چی بود چی شد

    1398/2/13

    سلام دوستان
    توی این دنیای وانفسا و توی این گرونی ودروغای مسولین فقط اینجا مزه میده کمی با خوندن داستانهای راست ودروغ اوقات لذت بخشی رو سپری کرد.داستانی که میگم مربوط به یکی از همکارامه که یه مدت بدجور بهم ریخته بود و به هر شکلی بود از زیر زبونش کشیدم.
    من وهمکارم... دانشگاه ... سر کار میریم من متاهل و اونم مجرد.البته هردو اقا هستیم.بگزریم.طبق معمول اول مهر فرا رسید و دانشجوها از راه رسیدنجهت ثبت نام.میز منو سیامک کنار هم بود .


    .خلاصه در بین دانشجوهای دختر که اکثرا زیبا بودنیهو یه دختر وارد شد که تمام همکارا در حال تماشای زیباییهاش بودیم.نگاه به سیامک کرردم دیدم دست وپاش داره میلرزه.خوب شرایط کار ماهم یجوریه که دست به عصی هستیم.وقت گذشت تا موقع رفتن سیامک گفت دخترو دیدی
    منم خودمو زدم کوچه علی چپ
    کدوم دختر
    همون که همه میخش بودن
    اره دیدمش چطور
    دیونم کرد دیونم کرد پسر .این دیگه کی بود
    گفتم اره قشنگ بود
    سیامک گفت هر جور باشه میخامش
    گفتم جوگیرشدیا
    گفت جوگیر چیه شمارشم از پروندش برداشتم.
    خلاصه روزها گذشت و سیامک در کف دختر خانم بال بال میزد تا بالاخره از تونست یکم باهاش تلگرام حرف بزنه
    به قول سیامک اصلا نم پس نمیداد .خیلی دختر خوب و سالمی بود
    من گفتم تمام ادما یه رگ خواب دارن رگ خوابشو پیدا کن
    خلاصه زمان گذشت به مرور سیامک به بهونه ازدواج و اینجور حرفا گاهی یه صحبتی باهاش میکرد و بالاخره تونست بهد چند هفته یه استیکر بوسه بفرسته براش
    در این حد دختره جدی بود.خلاصه ارتباط تلگرامی کمی بیشتر شده بود ولی دختر راضی نشد تا ملاقات حضوری بزارن
    اینم بگم پدر سیامک دوساله فوت کرده.
    خلاصه سیامک یه روز به مادرش میگه که قضیه چیه و میخاد با دختر حرف بزنه اگه شنا بیلید شاید مت تونستم مخ دخترو بزنم.خلاصه مادر سیامک به دختر زنگ میزنه و میخاد که باهم یه قراری بزارن.خلاصه روز موعود رسید.تا اینجای داستان داشته باشید.در کاشان دشتهای بسیار بزرگی در قسمت حسن اباد کاشان هست که گیاه نعنا کشت میکنن که حدودو یک متر تا یک ونیم متر رشد داره ویک منظره بی نظیره
    به سیامک گفتم هدفت از قرار چیه
    واقعا برا ازدواج میخای یا میخای حال کنی.
    گفت واقعیتش هم دوستش دارم هم میخام بکنمش.اینم بگم دختر اهل کرمانشاه بود
    ولی تفاوت فرهنگی ومسافت راه به قول مادرم دردسر میشه بدای ادامه راه.
    پس تصمیم به این شد که من با دختره یه حالی بکنم .حالا اصل قضیه اینکه خود دختر که سخت
    مادرم هست چیکار کنم
    به سیامک گفتم سه تا ابمیوه بگیر وداخل دوتاش قرص ویگرا حل کن یدونم جدا برا مادرت بگیر اون دوتا رو خودتون بخورید بعد به هوای گردش برید دشتای حسن اباد هم قسنگه هم میشه بین اونا تو مستی کاری از پیش ببری.خلاصه طبق نقشه قرار همین شد سیامک سه تا ابمیوه وکلوچه گرفت ودوتاشو تقویتی زد وخلاصه سه تایی راه افتادن
    اما شانس سوخته سیامک اونجا بود که وقت تعارف اب میوه ها ماشین از سرعت گیر رد میشه وهمه ایمیوه ها قاطی میشه واز قضا دوتا ابمیوه تقویت شده به سیامک و مادرش میفته?خلاصه ابمیوه رو میخورن بعد نیم ساعت دیگه تاثیر خودشو میزاره
    خلاصه میرسن دم دشت نعنا واز مادر اجازه میگیرن تا برن صحبت کنن.دم باغ کشاورز رو میبینن واز کشاورز اجازه میگیرن وارد دشت میشن.ولی دل غافل.سیامک حشری ودخترم ریلکس هر کاری میکنه حریف دختر نمیشه تنها کاری که میکنه میتونه بزور بغلش کنه.خلاصه با جنگ ودعوا در حال برگشتن هستن که دختر با هزارتا فحش به سیامک ازش جدا میشه سیامک ناراحت ولی مست در حال برگشتن به سمت ماشینه .نزدیکه ماشین که میشه میبینه صدای اه وناله میاد نزدیک که میشه میبینه ای دل غافل کشاورز مهربون از عقب انچنان کسی از مادر مستش میکنه که نگو.سیامک میخاد بره جلو که خجالت میکشه ویاد قرص ومستی مادرو بی پدری میفته.خلاصه یه جق خوشگل میزنه وابشو میاره واز اینجا تلنگر سکس با مامانی تو سرش میاد.وقتی بر میگردن خونه تو مسیر مادر از دختر میپرسه که چیکار کردین واینا
    سیامک میگه من که هیچی ودخترم قهر کرد و رفت .البته به شما که بد نگذشت وچشای مادر چهارتا شد.خلاصه زمان میگزره......
    وداستان ادامه داره
    همینو بگم که سیامک موفق به تصاحب مادر شد.یه کوچولو از داستانش رو برام گفته.کاملشو براتون اگه دوست داشتید میفرستم
    ضمنا داستان کاملا واقعیه
    براهمین اسم خودمو نگفتم واسم سیامکم واقعی نیست ودخترم از کرمانشاه نبود
    امیدوارم لذت برده باشید


    نوشته: جووووون

  • 5

  • 21




  • نظرات:
    •   Armitaarman
    • 7 ماه،1 هفته
      • 1

    • اولا داستانت کاملا تخیلی و شبیه فیلم هندی بود


      دوما


      مادر حرمت داره بی ناموس


    •   sinema
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی باحال بود دمت گرم


    •   shagholoom
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوووب داستان خودتو به اسم سیامک گفتیا خووووب خخخخ


    •   shahx-1
    • 7 ماه،1 هفته
      • 1

    • قرص ویاگرا؟؟ به دختر بدی؟؟ بعد ویاگرا بخورن مست میشن؟؟ جل الجالق!!! واقعا چی میزنین شماها!! (dash)


    •   مهدی ایتالی
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • ویاگرا بخورن مست شن،چند سالته عمویی (dash)


    •   آپو
    • 7 ماه،1 هفته
      • 1

    • از ترس و عصه غصه مسئولین دولت میای شهوانی.~
      دیگه دستهای غیبی میان تو خیابان اعتراض و مبارزه میکنند.
      از ماست که بر ماست.
      خلایق هر آنچه را که لایق


    •   Hamidarakii
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • ویاگرا هیچ تاتیری روی زن نداره. واسه مرد هم فقط جریان خون رو بالا میبره. اون مامانه اینکاره بوده خودش. دختره هم سالم بوده. لطفا جندهه بازی کنین جندهه سازی نکنین. بزارین سالما سالم بمونن


    •   Arsene lupin
    • 7 ماه،1 هفته
      • 1

    • اسم خودمو نگفتم اسم سیامکم واقعی نیست دختره کرمانشاهی نبود!!!کون بچه فلسطینی سنگ به دست الانم داری به ریش ماها میخندی اره؟
      دیوث هی دانشگاه دانشگاه نکن و افه کارمندی نیا فوقش ابدارچی پیام نور ممه سنی هستی دیگه


    •   m...h...a...
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • اولین کاری که کردم برات دیسلایک زدم کونی...با این داستان زشتت...همه ام فهمیدن دانشگاه کاشون کار می کنی..کیر تمام کشاورزای حسن آباد تو کون خودت و رفیقت و مادرش....


    •   Amoohashar@@_431
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • دستت درد نکنه
      کیرم تو کونت


    •   setarejon
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • والا ما هم کاشونی هستیم اولا دور و بر زمین های کشاورزی حسن آباد پیدات بشه نمیگم چکارت میکنن دوما نعنا و ۱.۵ متر ارتفاع ؟؟؟
      بی خیال برادر


    •   پیمان راننده کامیون همیشه وهمه
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟خب اخه کون ده لاشی پس مگه کرمانشاهی داغت کرده که اسم اوردی وفکر کنم اینها مربوط به خودت بود وکسی هم که مادرت را ترتیب دادش کرمانشاهی بوده ??


    •   ehsan balae
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • محال است،جقی جقتو بزن مجلوق


    •   ملكه_قلابي٢
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • چي ميزني گوساله؟؟!!


      صنعتي رو با سنتي نزن


      احمق!!!
      وياگرا واس دير ارضا شدنه چ ربطي ب مستي داره گوساله!!!


    •   ملكه_قلابي٢
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • واي الان دوباره يادم اومد!!! اخه بيشعور نعناع ١/٥ متره!!!!


      آخه الاغ حتي جنده ترين مادر ب ي دختر سالم زنگ نميزنه ك بريم بيرون بعد برن دشت نعناع ١/٥ متري ،،تو ماشين كلوچه و ابميوه كوفت كنن!!!
      اخه الاغ
      هيچ مادري حتي جنده ترين مادر از دختره نميپرسه شما رفتيد تو نعناعها چي كار كرديد!!! ؟؟؟بعدشم پسره بگه من ك هيچي!!تو لاس وگاس هم والدين نقش والدين رو دارن نه كار چاق كن !!


    •   Alouche
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • خودت بگو چی بهت بگمممم !!!!


    •   haamed khan
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • جوری میگه وایگرا انگار معجزس ریدم به کسی که با وایگرا از خود بیخود بشه


    •   shahvanii139797
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • پدر مادرتو گایدم که نیم ساعت زیر پدرت طاقت آورد تا تو بیناموس به دنیا بیای و هوس کنی بکنیش ...


    •   amirmahtab
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • ینی کس خلی از این بیشتر ندیده بودم. این چه جفنگیاتیه که به ذهن تخمی و جغولتون میرسه. انگار یه بچه کلاس اول ابتدائی انشا نوشته! آخه کس مغز از کی تا حالا ویگرا باعث مستی میشه؟ اونم وسط مزرعه ی نعنا
      کیر خر تو کون بابای مُرده ات که مامان جنده تو ول کرد و مُرد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو