داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کردن خواهر زن باقلوا

1397/01/06

خاطره ای که میخوام تعریف کنم جدا از اینکه قرار 4 نفر بیان بگن دروغه 4 نفر هم فحش بدن که کاریش نمیشه کرد ! باس بگم من خیلی دودل بودم خاطره ارسال کنم یا نه ولی یهو تصمیم گرفتم با وجود مسائلی که گفتم بنویسم و ارسال کنم …
خب بریم سر اصل مطلب خواهر زن دارم باقلوا . اوایل خیلی تو فکر سکس باهاش نبودم ولی لامصب اینقدر تو دل برو که پشه نر هم بش رحم نمیکنه . قد 166 وزنشو نمیدونم ولی رون و کون و سینه پر کلا دختر تو پری هست . الانم که خدارو شکر همه دخترا ممه دارن زیر 80 نیست تو خیابون . خیلی سر شکم پهلو حساسه سعی کرده تا اونجا که میشه شکم پهلو نداشته باشه . کلا میبینیش اب از لب و لوچت آویزون میشه … چند وقتی هم هست نزدیک 1 سال بعد از اینکه 3 سال ازدواج کرده بود ، طلاق گرفته بخاطر اینکه شوهرش بش خیانت کرده .
من اصلا فک نمیکردم یروز اینو بکنم یبار یادمه تو دوران طلاقش داشتیم مشروب میخوردیم یهو فاز منفی گرفت و زد زیر گریه و منم بغلش کردم اولین بار بود پنبه ای بودنشو حس کردم و شروع حس خاصی درون من شد . دیگه به بهونه های مختلف خودم و بش میچسبوندم . از موقعی که طلاق گرفت شبا خونه ما زیاد میموند با لباسای مختلف . شلوار تا سر زانو تاپ … تا اینکه یه شب اومد رفت تو اتاق لباس عوض کرد دیدم با یه لباس کوتاه تقریبا اومد بیرون . خانمم هم تو این فکرا نبود که من چش پیدا کردم به این دختر . داشتم دیوونه میشدم . رونا سفییدددد. پرررر تو هر حالتی خدا خدا میکردم یکم دولا راست بشه که ب
تونم کاملا ببینم و لذت ببرم . اونشب گذشت و شبای زیادی اینجوری پیش اومد و اون متوجه نگاه های من شده بود ولی پوششی اضافه نمیکرد . تا اینکه یروز هم شبش میخواستیم بریم عروسی فامیلاشون سه چهارتا لباس کوتاه عوض کرد نظر من و خانمم و خواست که یکی از لباسا خیلی کوتاه بود کسخلم کرد . یشبم نشسته بودیم فیلم میدیدیم نشسته بودیم رو زمین تخمه و لواشک و … دیدم پاین رونش بغل پاش یچی مثل جوش بود قرمز بود گفتم این چیه ؟ گفت چی کجا ؟ نمیدونم من پرویی کردم رفتم نزدیک روناشو گرفتم تو دستم خودم و زدم به اون راه که یعنی دارم میببنم چیه گفتم فک کنم مو زیرپوستیه و اینا همون موقع
گوشیش زنگ خورد دوستش بود داشت حرف میزد حواسش به من نبود منم چتتت رو روناش سیر دلم مالوندمشون باورتون نمیشه این رونا چقدر سفید و نرم و پرن . تلفنش که تموم شد با خنده گفت میگم تموم نشد ؟ منم گفتم نه خدارو شکر گفت پشو ببینم پرووو و خندیدیم. خانم من چون سر کار میره شبا زود میخوابه یشب خواهر زنم پیشمون بود منم خیلی اونشب حشری بودم گفتم خدا میشه یعنی من اینو بکنم ؟؟ هی با خودم حرف میزدم نگران ابروم بودم . نشستیم مشروب خوردیم طبق معمول خانمم گفت من برم بخوابم دیر نشه طرفا ساعت 12 رفت خوابید . به خواهر خانمم گفتم من اصلا مست نشدم جمع کنیم گفت نه تو بخور گفتم تنها
!؟ گفت خب حالا یه 2 پیک هم باز باهات میخورم منم سنگین براش میریختم با اب میوه میکس میکردم بش میدادم . 2 پیک همانا و تو پیک 5 و 6 بودیم مستتت مست شده بود بردمش تو فاز طلاقش یواش یواش یهو گفت خیر نبینه و بخدا نمیدونی چقدر سخته با اینکه 1 سال گذشته و هی آه میکشید و سیگار میکشیدیم منم بغلش کردم گفتم بابا چته خوشکلی خوش هیکلی حیف این چشا نیست ؟ هیف این پاها زشتت نیست گفت دلتم بخواااد گفتم نگم براتت و داشتیم مبخندیدیم همینطور که تو بغلم بود گفت اگه شماها نبودین من دووم نمیوردم . واقعا با حرفات تو بغلت آروم میشم . داغ کرده بود مستتت منم هی میگفتم ای جون یلحظه ساکت ش
دیم نمیدونم چرا ولی نزدیک شدم لباشو بوسیدم . خششششششکش زد گفت چرااا ؟ ولی واقعا مشخص بود از مستی نمیتونه خودشو کنترل کنه کلا سنگین حرف میزد همینو گفت و من باز لب دوم و گرفتم کلی لب بازی کردیم من راسسست کرده بودمم لب که تموم شد بغلم کرد کیرم خورد به زیر شکمش . یه لباس کوتاه هم پوشیده بود تا بالا زانو . از این تابستونه ها . همین که کیرم خورد به بالا شکمش نفسش بند اومد قشنگ معلوم بود داره دیوونه میشه حشر و مستی جلو چشاشو گرفته بود دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم اول ثابت رو کیرم نگهش داشت بعد رفتم باز ازش لب گرفتم شروع کرد مالوندن کیرم منم دستمو بردم کونشو گرفتم
و میمالوندم و لب میگرفتم ازش . پدر سگ مثل پنبه بود کونش داشتم پاره میشدم رفتم سراغ سینه هاش . رو نوک سینه هاش خیلی حساس بود تا زبونم بش میخورد ضعففف میکرد . اوضاع خیلی بیریخت بود هر لحضه ممکن بود خانمم بیدار بشه البته سابقه نداشت وقتی میخوابه ، میخوابه دیگه . برش گردوندم دولاش کردم رو کابینت دامنشو دادم بالا کون سفییدد . مالونده بودمش یکم قرمز شده بود شرت گیپور مشکییی پوشیده بود . خدایا خوابم یا بیدار ؟. هیچ فرصت واسه بیشتر ور رفتن نبود . شلوارکمو تا رانو کشیدم پایین انگشتمو خیس کردم زدم سر کیرم شرتشو دادم کنار گذاشتم رو کسش کردم تو … وایییی دااااغ خییی
سسسسس باورتون نمیشه همینطوری که میکردمش کونش میلرزید نمیشد هم تند تند هم بکنم سرو صدا میشد داشتم غش میکردم کونشو گرفته بودم تو دستم کیرم و عقب جلو میکردم . خودش که تو آسمونا بود . دور کیرم سفید سفید شده بود از آب خودش . یهو دیدم داره آبم میاد ریختم رو کونشو گودی کمرش . با دستمال پاک کرد و بغلش کردم هیچیییی نمیگفت گفتم میخوای بخوابی با سر علامت داد اره . رفت خوابید … از این ماجرا 4-5 ماه میگذره . شاید دیگه 2 ماهی یبار اومده خونمون واسه خواب . الان شوخی میکنیم میگیم میخندیم ولی نه اون به رو خودش میاره نه من فقط یکم فاصله گرفته . نشده حتی 1 کلمه راجب اونشب حرف بز
نم . یکی از رویایی ترین شبای زندگیم بود …
نوشته: یاشار


👍 26
👎 15
47709 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

679152
2018-03-26 21:05:29 +0430 +0430

اول☺☺

0 ❤️

679156
2018-03-26 21:15:53 +0430 +0430

کونی

0 ❤️

679159
2018-03-26 21:22:37 +0430 +0430
NA

خیلی خوب بود…
مرسی که کردیش

0 ❤️

679161
2018-03-26 21:24:34 +0430 +0430

یادتونه تو امریکن پای یارو چیزشو فرو کرد تو کیک میوه ای اینقدر تلمبه زد, که ابش, اومد؟؟ این ورژن ایرونیشه یه مشت پنبه از تو بالشت در اورده ریخته تو ظرف باقلوا فرو کرده توش!! اگر لایکاش زیاد باشه هفته بعد داستان سکسشو با قوطی سوهان هم براتون مینویسه!!! 😁


679164
2018-03-26 21:31:30 +0430 +0430

مگه این داستانا تو ایران اتفاق نمیافته؟بابا کدوم زنی شوهرشو با خواهر مطلقش تنها میذاره آخه؟ به خدا تو کشورای خارجیم اینطوری نیست.چرا فکر میکنی اونایی که داستانتو میخونن گاگولن؟والا ما همچین خانواده هایی تو ایران ندیدیم که لختی بچرخن جلو داماد و مست کنن و بعدشم سکس.خونه زندگیم که نداشت همش پیش شما بود

5 ❤️

679179
2018-03-26 22:58:24 +0430 +0430
NA

زیاد شوخی میکنید

2 ❤️

679182
2018-03-26 23:43:03 +0430 +0430

کــــــص میگی فکر میکنی درســــت میگی ؟؟!!

0 ❤️

679185
2018-03-26 23:56:00 +0430 +0430

جوكت خنده دار نبود عزيز حداقل به كلمات وجملاتت دقت كن گلم ،با اين جوكي كه تو نوشتي ،كل مردم جنده بودن و ما خبر نداشتيم ،بابا جمع كنين اين حرفا رو ، اگه راه اومدن با خانماي عزيز به اين راحتي بود كه من هر ٢ساعت يكبار باخانماي مختلف حال ميكردم خصوصا اينكه اون خانم آشنا باشه،گلم يه كم از توهماتت بيا بيرون ،خوشگلم ، هيچ فاميلي به فاميل راه نميده واي واي واي ، مخصوصا كه اون خانم خواهر خانم باشه وايييييييييي از اين دوروغا،ديگه خسته شدم

0 ❤️

679192
2018-03-27 03:16:24 +0430 +0430

من نمیدونم چرا خوانندهای داستانها خیلی جدی میگیرن دست نوشته هارو . اینجا 99 درصد نوشته ها تصورات و فانتزیهای افراده که میان مینویسند ولی هرکسی میاد نظر میده فکر میکنه اینا همش واقعیه برای همین فحش رو میکشه به روح و روان طرف . عزیزان داستانهای سکسی 99 درصدش خیالاته فانتزی هست تصوراته جدی نگیرین و اعصاب خودتونو خورد نکنید

3 ❤️

679216
2018-03-27 09:17:33 +0430 +0430
NA

نوش جونت

0 ❤️

679217
2018-03-27 09:22:11 +0430 +0430

نوش جووووووووووون

0 ❤️

679219
2018-03-27 09:24:43 +0430 +0430
NA

نظر شما چیه؟همین شماها هستین ک ریدین تو مملکت خاک تو سرتون

0 ❤️

679226
2018-03-27 11:33:37 +0430 +0430

خوب بود، به نظرم واقعیه، آفرین

0 ❤️

679232
2018-03-27 13:24:56 +0430 +0430
NA

خو کسخول بازم بکنش دیگه اون احتیاج داره توام که ماشالا بدت نمیاد

0 ❤️

679238
2018-03-27 14:13:23 +0430 +0430

آفرين، نون زیر کبابو باید زد به بدن، نوش جان. حالا چه بیوه باشه، چه مطلقه، چه مجرد.

0 ❤️

679239
2018-03-27 14:18:10 +0430 +0430
NA

نوش جونت تو راضی اون راضی کون لق ناراضی ولی فقط اینو بدون اگر زنت با همکارش سکس کرد بیاد همین حرفم بیوفت . کون لق ناراضی

0 ❤️

679263
2018-03-27 20:04:35 +0430 +0430

خواهرزن نون زیرکباب اونم کباب کوبیده باگوشت گوسفندبره نه گوشت گاو:!!!

0 ❤️

679281
2018-03-27 20:56:00 +0430 +0430

عجب

0 ❤️

679348
2018-03-28 10:05:24 +0430 +0430

نیاز داشته چه اشکالیداره مگه . اونم نیاز داشته توی اون لحظه تو برایش انجام دادی و لذت بردید دیگه نباید جار بزنی که عزیزمآخه ج)به داشته باشیک

0 ❤️

679362
2018-03-28 12:19:02 +0430 +0430

منم کردم ولی خارت گاییدس من ریده شد تو زندگیم حالش زیاده ولی زد حالش‌گند میزنه تو زندگیت

0 ❤️

679494
2018-03-29 09:20:23 +0430 +0430

فقطططططط کامنت قلاغ عالی بود ولی ژنتیک پزشکیا رو پاس کردیااااااا 🌹

0 ❤️

679598
2018-03-29 23:23:04 +0430 +0430

دمت گرم که کردبش ما هنوز در حد لاس خشگه هستیم که امیدوارم بزودی ترتیبشو بدم.

0 ❤️

680620
2018-04-06 06:27:43 +0430 +0430

هرجفتتون نیازی داشتید ، فقط چون گفتی توپره با مهربونی بکنش که یکی مثل من دلش نسوزه???

0 ❤️

681136
2018-04-09 20:14:05 +0430 +0430

دمت گرم که گاییدیش کاش قسمت ما هم بشه نون زیر کباب

0 ❤️

682066
2018-04-15 19:56:42 +0430 +0430
NA

کاری ندارم که واقعی بود یا فانتزی،
هرچند قشنگ بود
ولی خدا قسمتتون کنه
خواهر زن واقعا حال میده
من یکی از خواهرای زنم رو کردم، بارها، همیشه برام جذاب بود، هیچوقتم تکراری نشد، حیف دستم بش نمیرسه دیگخ
و حیف که نشد اون یکی رو هم بکنم

0 ❤️

697794
2018-06-28 10:51:09 +0430 +0430

کوفتت بشه

0 ❤️

714563
2018-09-01 14:33:51 +0430 +0430

دمت گرم که کردیش من هنوز دارم نقشه میکشم

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها





Top Bottom