چی‌شد که این‌شد؟

    از چیزی ک شنیده بودم خون تو رگام یخ بست
    دیگه تپشی توی سینم حس نمیکردم اما صداها هنوز واضح بود
    صدای بمش ک پشت سرهم معذرت خواهی میکرد و کسشرای قبل رفتن تحویل میداد
    با ته مونده جونی ک واسم مونده بود در ماشینو باز کردم و پیاده شدم
    انگار ک توی ی دنیای دیگ سیر میکردم حتی توان گریه کردن نداشتم
    فقط ی حمله بود ک توی سرم اِکو میشد:امشب میرم خواستگاری اونی ک مامانم پسندیده!
    با احساس درد پاهام ب خود اومدم و سعی کردم تاکسی بگیرم و برگردم خونه
    ساعت از ۱۰ گذشته بود و مطمئن بودم با رفتن ب خونه جنگ عصاب دارم
    اونموقع ن اسنپی در کار بود ن هیچی و مجبور بودم یا تاکسی خطی بگیرم ک یک ساعتی رو توراه بودم یا دربست ک اونقدرا پول همرام نبود;با اضطراب کنار خیابون وایساده بودم تا فرجی بشه ک ی پراید جلوم وایساد ی مرد نسبتا مسن گفت ک دخترم بیا بالا این وقت شب این جای مناسبی نیست
    گفتم پول همرام ندارم
    گفت طوری نیست دخترجون بیا
    رفتم در عقبو باز کردم ک دیدم پر وسیلست
    مرد دوباره گفت بیا جلو بشین دخترم اون عقب ک جانمیشی
    رفتم جلو و جمع جور نشستم یکم ک رفتیم هی حرف پیش میکشید و با دست روی پام میزد
    هنوز وسطای راه نرسیده بودیم ک دستشو روی رونم مالید
    و وقتی سکوتمو دید دستشو بالاتر اورد و گذاشت روی کصم با بهت بهش نگاه کردم ک خندید و گفت چیه دخترجون؟نکنه فک کردی اینهمه راهو مفت مفت میبرمت ؟؟ ن باباجان تو این دوره زمونه ننه به بابا مفتی نمیده!
    همونطور ک حرف میزد انگشتش رو کصم میمالید و فشار میداد
    هیچ حرفی برای زدن نداشتم و یجورایی بدمم نیومده بود
    یکم دیگ مالید و کنار خیابون وایساد
    گفتم باید زود برم خونه
    گفت حالا اینهمه دیر کردی یک ربع ساعت دیگ هم روش و خندید
    ب سمتم برگشت دوباره کوصمو اینبار محکم شروع مالیدن
    بدجوری حشرم زده بود بالا و کم کم نفسم تند شده بود
    سرشو اورد جلو لبامو ببوسه ک خودمو عقب کشیدم و گفتم نه
    چن دیقه ب کارش ادامه داد و راه افتاد ک برسونتم
    اما توی راه دستمو روی کیرش گذاشته بود و فشار دستش روی دستم مجبورم میکرد بمالم واسش
    تا نزدیک خونه اینکارو کردم وقتی خواستم پیاده بشم ۵ تا پنج تومنی از جلوی داشبرد برداشت گفت اگ کیرمو ی لیس بزنی اینارو میدم واسه خودت$
    دختره ۱۶ ساله ای ک هیچوقت از خودش پولی نداشت و اونموقع ۲۵ تومن اندازه ۲۵۰ تومن الان بود! کی میتونست اون لحظه جشم ببنده روی اون پول اونم وقتی ک یکسال با بی پولی پسر مورد علاقش طی کرده و دست اخر ولش کردن!!!
    پیشنهاد وسوسه انگیزی ک ورق زندگی منو برگردوند
    گفتم اول پول!
    گفت میخوام بزارم لای سینه‌های کوچولوت پدرسوخته
    خودمو کشیدم جلو و دکمه‌های مانتومو باز کردم سرشو اورد جلو و سینمو بوس کرد و پولارو گذاشت لای سینم
    سرمو گرفت و ب سمت کیر کوچولوی چروکیده ای ک از زیپ شلوارش بیرون انداخته بود کشید
    زبونمو در اوردم ک لیس بزنم ب کیرش ک با فشار سرم کیرشو کامل تو دهنم کرد و یجورایی تو دهنم تلمبه میزد بعد ۶ یا ۷ بار جلو عقب کردن دهنم پر اب منی لزج شد احساسی تهوع شدیدی داشتم اما خودمو نگه داشتم و درو باز کردم و کنار کوچه همه رو تف کردم و اونم خیلی سریع روند و رفت
    همش احساس میکردم الان همه میفهمن من چیکار کردم
    وقتی رفتم تو خونه طبق انتظارم با فخش و ناسزا و ضربه ‌ی دست سنگین بابام مواجه شدم
    رفتم تو اتاق و پولارو توی لباسام قایم کردم و رفتم حموم
    انگار تو حموم تازه یاد عشقم و رفتنش افتادم و شروع کردم گریه کردن
    و همونجا با خودم قسم خوردم ک دیگ عاشق هیشکی نشم و همونطور ک اون منو بازی داد منم بقیه رو بازی بدم
    از فردای اونشب شروع شد لاسیدن با پسر و پدر و هرکی ک سر کیسه رو شل میکرد
    با پسرای ۱۵ ساله ای از مدرسه جیم میزدن میرفتم و پیرمردایی ک دنبال دخترجوون و بررو دار بودنم میرفتم
    تا وقتی ک با شادمهر آشنا شدم
    ی پسر ۳۱ ساله ک پولش از پارو میرفت و دنبال ی دختر سن پایین و باکره بود
    فقط ۱۹ سالم بود و تا اونموقع نهایت رابطه ای ک داشتم لاپایی بود با پسرای جوون
    اگ ن پیرا و پسرای نوجوون به ارضاشدن با ساک و مالیدنم راضی بودن
    توی فروشگاه و خیلی اتفاقی باهم روبرو شدیم و وقتی ازم دعوت کرد ک ناهارو باهم باشیم باکمال میل قبول کردم
    باهم رفتیم ناهارو حرف زدن و از خودش گفت
    منم جواب سوالاشو با جوابایی ک تو این سه سال دیکته کرده بودم دادم
    بعد ناهار شمارمو گرفته و گفت ک بازم باهم قرار بزاریم
    اونشب بهم زنگ و زد و شرایطشو خواست و گفت ک ی رابطه میخواد با سکس کامل و در ازاش منم هرچی بخوام اون فراهم میکنه
    پیشنهاد فوق العاده ای بود اما شرایط خانوادم؟
    میتونستم هروقت و هرزمان ک اون خواست کنارش باشم و شبو باهاش بگذرونم؟ مجبور بودم یکبار و برای همیشه پرده از دخترساختگی زندگیم بردارم و از شرایطم با شادمهر صحبت کردم و برخلاف انتظارم خیلی راحت پذیرفت.
    ازم مشخصات کامل و ادرس و .. پرسید و گفت ک خودش موضوع رو حل میکنه اما نمیدونستم ک قراره من ب سادگی فروخته بشم اونم ب قیمت ۲۰ ملیون از جانب خانوادم به شادمهر
    نمیدونستم باید خوشحال باشم یا ناراحت
    وقتی پا توی خونه شادمهر گذاشتم با دیدن وسائل و تجملات خونه دهنم باز مونده بود
    توی کل زندگیم چنین چیزایی رو به چشم ندیده بودم شادمهر بهم گفت ک میتونم از کلیه امکانات خونه استفاده کنم
    حس خیلی خوبی داشتم و انگار ک بعد چند سال داشتم از ته دل لبخند میزدم
    چند روز اول به همین منوال گذشت تا جواب آزمایشای من اومد خوشحالی از چشمای شادمهر میبارید
    ب محض دیدن جواب ازمایشا بهم گفت ک خودمو واسه شب اماده کنم
    با رضایت کاملی ک ناشی از رفتار خوبش توی اون چندروز بود رفتم ک خودمو اماده کنم
    کل بدنمو شیو کردم و با چیزایی ک توحمام بود و نمیدونستم حتی چیه و اسمشون چیه بدن و موهامو خوش بو کردم
    از حموم اومدمو مشغول کاری شدم ک توش حرفه ای بودم و باش حال میکردم مشغول لاک زدن ناخنای دست و پاهام شدم موهامو خشک کردم بدون هیچ آرایشی لباسای خوابی ک تو وسائلم بود رو تست کردم و یکی ک از همه بهتر بود انتخاب کردم
    وقتی ب اتاق شادمهر رفتم
    با دیدن بدن لختش حس کردم لای پاهام داغ شد
    توی همه رابطه‌هام با کسی مثل اون نبودم با اون بدن و اون جذابیت
    رفتم توی بغلش و و شروع کردیم عشق بازی کردن
    لذت بردن واژه مناسبی واسه توصیف حالم نبود
    اون ی پسر باتجربه و کار بلد بود ک منو توی چند دیق ب اسمون برده بود
    گازای گاه ب گاه و نسبتا محکمش منو دیوونه‌ میکرد
    اما حال خوش من همون چند دیق اول بود
    وقتی ضربه های محکم شادمهر روی بدن و سینهام میخورد درد توی تک تک سلولام حس میکردم
    اما اون بی توجه ب من و ناله های دردناکم میش میرفت
    بدون هیچ امادگی کیر بزرگشو دم کصم گذاشت فشار داد
    ناخنامو محکم توی بازوهاش فرو کردم و باالتماس ازش خواستم ک حداقل یکم کیرشو خیس کنه
    سینمو محکم توی دستش فشار داد و گفت گوخوری این کارا ب تو نیومده جنده خانوم
    ;نمیتونستم باور کنم ک همون ادم چند ساعت قبله ک با اون احترام ازم میخواست اماده بشم واسه شب
    کیرشو خشک خشک توی کصم فشار داد
    ازهم باز شدن دیواره های رحمم و در اصل پاره شدن کصم درد بود روی درد
    حین تلمبه های شدیدی ک توی کص خونیم میزد محکم سینها و گردنمو گاز میگرفت و علاوه با تموم این دردا جا دادن بدنش بین پاهای ظرفم ب استخونای لگنم فشار میورد و همشون باعث میشدن ک اون رابطه برام فقط سراسر درد بشه
    و من تموم لذتم رو توی اون لحظه ای بردم ک کیرش از تو کصم در اومد و لیز خورد لای پام
    بعد چند دقیق ک انگار چن سال طول کشید کیرشو در اورد و ازم خواست ک روی کیرش بشینم با درد بلند شدم و روی کیرش نشستم و خم شدم و سعی کردم بالا پایین بشم درد لگنم کم شده بود و درد کصم کمتر اما جای همش رو سیلی‌های محکمش ب سینهام گرفته بود
    توی اوج حشر و شهوتش فحش میداد جنده و هرزه و .. خطابم میکردم
    وقتی میخواست ارضا بشه کمرمو محکم گرفت و فشارم میداد به خودش
    فاصله صورتامو کمتر از سه انگشت بود و قطره های درشت عرق کنار شقیقه هاش و نفس نفسای گرمش توی گردنم دیوونم میکرد و چند لحظه بعد کصمو از آب کیرش مر کرد و لبای داغش روی لبام نشست و وحشیانه مشغول مکیدن لبام شد
    منم با میل همراهیش میکردم و موهاشو تو مشتم میکشیدم
    بعد چند دیق ازم جدا شد از روی خودش کنارم زد
    جفتمو بی حس و بیحال کنار هم افتاده بودیم
    اون از لذتی ک از ی تن باکره برده بود و من از دردی ک زیرش کشیده بودم
    هردومون سرخ بودیم اون از هیجان و من از ضربه های سنگین دستاش


    رابطه ما صرفا به این داستان ختم نشد و تری سام و سکس مقعدی و .. هم در کار اومد ک اگ دوس داشتین باز واستون تعریف میکنم


    نوشته: مریم

  • 5

  • 15




  • نظرات:
    •   royaei
    • 1 ماه
      • 1

    • هیچی نشد خودت فکر کن میفهمی


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 ماه
      • 4

    • شب جمعه ای اومدیم داستان بخونیم جلق بزنیم با این داستان ها کیرمون با ما قهر کرد.
      ادمین جان حداقل شب جمعه رو به ما و کیرمون رحم کن


    •   Mr_gh99
    • 1 ماه
      • 1

    • تا حدی قابل باور بود
      چندتا غلط املایی داشتی اگ بازم نوشتی سعی کن رفعش کنی
      این جمله منو به اسمون ها برد یا رو ابرا بودم رو ننویسین چی میشه؟داستان اپ نمیشه؟


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه
      • 5

    • چه آزمایشی داده بودی مگه که خوشحالی از چشماش میبارید؟؟ یا شاید میرید!!


      چه بابای کس کشی داشتی که با اون سن کم تا نصف شب تو خیابون ول بودی فقط بهت فحش میداده !!!


      برو جقت و بزن انتر


    •   amiralixyz
    • 1 ماه
      • 0

    • شادمهرم اینکاره بود نمیدونستیم....عجب


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 5

    • تا نصفه بیشتر نخوندم .
      تو کسشر نویسی ولی من کسشرخون نیستم.


    •   ک+ک+ک
    • 1 ماه
      • 4

    • هرچیزی درست میشه جز ذات خراب،میخاستی بدی دنبال بهونه بودی،الانم حتما ناراحتی هیکل بی شرفت نرفته تو لباس عروس،بیست میلیونو چیکار کردی،اینارو ولش الان قیمتت چنده؟


    •   Artemisi
    • 1 ماه
      • 2

    • این جاش قابل درک نبود که با 30 میلیون تورو از خانواده ات خریده بود


    •   Ani_man
    • 1 ماه
      • 3

    • من از دختر باکره خوشم نمیاد ، واسه اینکه کلی باید ٱماده اش کنی ....
      سکس باهاش مث سرمایه گذاری واسه ٱینده است .
      این بیشرف ٱتیش زده به مال و رفته (angry)


    •   405ELX00
    • 1 ماه
      • 1

    • جنده خوبی می شی


    •   405ELX00
    • 1 ماه
      • 0

    • جنده خوبی می شی


    •   405ELX00
    • 1 ماه
      • 0

    • جنده خوبی می شی


    •   qasem66
    • 1 ماه
      • 2

    • چ تراژدیی سکسی


    •   ssonna
    • 1 ماه
      • 2

    • بنظرم قشنگ بود وباز هم بنظرم حقیقتو خیال باهم تلفیق شده بود ولی خیلی باهم همخونی نداشتن و میشد از هم جداشون کرد،اشتباهات تایپی هم زیاد داشت که از امتیاز داستان کم میکرد


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 1 ماه
      • 2

    • انقد جق زدی اینطور شد خخخخخ


    •   رقصنده-با-گرگ
    • 1 ماه
      • 0

    • حق شما دخترا همینه


      وقتی عشق رو با پول معاوضه میکنین


      البته بزرگ میشی یادت میره چون همتون ذاتا یک فاحشه آهن پرست توی وجودتون دارین


      منتها بستگی داره هنوز پول رو شناخته باشین یا نه


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 3

    • اکابر


      چند خط که خوندم فهمیدم سواد نوشتن نداری، اولش ادبی اومدی جلو ولی به چند کلمه نرسید که هجوم کلمات غلط، گند زد توی داستانت، به خوندن ادامه ندادم:
      ک=که
      ی=یه، یک
      ب=به
      ن=نه
      عصاب=اعصاب
      ک ی= که یک

      یعنی هزار تا از این قبیل کلمات خلاصه توی متن دیده میشه. چولمنگ ابله مگه روزنامه نویس هستی که اینجوری مینویسی؟ برو اکابر یاد بگیر چطوری بنویسی. فکر کردی باید لاشی بنویسی تا خواننده کیرش شق بشه؟ شاشیدم توی املا و انشای تخمیت.


      چون نداری تو سواد، انشا نکن
      از کـُس و کونت به ما افشا نکن
      رو اکابر در پیِ مشق و کتاب
      وقت ما ضایع مکن، املا نکن


      ها کـُ‌کا


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 3

    • از گشادی مینویسی "گفت ک ی چ خ..."
      بعد انتظار داری خواننده تا ته داستانت بخونه؟
      برات سنجد تجویز میکنم، روزی یک کیلو
      نخور، شیاف کن.


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 1

    • ببخشید دوستان، الان نظرات رو دیدم، کاکا رستم هم این نکته رو گفته بود، نیاز به تکرار نبود.


    •   amirmiserable
    • 1 ماه
      • 0

    • بیا من به آرامی به بدنت فرو کنم نانازه خوشگلمو


    •   ehsan9705
    • 1 ماه
      • 0

    • نمی‌دونم چه اصراری دارید که هر چی به اون مغز نداشتتون میرسه بنویسید.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو