرگ شدم فهمیدم باهام چیکار میکرد ازش متنفر شده بودم حمیدم سال بعد رفت دانشگاه و بعد سربازی الانم میره سر کار همه میگن چرا زن نمیگیره چون موقعیت خوبی داره کار خوبی داره فیس خوبیم داره زیاد همدیگرو نمیبینیم هر وقتم میبینیم فقط در حد سلام و احوالپرسی. خودمم تو دبیرستان با سکس و پورن آشنا شدمو کم کم با خودارضایی خودمو خالی میکردم. دوست پسرم نداشتم پیشنهاد داشتم ولی هیچوقت با کسی نبودم میترسیدم با کسی دوست بشم اونم فقط بخواد ازم سواستفاده کنه درسم یه ذره ضعیف شده بود از ترس بابا و مامان بیشتر سرمو تو کتاب میکردم تا اینکه دانشگاه قبول شدم.
    روز بعد از نتایج یه نفر بهم پیام تبریک تو تلگرام داد از عکس پروفایلش فهمیدم حمیده من یه تشکر خشک و خالی ازش کردم ولی بعدش پیام داد و گفت میخواد درباره یه موضوع مهمی باهام حرف بزنه راستش دلم میگفت میخواد درباره چه چیزی صحبت کنه وقتی گفت میخواد درباره گذشته حرف بزنه واسم سخت بود قبول کنم بلاکشم کردم چند بار پیامک زد تلفن میزد خیلی اصرار کرد تا راضی شدم خلاصه حرف زدیم یعنی چت کردیم سخت بود گاهی چند بار بغض میکردم ولی بهش نمیگفتم میگفت عوض شده پشیمونه میدونه که من اون خاطرات تو ذهنم هست از رفتارم باهاش از سرد بودن باهاش فهمیده بود . ازم خواست درکِش کنم و آخرش ازم خواست ببخشمش حالا به من بگین چیکار کنم راستش خودم چون دختر شهوتی هستم حال اونموقش رو میفهمم ولی اینکه بخوای با یه بچه خودتو خالی کنی .. !حالا ازتون کمک میخوام فحشم ندین دنبال دلسوزییم نیستم فقط مشورت بدین باید ببخشمش یا نه ؟
    نوشته: یگانه

  • 4

  • 8




  • نظرات:
    •   _deniz_
    • 2 ماه
      • 2

    • واقعا نمیشه ‌کاریش کرد چون جیزی نیس ک از ذهن پاک شه.ممکنه برای هر دختری تو کودکیش پیش بیاد.بنظرم فقط بهش فکر نکن ک بیشتر از این برات سخت نشه


    •   A....k
    • 2 ماه
      • 5

    • الان اومدی اینجا از ما بپرسی ببخشیش یا نه


      حاجی رد دادی ها ول کن طرف پردت رو که نزده
      یه طوری گفتی چیکار کنم گفتم الان آدرس پرده دوری میخواد ول کن اون از تو کصخل تره اومده معذرت خواهی کرده.
      خاک تو سر من برا مردم مملکتم


    •   sohil356
    • 2 ماه
      • 1

    • به نظرم ببخشش و برو باهاش ازدواج کن چون بالاخره همه مون یه گوهی تو زندگیمون خوردیم که مثل سگ پشیمونیم و هی نمیشه مثل پتک بزنی تو سرش


    •   zanbory
    • 2 ماه
      • 2

    • میخاد خاطرات گذشته رو بیاره جلوی چشات تحریکت کنه و ایندفه قشنگ بکنتت .اگه دوس داری بدی باهاش اشتی کن چون باهاش کیرو کون اشناهستی .درغیر اینصورت کار بدی نکرده که ببخشیش واست خوراکی مفت نخریده بجاش مالوندتت و خودتم میدونستی و میرفتی پیشش


    •   Litel._.boy
    • 2 ماه
      • 1

    • لعنت به تجاوز لعنت به قفس لعنت به بند . ببخشش تا خودتم اروم باشي (:


    •   Havigshoor
    • 2 ماه
      • 2

    • از خونه بیرون نیا و مرتب دستهایت را با صابون بشوی
      شاید به مشکلاتت اضافه نشود.


    •   HYPERMAN98
    • 2 ماه
      • 1

    • یگانه خانم، در مورد گذشته هیچکدومتون مقصر نبودید، مقصر اصلی خانواده هاتون بودند که تو رو با یه پسر تازه بالغ شده تنها میگذاشتند، حالا هم اگه عاقلانه به قضیه نگاه کنی، چاره ای جز گذشت نداری، اونم نوجوان بوده و حالا عاقلتر شده و پشیمونه، ازش بگذر تا خودتم به آرامش برسی


    •   mobinkm213
    • 2 ماه
      • 2

    • اگه عذاب می کشی ببخش ولی دیگه باهاش حرف نزن چون شاید دوباره تو ذهنش تداعی بشه ک دوس داری اونم بد فکر کنه باز بیاد پیشت اذیتت کنه وه باز عذاب بکشی خودت میدونی ببخش دیگه باهاش گرم نگیر


    •   رزمشکیوسیاه
    • 2 ماه
      • 1

    • کیر تو این کرونای کیری :)


    •   tara.-tt
    • 2 ماه
      • 1

    • مادرشو بگا


    •   hossein_tm.74
    • 2 ماه
      • 0

    • ببخش بره دیگه???


    •   سدمرتضی
    • 2 ماه
      • 2

    • اگه به زبون بهش بگی بخشیدمت اونوقت میاد کار نیمه تمومشو تموم می‌کنه...بهش بگو نمیبخشمت ...بهشم فکر نکن


    •   foot_love1999
    • 2 ماه
      • 1

    • شهوتی بودنت باعث میشه به این ندی به یکی دیگه بدی تموم شد رف


    •   Pedy.Amr
    • 2 ماه
      • 1

    • اگه واقعا آدم شده ببخشش
      اگه نشده هم که هیچ دیگه
      به همین سادگی


    •   zehnehashari
    • 2 ماه
      • 0

    • اره ببخشش ولی به روش نیار
      شاید بیاد خواستگاریت
      اگه واسه ازدواج بهش فکر نمیکنی،باز بهش بده


    •   mobinkm213
    • 2 ماه
      • 0

    • بهش بگو دیگه این اخرین اولین باره باهات حرف میزنم می بخشمت دلیلش این نیست دوست دارم دلیلش اینه از ابروم میترسم پس دیگه فک نکن من تورو می خوام واس اینم این اخرین پیام من به توه . همین ببین اگه واقعا نمی خوایش حرف دلتو بزن بگو متنفرم از این رفتارا دیگه نمی خوام باهات حرفم بزنم فقط در این صورت می تونی اروم شی ولی باید دیگه از ذهنت این فکر ک باهاش باشی بیرون کنی دست خودته


    •   Novemberman
    • 2 ماه
      • 0

    • دوست عزیز
      نمی دونم هر کسی به اقتضای سن و تجربش یه چیزی میگه بهت،منم میگم میخواهد دوباره بکنت.
      یه مثالی از یه بزرگی هیچ وقت یادم نمی ره...( میگه یه خَر وقتی با سَر تو تویله نمی ره با کون بکنیش تو تویله)
      تو هم وقتی بزرگ شدی و دیگه بهش پا نمیدی که بکنت ، داره از یه راه دیگه وارد میشه.در کل خوش باشید.
      از زندگیت نهایت لذت رو ببر،کاری که امروز شاید بتونی انجام بدی، فردایی روزگار شاید هرگز دیگه نتونی.


    •   Lucky.man
    • 2 ماه
      • 0

    • پدر و مادرها اشتباه کردند که یه پسر بالغ رو با دختر بچه تنها گذاشتند.
      احتمالا دنبال اینه که موقعیتی ایجاد کنه تا ترتیبت رو بده.
      گفتی دختر حشری هستی. پس خودت هم بدت نمیاد که دست مالیت کنه. اگر بهش جواب مثبت بدی چند وقت دیگه داستان کون دادنت بهش رو مینویسی و یه روز هم مینویسی چطور خودت بهش گفتی پردت رو بزنه


    •   parham2026
    • 2 ماه
      • 0

    • عزیزم شل کن لذتشو ببر،دنیاارزش نداره،فقط ازش لذت ببر


    •   ghasmagha
    • 2 ماه
      • 0

    • قبلا خرجت میکرد و دوستش داشتی و اونم حالشو میکرد الانم میتونید دو طرف حال کنید و همدیگه رو دوست داشته باشید


    •   مردتنها90
    • 2 ماه
      • 0

    • بنظرمن اگه واقعاً تغییر کرده ببخشش و باهاش زندگی جدید روبساز البته حساب شده ولی هیچ وقت باهاش تنهایی نباشی اگه واقعاً خودت دلت نمیخواد.چون از طرف پدرومادر فامیل هستین بنظرم عیبی نداره اگه باهاش رابطه برقرار میکنی بااطلاع خانواده ها باشه اینجوری احتمال سوءاستفاده کمتر میشه امیدوارم بتونی گذشته ها رو فراموش کنی وزندگی خوبی داشته باشی


    •   kakamoon
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • برو پیش روانشناس تا دیر نشده. بهترین سولوشنت همینوبس


    •   boyyazd17cn
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ادما عوض نمیشن هیچ وقت اگه ببخشیش بهش یه فرصت دوباره میدی تا بازم بهت اسیب بزنه چون از نظر اون تو ضعیفی


    •   amirrr1369
    • 1 هفته
      • 0

    • اگر دوباره نگیره بکنت که احتمالا قصدش همینه کس کش بعد ببخش چرا باید بابت گناه بقیه همش تو عذاب وجدان بود ولی آگه خواستی بدی خبر بده عزیزم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو