کاش بیدار نمیشدم ...

    باورش برام سخت بود یعنی این منم کنار پریسا هستم و دستام در آغوش اوست با هر بوسه بر لبان زیبای پریسا خودم را یک قدم به بهشت نزدیکتر میکردم از بس شادی آور بود ...
    پریسا در حالیکه ناز میکرد و ادا درمیاورد با خنده های نازش داشت دکمه های مانتوش را باز میکرد استیل بدنیش که در حد المپیک است کون تقریبا بزرگش و کمر باریکش هر کسی را در آرزوی با پریسا بودن میذاشت صورتش چو ماه میدرخشد و الان 7 سال است که من در کفش هستم و 7 سال پیش از همان شب اول که خانه پدر خانمم برای دیدن زنم رفتم همان شب با دیدن پریسا دلم ریخت آنزمان حدود 8 ماه بود ازدواج کرده بود و خواهر بزرگتر زنم بود درین 7 سال هر لحظه بیاد خواهرزنم پریسا بوده ام اما 7 سال فکر کردن هم نتونست راهی پیدا کنم ساعتی با پریسا خلوت کنم اما حالا دارم خودم را کنار پریسا میبینم .... مانتوش که باز کرد یه سوتین کرم رنگ و شلوار استرژ مشکی پاش بود که همان نگاه کردنش داشت مرا ارضا میکرد با دراوردن سوتینش و ممه های حالا دیگه بزرگشس که دو بار بچه هاش مک زده ان اما ممه زیبا و نازش دیدن داره ... دیگه تحمل نداشتم تا که او با ناز و ادا یواش یواش لخت بشه سریع در بغل گرفتمش چو بچه جند ماهه مدام سینه هاش را مک میزدم کیرم سیخ شده بود و هر دو سرپا بودیم کیرم را ازروی شلوارش طوری به کسش میمالیدم که کیرم تمام قرمز شده بود و حتی تحمل اینرا نداشتم که دقایقی باهاش حال کنم و سپس به ارامی کیرم را در چوچوله کسش بذارم و لذت ببرم همان چند ثانیه لخت شدن کاملش و نگاهم به تمثال مبارک کسش افتاد که هوشم رفت و دیگه برام لب گرفتن و لیسیدن کسش بی معنی شد اورا در بغل گرفتم و مستقیم به زمین کوباندم و پاهاش را در شانه ام گذاشتم و بار اول بحدی تند کیرم را داخل کسش فرستادم که یه آه بلند ( از درد کرد نه شهوت ) چکار میکردم داشتم دیوانه میشدم و یه کس کنارم بود که 7 ساله شب و روز نقشه براش میکشم و بیفایده بود شروع به تلمبه زدن کردم کس پریسا با اینکه دو بچه ازش پایین امده اما هنوز تنگ بود داغی و زیبایی کسش و شهوت بالای من بهم اجازه نداد زیاد تلمبه بزنم و در حدود 30 یا 40 ثانیه طول نکشیده بود که آبم آمد و وقتی داشتم آبم را درکس پریسا میریختم شادی من قابل توصیف درینجا نیست که بنویسم فقط همین و بس گر میمردم راضی بودم چون به چیزی رسیدم که برام از جانم عزیزتر بود .... دو سه دقیقه چشام را بستم و روی پریسا دراز کشیده بودم باورش برام سخت بود که من الان درحالیکه کیرم تو کس پریسا هست و ارضا شده ام و در روی پریسا دراز کشیده ام در همان حالت دوباره شروع به تلمبه کردن کردم با خود گفتم تا ساعتها کیرم را در نمیارم که جاش راهته ... شروع به تلمبه زدن کردم دیدم دست پریسا داره بهم میزنه که سعید سعید .... در حال تلمبه زدن بودم انهم در کس پریسا پس برام مهم نبود صدام میزنه اما باز ادامه داشت و بلندتر صدا زد سعید سعید ...
    پاشو سعید دیر شده برو سر کارت البته اول دوش بگیر که خرابکاری کردی ...
    لعنت به این زندگی ... لعنت برین شانس ... یعنی خواب بوده ام ؟
    منکه حس کردم روی پریسا دراز کشیده ام و چشام و بسته ام و تا چشم باز کنم بدن خوشگل خواهر زن زیبام میبینم اما ای داد این همش خوابی بیش نبود و اول صبحی زنم پتو را از روم برداشت و گفت وای سعید کیرت راست شده چه خبره ...
    گرچه در خواب پریسا را گاییدم اما لذتش دست کمی از سکس واقعی برام نداشت فقط یه چیزش بد بود که شرتم خراب کرده بودم ...
    آری دوستان عزیز شهوانی از خواب پریدم پریسا نبود و حالا بازم باید به صبرم ادامه بدم که جندسال طول میکشه تا من بهش برسم حتی یکبار داستان یکی از اعضای محترم سایت شهوانی خوندم که نوشته بود مدتهاست عاشق خواهرزنم بوده ام اما راهی نبود اورا دوست کنم و باهاش با یه خط دیگه که مرا نشناسد بهش پیام دادم و سر بحث باز کردم و گفتم من از خواهر زنم خوشم میاد و تو چی شوهر خواهر داری که گفت اره سه تا دارم و ... هر طور بود از زیر زبانش کشیدم که او هم که نمیدانست خود من هستم بهش پیام میدم گفت شوهر خواهرم دومیه برام عزیز است و... چنین دیگه بهش رسیدم .
    منم اینکار را کردم سعی کردم باهاش پیامکی اشنا بشم اما بیفایده بود و خدا داند دیگه خسته شده ام ازبس در فکر نقشه برای رسیدن به پریسا هستم و امیدوارم شماها دوستان عزیز بعد اینکه فوش بارم کردین هرکی نقشه ای داره در نظرها بنویسه که من به مراد دلم برسم ...


    اگه نوشتم فوش بدین دلیل است که تعدادی از اعضا دیگه عقده ای هستن هر داستانی میرسه فقط فوش و بد میگن بابا بذارین همه داستانهاشون و بنویسن حالا یکی مثل من سوادش کم است و نگارشم ضعیفه و بد مینویسم و یکی هم مثل شما دکتری ادبیات هستی و نگارشت بالاست و خوب مینویسی اینجا کلاس ادبیات نیست اینجا داستان سکسی نوشتن است .


    نوشته: سعید

  • 10

  • 20




  • نظرات:
    •   happysex
    • 1 سال،1 ماه
      • 6

    • او را به زمین کوباندی ، کشتی کج اجرا میکردین
      ۲ بچه از او به پایین آمده بود ، آسانسور داره شکمش
      حالا از همه که نیز بگزریم
      بدان آگاه باش خوابت کج است
      و احتمالا زنت پتو را از روی جسم منحوست بکناری میزند و آنگاه برادرش را میبیند که زیر پتو بر کانت تلمبه میزند


    •   amir81709792
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • ریدی با این داستان نویسیت


    •   Albinos
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • پریسا ادا در نیار. میمون که نیستی


    •   plankton-kosh
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • ای وای... ای هوار... ای داد از بی داد.... مگه مجبوری آخه مشنگ


    •   nirvana1968
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کیرم تو لهجت افغانیه کوس کش


    •   Mrt72
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • داستانت شربت و کامپیوتر خراب نداشت مالی نبود خخخخ


    •   kmhdymk
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • شماکه نگارشت ضعیف است وبد مینویسی،اصلا گوه میخوری که مینویسی


    •   amiramir4444amir
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • بعد مدتها چشممون به یه داستان واقعی روشن شد گرچه محتوی نداشت ولی دروغین نبود.


    •   Gankr koy
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • بچه شیرخوارو چرا قاتی ماجرا کردی؟
      نوشتنت =ریدنت،
      دیگه لطفأ ننویس.


    •   Z.R.M
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • من هم این تجربه را داشتم و خیلی حس خوبیه،البته خواب خواهر زن را عرض می کنم


    •   مشکات53
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • دوس عزیز راست گفتی بعضی از اعضاواقعا عقده ای اند و زود فحش میدند تو به بزرگواری خودت ببخش.
      اما اخه بچه کونی داستان خوب چه ربطی به ادبیات داره؟این مووضع داستانه که مهمه نه غلط املایی اش.
      یه موضوع دیگه هم که باید عرض کنم اینه که اتفاقا باجناق جنابعالی که میشه همون شوهر پریسا خانوم،مدتیه تو کف زنته و هرشب توی خواب تا صبح جرش میده . تاکون لفت بسوزه


    •   خوشگلخانم
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • شلواراسترژ چیه ؟؟؟؟؟ گونیه ؟ خخخخ مرتیکیه بدبخت


    •   mostoufi
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کاش بیدار نمیشدی؟؟؟
      کاش اصلا زاییده نمیشدی...


    •   FRHAD1699
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • میگم امیدوارم ادمهای مثل توهیچ وقت ازخواب بیدارنشن خواهرزن مثل خواهرهست کون کش حتما شوهرخواهرزنتم به زن تو چشم داره خوب چرا نمیری قرمساخی کنی به به شوهرخواهرزنت پشنهادبدی بیادزن تورابکنه انوقت روت میشه به شوهرخواهرزنت بگی که زنش و دراختیار توبذاره


    •   MOGTABA@
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • راستشو بخوای دوباره حالم خراب شد،اینقدر خواهر زنمو دوستش دارم که فقط یه بار بهم لب بده برام کافیه چه برسه بکنمش،حسی که داری رو درک میکنم که میگی ۷ ساله بهش فکر میکنی،من ۵ ساله که اینجوری میگذرونم،با بعضی ها میشه وارد رابطه شد،بعضی ها خیلی سفتن منکه نتونستم کاری کنم تو اگه راهی پیدا کردی خبرم بده بیا تو پی وی


    •   کیر ابن آدم
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • خب مشکل اینه شما داستان سکسیم نمی نویسی. کس شعر محض مینویسی.
      شما استعداد هیچ گونه نوشتنی رو نداری. این پافشاری بی مورد رو درک نمیکنم.


    •   Robinhood1000
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • فقط می توانم بگویم ایی تو روحت ....سرکارمان گذاشته اید. یاد انشای دانش آموزان افتاده ام. دیس 12


    •   ebrahimiarash
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • آغایون عزیز برین کنار لدفن
      کنارتر لدفن
      کیرم صاف تو کس خاهر زنت


    •   Mehrann18
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • چرا هرکی یکیو میکنه طرف اینقدر خوشگل بوده که هر کسی ارزوشو داشتع (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)


    •   A.m67
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • داداش رزمی کاری؟؟
      فازت چیه
      کپی کردی ؟؟


    •   _EmiR_HaN
    • 1 سال
      • 0

    • با این نگارشت تنها کاری که از پسش بر می آیم فروکردن آلت تناسلی الاغ بر روح و جسم کوته فکر و حواله داشتن چندی دشنام بر تو و دودمان توست، اری باشد که رستگار شوی و از تراوشات افکار ملجوق خود خارج شوی ،


    •   مهتی_پاشنه_طلا
    • 1 سال
      • 0

    • یابوی ابله اینجا عقده ای فقط توی الاغی ، کس کش لانتوری گوزو گوه میخوری عقده های ذهن عوضی ات رو مینویسی . انتر


    •   boyhell70
    • 1 سال
      • 0

    • خوب بود عالی


    •   LustLove
    • 1 سال
      • 1

    • ببخشید شما احیاناً نسبتی با آقای عین اله باقرزاده نداری؟؟؟! ;-) :-D


    •   Kargir.bozorg
    • 1 سال
      • 0

    • سبک نگارش شما شبیه کتاب سینوهه پزشک مخصوص فرعون بود اثرمیکا والتاری
      در آخر نفرین آمون بر شما باد


    •   Hasana67
    • 1 سال
      • 0

    • پس اینجا داستان سکسی نوشتن است...
      ننویس کسمغز...


    •   majidmg2027
    • 11 ماه،1 هفته
      • 0

    • دلم کوس و کون ایرانی میخواد
      Mapzlq@
      تلگرامم
      عاشق کوس و کون ایرانیم


      تلگرامم
      @Mapzlq

      تلفنم

      0019287938326


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو