داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کار تو آژانس

1399/04/13

سلام میخوام خاطره ای رو ‌براتون تعریف کنم ک تو آژانس برام اتفاق افتاد.اسمم رامین شهرمون یه شهر کوچیکه اطراف کرج.
یه چندروزی بود که یه خانوم که حدودا 34 سالش میشد بدجوری رفته بود تو مغزم ک مخشو بزنم همسایه روبه رویی آژانس بود. خلاصه من اینو هروز میدیدم تا یروز ساعت حدودا 2بعدازظهر بود ک کسی داخل خیابون نبود منم داشتم دستمال میکشیدم به ماشین که به طور اتفاقی این خانوم از خونه اومد بیرون قبلش یه چند باری باهاش آمار بازی کرده بودم. دلم هوری ریختو مونده بودم چی بگم.آبو بهونه کردمو یه بطری آب ازش خواستم. اونم گفت مگه تو آژانستون آب ندارید گفتم ک قط آبش خلاصه آبو آوردو حین آب گرفتن من شمارو دادم بهش تعجب کرد گفت این چیه گفتم شمارمه من از شما خوشم اومده اگه امکانش هست باهم ارتباط داشته باشیم.
خلاصه شمارمو گرفتو رفت داخل خونه حالا من منتظر بودم ک زنگ بزنه اونروز گذشتو من اومدم خونه آخر شب بود ک نتم روشن بود دیدم تو واتساپ پی ام اومدم منم سریع شیرجه زدم رو گوشی که باهاش پی ام بازی کردم ک خودشو معرفی کردو فهمیدم ک خودشه…
از دوستی ما حدود 20 روز می‌گذشت.من فهمیدم که اونجا خونه مادرش و بخاطر مراقبت از مادرش اونجا میومده خودش تو مهشهر زندگی می‌کرد…
من برا اولین بار با یه زن بیوه آشنا شده بودم بعد از کلی سفره خونه رفتنو بیرون رفتن یروز بهم زنگ زد گفتش میتونی منو تا مهرشهر ببری گفتم چرا نمیتونم. راه افتادیم به سمت خونش حدود 15 دقیقه طول می‌کشید ک برسیم. گفتم واسچی میری خونت گفت میرم لباس بیارم برا خودم منم گفتم باشه رفتیم رسیدم دم خونش ک تعارف کرد گفت بیا بالا اولش گفتم نه برو سریع بیا بریم روم نمیشد اولش که دوسه بارم گفت گفتم باشه رفتم بالا بهم تعارف کرد بشینم تا کاراشو انجام بده. تو خونش قلیون داشت ازش پرسیدم میتونیم قلیون بکشیم ک گفت آره چرا نمیشه خلاصه بهم جای تنباکو ذغالو نشون داد منم ذغالو گذاشتم رو گاز تا بگیره…مشغول قلیون کشیدن بودم ک اون رفته بود دوش بگیره استرس گرفته بود منو بزور داشتم قلیون میکشیدم که دوش گرفتنش تموم شدو از حموم اومد بیرون دید نداشتم اما از بسته شدن آبو در حموم فهمیدم.چند دقیقه گذشت ک یهو از اتاق اومد بیرون چشام چهارتا شد ضربان قلبم شدید شده بود دا‌شت می‌ترکد کیرمم شروع کر به نبض زدن دیدم با یه تاپ و شرت سفید اومد پیشم هنگ کرده بودم جلو خودمو گرفتم اولش اومد نشست پیشم قلیونو دادم بکشه مشغول حرف زدن بودیم ک بهش گفتم ماشالله چقد سفیدی گفت مرسی. گفتم میتونم ببوسمت با چشمک زدن اوکی داد منم بوسش کردم که بوس بعدی رو لبش بود لبم رو لبش قفل کردم و شلنگ قلیونو از دسش گرفتم پرت کردم اونور شروع کردم به لب بازی خوابوندمش رو زمینو رفتم روش خیلی حشری بود تاپشو دادم بالا سینه هاش افتاد بیرون اوفتادم به جون سینه هاش اونم صداش در اومده بود لباشو گاز می‌گرفت. همینجوری رفتم پایین شرتشم در آوردم چشمم اوفتاد به کوسش یه کوس گوشتی ناز یه بوس از بالای کوسش کردم با زبونم افتادم به جون کوسش زبونمو میکشیدم رو کوسش میکردم توش با دستش سرمو فشار میداد رو کوسش آب از کوسش راه اوفتاده بودکیرم داشت منفجر میشد که لباسامو در آوردم که چشش اوفتاد به کیرم آب دهنشو غورت داد گفت چرا انقد گندس گفتم گنده نیس ک خوبه گفت خوبه ولی کلفتو گندس… گرفت دستش که بکنتش تو دهنش ک جا نمیشد تو دهنش بزور برام چند بار جلو عقب کرد ک نتونست که پاهاش دادم بالا کیرمو مالیدم رو کوسش چشاشو میبستو لبشو گاز می‌گرفت انقد مالیدم رو کوسش ک دیونه شده بود میگفت بکن توش منم توف کردم رو کیرمو کردم تو کوس تنگو داغش( من به طور طبیعی نیم ساعت چهل دقیقه ای رو کارم )همینجور ک داشتم کوسشو میکردم خوابیدم روش ک تا ته کیرم روفت تو کوسش خیس خیس کرده بود خودشو داغی کوسش داشت کیرمو می‌سوزند انقد تلمبه زده بودم که پوست زانوم رو فرش رفته بود سینه هاشو کبود کرده بودم. بعد بهش گفتم برگرد روشکم بخواب از پشت بکنم تو کوست برگشت منم کیرمو فرستادم تو کوسش خلی حال میکنم اینجور کوسش مثل غنچه شده بود دیگه داشت آبم میومد. برش گردوندم کیرمو کردم لا سینه هاش جلو عقب کردم تا آبم با فشار ریخت بین سینه هاشو روی گلوش که دستمال آوردم پاکش کردم. تازه سوزش زانوم شروع شده بود باهم دیگه رفتیم دوش گرفتیم یکمم تو حموم انگولگش کردم اما کاری نکردیم دیگه نا نداشتیم اومدیم بیرون لباسامونو پوشیدیم اونم لباساشو برداشتو اومدیم سمت محلمون من دوتا کوچه مونده بود به آژانس پیادش کردمو رفتم یه دوری زدم تا اون برسه خونه بعد من برم ک ضایع نباشه.
ببخشید اگه طولانی شد اگه خوشتون اومد خاطره های بعدیمم براتون مینویسم خیلی ممنو ک وقت گذاشتید

نوشته: رامین


👍 7
👎 14
30826 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

895312
2020-07-03 20:46:16 +0430 +0430

عجب زمونه ای شده. همه راننده اژانسا کس کن قهاری شدن

5 ❤️

895314
2020-07-03 20:46:49 +0430 +0430

حاجی ناموسا من باورت دارم.
ولی خودت باور میکنی چیزی رو که نوشتی؟

4 ❤️

895316
2020-07-03 20:48:08 +0430 +0430

تو که راست میگی. اصلا هم قضیه این نبوده که به اسم زن بیوه کشوندنت خونه خالی، نشوندنت به قلیون کشیدن، بعدا ریختن سرت خفتت کردن و قلیون رو هم از سر پایینیش فرو کردن تو کونت!

ریدی با این سوادت. دیس

7 ❤️

895317
2020-07-03 20:48:13 +0430 +0430

اقا رامین خانومه جنده تشریف داشتن شما دوزاریت نیفتاده
بعدشم اندازه موهای سرت کوس کردم ولی هیچ کدوم داغ و سوزنده نبوده.مطمعنی کس کردی؟؟؟نکنه کردیش توی فلاکس چایی جقی جون


895328
2020-07-03 20:54:45 +0430 +0430
NA

با این اشتیاق که نوشتی بنظر میاد از کور دهاتای اراکی تا حالا کص ندیدی ای راننده آژانس کص کش

5 ❤️

895370
2020-07-03 21:24:52 +0430 +0430

طرف با تاپ و شرت کنارت نشسته تو ازش اجازه گرفتی برای بوس کردنش؟ تا همین جا هم زیادی خوندم. حتما بعدش هم بهش گفتی آیا مقدور هست؟

5 ❤️

895379
2020-07-03 21:41:36 +0430 +0430
NA

پنج سال تو آژانس بودم خر بهم امار نداد ولی با هر کی حرف میزنی هفته ای سه چهارتا میزنن زمین خدایی یعنی من انقد زشتم اعتماد به نفسمو گاییدین

2 ❤️

895437
2020-07-04 01:14:14 +0430 +0430

داداش بوالله اگر نیایین داستان بنویسین هیچکس بهتون نمیگه بی سواد یا اخته هستین . دیگه عزیز جان حدی گفتن یه چیزی بگو بگنجه …هیچ راننده آژانسی تخم کینگ کونگ هم داشته باشه جرات نداره جلو درب آژانس به زن همسایه روبرویی گیر بده و اب بخواد و شماره ام بده !! بازهم برای اطلاع حضرت عالی کس مغز برسونم که هیچ جنده دوزاری حتی مونگولش به راننده تعارف نمیزنه بره بالا …جنده ده شاهی هم جلو یه غریبه تو خونه نمیره حموم که بدتر از اون با شورت بیاد کون اطواری بده… اخریش هم بگم…هیچ کسخلی مثل من هم نمیاد واسه یه جقی کسمغز مثل تو توضیحات بده. دارم دورو برم رو نگاه میندازم که دم دستی چی بچشم میخوره حواله ات بدم …چیزی جز مغار نجاری گیرم نیومد

5 ❤️

895443
2020-07-04 01:45:57 +0430 +0430

به طور اتفاقی از خونه اومد بیرون ؟؟ قبلا بصورت قراردادی میومد بیرون ؟؟ شایدم بصصورت موزون و هماهنگ؟؟

ههههه کس مغز

4 ❤️

895446
2020-07-04 01:51:37 +0430 +0430

کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی

2 ❤️

895459
2020-07-04 03:49:47 +0430 +0430

جدی اگه نمی نوشتی،نظم کائنات به هم می خورد؟
در گَردش چرخ بی مروت فلک،خللی ایجاد می شد؟
جدی چه فکری کردی که نوشتی؟
از بس دروغات شاخ دار بود که همونا رو بهت حواله می کنم.
آخه ادنگ ابله بی مصرف!
به طور طبیعی نیم ساعت،چهل دقیقه رو کاری و پوست زانوهات رفت؟
خب روش دیگه ای بلد نبودی؟چرا اون بابت این همه زمان،بهت اعتراض نکرد؟اصلا چرا ارضا نشد و لرزه ی ۸ ریشتری نزد؟
به طور طبیعی ریدم به خودت و داستانت و دروغات و اون آژانس و مدیرش و همکارات و ماشینت و خونه ی همسایه ی روبرویی و…


895463
2020-07-04 04:08:05 +0430 +0430

بابا بکن کی بودی تو؟ جقیه کی بودی؟ رامین کی بودی تو؟ تخمی ترین داستان بود

3 ❤️

895474
2020-07-04 04:53:14 +0430 +0430

عاااااااالی بود

فقط انصافا دیگه ننوییییییییییس

2 ❤️

895508
2020-07-04 07:40:05 +0430 +0430

چرا نگفتی یچه محمدشهری
منظورت سه چهار دقیقه ست¿؟؟

1 ❤️

895526
2020-07-04 10:00:56 +0430 +0430

کدوم اژانسی بگو مام بیایم ب خلق الله خدمت کنیم…

1 ❤️

895536
2020-07-04 11:00:45 +0430 +0430

خوب بود

0 ❤️

895601
2020-07-04 15:49:17 +0430 +0430

خا

0 ❤️

895941
2020-07-05 12:20:32 +0430 +0430

ووااااي اخ چقدر خنديدم قشنك مشخصه اخرش داري جق ميزني تند تند مينويسي استرس نداشته باش تيك ايت ايزي

1 ❤️

895946
2020-07-05 12:42:43 +0430 +0430

Daland
مشتی بد زدی پوکوندی بچه مردمو ((فلاکس چایی)))
😁 🌹

0 ❤️

895963
2020-07-05 13:50:10 +0430 +0430

دادا من قبولت دارم ، ولی کیرم توو قدرت تخیلت ، کمتر جق بزن قدرت تخیلت بیشتر شه

0 ❤️

895988
2020-07-05 16:58:52 +0430 +0430

پسرم باید یه نکته را بهت بگم، میدونم توی کف دختر همسایه روبروی آژانستون هستی، ولی اینو بدون حتی جنده ترین زن که تمام کرج و تهران و توابع را آباد کرده، واسه حفظ آبروی خودش نمیاد به یکی از راننده های هول و کوس ندیده ی آژانس روبروی خونه ی مادرش بده، چون مطمئنم انقدر بی جنبه هستی که به همه ی همکارات میگی
این قسمتشو مث مونگول ها بخوون
اههههه بچه ها بچه ها من این زنه رو کردما
البته تو خواب
زاااارت
راستی واسه درمان زود انزالیت هم یه سری به داش حمید سیگاری بزن، چون مطمئنم ازون خروسایی که توی تخیلشون خودشون و دیر انزال فرض می کنند.

0 ❤️






Top Bottom