داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کردن اقوام با شربت

1398/06/22

سلام اقا من دیدم ملت تو این سایت داستاناشون قابلیت فیلم ساختن هم داره گفتم داستان خودمو بنویسم که کاملا واقعیه و باور کنید مدارکشم موجوده. اول از خودم بگم که اسمم جانیه و تو محل بهم میگن شومبول طلا و حول و هوشه ۳۰ سانت کیر و خایه ازم اویزونه که گاهی وقتا میسابه به اسفالت و اذیت میکنه حتی به بار جرقه زد دم پمپ بنزین مادره همه گاییده شد. خلاصه داستان از اون جا شروع شد که من یه عمه ی جنده دارم که بصورت کاملا اتفاقی شوهرش راننده تریلیه و تو کار کون بچه است و همیشه تو سفره. یه روز که من خونه نشسته بودم داشتم تخمامو میخاروندم یه دفه عمه ام زنگ زد بهم گفت بیا خونمون من گفته چرا عمه جنده! گفت بیا برات شربت درست کردم بیا بخورش!گفتم کونی مونی شربت شهادت نباشه که گفت کص نگو. خلاصه من رفتم خونش درو که باز کرد دیدم عمه ی ۵۰ ساله ی کیریه ما با شرت و سوتین ست مشکی جلوم واستاده و در حالی که یه دستش تو شرتشه و دسته دیگش لیوانه شربته گفت کصم دهنت! من گفتم مادر فاکر بزار بیام حداقل رو مبل بشینم اخهه حشری!! که گفت وقت نداریم و یه دفعه دیدم داره میلرزه که اونجا بود که فهمیدم ارضا شده! تو همین فکرا بودم که فکرمو خوند گفت کص نگو مومن هوا سرده لرزم گرفت!منم تو چشاش نگاه کردم اومدم لب بگیرم که دیدم دهنش بو پیاز میده گفتم مادرجنده چرا پیاز خوردی که گفت اخه با تخم مرغ ابپز میچسبه! گفتم پدر سگ میگم چه بو گوزی پیچیده اینجا نگو تو بودی. خلاصه تو همین وضعا بودم که گرز رستمو اوردم بیرون و باور نمیکنید ولی با اینکه بار اولم بود و یه جقی هستم اما ۳ ساعت نیم وقت مفید داشتم تلمبه میزدم! حتی تایم اوت هم نگرفتم که دیگه داشتم به نفت میرسیدم که اینبار من لرزیدم و عمه ام فهمید که ارضا شدم! یه دفعه یادم افتاد که ای وای بر من شربتمو نخوردم یه دفعه عمه ام گفت هلوشو بدم لیموشو بدم کدومو بدم !؟گفتم فاااک چه جهنمیه اینجا !! همین که اومدم شربتو بخورم در خونشون وا شد و دختر عمه هام اومدن و منو لخت دیدن و گفتن سلام. میدونید که سلام کردن چیزه خوبیه. همیشه سلام کنید. که من گفتم سلام و یکدفعه بی هوا و بدونه امادگی قبلی و رونالدینیویی کردم تو کون دختر عمه ام. که اونم یهو لرزید بعد اون یکی دختر عمه ام لرزید بعد ناگهان عمه ام لرزید بعدشم تن خمینی تو گور لرزید که ریده شد به ارمان های آن امام. خلاصه من دیدم خیته منم لرزیدم و در حالی که دستم به کیرم بود ابم مثله کارواش ریخت رو در و دیوار و زندگی کیریه ما که مخمون رد داده چه کسشرایی که نمیگم ای خدااااااا.
نوشته: کص مغز


👍 123
👎 33
113649 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

799539
2019-09-13 19:57:53 +0430 +0430

باحال بود کس مغز جان

5 ❤️

799545
2019-09-13 20:00:30 +0430 +0430

کسمغز جان بازم بیا اینورا!!! 😁


799550
2019-09-13 20:01:34 +0430 +0430

آخر لبی یه لبخندی آوردی رو لبمون دمت گرم

5 ❤️

799551
2019-09-13 20:01:49 +0430 +0430

اولاش خوب نبود ولی از وسطش که گفتی به نفت میرسیدم خنده دار بود


799609
2019-09-13 20:40:06 +0430 +0430
NA

تو یه دیوث هستی یه آدم بی پدر که معلوم نیست از کدوم حرومزاده مادرت تو رو گرفته …ننویس بچه کونی تو که کونت میخاره به خمینی چکار داری …حرومزاده

1 ❤️

799614
2019-09-13 20:45:59 +0430 +0430

علیرضا امیدوارم اون علیرضایی ک فک میکنم نباشی ورگنه فردا کونت پارس کله پدر خمینی سگ برینه


799619
2019-09-13 20:48:19 +0430 +0430

اصلا یادم رفت کامنت این علی رضا رو دیدم درمورد داستان نظر بدم شاید بگم بد نبود با توجه به اینکه طنز نوشتی ارواح عمت لب خندی به لب اوردی

5 ❤️

799653
2019-09-13 21:20:39 +0430 +0430

کیرم دهنت علیرضا فک کنم این دیگه قابل نشر باشه مارو گایدد چهل بار نوشتم :(

6 ❤️

799659
2019-09-13 21:29:34 +0430 +0430

خخخخخخخخخخخخخ

1 ❤️

799664
2019-09-13 21:37:10 +0430 +0430

زیبا بود !

2 ❤️

799690
2019-09-13 22:50:53 +0430 +0430

الان صدا كنم اسمتو فحش نيس؟ تو اسمتم بامزست،بازم بنويس( به خاله سلام بچه هارو برسون )

3 ❤️

799697
2019-09-13 23:26:22 +0430 +0430

عالی بودی بازم بنویس

3 ❤️

799743
2019-09-14 04:20:54 +0430 +0430

برای سلامتی خودت جق نزن
ولی خب بازم رد شدی ی کسی بگو از اون مغز پیتازیت

1 ❤️

799765
2019-09-14 05:31:40 +0430 +0430

من همیشه برام سوال بود عموجانی عموئه کیه که تو خودتو معرفی کردی…

ممنون داستانت خوب بود
مخصوصا ک همه باهم لرزیدید

5 ❤️

799774
2019-09-14 06:14:22 +0430 +0430

کس مغز کوتوله
از خیلی از داستانها واقعی تر بود!!

کس مغز واقعی فقط اونی که اومده تو کامنت ها از آرمانهای امام دفاع کنه

8 ❤️

799780
2019-09-14 06:43:04 +0430 +0430

انقدر اگه جنده جنده نمیگفتی جذاب میشد

2 ❤️

799789
2019-09-14 07:33:52 +0430 +0430

یه جاهاییش خوب و خنده دار بود ویه جاهاییش بیمزه و لوس بود ؛
موفق باشی

2 ❤️

799795
2019-09-14 07:59:43 +0430 +0430

کلی خندیدم

2 ❤️

799801
2019-09-14 08:34:23 +0430 +0430

کسمغز جان ممنون بابت طنزت.و اشاره ی خوبت به لرزیدن و شربت و بنظرم باید بعد لرزیدن یه سر هم رو ابرا میرفتی.
موفق باشی
لایک ۳۴

5 ❤️

799805
2019-09-14 08:50:12 +0430 +0430

من داستان رو که خوندم هنوز دارم می لرزم یه کلداستاپ بخورم ببینم چی میشه

2 ❤️

799816
2019-09-14 09:11:11 +0430 +0430

حال کردم قشنگ بود . کلی خندیدم 😁

2 ❤️

799826
2019-09-14 09:48:16 +0430 +0430
NA

خوب بود کص مغز جان

3 ❤️

799830
2019-09-14 09:55:37 +0430 +0430

بسیار عمیق بود 😎 😎 (clap)

3 ❤️

799847
2019-09-14 11:02:05 +0430 +0430

لایک ۴۲ نوش جونت
دهنت سردیس کسمغز اینقد خندیدم به گا رفتم

3 ❤️

799883
2019-09-14 13:28:23 +0430 +0430

واقعا که کص مغزی…بسیار خنده نمودیم و خشتک خویش جر دادیم…

4 ❤️

799904
2019-09-14 14:12:28 +0430 +0430

خوب

خوب بود ولی بیش از حد سریع و مختصر نوشتی، دفعه بعد کمی آب و تابش بده و داغتر بنویس. گاهی نوشتن کمی از جزئیات، داستان را جذاب‌تر میکنه.

ها کـُ‌کا

4 ❤️

799925
2019-09-14 17:06:57 +0430 +0430

عمتو گاییدم ولی طنزتو دوس داشتم
به هیچ داستانی تا حالا بیلاخ نداده بودم تو اولی بودی 🌹

2 ❤️

799926
2019-09-14 17:15:00 +0430 +0430

عنتر خوشمان آمد

2 ❤️

799937
2019-09-14 18:08:10 +0430 +0430

دمت گرم چند خط از اخرشو خوندم کلی خندیدم
بازم از این کسشعرا بنویس ملت شاد بشن

2 ❤️

799940
2019-09-14 18:11:43 +0430 +0430

اولین باری بود که واقعا یه داستان واقعی تو این سایت خوندم،دمت گرم ،ادامه بده عمه جینده

2 ❤️

799941
2019-09-14 18:16:29 +0430 +0430

اسمت بهت میاد 😁

3 ❤️

799945
2019-09-14 19:06:04 +0430 +0430

بنازم دهنت سرویس???

2 ❤️

799972
2019-09-14 19:40:27 +0430 +0430

میلاکیم

0 ❤️

800056
2019-09-14 20:50:37 +0430 +0430

دمت گم خندیدیم 😁

0 ❤️

800091
2019-09-14 23:05:08 +0430 +0430

کله کیری چایی پرید تو حلقم داشتم میمردم (rolling)

0 ❤️

800237
2019-09-15 15:19:04 +0430 +0430
NA

از خیلی از کستان های سایت واقعی تر بود

0 ❤️

800264
2019-09-15 17:25:02 +0430 +0430

آخرش باحال بود
آفرین
خندیدم
بازم بنویس

0 ❤️

801183
2019-09-18 00:35:40 +0430 +0430
NA

عالی بود !! من فقط نفهمیدم شربت اون وسط چیکاره بود !

1 ❤️

801654
2019-09-19 07:42:23 +0430 +0430

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان اول بگم که کیرم دهنت علیرضا جان بعدم باید بگم داستان خوبی بود خیلی وقت بود داستان واقعی تو این سایت نخونده بودم 👌 (rolling)

0 ❤️

803203
2019-09-23 11:23:16 +0330 +0330
NA

LOL

XD

0 ❤️

803261
2019-09-23 17:36:16 +0330 +0330

???

0 ❤️

803905
2019-09-25 18:47:39 +0330 +0330

چیکار خمینی داشتی حالا خخخ

0 ❤️

804588
2019-09-27 06:20:29 +0330 +0330

اونجایی که خمینی کردی از هر لحاظ سکسی تر و واقعیتر بود
مرسی از داستانت از خمینی بیشتر بنویس

0 ❤️

804640
2019-09-27 10:58:34 +0330 +0330

انتظار یه سکس داستان محور داشتم (با توجه به لایکا)
ولی خو دیدم به خاطر کس شعر نوشتنات لایک گرفتی (dash)
در کل خوشمان آمد

0 ❤️

813248
2019-10-22 19:35:35 +0330 +0330
NA

ناموس من اینو یک شب دارم میخونم یه کس خنده زدم کل اهل خونه بیدار شدن

0 ❤️

828848
2019-12-26 08:38:12 +0330 +0330
NA

عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بود (rolling) (rolling) (rolling)

0 ❤️

832429
2020-01-06 17:12:13 +0330 +0330

****یاد وقتی میوفتم ک در یخچال رو باز میکنی ژله ها میلرزن… کس کش هی میگه عمم لرزید دخترعمم لرزید خودمم لرزیدم (rolling) (rolling) >

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom