کارهای کثیف منو حسام

    سلام
    من حسین هستم و رفیق صمیمی من هم حسام هست
    این داستان مربوط میشه به ما دوتا
    من و حسام توی راهنمایی با هم اشنا شدیم و بعد گذشت یه سال از حس های هم دیگه با خبر شدیم
    من و حسام عاشق کثیف کاری بودیم
    من دوس داشتم عن و شاش بخورم یا پا بلیسم از طرفی حسام دوس داشت که برینه یا بشاشه دهن یکی دیگه
    خلاصه ما با هم حسابی صمیمی شده بودیم و انقدر با هم گرم بودیم و حسمونو خوب فهمیده بودیم که دیگه این کارامونو حتی تو کلاس هم انجام میدادیم
    مثلا وقتی تو کلاس بودیم یهو حسام انگشت میکرد توی بینیش و محتویاتشو درمیاورد و جوری که بچه های کلاس یا معلم نبینه انگشتشو میکرد توی دهنم و منم با اشتیاق میخوردم
    یا بعضی اوقات توی کلاس کفشاشو درمیاورد و منم میرفتم زیر میز داخلشو بو میکردم
    یا مثلا وقتی که تو کلاس بودیم جورابشو درمیاورد و میزاشت توی دهنم (چون همیشه جوراب کالج میپوشید و جوراب کالج هم چون کوچیکه راحت توی دهن جا میشه)
    منم یه زنگ کامل جورابشو تو دهنم میک میزدم و مزه شوریه پاهای نازش تو دهنم حس میشد و دهنم شور میشد چون جوراب کوچیک بود لپام پف نمیکرد که کسی متوجه شه بعدشم که زنگ میخورد جورابارو از دهنم در میاوردم و اونم جورابارو میپوشید و میرفتیم حیاط زنگ تفریح


    دیگه کم کم این حس بیشتر شد و منم عاشق حسام شده بودم
    دیگه جوری شده بود که زنگ ورزش دوتایی یواشکی میرفتیم تو دستشویی من مینشستم رو پاهام و اونم وایمیستاد و کیرشو میزاشت تو دهنم و یواش میشاشید جوری که صدا نخوره و بچه ها نشنون منم همشو میخوردم
    یه مدت گذشت و بعدش به حسام گفتم اگه میتونی خونه رو خالی کن تا بریم حال کنیم با هم اونم قبول کرد
    بعد چند روز زنگ زد که بیا خونه خالیه
    منم رفتم از خونه ما تا خونه حسام اینا 15 دیقه زمان بود
    رسیدم و سلام و احوالپرسی کردیم و رفتم نشستم حسام گفت که راحت باش امروز میخواییم حال کنیم پدر و مادرم رفتن مهمونی و تا اخر شب هم نمیان
    منم خیالم راحت شد
    بعد چند دیقه حسام زنگ زد و دوتا پیتزا برامون اوردن
    شروع کردیم به خوردن که یهو حسام بهم گفت من برم زیر میز بخورم بعد من رفتم و اونم جفت پاهاشو گذاشت تو پیتزا و شروع کرد له کردن پیتزا با پاهاش منم خوردم پیتزارو و تموم شد برای خودش نوشابه سفارش داده بود ولی برای من نه بعد توی همون لیوانی که نوشابشو خورده بود همون لیوانو اورد زیر میز کیرشو دراورد و شاشید تو لیوان و گفت بیا حسین نوش جونت نوشابه زرد منو بخور جیگرت حال بیاد


    یکی دو ساعتی گذشت و توی این مدت من چند بار پاهاشو لیس زدم بعد حسام گفت که دستشویی داره ولی این بار مدفوعه نه شاش
    بعد گفت که بخوابم وسط اتاق و ازم خواهش کرد که همشو بخورم چون اگه میریخت روی فرش ما بگا میرفتیم و پدر و مادرش احتمال داشت بعدا متوجه شن
    بعد من خوابیدم و دهنمو باز کردم که حسام اومد بالای صورتم نشست انگار که اومده بود دستشویی بعدش گفت دهنتو قشنگ بزار زیر سوراخم منم این کارو کردم


    اولین زور رو زد و یه تیکه ریخت توی دهنم عنش کاملا قهوه ای بود و خوشرنگ بود اصلا بو هم نمیداد ولی یه مزه خاصی میداد که نمیشه گفت
    منم شروع کردم به جوییدن عنش چند باراین کارو تکرار کرد تا عنش تموم شد بعدش بهم گفت که سوراخ کونشو لیس بزنم تا عنی که بهش چسبیده پاک بشه و منم انجام دادم


    بعدش گفت که حشرش زده بالا میخواد جق بزنه که منم گفتم نمیخواد برو روی تخت بخواب اونم خوابید و من رفتم و شلوار و شورتشو دراوردم و کیرش که خواب بود خیلی باحال بود کوچولو بود و با مزه وقتی هم که بیدار میشد یه کیر 17 سانتی بود که خیلی هم باریک بود
    اندازه کیرشو قبلا میدونستم چون توی کلاس کیرشو دراورد منم خط کش گذاشتم کیرشو اندازه گرفتم


    بعد کیرشو کردم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن موقعی که داشتم ساک میزدم حسام همش روی سرم دست میکشید یا اروم موهامو میکشید و همین به من لت میداد چند دیقه ای ساک زدم بعد دیدم حسام سرمو به سمت کیرش فشار داد و کل آب کیرش جاری شد تو دهنم منم همشو خوردم بعدش روش خوابیدم و شروع کردم به خوردن لبهاش و بعد از چند دیقه که لباشو خوردم بهم گفت که دماغشو بخورم منم دماغشو کردم تو دهنم و زبونمو توی دماغش فرو میکردم و کلی حال میکرد


    بعد چند دیقه گفت که عرق کرده و گرمشه بعد دستشو داد بالا و گفت زیر بغلمو فوت کن عرقش خشک شه منم نگاه کردم دیدم اصلا مو نداشت خوشم اومد شروع کردم لیس زدن زیر بغلش که دیدم داره میخنده زیر بغلاشو کامل لیس زدم و بعد گفت که خوابش میاد


    گرفت خوابید منم همونجوری پاهاشو لیس زدم دو سه ساعتی داشتم لیس میزدم که دیدم از خواب بیدار شد و رفتیم یه چیزی خوردیم و بعدش من رفتم خونه


    بعد این ماجرا ده ها بار دیگه باهم از این کارا کردیم و کلی هم کیف داد.


    نوشته: حسین 007

  • 9

  • 46




  • نظرات:
    •   hamid30gari
    • 4 هفته،1 روز
      • 16

    • از اونجایی که نه فتیش میخونم نه گی.
      بجای نظر دادن درباره ی داستان تولد خودم و سعید تبریزی عزیز رو به همه ی هوادار هام تبریک میگم (biggrin)


    •   Mahdi076
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • خاک تو سرت
      فقط همین


    •   Kosdat
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • ببین دیگه ننویس خار کسده چطو کیرشو کرد تو دهن عنی (sick)


    •   Parniyan.queen
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • خیلی بی ارزشی...
      خدافظ :)


    •   noname1990noname1990
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • اه اه
      فقط میتونم بگم که خیلی کثافتی


    •   کفتارپیر
    • 4 هفته،1 روز
      • 4

    • ریدم تو اون ذهنت بچه کونیه حال بهم زن


    •   lovely_grl
    • 4 هفته،1 روز
      • 5

    • کیرشهف رو میشناسی؟؟؟ ی دانشمنده اومدم بگم سه کلمه ی اول اسمش تو ماتحتت حالمو ب هم زدی


    •   شواليه-ايران
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • نظرات رو فقط خوندم حميد و سعيد مبارك باشه،فقط از نظرات خوندم تصوير ذهنم برفكي شد


    •   Clay0098
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • بر خلاف بقیه به گرایش جنسیت احترام میزارم من لایک اول رو میدم چون داستان نو بود و شهامت داشتی
      حداقل از فانتزیت دفاع کردی و اوتد به تصویر کشیدی
      پس لایک اول تقدیم شما


    •   Alibaba88
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • سگ تو روحت


      حالمـون رو بهم زدی


      تو دیگه چه جور جـونوری هستی؟؟


      خاک تمام سیاره های منظومه ی شمسی توی کله ی پوکت


    •   بچه-ای-خوب
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • دوست عزیز hamid30gari داستان بدی رو برای تبریک تولد خودت و آقا سعید رو انتخاب کردی!
      هرکس این داستان رو بخونه انقدر حالش بد میشه که دیگه حالی برای خوندن کامنتا براش نمیمونه!!!


    •   Farzinx57
    • 4 هفته،1 روز
      • 2

    • فاضلاب كل خاورميانه مخصوصا قسمت غربش توي حلقت احمق


    •   Koushan
    • 4 هفته،1 روز
      • 1

    • Agha bezar in badbakht harchi mikhad bege zendegi khodeshe alaki khodeton ro narahat nakonid


    •   آرشام.آریایی
    • 4 هفته،1 روز
      • 3

    • عنش مزه کباب نمیداد احیانا؟ خدایی حیف نیست یه زن نه ماه اذیت بشه که یکی مثل توروبزاد؟بجاش یکم زوربزنه برینه هم به نفع خودش وجامعه ی بشری میشه یه معامله ی برد برد


    •   saman.3
    • 4 هفته
      • 1

    • کسخل رویایی


    •   Mamali5654
    • 4 هفته
      • 5

    • من چند ساله ک میام توی این سایت ولی عضو نبودم ولی الان ب خاطر داستان تو رفتم عضو شدم ک بیام اینجا بگم ینی خااااعک تو سر جفتتون با این داستانت...


    •   m...h...a...
    • 4 هفته
      • 4

    • ببین در اولین فرصت برو روانپزشک...این داستانتم فقط اولاشو خوندم...در ضمن ابله کثافت چرا برچسب گی میزنی؟بابا ایها الناس من خودمو گاییدم که این کسشعرا رو به ما وصل نکنید..خیلی اذیت میشم این جور چیزارو می بینم تو شهوانی..دیسلایک


    •   Mr.BiSexual
    • 4 هفته
      • 2


    • شما احتمال زیاد به دلیل کم خونی که داری وقتی حشرت میزنه بالا خون زیادی توی دودولت جمع میشه و خون کمی به مغز میرسه

      برای همین مغز از بالا به سمت پایین میاد و توی کیرت قرار میگیره

      درواقع عقل شما دیگه بالا قرار نداره، بلکه توی شورتت قرار داره

      و همین امر باعث میشه انقدر احمق بشی که لذت غیر قابل درکت رو به سلامتیت ترجیح بدی


    •   I.gay
    • 4 هفته
      • 1

    • بیا عن منو بخور یبوست هم هستن


    •   yassepid
    • 4 هفته
      • 2

    • تو الان یه عفونت متحرکی?
      کاش اون شب بابات خواب میموند


    •   mr darsi
    • 4 هفته
      • 0

    • یعنی واقعا انقدر درک ی فانتزی و سکس کثیف براتون سخته . من که خیلی دوس دارم و لذت بردم


    •   hamed13828772
    • 4 هفته
      • 0

    • فقط اومدم بگم کیرم دهن اون کسایی که لایک کردن و کیرم دهن اون ادمینی که اینارو میزاره


    •   hunterxxxx
    • 4 هفته
      • 0

    • حالمو بهم زدی اه


    •   behnam32
    • 4 هفته
      • 0

    • بگو یه بارم اسهال کنه دهنت, حتما خوشت میاد (biggrin)


    •   zareh.ehsan
    • 4 هفته
      • 0

    • کیرم تو دهنت کسکش حالمون رو بهم زدی کونی


    •   Amin.76.2020
    • 4 هفته
      • 0

    • حالم بهم خورد فقط خودتون دوتا به درد هم میخورید خدا خوب درو تخترو بهم رسونده


    •   farshad.tysiz
    • 4 هفته
      • 0

    • ینی کیر تو دهنت حالمو بهم زدی اوسکول روانی


    •   mariii_a
    • 4 هفته
      • 1

    • ايش كثيف چرك
      حالم بد شد
      الدنگ اين مزخرفات چيه !!!
      از همين لبايي كه عنشو خورده بودي باهاش ! لب گرفت ازت ! يني عن خودشو خورد عملا
      :/
      ننويس و دور شو فقط
      من موندم اون ٦ نفري كه لايكت كردن كيان فازشون چيه جدا


    •   Tezab2
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • بی ناموس کثیف چرا اخه کصشعر های مغزی تو میدی بیرون تو همون مغز کثیفت نگهش دار لجن گهو کم بخور برا معده ات ضرر دار کونی


    •   Ice_flower
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • مرده شورتو ببرن خب.نکبت.
      فقط تا اونجایی خوندم گوه خور خوبی هستی.


      ادمیییین اینا چیه آپلود میکنی اخه هیچ نگاه میکنی محتوای داستان رو.
      دیسسس


    •   parynazgol
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • از تو کسخلتر هم پیدا میشه با این مغز گهی که داری


    •   جعفرسوسگی
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • گوه خوردی


    •   Arshoosdr
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • اگه واقعا اینجور کارا رو دوست داری
      بیا تلگرام
      Arshoo_sdr


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو