کردن خاله سمیرا

    1398/8/26

    سلام.اسم من وحید هست و قضیه برای دو سال پیشه تقریبا.سال اول دانشگاه بودم.یه خاله دارم به اسم سمیرا.یه زن مذهبی و چادری ولی پیشش من فقط یه بچه بودم.و حجابش درمورد خواهرزادش صدق نمیکرد،من خیلی دوستش دارم و زیاد پیشش میرفتم.یچیزی بیشتر از دوست داشتن.همین حجابش برای بقیه و بدون حجاب شدنش برای من برام تحریک کننده بود. دیدن کون بزرگش توی شلوار تنگ و خط سینه هاش موقع خم شدن و گره بند سوتین دور گردنش همیشه کیر منو شق میکرد.موهاشو که دم اسبی میبست هم یاد فیلم سوپرا میفتادم که موهای طرفو تو مشت میگیرن و فوری تحریک میشدم.بقیه نمیتونستن ببینن و من میتونستم،حاصلش شق درد بود و جق.چند سال بود ازدواج کرده بود و شوهرش مهندس توی بوشهره،گاهی بود و گاهی نبود.من وقتایی که خونه بود نمیرفتم چون خیلی معذب میشدم و خاله هم بشدت لباساش پوشیده میشد.خیلی از شوهرش حساب میبرد ولی خب وقتایی که نبود برعکس خیلی لباسهای خشکل میپوشید و راحت بود.منم تو اون سن برا دیدنش،لحظه شماری میکردم.
    اندام لاغری داره ولی کمر و باسن پری داره.همین که پاهاش لاغره و کونش درشته خیلی سکسیه و وقتی شلوار تنگ یا لی میپوشید بشدت مشخص بود.سینه هاش هم بخاطر لاغری و کمر باریک بودنش بیشتر به چشم میان و صورت لاغر با چشم و ابرو مشکی که من اگر خواستم زن بگیرم قطعا معیارم خاله سمیرا هست.سی سالی سن داشت اون زمان.
    وقتایی که میرفتم سر بزنم بهش بعد مدرسه،باهم از حرفای خاله زنکی صحبت میکردیم و منم چون هم صحبت نداشت گوش میدادم و اونم خوشحال که یه گوش کاملا شنوا پیدا کرده،بدون مخالفت.اون لحظه نزدیک ترین حالتی بود که میتونستم باهاش بشینم و کنار هم تعریف کنیم.حتی توی صحبتاش وقتی پشت سر مامانم غیبت میکرد،من باهاش موافقت میکردم تا ازم دلخور نشه.اگر لباسش بازتر میبود که همزمان باید کیرمم هم یجوری از دیدش قایم میکردم.
    بعضی وقتا لباساش باز تر بود و گاهی هم پوشیده تر، اصلا به این چیزا توجه هم نمیکرد و انگار مثلا شانسی یچیزی میپوشید،گاهی خوب گاهی بد ،البته برا من.برعکس من دقیقا برام مهم بود.اصلا میرفتم ک دید بزنم.منم موقع دیدن پورن و جق هام فقط اونو میدیدم.
    بعضی وقتا هم پیشش میموندم،خیلی کم البته.یه بار که با شق درد از پیشش میرفتم خونه تصمیم گرفتم یه کاری کنم،یه نقشه ای چیزی که بتونم بیشتر از دید زدن حال کنم.چند روز فکرای مختلف تا اینکه یه فکرهایی به ذهنم رسید ولی هنوز کامل نبود.باید میرفتم شب پیشش میموندم.ولی شوهر خالم برگشت و چند وقتی عقب افتاد نقشم.
    یه شیطنت ساده بود.از دوست صمیمیم خواستم یه فیلم رو که خودم براش فرستادم برام توی واتساپ بفرسته.دلیلش هم نگفتم بهش و گفتم میخوام اذیت کنم.یه فیلم ازین تیزر پورن چند ثانیه ای.میخواستم سریع همه چیزو ببینه،مثلا اتفاقی.
    آخر هفته ای بود و من قرار شد طبق معمول شب به اصرار خاله بمونم و منم سریع افتادم همونجا و زنگ زدم خونه که شب اونجام.
    نشسته بودیم سریال نگاه میکردیم و من خیلی استرس داشتم.سریال که تموم شد مثل همیشه با خاله گرم تعریف درمورد همه جا شدیم.عموما کنار هم روی مبل مینشستیم یا رو بروی هم.ولی برا کاری که میخواستم بکنم باید کنارم مینشست.
    یه بلیز آستین بلند سفید نخی تنش بود و یقه هفتی که دور گردنش یکم از بالای قفسه سینش لخت بود و یه زنجیر خشکل طلا اون وسط خودنمایی میکرد و با یه دامن بلند تیره هم پاش بود.
    وسط حرفاش گوشیمو باز کردم و الکی گفتم ا دوستم برام کلیپ فرستاده و زدم دانلود بشه و گرفتم جلومون که هردو با هم ببینیم.
    خاله هم کنجکاو،سرشو کرد توی گوشی که ببینه چیه.
    خیلی لحظه ی جالبی بود،میخواستم با خاله سوپر ببینم و هنوز عکس العملشو نمیدونستم.ولی برای خودم راه های در رفتن از زیرش رو آماده کرده بودم.
    سریع دانلود شد و پخشش کردم.چهارتا فیلم تو چهار گوش صفحه داشت پخش میشد و هر کدوم به یه روش داشتن میکردن و صدای همه هم بلند.صدای شالاپ شالاپ کص و کون بگیره تا گریه و آه و نالا زنها.هر ثانیه هم عوض میشد اینجوری که چهارتا پورن از ساک زدن بگیرتا پاشیدن آبشون رو سر و صورت زنها تو چند ثانیه با صدا پخش میشد.من فقط میخواستم واکنش خاله رو ببینم و یکم در این موردا هم با خاله حرف بزنم.شاید اصلا کلید راهگشای رسیدن به خاله همین میشد و میتونستم خیلی باهاش نزدیکتر بشم و حد اقل پنج دقیقه نصیحت کردنش در اینموردا هم برام باحال بود.ولی شایدم بدتر میشد ولی با این ترفند همه تقصیرا گردن دوستی میوفتاد که اصلا خاله نمیشناخت و من کاری نکرده بودم.فقط میتونست از تجدید نظر تو انتخاب دوست برام بگه.
    موقع پخش فیلم بعد یه مکث روی صفحه و قفلی زدن،خودشو کشید عقب ولی دیگه تموم شده بود.کوتاه و مفید.
    چند ثانیه خونه تبدیل به جنده خونه شد و بعد سکوت.
    خاله رو به من کرد و با جدیت گفت این کثافت کاریا چیه تو گوشیت.منم با نگرانی از قبل تمرین شده گفتم نمیدونم همیشه کلیپ مسخره میفرستاد نمیدونم چرا اینو فرستاده.
    واقعا هم کلیپ های مسخرش بود و سریع رفتم تو چت هام بالا و تصویر فیلما رو نشونش دادم.گفتم ببخشید من نمیدونستم چی فرستاده شنبه حسابشو میرسم و ازین حرفا.
    خاله با عصبانیت گفت اصلا چرا یه دوست باید برات همچین چیزی بفرسته.غیر از اینه که خودتم اهلشی.
    منم التماس که اتفاق بوده و تا حالا اولین باره که همچین چیزی فرستاده و رفاقتمو میریزم بهم باهاشو و التماس که به مامانم چیزی نگو.قطعا به کسی چیزی نمیگفت.من عزیز دردونه ی خاله بودم و همدم کصشعر گفتناش.
    یه مکث کرد و بعد بهم گفت که پاکش کن همین الان.منم سریع پاکش کردم.یکم مطمعن شد از من و نرم تر شد و شروع شد نصیحتاش.دقیقا دنبال نصیحتاش بودم ولی درمورد دختر و سکس.صحبت کردنش با خاله برام باحال بود.و شاید پلی برای آینده.
    خاله نصیحت میکرد و منم همینطور که نگاهش میکردم با چهره ی مغموم ساختگی،به صحنه های فیلم فکر میکردم و هنوز صداشون برام تو اتاق میپیچید.از تلمبه زدنا تو دهن و کص و کون تا کیر سیاه همزمان تو هردو سوراخ و گاییده شدن تو همه پوزیشنها و در آخر آبهایی که میریختن تو دهن زنها.مفید ترین پنج ثانیه ای که میشد نشونش داد.ازینایی که اول بعضی سوپرها نشون میده.
    نصیحت تموم شد و خاله رفت تو آشپز خونه ولی برخلاف همیشه ساکت بود و معلوم بود تو فکره.شاید اون فیلمها.من حسابی حشری بودم و دلم میخواست همونجا ترتیب خاله رو بدم ولی زود بود.
    خاله ازم پرسید این چیزا که میدونی دیگه حتما؟
    منم با خجالت گفتم دیگه تو این سن فکر نکنم کسی باشه که ندونه.
    و دیگه چندتا نصیحت ریز و بحث تمام.من پای تلویزیون میخوابیدم همیشه و رخت خوابو همونجا مینداختم.خاله هم میرفت توی اتاق خوابشون.من توی فکر بودم و تلویزیون با صدای کم برا خودش داشت فوتبال پخش میکرد.به این فکر میکردم که چکار کنم؟تموم یا اینکه نه میشه امروز و فردا کاری کرد.تصمیم از قبل طراحی شدم کردن خاله بود ولی تو عمل سخت بود.من قرص انداخته بودم بالا و کیرم آماده رزم بود ولی عقلم که خیلی نقش پررنگی هم نداشت یکم منو دو دل میکرد.هنوز جرات کاریو نداشتم ولی کص همیشه بر عقل برنده هست.با خودم مرور میکردم که اگر اینکارو کنم چه اتفاقایی میوفته و احتمالات چیه.
    بعد از تقریبا دو ساعت کلنجار با خودم تصمیممو گرفتم.گفتم میرم بزور خاله رو میکنم و هرچی هم گفت گوش نمیدم و آخرش هم میگم بخاطر فیلمه بوده و تحریک شدم و اونم به کسی چیزی نمیگه آبروش بره.فقط دیگه احتمال زیاد ارتباطم با خاله قطع میشه.
    این چیزا تو دو ساعت نتیجه گیری شد.
    خلاصه بلند شدم رفتم سراغ اتاق خواب،چراغ خاموش کرده بود و خواب بود ولی نور سالن،اتاقو روشن کرده بود ولی نه خیلی روشن.ساعت تقریبا دو بود.یه نگاه به خاله انداختم و با صدای نفساش متوجه شدم خوابه و نزدیک تر شدم.روی دستش خوابیده بود یه پتوی نازک روش بود.برگشتم آروم اومدم بیرون و یه فکری کردم.کامل هرچی تنم بود رو بیرون آوردم و با یه کیر شق وارد اتاق شدم.آروم رفتم داخل و پتو رو از روی باسنش خیلی آروم آوردم پایین تر.اونجوری که روی بغل خوابیده بود کونش بیشتر گنده بنظر میرسید.خیلی یواش رفتم روی تخت کنارش یکم پایین تر از اون دراز کشیدم و خوشبختانه صدایی هم از تخت بیرون نیومد ولی همین پروسه شاید دو دقیقه طول کشید.میترسیدم زود بیدار بشه.
    دیگه حتی اگر بیدار هم میشد میکردمش ولی میخواستم احتیاط بیشتری کنم که بیشتر نزدیک بشم به اصل کار.
    دامنشو تا جایی که میشد زدم بالا و پاهای خشکل و سفیدشو میدیدم.و رون های عالیش.کیرمو یکم مالیدم و از استرس کارم نیمه شق شده بود.دوباره راهش انداختم و عزمم جزم کردم ولی اول اینکه دسترسی به کص و کون نبود و باید پاهاشو باز میکردم که نمیشد.دوما یه شرت پاش بود که مزاحم کارم بود.و اینکه از کون اصلا نمیشد چون به این راحتی باز نمیشد و کون خاله کلا منتفی بنظر میومد،حداقل برای شروع.
    صدای نفسهاش رو میشنیدم و نظم خاصی داشت،منم کیر سیخ شدمو گرفتم نزدیک باسنش و آروم سر کیرمو هل دادم بین لپهای کونش.از صدای نفسهای بلندش میدونستم هنوز خوابه و اگر بیدار میشد این نفس زدنهای خرو پف مانند قطع میشد.
    دلو زدم به دریا و وارد معرکه شدم.زیر یکی از زانوهاشو گرفتم و آروم پاشو باز کردم و سریع کیرمو وسط پاهاش فشار میدادم و خرو پف خاله عوض شد ولی دیر شده بود.کیرم رفته بود تو.دوتا دستامو گذاشتم روی کمرش و وزنمو انداختم روش و شروع کردم به کردن خاله.سریع بیدار شد و با چندتا تلمبه اول چندتا داد کشید و شروع کرد به فحش دادن که چکار میکنی کثافت و من خالتم و ... ولی تکون نمیتونست بخوره.دستامو بردم زیرش و از روی لباس سینه هاشو چنگ مینداختم.
    منم دوتا مچاشو گرفتم و وزنمو انداخته بودم روش و بدون حرف زدن تو حال خودم بودم،یک دقیقه اول یکم مقاومت کرد ولی شل شد و منم دستاشو ول کردم و محکم کمرشو گرفته بودم و میکردم.
    زورش که به من نمیرسید.چرخوندمش و پاهاشو گرفتم توی سینم و افتادم روش.رودر رو بودیم و وسط آه و ناله هاش بهم میگفت خجالت نمیکشی ازین کارت،چطور روت میشه،چرا امشب کلا خر شدی و ... . منم همزمان سینه هاشو انداختم بیرون و میمالوندم و چنگ میزدم.تا حالا همچین سینه ای نگرفته بودم.
    منم فقط تمرکزم روی کاری بود که میکردم.شالاپ شولوپش درومده بود و خاله هم شل کرده بود.کیرمو درآوردم و با دستم انقدر تو کصش انگشتامو تکون دادم که ارضا شد و نیروش انگار تموم شد.پریدم چراغو روشن کردم،دیگه حرفی نمیزد فقط یکم التماس کرد که ولش کنم ولی من هنوز کار داشتم.آبم نمیومده بود. بخاطر قرص بود.بغلش کردم و چرخیدم و خودم رفتم زیر و اون اومد روم.محکم گرفته بودمش و از زیر توی کصش تلمبه میزدم و با یه دستم رفتم سراغ سوراخ کونش.لباشو میخوردم و بعد یکم سینه هاشو مک میزدم.داشت حال میکرد و تو عمرش اینطوری گاییده نشده بود و فقط تند تند نفس میزد و خیلی ریز آه و ناله میکشید.کم کم زبون باز کرد و گفت وحید کی آبت میاد،دیگه نمیتونم،زود تمومش کن.بلندش کردم و دو زانوش کردم و داگی کردم تو کصش و با توف سوراخ کونشو انگشت کردم.فتح قله دوم مدنظر بود،کردن خاله ی نازنینم از کون تا مدتها منو راضی میکرد.بلند شدم ایستادم و کیرمو محکم کردم تو کونش،اونم خودشو پرت کرد روی تخت.درد داشت براش.ولی دیگه توش بود و باید تحمل میکرد.یکم جلو عقب کردم تا اینکه روون تر شد.و دوباره بلندش کردم و کونشو قمبل کردم و گذاشتم تو کونش.ولی اینبار کمرشو محکم گرفتم.با تمام قدرت میکردم تو کون خاله ولی به ارضا شدن نزدیک هم نمیشدم.کیرمو گرفتم جلوش و گفتم برام ساک بزن و اونم گفت نمیزنم.منم مجبور شدم کیرمو کردم تو دهنش،سرشو گرفتم تو دستامو و خودم تو دهنش تلمبه میزدم.غرق عرق بودیم.
    حس کردم داره کم کم حالم عوض میشه و سریع روی تخت بلندش کردم که واسته و کیرمو ایستاده کردم تو کونشو دستاشو پشت سرش گرفته بودم.لرزش کونشو میدیدم.روشو برگردوندم که منو نگاه کنه، نفس نفس میزد و نگاهش میگفت زودتر تمومش کن.فهمیده بود که دارم ارضا میشم اونم میگفت جرم بده کثافت،همش همین بود.خودمم خسته شده بودم ولی با این حرفایی که میزد داغتر شدم.انقد سرعتمو بالا بردم که آبم اومد.بدون اینکه بگم همینجوری که تلمبه میزدم آبمو ریختم توی کون خاله.کیرمو کردم تو دهنش و چندتا تلمبه زدم تو دهنشو همون تو ولش کردم.که خاله آروم چندتا ساک برام زد و یکم جلو عقب کرد سرشو.ازین کارش فهمیدم که انگار بدش هم نیومده
    که یه مک محکم زد و گفت برو گمشو دیگه عوضی،کدوم بی شرفی خالشو گاییده که تو اولیش باشیو با دستاش کرده بود تو کونش که آب منو خارج کنه.چندتا فحشم داد ولی دیگه ازم عصبانی نبود.منم گفتم اون کلیپو ک دیدم اینجوری شدم.خاله و من نوبتی رفتیم حمام و خوابیدیم.یه مدت بعد خودش بهم زنگ زد که انگار سر نمیزنی دیگه.چندبار دیگه هم کردمش و چند بار هم دختر بردم اونجا کردم تا اینکه شوهر خالم اسباب کشی کردن رفتن کنگان.منم تا کلی وقت اعصابم کیری بود تا اینکه باهاش کنار اومدم.
    البته اینو بگم که این تنوع پوزیشنها برای اینکه بیشتر حال کنید بود وگرنه همون اول بعد دو دقه آبم اومد ریختم روی کمر خاله ولی دوباره همون شب کردمش.کلا تو دوتا حالت
    شاد و پیروز


    نوشته: وحید

  • 9

  • 21




  • نظرات:
    •   Ado_Den_Haag
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • داستان چرت،نگارش ضعیف دیس از طرف من.


    •   anonym.masi
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • خاله جای مادر آدمه کیونی بهش نظر داری درست ولی داستانت خیلی کسشر بود


    •   khanegha725
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • نوار بهداشتی خشکیده خالت توی دهن بابات که کوسشعری گفتی ومطمنا شاهد گاییده شدن مادرت توسط شوهر خاله ات در عنفوان جوانی خودت بودی در پایان کیر خامنه ای توی مغزت


    •   RADYABE KOS
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • آپنیر آپنیر بچه جقی،ولی بهتر از کسشعرهای بعضیا بود،فقط خوهشا دیگه با گلنار نزن?


    •   sorosh_raf
    • 2 هفته،6 روز
      • 1

    • کس شیر مثل همیشه


    •   shahx-1
    • 2 هفته،6 روز
      • 2

    • دوستان اینقدر بی رحم نباشید احتمالا شوهرخالش تو اون سفری که اینو با خودش برده بوده بوشهر تو خوابگاه به بقیه مهندسها هم قرضش داده! البته تقصیری هم نداشته نوبت ایشون بوده که از مرخصی برگشت کون بیاره!! (biggrin)


    •   INFERNOKING8585
    • 2 هفته،6 روز
      • 2

    • حاصل تراوشات یک عدد ذهن مریض جقی که تو کف خالش مونده لعنتی من جای خاله خیالیت بودم از وسط جرت میدادم تا دیگه مزاحم خواب بقیه نشی


    •   TheBitchKing
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • کار به نگارش کسشرت ندارم. کار به داستان کسشرترت هم ندارم. فقط سوال من اینه که چقد فتیش لباس داری توی پفیوز. تا وسط داستان فقط حرف پوشش جنده خانوم داستان بود.


    •   Noshadi
    • 2 هفته،4 روز
      • 0

    • پیام خصوصی بده


    •   hamid.soft
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • جاکش لااقل از زبان همون بچه مدرسه ای که هنوز سوراخ کون خودشو انگشت میکنه بنویس .... چهره مغموم... قرص انداختم بالا ... مدیر تو نویسنده ها یه تجدید کن


    •   Mandil.hot
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • داستان خیلی ضعیف بود. بخصوص از خاله نوشتی که خیلی عزیزه
      گل پسر، همون جلق خودت رو بزن و دامن خاله را ناپاک نکن


    •   Smoker70
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • کص گفتی ملجوق


    •   Sepehr_2000
    • 2 هفته،4 روز
      • 1

    • فقط پاراگراف آخرش منطقی بود
      فاک یو


    •   parynazgol
    • 2 هفته،3 روز
      • 0

    • داستانت خیلی کیری بود باید بشینی روش تا حالت جابیاد


    •   Aadf
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • کاری با قصه ای که گفتی ندارم
      منم با خالم سکس دارم خیلی حال میده فقط مکان نداریم ولی هر وقت بشه میکنمش


    •   arshiya_mobin
    • 2 هفته،2 روز
      • 0

    • داستانا سناریویه برازرسنا


    •   AlateTanasoLi
    • 2 هفته
      • 0

    • سوپر jaV کمتر ببین کوس خول


    •   Mohsentoot
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • نمیدونم چرا همه شوهراشون یا بوشهر کار میکنن و یا عسلویه
      اینطور ک معلومه همه ی اونایی که توی جنوب کار میکنن زنهاشون جنده هستن... والا بخدا


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو