کاش نمی شد

    باعرض سلام خدمت تمامی دوستان خوبم این داستانی که مینویسم افتخار نیست بلکه ذلت بنده ست امیدوارم خوشتون بیاد اگر هم خواستید فحش بدید نظر لطفتونه چه فحس بدید چه ندید دوستون دارم ادم که از خواهر برادرای دینی خودش که بدش نمیاد بازم ممنون که ادامه میدید و میخونید این خاطره برای یک ماه پیشه
    من مهران 22 سالمه از خودم بگم که سفید و خوشتیپ هستم و چون بدنسازی میرم و زیادی کراتین و پروتین میخورم هیکلی سکسی دارم حتی بخوام برم اشغال خونمونو بذارم سر کوچمون تیپ میزنم.من به قول بعضی ها خیلی خوشتیپم من ادمی مغرورهستم به همین دلیل هم زیاد به دخترای دور و برم اهمیعت نمیدم.شاید یه اخلاق بدیه ولی اینجوریم ولی یه مدت بود که از دختر خالم که دو سال از خودم کوچیکتره خوشم اومده بود ولی بازم به خاطر مغرور بودنم جدی نگرفته بودم ولی نگو که اونم بدجور دنبال نوازش من و اهمیعت منه یه مدت همینجوری میرفتیم خونشون و بهم نگاه میکردیم و حرف های الکی که با کی دوستی چکارا میکنی ؟دانشگاه چطوره؟منم جوابشو میدادم.
    بعد از مدتی که من زیاد میرفتم با دوستام بیرون یک بار منو دید و بدجوری خودشو چسبوند به من و بهم دست داد و گفت مهران تو اینجا چکار میکنی؟کلی جلوی دوستاش کلاس گذاشت و میگفت میبینید چه پسر خاله ی خوشگلی دارم منم زیاد اهمیعت ندادم چون خجالت میکشیدم مثل بچه ها دربارم صحبت میکرد جلوی دوستام ابروم رفت و سریع قیچیش کردم و رفتم بعد از اونروز خیلی خودشو به من نزدیک میکرد
    تا اینکه یک روز زنگ زد به گوشیم و
    گفت: سلام مهران خوبی کجای؟
    منم سلام دادم و گفتم :خونه ام ولی الان میخوام برم بیرون
    گفت:نرو میخوام عکس های دوربینمون را بریزم رو سی دی من بلد نیستم گفتم نه حال ندارم و ببر اتلیه ها
    گفت:نه عکس لخت دارم نمیخوام
    با التماس قبول کردم اومد خونمون
    در زد قلبم ریخت گفتم خدا بخیر کنه کی حال و حوصله ی سوال های اینو داره؟
    اومد بالا خونه ی ما دو طبقه ست و من تو یکی از اتاقای بالا اتاق دارم اومد بالا و تو اتاقم سلام داد و بوسم کرد تعجب کردم گفتم عادیه .یکم گذشت عکساشو بدون توجه کردن رد کردم ریختم رو سی دی
    گیر داد گفت امید بذار این عکسمو ببین دربارش نظر بده الکی گفتم من نظرهام به درد نمیخوره و گفت لوس نشو اقای مغرور اینو گفت بهم بر خورد گفتم باشه خودش اوردو گذاشت جلوم وای یه تاپ سفید با ساق مشکی و شورتک مجلسی سفید اون موقع انگار دنیا را بهم داده بودن بهم ای که چقدر سکسی شده بود کیرم راست شده بود .وقتی کیرمو سیخ شده دید خودشو چسبوند بهم و عکس های دیگش را نشون یکی از یکی زیبا تر تا اینکه نمیدونم چیشد وقتی به خودم اومدم دیدم لبمون بهم گره خورده و رو تخت خوابیدیم وای تو فضا بودم بدن خوش فرمی داشت هیکلی قد بلند کلا سکس بود.در همون حال بودیم که یک دفعه صدای در اومد دیدم داداشمه سریع خودمو جمع کردم گفت چیه؟گفت کلید ماشینتو میخوام گفتم اخه کپک مگر خودت گاری نداری ؟
    گفت :دست دوستمه گفت بده یک ساعته میام گفتم: واس به دختر خالم گفتم برو تو کمد داداشم شک میکنه ابرومون را میبره کلیدو دادم بهش رفت واقعا که ضد حال موقع حال کردن خیلی بده وقتی رفت دیگه اون حالو نداشتم نشستم پشت سیستم که دیدم یه نفر داره بازوم را لیس میزنه دیدم دختر خالمه گفتم نکن اما وقتی بازوم را لیس میزد حشری تر میشدم بعد دوباره از هم لب گرفتیم اونموقع به خودم میگفتم مهران پس غرورت کو؟ولی اون حال و هوا غرور را له کرده بود لباسامو در اورد برام ساک نزد میگفت بدم میاد گفتم یکم ولی اصلا قبول نکرد ناچار شدم گفتم اگر نخوری میرم به زور قبول کرد و یه خورده خورد که کاش نمیخورد رید به هیکل کیرمون بلند ش کردم و بلوزش را درراور دوتا هلو زیر تاپش بود به حالت وحشیانه دراوردم و خوردم هی اه میکشید وای که سینه خوردن خیلی حال میده اگر تجربه داشته باشید میدونید بعد یواش یواش گردنش و پایین تر شورت ابیش را که خیس شده بود در اورده بود منم امان ندادم و شروع به خوردنش کردم وای خیلی حال داد بعدش کرم زدم دیگه طاقت نداشتم گفتم دمر بخواب و خوابید هر کاری کردیم نمیرفت تو تا حالا به کسی نداده بود مونده بودم چکار کنم اعصاب خورد حشر بالا دیونه شده بودم گفت با انگشتت بازش کن به زور انگشت کوچیکرو کردم توش یه خرده ول دادم توش یه خرده گشاد شده بود سرشو دادم تو یه جیغی زد که شاشیدم به خودم التماس میکرد دربیارمش گفتم بیخیال به زور کردم هر جور بود تلمبه زدم یواش یواش دیگه براش عادی شد و لذت میبرد حسابی کردمش صدا اه و ناله ی سکسیش بلند شد خیلی حال میکرد دیدم داره ابم میاد گفت نریزی تو کونم منم که اصلا حس نمیمونه برام وقتی ابم میادکه بگم کجا بریزم ؟و کجا نریزم؟وقتی داشت میمومد خودمو ولو کردم و ریختم تو کونش گفت :چکار کردی کثیف شدم.بعد از اون ماجرا بلند شد و رفت دستشویی و منم رفتم حمام و غسل کردم وقتی برگشتم نمیتونستم تو صورتش نگاه کنم بهش هم گفتم دیگه نمیخوام تنها باشیم اونم گفت :چرا و ... دیگه کشش ندادم و از اتاق زدم بیرون.
    بعد از اون ماجرا اون سلامی که به هم میدادیم هم نمیدادیم دیگه نمیتونم تو صورتش نگاه کنم از کل خانوادم خجالت میکشم که برای هوس خودم دختر خالم را کردم وسیله ی خودم واقعا عذاب وجدان بدیه درسته حال داد ولی برعکس بعضی ها وقتی یادش میافتم خودمو سرزنش میکنم بچه ها ارزش خودتون را برای همسر ایندتون بذارید مخصوصا با فامیل این کارو نکنید که جز افسوس و پشیمونی چیزی نداره.این لذت نیس خفت هست.هم خودتو بدنام میکنی هم اون دنیات را خراب میکنی برای 10 دقیقه حال کردن. بیخودی .واقعا که ارزش نداره اون دنیای خودتونو خراب نکنید
    ببخشید اگر زیادی روانشناسی کردم چون خودم دانشجوی روانشناسی ام و نوشتن این داستان به جرات رشتم بودم.موفق باشید امیدوارم با این فیلم و ها و عکس ها هم کار هایی:از قبیل خودراضایی و زنا نکنید چون اونم صورت خوشی نداره و عواقب بدی داره وقت کردید یک سری به عوارض خودارضایی بکنید با اراده ی قوی این حس از بین میره دوستون دارم ممنون که داستانمو خومدید بوس بوس در پناه حق .
    مهران خاک زیر پای همتون

  • 5

  • 0




  • نظرات:
    •   Alireza_hot222
    • 4 سال،3 ماه
      • None


    •   H.u.n.t.e.r
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • گوه نخور اگه خیلی ادعات میشه اون لحظه این گوه خوری رو نمیکردی رفته گوه خوری کرده اومده بما میگه گوه نخورید...(خودت گوه خوردی دیوووث !گوه خوری نکن!)


    •   nazila-reesi
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • کسشعر محض به این میگن!!


    •   piton
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • حقشه باهاش ازدواج كني . حالا كه دختري چنين كون درست و كس درست گيرت اومده باهاش ازدواج كن . شايد ديگه كيسي گيرت نياد كه از دو طرف درست باشه.


    •   Shameless
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • شما احتمالأ گی هستی اما شاید هنوز نمیدونی. باور کن... یه امتحان بکن به احتمال زیاد خوشت بیاد. اگه اشتباه کرده بودم و حال نکردی، فوقش میای اینجا و بر وبچ گی رو هم نصیحت میکنی..


    •   MS.TEACHER
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • سه خط اولو كه خوندم كل انگيزه ام رو براي خوندن از دست دادم . كامنت ها رو كه خوندم فهميدم كه كار درستي كردم كه ادامه ندادم.


    •   Ali Black
    • 4 سال،3 ماه
      • None

    • کاش دوست دختر منم قبول میکرد از کون بهم بده.
      البته به نفعشه قبول کنه چون تصمیم دارم به زور بکنمش


    •   بهروزجان
    • 3 سال،8 ماه
      • None

    • اگه ميخاي عذاب وجدان نداشته باشي ودلخور نباشي و هي خودتو نخوري..يا بگيرش يا دوباره بکنش..جدي ميگم/وگرنه تا آخر عمرت دهنت صافه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو