کاکولد واقعی

    با سلام به همه دوستان شهوانی
    من جلال ۲۲ سالمه قدم ۱۷۳ وزنم ۶۰
    این داستان واقعی که میخام واستون تعریف کنم مربوط به ۳ سال پیشه
    مهر ۹۴ بود و تازه دانشگاه میرفتم.یکی از دوستای قدیمیم منو به یه گروه تلگرام دعوت کرد.تعدادمون ۲۰ نفر بیشتر نبودیم دختر و پسر
    در حین چت کردن با یه دختره فهمیدم سینگله ولی ۳ سال از من بزرگتر بود من ۱۹ سالم بود خلاصه به دوست دختر رفیقم که تو گروه بود گفتم فاطمه(اسم دختره)رو واسم مخشو بزنه.دوست دختر رفیقم خندید و گفت همین فاطی ۲۲ رو میگی؟؟؟؟
    گفتم اره چرا میخندی گفت هیچی باشه بهش میگم.
    تعجب کردم.رفتم پیوی فاطمه بهش پیشنهاد دادم اونم اول قبول کرد و گفت من مشکلی دارم گفتم چیه گفت شوهر دارم منم اون زمان شنیده بودم که زن شوهردار پا خوری داره و ...
    گفتم عه خب پس هیچی ببخشید مزاحم شدم که خودش گفت حالا فقط مجازی باشه اشکالی نداره منم قبول کردم و چند روزی باهم بودیم که بحث سکس باز شد و گفت شوهرش ارضاش نمیکنه و ازم خواست برم پیشش.منم گفتم نه اصلا نمیشه تو شوهر داری اگه بفهمه کونم پاره‌اس
    گفت من یه نقشه دارم گفتم چی گفت احمد(شوهرش)تا حالا پسر عموی منو ندیده و خونه عموم شهرستانه میگم تو اومدی و قراره شب بیای خونه ما
    منم قبول کردم و گفتم فکر خوبیه و اسم پسر عموش جواد بود و گفت تورو جواد صدا میکنم حواست باشه سوتی ندی قبول کردم و واسه شب جمعه قرار شد من برم اونجا
    نزدیک خونشون یه میدون بود و اونجا قرار شد احمد بیاد اونجا با موتورش منو ببره خونش
    منتظر بودم که یه موتور اومد جلوم و گفت اقا جواد گفتم اره سلام و احوال پرسی و رو بوسی
    سوارشدیم و رفتم سمت خونه من تو راه میپرسیدم چ خبر از عمو و دختر عمو خوب هستن خخخخ
    رسیدیم خونه بار اولم بود که میدیمش فاطمه رو
    عکسشو فرستاده بود واسم ولی الان آرایش کرده بود خلاصه رسیده بود به خودش
    رفتیم تو بعد چند دقیقه احمد کارای مشکوک میکرد یکم ترسیدم هی میرفت تو دسشویی میرفت تو اتاق خلاصه منم از فرصت استفاده میکردم و میچسبیدم به فاطی لب و لوچه
    موقع شام شد شام و خوردیم
    فاطی صدام زد برم قلیون رو اماده کنم تو آشپز خونه رفتم تو آشپزخونه که دیدم چادرشو انداخته و با تاب جلوم میچرخه احمد هم تلویزیون میدید و حواسش نبود تعجب کردم قلیون رو کشیدیم موقع خواب شد قبلش هماهنگ کردیم من تو اتاق میخوابم اینا تو حال و گفته بود که خواب احمد سنگینه و زود میخوابه خلاصه رفتم اتاق خواب بعد پنج دقیقه دیدم با یه پارچ آب اومد تو اتاق قلبم تند تند میزد خیلی استرس داشتم زن شوهردار رو قرار بود تو خونه ای که شوهرش هست بکنم
    اومد تو بقلم لبو گردن شروع کردیم به خوردن منم لختش کردم رفتم به خوردن سینه هاش سایزش ۸۰ بود مست مست شده بود میگفت بکن فقط منم لخت شدم اومد کیرمو گرفت شروع کرد به ساک زدن بعد هم 69 شدیم یه پنج دقیقه تو همین حالت بودیم فقط ساک میزدیم واسه همبلند شدم که بکنمش کیرم گذاشتم رو کوسش وه کردم توش زیاد تنگ نبود ولی خیلی داغ بود در حین گاییدنش بود که یهو صدا تق تق در اومد قلبم یه لحظه وایستاد خیس عرق بودم تو یه ثانیه فکر همه چیزو کردم گفتم الان میاد تو منو تیکه تیکه میکنه که احمد صداش اومد گفت فاطمه
    فاطمه هم گفت بله من خشکم زده بود فاطمه رفت پشت در و احمد گفت اونجا چیکار میکنی تو فاطمه گفت جواد خوابش نمیبرد اومدم پیشش الان میاد که احمد گفت باشه زود بیای من داشتم شاخ در میاوردم که چقدر کوسخوله این احمد
    خلاصه فاطمه لباساش رو پوشید و گفت من برم این بخوابه میام سالت یک شب رود تقریبا خلاصه حسابی ریده بودم به خودم صدبار توبه کردم که هرچه زودتر صبح بشه برم بیرون از اینجا یه ده دقیقه ای گذشت که باطمه اومد تو و کنارم دراز کشید و گفت جلال گفتم جانم گفت احمد فهمید باز دوباره قلبم وایستاد گفتم گووو خوردم بزار من برم گفت صبر کن
    گفتم چیه گفت که احمد خوشش میاد و اون دوست داره گفتم ینی چی چیو دوس داره گفت ببین جلال این نقشه پسر عمو الکی بود بخاطر اینکه تورو رکشم اینجا احمد میدونه تو دوست پسرمی و خودش دوس داره یکی جلوش منو بکنه گفتم جدی میگی گفت ارع گفتم خب الان چیکار کنم گفت اون الان میاد تو اتاق گفتم باشه رفت و صداش زد اومدن تو اتاق احمد گفت به آقا جلال چ خبر با خنده منم با استرس گفتم هیچی و فاطی اومد تو بقلم و احمد گفت میخام جرش بدی اینو من تنهای نمیتونم جوابشو بدم منم روحیه گرفتم شروع کردم به خوردن فاطی سینه هاشو لباشو گردن و ... کیرمو گذاشتم رو کوسش(اول که اومدم تو اتاق خوده فاطی بهم اسپری تاخیری داد و زدم)شروع کردم به گاییدن کوسشاحمد هم لخت شد و شروع کرد مالوندن کیرش حدود یه ربع کردمش خسته شدم احمد گفت بزار من بکنمش اونم ده دقیقه کرد و آبش اومد رفت کنار و باطی حالت سگی گرفت دوباره کردم تو کوسش حسابی ناله میکرد و میگفت بسه احمد هم گفت ماشالله جلال عجب کمری داری آبت نمیاد نمیدونست اسپری زدم خخخ یه بیست دییقه ای کردم هر چند دقیقه پوزیشن عوض میکردم خسته شدم دست اخر آبم اومد و ریختم رو کونش عین جنازه اوفتادم کنارش ساعت سه صبح بود احمد اومدم کنارمون فاطی وسطمون خوابیدیم.صبح هم بیدار شدیم نمیدونم چرا نمیتونستم تو صورت احمد نگاه کنم اصلا همه مون یه جوری شده بودیم.من حسابی پشیمون شده بودم صبحونه خوردیم همه ساکت بودیم من حاضر شدم که احمد گفت وایسا تا یه جایی میرسونمت گفتم باشه احمد رفت موتور رو روشن کنه فاطمع اومد پیشم خدافظی کنه یه جوری باهام رفتار کرد انگار خیلی وقته عاشق همیم اشک تو چشماش جمع شد گفت خیلی دوست دارم ولی من عین سگ پشیمون بودم و زود رفتم بیرون اومدم خونه عذاب وجدانی بدی داشتم.
    اینم از داستان واقعی من ببخشید اگع طولانی بود.نظر فراموش نشه.


    نوشته: جلال

  • 8

  • 15




  • نظرات:
    •   hosseinnak
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • داستان ضعیف بود روال خیلی تند بود و اصلا حسی به من منتقل نکرد


    •   خوشگلخانم
    • 7 ماه،1 هفته
      • 1

    • امشب چرا همه کونیا وبیغرتا احمدن ؟؟؟


    •   mostoufi
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • کسکش اول جواد بودی آخرا جلال شدی ...


    •   mostoufi
    • 7 ماه،1 هفته
      • 1

    • کیر خسته و چروکیده جلال طالبی تو کندت.


    •   پسر_شیرازی
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • اووووف گاییدن زن شوهردار جلوی شوهرش عالیه کاش نصیب منم میشد


    •   آپو
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • شکی نیست یه جنده بی اخلاق اگه بخوادحتی کنارشوهر دیوش میتونه بده،
      شکی هم نیست که بکنش که تو باشی از زنش جنده تری.
      ولی افسوس معنی جنده م نمیدونی چیه؟ و از آب درهاون کوبیدنم تلخ ،خنده م گرفت.


    •   mogtaba.sohrabi1307
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • بنظر من این قصه دروغه ،من و خانومم تجربه ام.اف.ام داریم ،نفر سوممون که برای اولین بار دعوتش کرده باشیم چون استرس زیادی داره یا زود آبش میاد یا اونقدر تاخیری میزنه که کیرش راست نمیشه با این وصف که از اول میدونن که ما زن و شوهر با هم هماهنگیم.
      با این حجم استرسی که تو داستان اومده کلا نباید کیر نفر سوم راست می شد.


    •   shiraz-m-m
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • فقط میتونم اینو بگم یه خیال پرداز ضعیف..


    •   Mehd10
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • دوستان یه کمی برای داستان نویسی سلیقه داشته باشین


    •   6794
    • 7 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیر پوسیده مرحوم جلال طالبانی تو کونت


    •   kouroshjoon
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • من و زنم بارها ام اف ام داشتیم و همیشه آب نفر سوم زودتر میاد، چون هم استرس داره هم بدن زن من و سکس سه نفره واسش تازگی داره، کسایی مثل من هم ار پس زنشون خوب بر میان فقط تو سکس جای یه کیر رو خالی میبینن همین


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو