داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

ژینوس🤔

1399/06/25

بعضی چیزا اصلاً تقصیر تو نیست،ولی گردن تو میفته،این ولی و اما گند می زنه به همه چیز؛ داستان از نگاه های ریزی شروع شد که حرف توش بود شاید،شایدم نه!!!من ساده…
دوست دختر،اصلا فکرشم نمی کردم یه جورایی تو حال و هواش نبودم،پاییز بود و یه دنیای دیگه!چند وقتی بود عادت کرده بودم صبحا زود واسه درس خوندن برم یکی از کتاب خانه های شهر و کلا عادت ندارم از خیابون رد شم تا جایی که امکان داشته باشه از کوچه عبور می کنم.
حول و هوش ساعت ۷:۳۰ بود از خونه بیرون اومدم مثل هر روز دیگه به سمت کتاب خانه حرکت کردم داشتم راه می رفتم صدایی شنیدم برگشتم؛خدایا این دختر کجا دیدم اممم آهان تو حیاط کتاب خانه(سلام خوبی…سلام مرسی ممنون شما خوبید…مرسی…کتاب خانه میرید…بله،بله کتاب خانه میرم…اشکالی که نداره همراه شما بیام آخه تنهایی دیرتر میرسم!!!نه اشکال نداره)تا جایی که یادم می یاد تا وقتی که رسیدم فقط صدای قدم هامو میشنیدم واسه یه لحضه هم توجه نکردم به صورتش حتی تو حرف زدنم!همه ش احساس می کردم تا وقتی رسیدم یه نگاهی رومه!(ببخشید مزاحم شدم…خواهش میکنم این حرفا چیه…خوب تا بعداً…تا بعداً)تابعدا چی…
سه چهار ماهی گذشت هر روز آشناییمون بیشتر می شد
از نظر من یه دوستی ساده کتاب خونه ای ولی از نظر او…
آوایل بهمن بود هوا سرد بود اما خشک،از کتاب خانه پایین آمدم،سیگارمو روشن کردم یه پوک عمیق و یه صدای آشنا
(سلام خوبی چیکار می کنی…سلام خوبی اومدم سیگار بکشم…کتابام جا مونده میشه کمکم کنی بریم باهم بیاریم؟
…آخه اشکال ندارد باهم بریم؟!!!..نه بابا پدر سر کاره مادرمم پیش مادر بزرگه یکم ناخوش احواله،داداشمم که با مادرمه…‌‌…خوب اگه اینطوریه بسیار خوب بریم فوری برگردیم)
اصلا و ابدا تو فکر هیچی نبودم اونم در این حد دیگه!!رسیدیم؛گفت:بیا تو خجالت نکش ما که تعارف نداریم،اینجا چقدر گرمه نه به این سرما بیرون و گرمای اینجا حوصله این روسری و پالتو رو ندارم خیلی گرمه تو هم کت تو دربیار خجالت نکش.
تا حالا این چنین نشده بودم جوری شدم وقتی بدن شو دیدم
حس عجیبی بود و غریب،خیلی غریب روش قفل شدم دست خودم نبود اصلاً،انگار یه چیزی ول کن نبود و می گفت حسش کن لمسش کن!فهمید خیلی زود فهمید از اولم همینو می خواست چون خیلی خیلی تابلو نگاه می کردم
من:دست شویی کجاست؟اون: سمته راه رو در جلویی
سریع رفتم دست شویی یکم آب به سرو صورتم زدم تا حالم خوب شه هیچ وقت این جوری تو کما نرفته بودم!!!بر گشتم تو پذیرایی و کاملا لباساشو عوض کرده بود خیلی عادی جلوه می داد(مگه قرار نبود زود بیایم کتابارو برداریمو بریم…چرا عجله می کنی بذار یکم استراحت کنیم و چایی بخوریم امروز خیلی خسته شدم همش نیم ساعتم دیگه می ریم…میشه
لطفاً عجله کنی)تا حرفمو تموم کردم اومد سمتم،چشامو بازو بسته کردم روبه روم بود فیس تو فیس نفس کشیدنش می خورد تو صورتم!یه نفس عمیق کشیدم خیلی عمیق انگار یه چیزی قرار بود اتفاق بیفته،در گوشم گفت دوست دارم.
من هیچی قفل قفل
لبشو گذاشت رو لبم دست خودم نبود انگار دوست داشتم یعنی واقعا دوست داشتم ولی قفل بودم منگ بودم که داره چه اتفاقی می افته،با دو دستش محکم صورتمو گرفته بود و لبامو می خورد منم کم کم شروع کردم به خوردن لباش؛خودم نبودم خود واقعیم نبودم یه نفره دیگه بودم!دستامو گرفت گذاشت رو سینه هاش گفت دوست داری با سر جواب دادم اره لباسش و در آورد سوتینش و باز کرد گفت بادستات بگیرش بی اختیار به حرفش گوش کردم ممه هاشو گرفتم
وایی مگه داریم مگه میشه!!این بشر اینقدر لذت بخش باشه
شروع کردم به خوردن ممه هاش با دستاش سرمو نوازش می کرد و دستش و توی موی سرم بازی می داد،تو لذت خاصی بودم اون لحضه؛آه خیلی ریزی به گوشم می رسید که باعث می شد که خیلی تحریک شم کیرم تماما راست شده بود و داشت منفجر می شد گفت رو مبل بشین منم مثل یه ربات فقط گوش می دادمو انجام می دادم،شلوارمو کشید پایین شروع کرد به خوردن کیرم از بالا تا پایین با زبان لیس می زد داشتم نهایت لذت عمر و زندگی مو تجربه می کردم تمام کیرم خیس شده بو و داشت با ولع عجیبی کیرمو می خورد،داشت کم کم جوری می شدم حالم خراب می شد!فهمید رفت و سریع با یه کاندم و ژل که تو دستش بود برگشت،گفت روی مبل دراز شو منم بی چون و چرا دراز شدم کاندم و گذاشت روی کیرم و ژل و روش مالید و حسابی سوراخ کون خودش و هم مالید اومد روی کیرم بشینه آروم آروم وقتی سر کیرم داخلش رفت داشتم منفجر کشیدم خودمم مثل آون شروع کردم به آه و ناله!فقط سرش رفته بود که یواش یواش تمام روش نشست داشتم از لذت منفجر می شدم تمام بدنم خیس عرق شده بود شروع کرد به بالا و پایین آمدن داشت حرکتش و تند تر می کرد منم کمرم و بالا و پایین می کردم تمام فضا صداش سکسی بود!!!داشت آبم می اومد پا هاشو گرفتم نذاشتم رو کیرم بالا بره که تمام روش نشده بود و آبم اومد وایی تو اوج لذت و هیجان بودم چند دقیقه ای تو همین حالت بودیم و از رو کیرم بلند شد، گفت دوست داشتی فقط با سر جواب دادم اره،همه چیز تمام شد تمیز کاری هم تمام شد،کتابی در کار نبود تا بیاریم من مونده ام و یک احساس گناه بزرگ&
پایان.

نوشته: زانی…


👍 1
👎 9
5500 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

916910
2020-09-15 00:03:39 +0430 +0430

تو از اونایی که موقع کردن کیر تو کصت قفل میکنی!

2 ❤️

916911
2020-09-15 00:06:15 +0430 +0430

میخواسته بده دیگه

1 ❤️

916919
2020-09-15 00:10:33 +0430 +0430

پوک؟
لحضه؟
حول و هوش؟
زانی یعنی زناکار؟
نشد ادامه بدم تا رسیدم به پوک. قطعا کله ت رو گفتی!
تنهایی دیرتر می رسم؟ یعنی چی؟
ریدم تو تمام غلطات شاشو/دماغو/دروغگو

3 ❤️

916930
2020-09-15 00:18:02 +0430 +0430

تنهایی دیرتر می رسم؟؟
فقط یه حالت داره…اسب یا یابوی باشی و سوارت بشه…

6 ❤️

916942
2020-09-15 00:26:58 +0430 +0430

اینم ثمره ی ازدیاد نویسندگان تو سایت

2 ❤️

916950
2020-09-15 00:33:14 +0430 +0430

حسش کن لمسش کن ،بشین روش غرقش کن 😀 فرتی لخت شد گفت دوست دارم ننویس عزیزم میخوای داستان بنویسی جوری باشه که باور پذیر باشه.

2 ❤️

916955
2020-09-15 00:44:22 +0430 +0430

نوشته:کانی…

1 ❤️

917002
2020-09-15 03:11:00 +0430 +0430

جل الخالق دختر ها به همین سرعت کون میدن؟

0 ❤️

917008
2020-09-15 04:12:19 +0430 +0430

چه کسی گفتی
چه کسی خوندیم‌
خایه خورهای داستان نویس
بجای داستان کوچه تونو یه اب جارو میزدی

0 ❤️

917046
2020-09-15 09:56:28 +0430 +0430

کص مشنگ

0 ❤️

917048
2020-09-15 10:05:47 +0430 +0430

گاری بودی که اگر سوارت نمیشد دیر میرسید؟؟ از کجاتون در میارین این کسشعرارو!!

پی نوشت: ناژو بعد از آقا مهدی چشمم به شما روشن!! فکر کنم مغز منو هک کردن سورس کدشو گذاشتن رو سایت!!

2 ❤️

917104
2020-09-15 18:05:13 +0430 +0430

ژینوس اسم یه رمان دهه ۷۰ بود فک کنم خوندم
چقدر باحال بود اون دوران هر چی میخوندیم خیال میکردیم ته کتاب نگو یه مشت …

0 ❤️

917115
2020-09-15 20:01:01 +0430 +0430

وایی خدا با کیا شدیم 80 میلیون
فقط یه جمله مونده بود بگی (اون اصرار می‌کرد منو بکن ولی من نمیکردم )

0 ❤️

917123
2020-09-15 20:50:38 +0430 +0430

گوزو. می گما چطوری میشه تنهایی دیر رسید اما اگه دو نفر باشی زودتر می رسی؟! بعدش به بقیه اراجیف هات کاری ندارم،فقط بگو چطوری با تو زود می رسید؟! یا قاطری که به ارابه بستنت یا خر که چهار نعل می تازه! بس کن گوزو

0 ❤️

917344
2020-09-16 12:12:16 +0430 +0430

خب چی داشتیم اینجا…؟؟؟!!!

طرف اول صبح از تو خیابون ورداشت بردت خونه، خودش خوابوندت، کاندوم کشید روت، چربت هم کرد خیلی راحت هم نشست روت…

فک کنم دیلدویی، هویجی خیاری چیزی باشی از نوع سخنگو…

هرچی هستی آدم نمی تونی باشی…😄😄😄😄😄

1 ❤️

917418
2020-09-16 22:57:37 +0430 +0430

مگه میشه؟؟ مگه داریم؟؟ خواب دیدی خیر باشه

0 ❤️







Top Bottom