کاش هیچوقت نمیرفتم دانشگاه

    سلام بچه ها قبل از اینکه داستانم رو تعریف کنم بگم که همه اسم ها غیر واقعی هستند.
    خب اول از خودم بگم اسم من امیر هستش ۱۹ سالمه و قدم ۱۷۸ هستش و در تیم... فوتبال بازی میکنم؛
    من دانشجوی تربیت بدنی در دانشگاه... هستم و مهرماه امسال میرم ترم سوم. خونه ی ما توی یکی از شهر های استان ...ه،ما یه همسایه داریم که باهاشون ارتباط خانوادگی داریم و پسرشون هم رفیق منه و قبلا توی مدرسه همکلاس بودیم اسمش علی هست و یه خواهر بزرگتر داره که از ما یک سال بزرگتره و اسمش مژگانه.
    علی دیپلم رو که گرفت گفت درس بیشتر از این به درد من نمیخوره و دفترچه خدمت پست کرد و رفت خدمت و الان هم یکسالش مونده ولی مژگان خواهرش یکسال پشت کنکور بود و سال بعد دوباره با من کنکور داد.،
    چند روز بعد از کنکور اومدن خونمون مژگان گفت چطور بودی بهش گفتم خوب بودم و به احتمال زیاد تربیت بدنی ... رو میارم گفت آفرین منم امیدوارم دانشگاه ... قبول بشم بهش گفتم چه رشته ای علاقه داری؟ گفت یا روان شناسی یا مشاوره یا علوم تربیتی بهش گفتم پارسال قبول نشدی؟ گفت ... قبول نشدم گفتم انشالله امسال قبول بشی..خلاصه نتایج اومد و انتخاب رشته کردیم من تربیت بدنی قبول شدم مژگان هم مشاوره.
    علی و پدر و مادرش میگفتن امیر مواظب مژگان باش منم میگفتم چشم رو چشمم مژگان مثل خواهر میمونه واسم (واقعا هم به چشم خواهری نگاهش میکردم) بعد مژگان میگفت من باید مواظب این بچه باشم و میخندید.. خلاصه مهرماه شروع شد رفتیم دانشگاه من هم سر کلاسا میرفتم و درس میخوندم هم میرفتم سر تمرین شبا هم بر میگشتم خوابگاه مژگان رو هم توی دانشگاه میدیدم و حواسم بهش بود تقریبا ده روزی از دانشگاه گذشته بود که مژگان توی دانشکده ما کلاس داشت و وقتی کلاسش تموم شد و منم داشتم میرفتم سمت سلف دانشگاه صدام کرد رفتم پیشش گفتم چطوری مژگان خسته نباشی که گفت ممنون بهش گفتم چه خبر گفت سلامتی گفتم اوضاع خوبه گفت آره مرسی ولی اینجا خیلی حوصلم سر میره بازم خوبه تو میری تمرین و بیرون من هیچ جایی نمیرم بهش گفتم خب با همکلاسی هات برو گفت اتفاقا قرار یه میتینگ دانشجویی گذاشتیم چند روز دیگه بریم پارک صفه گفتم خیلی خوبه گفت فقط امیر یه چیزی گفتم چی گفت تو میای باهام گفتم چرا؟ گفت آخه پسرای کلاس هم میان گفتم خب باشه میام گفت از یه روز قبلش بهت زنگ میزنم خبر میدم گفتم اوکی.
    چند روزی گذشت داشتم از سر تمرین بر میگشتم دیدم مژگان داره میزنگه گفتم جونم مژگان؟ گفت فردا ساعت شیش بهش گفتم باشه فقط با چی بریم؟ گفت مگه موتور دوستت دستت نیست؟ گفتم چرا ولی مگه تو سوار میشی ترک من؟ گفت آره چرا نشم؟ گفتم حله
    فردا با موتور رفتم در خوابگاهشون دنبالش اومد و پشتم سوار شد گفت برو بریم توی مسیر همش دستش روی شکمم بود وقتی رسیدیم گفت فوتبالیست ها یه خوبیتون اینه که سیکس پک دارید و خندید گفتم چون بلانسبت مثل سگ میدویم و تمرین میکنیم که خندید و گفت ایول خلاصه همکلاسیاش هم اومدن که بچه های باحالی بودن فقط یکی از پسرا بد به مژگان نگاه میکرد وقتی برگشتیم گفتم مژگان این پسره بد نگاهت میکرد و فقط به احترام جمع چیزی بهش نگفتم. گفت امیر غیرتی نشو فقط یه نگاه کرد کار دیگه ای نکرد بعدش خندید و منم خندیدم. از اون روز به بعد بیشتر با هم این ور و اون ور میرفتیم یه بار هم گفت که امیر یکی از دوستام ازت خوشش اومده که خندیدم وگفتم بهش بگو وقت این کارا رو نداره گفت خوشگله ها گفتم خاک تو سرت مژگان و خندیدم اونم خندید گفت نمیدونم پاکی یا کسخلی خیلی تعجب کردم چون هیچوقت انقدر راحت باهام حرف نمیزد البته خودم رو عادی جلوه دادم.. راستی یه گروپ هم توی تلگرام زده بودن که منم عضو بودم..قبل از امتحان های ترم یک بودیم که تولد یکی از بچه های اکیپ بود یه دختر شیرازی بود که با دو تا دیگه از بچه های شیراز خونه گرفته بودن.. قرار شد شب بریم خونشون واسه تولد،مژگان گفت امیر من زودتر میرم کمکشون کنم واسه اینکه تدارکات رو آماده کنیم بچه ها ساعت ۹شب میان ولی تو هشت بیا که بری کیک رو بگیری منم گفتم باشه.. خلاصه ساعت هشت رفتم در زدم رفتم تو مژگان گفت امیره بچه ها امیر بیا تو عزیزم رفتم تو یه لحظه چشمام گرد شد دیدم مژگان با یه تیشرت صورتی و شلوار لی مشکی که سر زانوش هم مدل پاره بود و بدون روسری اومد جلوم،هیچوقت اینطوری ندیده بودمش، گفت امیر نظرت راجع به دیزاین چیه؟ گفتم خوبه کی درست کرده گفت من گفتم راستش خیلی بده چون با بقیه رو در واسی دارم گفتم خوبه حالا که کار توعه بذار اعتراف کنم که خیلی افتضاحه بعد خندیدم و همه خندیدن مژگان با اخم نگام کرد گفت امیر خیلی بدی که خندیدم یدفعه مژگان مچ دستمو گرفت گفت یه دقیقه بیا(تا حالا هیچوقت به این واضحی دستم رو نگرفته بود) گفتم چیه؟ گفت واقعا دیزاین بد شده؟ گفتم از بد هم بدتر و خندیدم گفت یعنی تخمی شده گفتم بازم بدتر گفت شیری شده؟ که یه خنده ریز هم زد گفتم زهر مار و شیری بی ادب و خندیدم و برگشتیم پیش بچه ها خلاصه بعد از اون شب خیلی کرم میریخت و بدون هیچ ترس یا خجالتی من رو لمس میکرد....گذشت و امتحانای پایان ترم هم تموم شد و ترم یک به پایان رسید و برگشتیم خونه توی تعطیلی بین ترم هم چیزی به خانواده هامون در باره بیرون رفتنا و عشق و حال هامون با اکیپ نگفتیم تعطیلات توی چشم به هم زدن تموم شد و ترم دو رو شروع کردیم، دو هفته که گذشت مژگان گفت فردا تولدمه با یاسمن(دوست شیرازیش) هماهنگ کردم که تولدمو توی خونه بگیرم گفتم عالیه مژگان پیشاپیش هم مبارک ولی چرا زودتر نگفتی که کادوی خوبی واست بگیرم گفت حضورت کافیه گلم ولی اگه میتونی زودتر بیا کمکم بهش گفتم باشه عزیزم حتما گفت تولد ساعت هشت شبه ولی تو اگه کاری نداری شیش بیا گفتم چشم
    فردا ساعت شیش رفتم در زدم اومد در رو باز کرد.. وااااااااای چی میدیدم مژگان با یه تاب مشکی و یه شورتک لی سفید رنگ که تا بالای زانوش بود و یه کمربند باریک قهوه ای هم روی شورتکش بسته بود که گفت عه امیر تویی بیا داخل گفتم سلام پس میخواستی کی باشه؟ گفت آخه یاسی اینا رفتن بیرون خرید کنن فکر کردم اونا برگشتن(بعدا به این نتیجه رسیدم که مخصوصا فرستادتشون بیرون پی نخود سیاه)بهش گفتم مگه اونا خونه نیستن گفت نه من تنها بودم گفتم آها رفتم نشستم روی مبل و شوکه بودم که چرا اینطوری جلوی من لباس پوشیده؟به خودم میگفتم چرا انقدر کرم میریزه؟یعنی دلش کیر میخواد؟من حس سکسی اصلا بهش نداشتم ولی وقتی میدیدم خودش کرم میرزه میرفتم توی فکر که گفتم بیخیال زشته من خیانت نمیکنم به رفیقم که یه دفعه دیدم اومد گفت چیه نشستی؟ اومدی اینجا که عرق بریزی و خندید منم خندیدم.. ناخودآگاه چشمم همش به پاهای سفید،موهای بلند مشکی و خط سینه هاش میفتاد که اونم متوجه میشد و لبخند موزیانه میزد، به خودم اومدم دیدم کیرم سیخ شده و دیگه اون حس خواهرانه یادم نبود و از نگاه کردن به اندام های سکسیش لذت میبردم یدفعه گفت امیر پاشو کمکم چیپس و پفک ها رو هالی کنیم توی این ظرفا من که کیرم سنگ شده بود و اگه پا میشدم آبروم میرفت و میفهمید که کیرم سیخ شده بهش گفتم عزیزم پام خواب رفته گفت بیخود بلند شو ببینم از برنامه عقبیم بهش گفتم نمیتونم نمیشه اومد با دستاش دستامو گرفت و از روی مبل بلندم کرد چون دستام توی دستاش بود نمیتونستم دستمو بذارم رو کیرم که معلوم نباشه، فکر کنم مخصوصا این کار رو کرد.. وقتی بلندم کرد نگاهش به کیرم افتاد و دید داره شلوارمو جر میده و گفت این چرا بی جنبه بازی در میاره و خندید منم با خجالت گفتم خب تقصیر توعه دیگه گفت حالا نمیخواد خجالت بکشی دست خودت که نیست در ضمن هر آدمی نیاز جنسی داره.. وقتی بهت میگم با یه دختر دوست شو بخاطر اینه و خندید منم سرم پایین بود گفت امیر با تو ام خجالت نکش خب راست میگم گفتم خب من هرکسی رو دوست ندارم گفت آها پس کی رو دوست داری؟ گفتم نمیدونم یه نگاه دیگه به کیرم کرد و گفت ولی فکر کنم این الان منو دوست داره خیلی بی تربیته منم که داشتم از شهوت میمردم با خودم گفتم امیر این خودش میخواد، دوست داره بده..گفتم آره این دوستت داره..گفت خخخخ گفتم جوووون دیگه اختیار خودمو نداشتم دستش رو گرفتم گذاشتم رو کیرم شروع کرد از روی شلوار مالیدن دو تامون جدی شده بودیم آروم صورتمو بردم جلو و لباش رو بوسیدم اونم همکاری میکرد زبونمون تو دهن هم بود یه دفعه صورتش رو اورد عقب و با عجله گفت نفسم وقت نداریم سریع لباساتو در بیار خودشم شروع کرد به در اوردن لباساش یه ست شورت و سوتین آبی آسمونی پوشیده بود که اونا رو هم در اورد مثل وحشیا ممه میخوردم و اونم دستش لای موهام بود و میگفت اووووف حال میده فکر کنم سایز سوتینش ۶۵ یا ۷۰ بود بش گفتم بشین بخور گفت باشه زود درش بیار نشست زانو زد جلو پام کیرمو در اوردم(پونزده سانتی هست و خیلی کلفت نیست) چه ساکی میزد وای خدا کیرم پر شد تف تا ته میخوردش و میگفت چه کیری داری امیرم یه دفعه بلند شد و گفت بکن توم بهش گفتم کجات؟ گفت پرده دارم هم از عقب بکن هم لاپایی گفتم باشه داگی بشین قنبل کن گفت باشه یکم با کونش بازی کردم و انگشت زدم تف مالیدم کردم توش تنگ بود و حال میداد مژگان هم آه آه میکرد بهش گفتم درد داره؟ گفت دردش حال میده بکننننننن امیییررررر تا ته بکن با صداش وحشی میشدم و محکم میزدم رو لوپای کونش دوتامون حال میکردیم آبم داشت میومد گفتم کجا بریزم گفت از سوراخ کونم درار بریزش روی کونم منم همین کار رو کردم بعدش سریع رفتیم خودمون رو شستیم و خشک کردیم بچه ها هم نیم ساعت بعد اومدن..
    از فرداش همش پشیمون بودم و با خودم میگفتم امیر یه ربع حال کردن ارزش خیانت نداشت ولی شهوتم هم میگه خودش کرم داشت باز هم بکنش تا وقتی که میتونی بکنش ولی در کل پشیمونم فردا با چه رویی به علی نگاه کنم.. بعد از اون روز هم بهش گفتم مژگان واسه مسابقات داریم میریم تهران و خودمو آفتابی نکردم اطرافش..حالا بنظرتون واسه ترم بعدی چیکار کنم؟؟؟


    نوشته: امیر

  • 6

  • 20




  • نظرات:
    •   zendegie_pichide_shiva
    • 1 ماه
      • 3

    • جاهاي خالي رو بايد خودمون حدس بزنيم ؟ ??


    •   کیرکاووووس
    • 1 ماه
      • 0

    • اول


    •   jerard96
    • 1 ماه
      • 2

    • اولا داداش مژگان بهترین کار و کرد ک رفت خدمت
      اگ تو هم میرفتی خدمت الان از جق نوشته هات خبری نبود


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 3

    • من فقط اومدم بگم که ... اهالی محترم شهرستان... تو ... ت


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 3

    • من امیر هستش؟؟؟؟؟ الان فردوسی اون دنیا شاهنامه رو گرفته و داره تک تک صفحاتشو میخوره از حرص


    •   Zhazha
    • 1 ماه
      • 7

    • اینقدر جاخالی گذاشتی وسط داستان گفتی پارک صفه، ریدی داداش، خوب معلوم شد کجا قبول شدی الان از موساد میان به کونت میذارن.


    •   Mamdali0102
    • 1 ماه
      • 0

    • داش اگه جدی میگی
      تو به ناناز ننت میخندی وقتی معامله داخلش میشه ک دختر بدبخت دو دره میکنی ، خو میده بکن نکبت الااااااغ
      ولی من دوس دارم فک کنم تو داری دروغ میگی و فحشت بدم
      ک نه حس فحش دادنم رفت ، اوکی ننتو گایییییدم خوش شانس بهت فحش نمیدم


    •   ssonna
    • 1 ماه
      • 3

    • آب که میاد طرف حتی زنشم که کرده باشه پشیمون میشه چرا؟!
      نمیدونم (cool)


    •   royaei
    • 1 ماه
      • 1

    • چی بگم ؛ خوب بود تقریبا ؛
      فقط خیلی طولانیش کردی ؛
      اگه قصدت ازدواج باشه ارتباط با همدیگه خوبه وگرنه یه جواریی هر کی باشه طرفت پشیمونی و ندامتش همیشه باهات میمونه ؛
      موفق باشی


    •   وب.گرد
    • 1 ماه
      • 2

    • مطمعنم که حداقل یه تیکه هاییشو قبلا جای دیگه یا همینجاخوندم.
      مخصوصا قسمت سکسش . شک ندارم.
      دیس.


    •   off_boy
    • 1 ماه
      • 4

    • چند روز پيش احمد نورالهي رفته بود رو كار الانم اين دوست فوتباليستمون رو كاره
      حالا فوتباليست امير از كجا گير بياريم!
      لعنتيا داره ليگ شروع ميشه بجا كس كردن تمرين كنيد
      احيانا امير روستايي نيستي !!
      امير منافي؟
      امير عباس دهقان چي؟
      توله سگ نكنه امير تتلويي عشق فوتبال هم داره جقي هم هست عين خودت
      تتل جان ننويس ريدم به تتوي پس كله ات...
      ديس لايك


    •   fazi20
    • 1 ماه
      • 1

    • ینی ی جوری چرت مینویسید آدم توش میمونع :/


    •   Taabad
    • 1 ماه
      • 3

    • منم احساس میکنم امیرتتلویی...اخه فقط ازیه همچین موجودی انقدرکسشرگفتن بعیدنیست...مژگان هم تتلیتیه


    •   general_bu
    • 1 ماه
      • 0

    • دوران دانشگاهتو با کس و کون مژگان بگذرون دیگه ، بعدا همش‌خاطره میشه


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه
      • 0

    • خب کوس مشنگ، وقتی خودش میخواد پس مرگت چیه!!


      تو نکنی میره به یکی دیگه میده


      تازه رفیقتم باید قدردانت باشه


      برو حالشو ببر


    •   hjp83
    • 1 ماه
      • 0

    • بکنش


    •   ehsan9705
    • 1 ماه
      • 1

    • خب دوست عزیزمون امیر
      امیدوارم که عذاب وجدان کون دادن رو تا حدودی فراموش کرده باشی.
      کلی جای خالی گذاشتی که تهش بگی اصفهان کون دادی؟
      یه زرنگی خاصی تو زرت و پرتات بود که از اول نگفتی سیکس‌پکی بکنت بعد از سوار شدن روی موتور فهمید و فهموند.
      باقیشم که همش زاییده و گاییده یک ذهن مجلوق کونیه


    •   بهروزجان
    • 1 ماه
      • 0

    • به این میگن مزه سکس... اگه تاحالا باکسی دیگه نبودی... باهاش ازدواج کن... به همین راحتی به همین خوشمزگی..


    •   boyhot22
    • 1 ماه
      • 0

    • بعد میگن چرا لیگمون بی کیفیته


    •   X_Emo
    • 1 ماه
      • 0

    • داداش طرف خودش گلوش پیشت گیر کرده و میخواد بهت بده.
      به نظرم مخش رو بزن و باهاش دوست شو و کونش رو بگا.
      آخرش هم اگر خواستیش و دختر خوبی بود باهاش ازدواج کن.
      که همیشه زیر خودت باشه و لذت ببری ازش.


    •   Yashar1987
    • 1 ماه
      • 0

    • برو بکن تو که یه بار کردی


    •   qasem66
    • 1 ماه
      • 1

    • مژگان چیزی نمیشه
      دانشگا جای درس خوندنه نه دادن
      بشینید سر درستون
      کس و کیر بعدا پیدا میشع


    •   Shahvar54
    • 1 ماه
      • 0

    • اشتباه نکن اولا
      دوما قباحت یکار وقتی از بین بره، تکرارش راحت میشه .
      سوما و از همه مهمتر :
      ظاهرا این خانوم که خواهر دوست و البته همسایتونم هست خیلی حشری تشریف دارن اگه تو نکنیش میره زیر خواب دیگران میشه و سر از حرفه جندگی در میاره ، اونوقت دیگه نمی تونی از عذاب وجدان فرار کنی فقط خواهشا مراقب پردش باش .


    •   Shahvar54
    • 1 ماه
      • 0

    • راستی؛
      جدای همه حرفا چون باهات رو راسته و صداقت داره، واسه ازدواج هم گزینه مناسبی میتونه باشه بشرطی که براش وقت بزاری ها


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 1 ماه
      • 1

    • هیچ اشکالی نداره آقای کودک


      با کونهایی که به برادرش دادی و میدی جبران میشه


    •   حاج.دولدار
    • 1 ماه
      • 0

    • تو نكني
      يكي ديگه ميكنه الاغ


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو