کاشکی جلق نمیزدم

    من اولین داستانمه ک اینجا ب اشتراک میزارم.. تو کار من خیلی اتفاقات عجیبو غریبی افتاده .ک میخام براتون تعریف کنم برای خودم جالب هستن
    1-شروع؛ خانمی پیام داد که 2نفر هستیم و برای ماساژ قرار گذاشتن.
    منم چون کارم حساسه همیشه دونفر از دوستانم از محلی ک قراره برم اطلاع دارن و اگه اتفاقی بیوفته حتما دست ب کار میشن و یکاری برام میکنن (اگه عادی نباشه چیزی) خلاصه به دوستام گفتم ک فلان جا تو بابلسر هستم و دوتا خانم هستن وسایلمو جم کردمو رفتم به سمت اون آدرس(چون کار من ماساژ هست از ی سری قرصا استفاده میکنم که کیرم شق نشه..و اسپری بی حسی دندون میزنم ک اصلا بلند نمیشه) اون روز اسپری گم کردم (خیلی سر به هوام وقتی عجله ای میشه) برای این نگرفتم چون حس میکردم ک بعد این همه مدت دیگه احتیاج ندارم و برام بدن خانما عادی شده و با این فکرا رسیدم به آدرس اون خونه .ب دوستام پیام دادم ک رسیدم فلان جا با فلان نشونی ..اونام میگفتن که پایه بودن بگو ماهم بیایمو حال کنیم(البته این کار همیشگیشونه و منم چون حرفه ای میخام کار کنم همیشه الکی میگم اوکی ک اونا ناراحت نشنو بعد از کارم بهشون میگم ک اصلا اینجور شخصیتای نبودن
    خلاصه کنم )
    زنگو زدم و خانمی جواب داد و معرفی کردمو رفتم داخل
    طبقه ی 4 وقتی ازآسانسور اومدم بیرون از بهمریختی کفشا مشخص بود که سرشون شلوغه واسه همینم جمعه برنامه گذاشتن.
    رفتم تو و دوتا خانم که فقط سر لخت بودن اومدن جلو و سلام و اهوال پرسی مثل همیشه..ی خونه 70متری ک مشخص بود مجردیه و مجردای شاغل بودن برام ی لیوان آب میوه آووردن و من خوردم و حس کردم ک آلتم نیمه سفت شده..انگار که دلش میخاد(خیلیااینجوری شدین و میدونین چی میگم) از اون دوتا یکیشون خیلی چشمو گرفت هیچ موقع اینجوری نبودم انگاری آلتم منو هدایت میکردم.. ی ساپورت مشکی ک خط کونش بخاطر اینکه شورت نداشت خیلی تو چشم بود..کمر باریک و سینه های خوش فرم..اومدجلوم نشست و شروع ب صحبت کردیم..چ لبای داشت..وقتی داشتم حرف میزدم دلم میخاست آلتمو بمالم ب لباش (یهو ب خودم میومدمو میگمفتم ب خودت بیا بابا بیخیال حواسمو پرت اون خانمه میکردم ک یک دامن گل گلی بلند پوشیده بود و یک اندام نصبتا لاغر که با پیراهن گشاد هیچی ازش مشخص نبود و هیچ آرایشی هم نداشتو موهاشو ب پشت بسته بود جوری ک خانما تنها میشن و اصلا ب خودشون نمیرسن اما همون قدی ک پاهاش مشخص بود برام سکس شده بود با اینکه اصلا چیزی مشخص نبود ازش..نمیدونستم چم شده بود..آب میوه خوردم تا نصفه و گفتم ک اگه ب من اتاق معرفی کنید من حاضر میشم .اونا با دست نشون دادنو یجوری ک انگاری از حال من باخبر نبودن یجوری بی حس شده بودن انگاری من منگم اما واقعا اینجوری نبودم
    وقتی رفتم تو اتاق کاملا کیرم سیخ شده بود یجوری ک حتی بهش دست میزدم احساس لذت میکردم ..تو آینه خودمو دیدم حواسمو خاستم پرتکنم به جای دیگه اما بازم نخوابید . .من ی لباس مخصوص دارم شبیه این لباس کادر بیمارستانه بیشتر برای راحتی ولی اونجا شلوارمو در نیاووردم گفتم اگه شلوار لیمو در بیارم و راحتی بپوشم میفهمن و خیلی زشت میشه..تیشرتمو در آووردمو فقط پیراهنمو پوشیدم و ی حوله جلوی خودم بستم ک بگم برای نظافت بیشتره اما برای آلتم بود و نمیخاستم مشخص بشه چون شلوار لی تنگ بود و کاملا مشخص بود ک شق کردم..از اتاق رفتم بیرون نفری دوتا حوله یک بار مصرف دادم بهشون و گفتم ک هر کدوم آماده این برین روی تخت و هر حوله ایرو روی بیکینی هاتون بزارین .. و ازشون پرسیدم ک دستشویی کجاست که برم دستامو بشورم..ک اون دختر لاغره گفت کنار درب ووردی ..
    رفتم تو دستشویی..ب صورتم کلی آب زدم..ب خودم میگفتم اگه بفهمن آبروم میره..ن از ماساژ لذت میبرن ن دیگه زنگ میزنن که بتونم جبران کنم..خیلی زشت میشه...ب خودم گفتم باید خود ارضایی کنم تا حسم بره ..حولرو گذاشتم دستگیره در..کمربندمو باز کردم شلوارمو آزاد کردم کیرم زد بیرون..کیرم داشت منفجر میشد..کله کیرم قرمز شده بود تف زدم به دستم شروع کردم زدن..چه حالی میداد هم لذت داشت هم میخاستم زودتر بزنم ک تموم بشه .مشتمو سفت کردمو محکمو تند تند زدم اما میترسیدم ک صدا بیرون بره..شیر آبو باز کردم .سیفونو کشیدم..نمیومد آبم!
    گفتم ایستاده نمیشه. تو دستشویی نشستم..برام فرقی نمیکرد ک چقدر گذشته فقط میخاستم آبم بیاد .خیلی استرس داشتم..کاشکی اینجوری نمیشد..بوی عرق گرفته بودم اما مهم این بود ک اونا نفهمن..
    بعد چند دقیقه آبم اومد انقدر از خود بیخود شده بودم که حواسم نبود کجا میپاشه فقط مهم بود که صدام بیرون نره .ریخت رو شلوارم..گندت بزن بابا شلوارم لک میشه..بویی تو دستشویی پخش شده بود ک حس میکردم منم همچین بویی میدم..خودمو جمو جور کردم حولرو جلوم بستم که لکه شلوارم مشخص نشه ..کیرم کامل نخوابیده بود اما حسی نداشتم..توی هال کسی نبود فک کردم زمان زیادی نگذشته فقط چون برای من سخت گذشته فکر کردم زیاد گذشته ..نزدیک درب اتاق شدم که در بزنم صدای آهو ناله ب گوشم خورد ..خاستم در بزنم لعنتی دوباره شق کردم ..ی خورده کیرمو جابجا کردم در نزده صدا قط شد انگاری فهمیدن من اومدم ..در زدم گفتن نمیشه هر دوتا باهم؟منم چون توی باغ نبودم گفتم ن اینجوری خسته کننده میشه شما یکساعت خودتو مشغول کن من ماساژ یکیتونو بدم بعد نفر بعدی بیاد..من نمیدونستم کدومشون داره میگه اما یجوری گفت باشه بابا...چند ثانیه زمان برد ک در بازشد انگار داشت لباسشو میپوشیده بهمون دختر خوش بدنه..لعنتی خیلی چیز خوبی بود رفتم تو اتاق و برگشتم ک درو ببندم ی نگاهی بهش کردم عجب چیزیه از پشت..خیلی دوست داشتم لختشو زودتر ببینم .همین حال اون دختر لاغره گفت آقای دکتر کجا بودی با شوخی و منم خندیدمو گفتم رفتم آمپولمو آماده کنم.خندیدو گفت میخای واکسن بزنی گفتم ن میخام تزریق رگ زیر بیضه کنم..و همینجوری ک میگفتیم من حس میکردم شلوارم بو میده ..یکمی روغن روی دستم ریختمو شروع کردم از جلو گردنشو ماساژ دادن رفتم رو دستاش دستاشو ک ماساژ دادم اومدم سمت سینه و زیر بغلش ک واقعا حس میکردم بوی آبم کل اتاقو گرفته و گفتم من یک عود روشن کنم ..عودو ک روشن کردم دیدم حوله ها از تنش افتاده و خودش انگاری حواسش نیست..چ سینه های خوش فرمی با رنگ خیلی نازی واقعابدنش استثنایی بود..انگاری از کمپانی تراشیدنش .خیلی سینه هاش برام جذاب بود سعی کردم حوله هارو بندازم روش گفت نمیخاد من خودم انداختمش شما راحت باش و میخام کل بدنمو ماساژ بدی (منم ب شوخی گفتم هزینتون بیشتر میشه ها)اونم گفت خداییش100تومن میدم😂
    خیلی خندیدیم اما خنده ی هر دوتامون یهو قط شد ..گفت ک میخام ماساژحجمی بدی و من روغن خرچکو ریختم رو سینه هاش..چقدر نرمو سکسی بودن..کیرم دوباره سیخ شده بود ماساژ حجمی خیلی آرومو حساس باید بدن طرفو بمالی .صداش در اومده بود رفتم پایینتر خط سکسشو ماساژ دادم دیگه داشت لباشو گاز میگرفتم زودی از اونجا رد شدم و رفتم ک ازررون پاش تا پایینو ماساژ بدم..(تاحالا کلوچه دیده بودین؟من کص انقدر خوب ندیده بودم..ب خودم میگفتم اون دختره خیلی سکسی به نظر میومد اما این واقعا خوش بدنه ..رسیدم ب کف پاش.ب خودم گفتم ی خورده اذیتشکنم هم حشری تر بشه هم من کار بی ادبی نکرده باشم..انگشتای پاشو گذاشتم تو دهنم یدفعه ی حالتی ک نفسش رفته صداش اومد ..و ماساژ ی طرف بدنش تموم شد..بهش گفتم ک بر گرده و من تا اون موقع برم ی آب بخورم تشنم شده..(رفتم شلوارمو عوض کنم واقعا بوش زیاد شده بود)رفتم اون اتاق دختر هیکلیه داشت با تلفن صحبت میکرد(فکر کنم دوست پسرش بود ) گفتم میخام لباس عوض کنم (با اشاره ) اونم با اشاره گفت باشه. لباسمو عوض کردم ب کیرم نگا کردمو گفتم بخواب دیگه😂حولرو جلوم بستم چون دیگه از ی شلوار نخی خیلی تابلو تر بود.برگشتم ب اتاق.وقتی اومدم توی اتاق همون جوری دراز کشیده بود بهش گفتم چرا بر نگشتی با یک حالتی انگاری ک مسته گفت نمیتونم...کمکش کردم ک برگرده وقتی داشت برمیگشت پاش میخوره ب یکی از ظرفای روغن میریزه و ب گند کشیده میشه اونم کلی معذرت خواهی کرد و منم گفتم مشکلی نداره..حوله های یکبار مصرفی ک احتیاج نداشتو انداختم روی زمین تا چربیشو بگیره. اول روغن خرچکو ریختم روی باسنش ک گفت بی زحمت ی چیزی بنداز چیزم معلوم نباشه خجالت میکشم..منم ک دوست داشتم ببینم اون کصه واقعا خوشکلشو حالم گرفته شد اما مجبور بودم جون اون مشتریم بود و حق با اون بود..حوله ی دور کمرمو گذاشتم اونجا اصلا حواسم ب کیر شقم نبود فقط در گیر ندیدن کصش بودم باسنشو ماساژ دادمو از باسنش رفتم ب سمت بالا شق بودن کیرم خیلی طابلو بود اما من متوجش نبودم (از بس شق بود عادی شده بود ) ک انگاری دید ک کیرم شق شده ..آهونالش بلند شد و چندباری دستش ب کیرم خورد ک مشخص بود از قصد این کارو کرده ..ماساژش ک تموم شد ..گفتم تشریف ببرید دوش بگیرید و دوستتونو صداکنید بیاد..اونم با حوله پاشد و با کلی تشکرو خیلی عالی بودو تنم سبک شد از اتاق بیرون رفت..من نشستم از خستگی و شقه درد ک دوستش اومد تو با لباس گفت نمیرین بیرون من حاضر بشم ؟گفتم آره فقط یک حوله دارین ک من صورتمو خشک کنم..حوله یبار مصرف خودشو داد و من وقتی از اتاق رفتم بیرون حولرو انداختم تو ک بندازه رو تنش(حولرو برای کیرم گرفتم چون اگه بلند میشدم مشخص بود) اومدم بیرون منتظر اون بودم ک صدام بزنه ک صدای حموم کردن اون دختره میومد .دلم میخاست برم تو حموم بگیرم بکنمش اما یک رویا بود یک رویای شیرین.یک رویایی ک داشت تبدیل به کابوس میشه کابوسی ک همیشه احتمال داره به خودم سرکوفت بزنم.اون دختره صدام زد رفتم تو..انقدر ک اندامش بزرگ بود حوله نمیتونست مخفیشون کنه..باسنش کاملا مشخص و سینه هاش تا ی جایی معلوم بودن واونم ب کیرم خیره شده بود ک گفت آقای حرفه ای شما همیشه اینجوری هستین..و من کلی معذرت خواهی کردمو شروع کردم به ماساژ دادنش از گردن بهش توضیح دادم ک چ اتفاقی افتاده تا الان و خیلی خندیدیم و من دستشو ماساژ دادم زیربغو شکمو پهلو رو کشاله پاهاش بودم و اونم داشت ی داستانیو تعریف میکرد ک حس کردم کس دیگه ای توی اتاقه ی یدفعه ی دستی کیرمو گرفت و لبامو خورد اون دختره لاغره از حموم اومده بود و داغ کرده بود دوستشو صدا زد و گفت آقای دکترم بازیه اون دختره هیکلیه خندید دستمو ک ردی رون پاش بود گذاشت رو کصش خیلی داغو خیس بود با ی دست دیگم کص اون دختر لاغررو که وایساده بود فشار دادم خیلی کص داشت ادم دلش میخاست بخورتش صدای ناله ی دوتاشون در اومد انگشتمو کردم تو کصشون و فشار میدادم کل اتاق شده بود صدای جیغشون ..دستام دیگه خسته شده بود بعد از یک ساعتو نیم ماساژ دیگه جون نداشت دستامو کشیدم بیرون و ازاون دختر لاغره لبگرفتم ک دیدم اون دختره داره شلوارمو باز میکنه هر دوتاشون +خودم داشتیم ب شلوارم نگا میکردیم ک کیرم بیرون بیاد وقتی اومد هر دوتاشون هیجانی شدن و دختر لاغره همرفت سمت کیرم ..چقدر خوب میخوردن..اولین تجربه ی گروپ بود ک واقعا عالی بود هردوتاشون حرفه ای تاتهش میکردن تو دهنشون موهای هر دوتاشونو میکشیدم .ی حس غرور داشتم انگار ک پورن استارم وقتی تخمامو میزاشتن تو دهنشون داد میزدم و میگفتم یس😂
    خلاصه برشون گردوندم و گذاشتم تو کون اون دختر هیکلیه و دختر هیکلیه داشت برای لاغره میخورد...چ کونی داشت مثل ژله میمونست ...با خودم فکر میکردم کاشکی از اول میکردمشون چرا جق زدم اصلا ..خیلی کسخولم .. گوشیم شروع کرد ب زنگ زدن و اون دختر هیلکیه داشت ارضا میشد..تو کونش کرده بودم و داشتم با دستم چوچولشو میمالیدم همش میگفت تند تر و منم دلم نمیخاست ارضا نشه و تلفنمو جواب بدم..واقعا داشت حال میداد فقط تو مخی شده بودتلفن همش زنگ میخورد ..فهمیدم بچه هان دیر شده بود حتما که
    انقدر زنگ میزدن ...دختر هیکلیه ارضا شد جیغ کشیدو بدنش خیلی لرزید دختر لاغره هم کصش دهنه این هیکلیه بود از ارضا شدن این .اونم ارضا شد و جیغ کشید منم ریختم تو کونش ..چ خالی شدنیییی. همون حالت همه رو هم افتاده بودیم..واقعا چسبید کاشکی جق نمیزدم ..
    تلفن دیگه زنگ نخورد ..نمیدونم چقدر گذشت اما اون دختر لاغره دلش میخاست..اومد کیرمو گذاشت دهنش ..هنوز شق بودم (دیگه برام سوال شده بود ک این شق بودنه عجیبه) دختر هیکلیه اومد جای لاغره و کیرمو گذاشته بود تو دهنش ..خیلی کیر دوست داشت انگار چیزیو ک گم کرده بود تازه پیدا کرده .چ لیسی میزد از تخمام شروع میکرد تانوک کیرم . اون دختر لاغره داشت برای این دختره میخوردو یهو گفت نمیخای منو بکنی؟بیا دیگه دلم کیر میخاد
    من بلند شدمو دوستشم گفت خوب بکنیشا من برش گردوندوم از جلو کردم تو کسشو اون هیکلی کصشو اوورد بالای دهنش ک براش بخوره منم میتونستم تو اون پوزیشن کص دختررو بخورمو نامردی نکردمو خوردم..داشت آروم آروم تلمبه میزدم ک قشنگ دیوونش کنم دختررو .یهو صدای در اومد اونم چجوری...ههمون کرکو پرمون ریخت ترسیدیم خودمونو جمع کردیم من ک دوییدم لباسمو بپوشم ک یهو ب کلم خورد رفقای من نباشن؟ رفتم از چشمی دیدم ک آره بچه ها اومدن دنبالم ساعتو دیدم ک اوهو از تایمی ک اومدم 5ساعت گذشته باید 3ساعته برمیگشتم ک اومدن دنبال(چون ی درصدی از هر ماساژی میگیرن ک حواسشون باشه) من درو باز کردمو گفتم برو پایین من میام (گفت همهچی اوکیه گفتم آره ..خیلی شاکی بود میخاست بیاد داخل ک اگه میومدو میفهمید بکن بکنه ک ضایع میشد و میگفت خیلی نامردی ..گفتم برو پایین من الان میام
    کلی رو بوسیو لب خوری با بچه ها کردمو اونا تشکر کردنو کارت کشیدنو من رفتم..ک از اون ب بعد هر چندماه یبار اونجام البته همین رفیقمم بردم چون بچه ها خاستن ضبدری میزنیم
    بعد از اینکه برگشتم خونه .دوش گرفتم خوابیدم نصف شبی از تشنگی از خواب بیدار شدم .داشتم با گوشیم ور میرفتم دیدم قرصی ک خوردم ویگرا بود که شق کنندست و من بخاطر ی قرص انقدر مکافات کشیدم ک البته خیلی ام باحال شد این سری از مشتریام
    خیلی خاطره دارم چون چندسالی هست ک تو این کارم
    اگه حمایتم کنین .دوست داشته باشین..و بخاین خاطرات دیگمو براتون میزارم
    ببخشید ک نوشتن بلد نیستمو غلط زیاد دارم
    از کمکایی ک میکنید سپاسگذارم
    اگه خلاصه هم رفتم ببخشید چون اگه میخاستم ز همه چی طولانی تعریف کنم واقعا زیاد میشد
    البته اگه شما بخاین بیشتر توضیح میدم


    نوشته: خاطرات ماساژور

  • 10

  • 25




  • نظرات:
    •   Daland
    • 1 هفته،3 روز
      • 7

    • کیرم تو حساسیت شغلت.تو انرژی هسته ای کار میکنی تو؟؟؟؟؟؟.اون کسخلا کیان که هوای تورو دارن.....


    •   محمدرضاگلزار
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • نظر شما چیه؟ حالا که ضدی خاک برصرط


    •   10Jinkazama
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • فیلم سوپر کتگوری ماساژ زیاد می‌بینی
      کم ببین، کصشعراتو هم اینجا تفت نده
      انگار ما ماساژور ندیده‌ایم یا از پشت کوه اومدیم یا کسخولیم:/


    •   Eldorado555
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • ریدنم گرفت عه عه عه.دیس تو کون آدم دروغگو


    •   محمدرضاگلزار
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • نظر شما چیه؟عن عن عن عن ازهمه رنگ


    •   Daland
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • محمد رضا گلزار یه کم رو نگارشت کار کن.چند کلاس سواد داری


    •   لاکغلطگیر
    • 1 هفته،3 روز
      • 6

    • شلوار لیمو؟
      شمال پرتقالاش معروف تره.سری بعد شلوار پرتقال بپوش.
      همین جا گیر کردم و تشنج کردم.
      معلومه باقی ش مزخرفه و ارزش خوندن نداره
      اهوال؟؟وجدانا اهوال؟
      ریدم تو شغلت،کارِت،پیشه ات،حرفه ت و خودت


    •   Ras-al-ghoul
    • 1 هفته،3 روز
      • 4

    • کتگوری ماساژ رو کمتر دنبال کن دیگه هم داستان ننویس (dash)


    •   ناشناس.
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • ریدی حجی با کستانت دیسسس


    •   ariyaii-boy
    • 1 هفته،3 روز
      • 5

    • آخه جقو.نمیخواد که فیلمای پورن که میبینی واسه ما تعریف کنی.اینایی که ماساژ میخوان یه ماسور زن میبرن.
      مگه اینجا لس آنجلسه. اینا واسه تو فیلماست.


    •   fssgrsph
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • شرایط بازاریابی واس ماساژوری رو توضیح میدادی


    •   شاه ایکس
    • 1 هفته،3 روز
      • 7

    • تو از اینایی که یه عکس دو نفره دختر برات فرستادن کشوندنت خونه خالی جوری ماساژت دادن که اهل محل دودی که از کونت بلند میشد رو عکسشو گرفتن به جای گزارش اتیش سوزی فرستادن شبکه منوتو!!! (biggrin)


    •   senatorion2
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • خوب بود


    •   امیر1000000000
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • اخرش باحال بود که قرص اشتباه خوردی ، بقیه نظر هارو ول کن بچه ها انتظار یه رمان نویس قوی دارن (rose)


    •   Driverrr
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • خوشبحالت یکی هم ازین خانمای باحال واسه من پیدا کن بخدا تا صب مشت و مال و ماساژش میدم حال کنه فقط
      یه خانم از تهران بیاد دیگه


    •   محمدرضاگلزار
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • دلند جان امضای من نوشتن عجیب غریبمه. سوادم از شما بیشتر نباشه، کمتر نیست عزیز جان.


    •   Reza18aa
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • مطمئنی داستان یکی از پورنای برازرز رو ننوشتی؟


    •   همشهریکین2
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • اصلا ارزش وقت گذاشتن نداشت. متاسفم دیس.


    •   Sarem.mordadi
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • کاش میشد اما خودتم میدونی همش فانتیزیه و نمیشه
      ولی دستت درد نکنه یکم سرگرممون کردی


    •   woodpecker
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • دو خط از داستانت رو خوندم عینِ چی بگم اخه ..... پشیمون شدم نمیدونم چرا دم صبحی هر چی کسمغز فرد اعلا به پستمون میخوره ..ای درِ اون کرکره تخیلتون رو گِل بگیرند ایشالله که عمه های ریزو درشت مطلقه و مجردتون بحق خواننده های مظلوم اینجا نصیبشون بشه یعنی نصیبمون بشه داغشونو دلتون بذاریم تا شماها باشین با خط کس میخی داستان ننویسین


    •   kir.esfahan
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • اولشو خوندم دیدم کسشعره.اومدم خطهای اخرو بخونم ببینم نوشتی از خواب بیدار شدی و توهم زدی یا نه.


    •   سکسدوست
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • تراوشات ذهن بیمار ملجوق السلطنه ...سرسره ناصرالدین شاه تو ماتحت دروغگو ...


    •   Saeidbokon1
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • سلام جقی


    •   BIGBOYFUNNY
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • اینو کجای برازرز دیده بودم ها؟ دیگه به هیشکی اعتماد نمیشه کرد همه یا گی. لز .محارم.خیانت و ضبدری شدن این ارمان های انقلاب بود یا ارمان های امام راحل. داریم به کجا میریم ما


    •   BIGBOYFUNNY
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • سلطان جق چرا باید تو قرص شق کننده داشته باشی والا ما داشته باشم قایم می کنیم و از صد متری میشناسیم قرصو.بعد تو انرژی هسته ای که غنی نمی کنی هول ها دیوث


    •   Mk1587342
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • چی می زنی


    •   Zhazha
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • تا روغن خرچک خوندم. (biggrin)


    •   Sawidhashari
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • ندنمیخوایم


    •   ناژو
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • هزار بار گفتم عامیانه نوشتن با کسخلانه نوشتن فرق داره...این قدر که ایران ماساژور داره تایلند نداره....
      غلط املایی و نگارشی بیداد می کرد ....دیس .


    •   sexybala
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کسخول


    •   آقامهربون
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • یه دقیقه نکن ببینم چی نوشتی؟؟؟
      توکه همه رو کردی جانی سینز


    •   Lover97
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • عالی بود داستانت و به نظرم واقعی. ادامه بده


    •   زولان
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • واقعا ی جق و اینهمه صغری کبری چیدن؟مگه داریم؟مگه میشه؟


    •   amirrr1369
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • از صمیم قلب قلب برای کص مادر مهربانت آرزوی کیر دراز و کلفت دارم


    •   سرو_تنها
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • اوه اوه اموجی گذاشتی که، از طرف بیچ کینگ و خودم، دیس تو کونت


    •   beh67sad
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • روغن خرچک؟؟؟ :)))))))


    •   Kave_karaj_nafar3
    • 1 روز،15 ساعت
      • 0

    • من ی بار تو عمرم رفتم ماساژ کاسوره ترنس بود اخرش واسم ساک زد


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو