کارخانه گچ

    1398/2/20

    من اگر روزی بتونم چیزی رو در ایران تغییر بدهم صد در صد این طرز تفکر غلطی هست که در خیلی جاها دیده میشه ...
    این طرز تفکر که اگر پسری خوشگله کونیه و باید کردش ...
    میخوام فاجعه ای رو براتون تعریف کنم که میتونم بگم بر این اساس که واقعیت هست برای هیچ کسی حداقل تو این سایت در این حد اتفاق نیوفتاده.
    اسمم یوسف، سن الان 19 سالم و یه پسری هستم بسیار خوشگل، ولی متاسفانه این خوشگلی من به گونه ای هست که انگار حتی مردی که علاقه به همجنس گرایی نداشته باشه، با دیدن من یه این فکر میوفته که همجنس گرایی و برای یک بار هم که شده امتحان کنه ...
    تا سن 16 سالگی بسیار محتاط بودم و دم به تله نمیدادم و با اینکه تو مدرسه محله و مکان های عمومی خیلی اذیت میشدم ولی اتفاقی برام نیوفتاده بود و کسی نتونسته بود منو بکنه ...
    تو 16 سالگی یه غروری تو سرم بود که من هم میتونم تو این جامعه راحت زندگی کنم و نباید سخت بگیرم که چرا همه دوست دارن از من لذت ببرن ...
    که البته به حرف خیلی راحته ولی وقتی پسر باشی و ببینی با پسر بودنت کیر بقیه برات راست میشه تو افکارت له و لورده میشی و باعث انزجار میشه زیباییات.
    با یه پسری توی محلمون دوست شدم که هم سنم بود و هیکلی و با معرفت، 16 سالم بود که با این دوست شدم و سه ماهی از دوستیمون میگذشت ...
    یروز تو گیم نت نشسته بودیم با میلاد (همین دوستم) و سه تا موتوری امدن و میلاد رفت دم در و شروع کرد باهاشون صحبت کردن ولی مشخص بود محور حدیث روی من هست.
    و در آخر یکی از موتور هارو در اختیار میلاد گذاشتن و رفتن.
    میلاد امد تو گیم نت و بعد از نیم ساعت با بهونه تراشی گفت بیا موتور دارم بریم بچرخیم.
    منم عاشق موتور بودم و قبول کردم و رفتیم.
    پنج دقیقه تو شهر چرخیدیم و گوشی میلاد زنگ خورد و من فقط میشندیم میگفت باشه باشه باشه باشه !
    میلاد به طرف خارج شهر حرکت کرد و من فکرشو نمیکردم که میلاد بخواد به من خیانت کنه !
    رفت تو یه جاده ی خاکی و افتادیم تو یه خیابون دیگه که من نمیشناختمش ...
    که جلوی درب یه کارخونه گچ سازی وایساد و یکی از اون موتوریا که دم در گیم نت بود در و باز کرد میلاد داشت با موتور وارد میشد من پیاده شدم و گفتم من نمیام تو ...
    اون پسره که 30 سال سن داشت گفت بیا تو نترس دایی.
    من گفتم راحتم آقا نمیام، یه لحظه پاشو گذاشت بیرون از در و با دستش سریع منو گرفت و کشید تو ...
    همینطور که داشت منو بطرف داخل میبرد، با صحنه ای مواجه شدم که فقط دنبال معجزه بودم ...
    16 نفر !!! 16 نفر !!!! 16 نفر از 17 ساله تا 30 ساله نشسته بودن و همگی منتظره ??? "من" .
    منو بردن تو اتاق آخری ... چاقو گرفتن جلوم و گفتن لخت شو ... یه پسری بودم بینشون که مثل الماس میدرخشیدم زیبایی در مقابل زشتی قرار گرفته بود ....
    با چاقو کم کم امد جلو و من مجبور شدم همه ی لباسام و بکنم ... در حالی که لخت بودم دستم و گرفتم جلوی دولم و خجالت کشیده بودم، که داشتن میگفتن کی اول بیاد بکنه.
    یکی از افرادی که اونجا بود و ادعا میکرد کیرش خیلی گنده هست، گفت من میرم تقشو میزنم ! (یعنی نفر اول بازش میکنم).
    که قشنگ گشاد بشه بعد همه میکنیم.
    خودش امد به طرفم تقریبا 30 سالش بود امد به طرفم در اتاق و بست، لباساش بوی گوسفند میداد دستم و گرفت در حالی که من لخت بودم سریع مثل گوسفند منو زد زمین و خوابید روم، گفتم اقا تتتتروخدا با من اینجوری نکنید، من سیدم، ترو حضرت زهرا، گفت سیدی که سیدی ... مگه کون نداری ...
    من داشتم اشک میریختم که بدون هیچ رحمی بدون هیچ جوانردانگی کیرش و ککککامل کرد تو کونم و حس کردم سوراخ کونم پپپپاره شد، شروووع کردم به گریه و زاری و ججججیغ از درد .... ولی هیچکس نبود کمک کنه ...بعد از پنج دقیقه که آبش امد دیگه دو سه تایی امدن تو اتاق و لخت شدن .... من ههههنوووززززز. درد داشتم ... داشتم گریه و التماس میککککردم که تمومش کنن ولی هر سه تاشون با وجود درد و خونریزی من امدن و منو کامل کردن ولی هیچکسسسس نبود ببینه چه دردی دارم میکشم


    نوشته: یوسف

  • 1

  • 18




  • نظرات:
    •   Sexgayfucking
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم ی پ پ


    •   amir81709792
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • تو یه آشغالی که با این چرت و پرت جور کردنات خواستی 2تا لایک بگیری.
      آبتم ک زود اومد و داستانت تموم شد


    •   Quf_x
    • 2 ماه،1 هفته
      • 4

    • تو که کونتو دادی میگفتی داورای گینس واسه ثبت رکورد بیان حداقل ‎:-D‎‏


    •   Erfan1981w
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • یوسف؟ یوسف نبی؟


    •   Erfan1981w
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • هم خوشگلی هم میخوای همه چیزو عوض کنی با یوزارسیف چه نسبتی داری؟‌


    •   ronin555
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • بادست دادی با پا پس کشیدی...!!!


    •   Phantomf5
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • متاسفم


    •   Phantomf5
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • متاسفم


    •   Hamid397
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • متاسفم
      سكس يه حس دو طرفس


    •   Taabad
    • 2 ماه،1 هفته
      • 3

    • اونجا کارخانه گچ نبودومعبدآمون بود...اون ۱۶نفرهم کاهنان معبدبودن که ازیوسف دل پری داشتن...اون نفراولی که کردت خود جناب آنخ ماهوبود....دومی کیمونی کاهن وسومی هم آپوکی بود...اون دوستت هم که بهت خیانت کرد ایناروس بیناموس بود...کسخول چی میگی؟؟فازت چیه؟خودحضرت یوسف هم اندازه توخوشگل نبوداینجوری که تومیگی


    •   m...h...a...
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • بازهم ترویج سکس خشن و بدون کاندوم در شهوانی...این داستان هم مثل خیلی دیگه از داستان ها متاسفانه فیک بود یا حدااقل توی خیلی از مواردoverratedشده بود..دیسلایک خوردی گلم


    •   sadeqqq9525
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • اقا اینایی که میرن.خفت میشن خودشون از قبل میدونن کجاها نرن خخخ


    •   Zhazha
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • جوانردانگی چیه؟ سیدی؟ از فارسی نوشتنت معلومه عربی.


    •   loverider
    • 2 ماه
      • 0

    • فیلم هندی زیاد میبینی داش؟داستانت کاملا معلوم بود الکیه ۱۶ نفر چرا باید تورو بکنن حداقل میگفتی یکی نه دوتا نه اصلا سه تا چرا ۱۶ تا


    •   Kooonetopoli
    • 2 ماه
      • 0

    • پسری هستم بسیار خوشگل !!!!
      خیلی داستانت احمقانه بود !


    •   iman.shahvanii
    • 2 ماه
      • 0

    • ديسلايك


    •   Rainboy99
    • 2 ماه
      • 0

    • فقط جواب یارو خب سیدی که سیدی مگه کون نداری


    •   Mr.poori
    • 2 ماه
      • 0

    • واقعا متاسفم.کیری از تجاوز هیچی نیس.ادم حروم زاده فقط میتونه اینکارو بکنه.بازم متاسف شدم واست


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو