کردن دختر عموی شوهر دار

    سلام خدمت همه دوستان شهوانی میخاهید باور کنید ولی این داستان یک حقیقته اسم من عباس و دختر عموم فریبا هستش و قضیه ما از اونجا شرو ع شد که چند شب من نگهبان شب بودم که تو چت کردنامون بهش گفتم ممهاتو میدی بخورم و اون فحشم داد وچند مدتی قهر کرد و از اونجایی که وضع مالی خوبی نداشتند و چو از من بعضی وقتها پول میگرفت و منم چون پول میگرفت تصمیم گرفتم که بهش پیشنهاد سکس بدم و شوهرشم یه آدم عوضی به تمام معناست که بهش نمیرسه و اون به خاطر زندگیش فقط به من اطمینان داشتو خودش اشتی کرد و یواش یواش حرفهای سکسیمون شروع شد ولی حاضر نبود بده همش بهونه میاورد که گناهه و از این چیزا منم میگفتم حالا دیگه همه این کارا رو میکننند و من برای بار اول رفتم خونشون و شب ساعت 10شب رسیدم شهرشون اصفهان و گفتم من اومدم و اون موقع زیاد پاه نمیداد و با شوهرش صبح رفتیم یزد که برای بچش نوبت دکتر داشت وقتی از یزد برگشتیم ساعت 4صبح شده بود و همونجا خابیدیم و صبح که بیدار شدیم رفتیم گشتیم و شب شد خونشون بودیم که میوه اورد و خودش رفت تو اون اتاق که به اون بچش شیر بده و با شوهرش نشسه بودیم من دست اون پسرش که 4سالش بود یی موز گذاشم براش فرستادم که بدش اومد فهمیده بود که چه خبره و شبش رفتیم خونه ننش و بعد برادرش اومد منو برد خونه خودشون و صبح زود اونا خاب بودند که من بیدار شدم رفتم خونشون میدونستم که شوهرش خونه نیست و اون از ترس که بخام بکنمش بچهاشو بیدار کرد و نشد که بکنمش و من رفتم تا یی دفعه دیگه که خونشونو عوض کرده بودند بازم شب رفتم گفتش پیتزا بخر منم از نزدیک سی سه پل خریدمو رفتم خونشون و صبح شوهرششو به زور بیرون کرد که بره کار هوا هم سرد بود منو بیدار کرد گفت سویچ ماشینتو بده راش دوره بره کار منم دادمش و رفت کار و وقتی رفت میخاست مطمعن شه که شوهرش بر نمیگرده چون بهش شک داشت و بعد اومد پیش من ورو مخش کار کردم تا راضی شد که بمالمش و وقتی داشتم باهاش هال میکردم یواش یواش ممهاشو در اوردم گفتم بخورم وای چه ممهای داشت سایز 85 نرمو لطیف خودش بهم گفته شوهرش نمیخورتشون داشتم ممهاشو میخوردم و از رو شلوار کیرمو میمالیدم به کسش من خودم کیرمو در اورده بودم که یهو شوهرش رسید صدا ماشین اومد فهمیدیم خودمونو جم جور کردیم صفره هم انداخته بود که اگه اومد بشینیم بخوریم که به خیر گذشت و نفهمید شوهرش و یکبارم گولش زدم بردمش مشهد ازم قول گرفته بود که نکنمش منم قبول کردم و اونجا بهمون اتاق نمیدادند هتل اول که رفتیم شنسنامه باعقد نامه خاستند گفتیم دختر عمو پسر عمو هستیم کاری نمیکنیم که قبول کردند که اتاق بدند و سر قیم اتاق میدونید که اصفهانیا خصیص هستند چک چونه زدیم بعد راضیش کردم که چاره ای نیست قبول کرد ولی بعدش یارو دبه کرد اتاق نداد هر جا میرفتیم اتاق بهمون نمیدادند بلدم نبودیم جایی و یکجا یی هتل اپارتمان من کگفتم مدارکمو نیاوردم و اون مشخصات شوهرشو نوشت و اونروز با خیال راحت ممهاشو داد خوردم و شبش رفتیم حرم شبشم همین طور که شب خابش برد که من دست گذاشتم رو کسش بیدار شد نزاشت که کسشو بکنم و من دوتا خط داشتم که یی خاهر دارم که مثل خودش توپله و زیاد خونه برادرش میرفت که من گفتمش برادرت حتما خاهرمو کرده میگفت نه اینجوری نیست برادرم و از گوشی خودم که مثلا با خاهرم در ارتباط هستم پیامهای سکسی میگفتم میفرسته و دوست داره که بکنمش همین طوری روز به روز این پامها بیشتر میشد اولش باور نمیکرد و بعد یواش یواش باور کرد و بهش میگفتم که میگه باید بنکنیم چون من از اون پول میگرفتم میدادم این اون خیلیه بهم گفته بودند که جندست اونم به خاطر خودش میگفت خالا که میخاد خودش بکنش و من تو چتامون از خاهر خودمو خودش میگفتم اون میگفت هر دوتاشونو بکن و گولش میزدم که میگه تلفنی زنک بزن با حرف بنمش اونم میگفت بکن که خیلی جندست خاهرت تو هم بکن وقتی به همه میده و یی شب یی سویچ بهش نشون دادم گفتم خاهرم اومده تهران میگه اگه بکنیم ماشین برات میخرم گفتم خریده میگه بیا دنبالم که منتظر کیرت هستم گفت برو بیارش حسابی از کونو کس بکنش که نتونه راه بره و گفت از من نگی که نمیدونم چتامو به کی نشون داد که لو رفتم فهمید که دروغ گفتم بهش و حالا میدونه که دوست دارم خاهرمو بکنم و قهر که میکنه میگه برئ خاهرتو بکن اینجا راضی شد که خودش بده و خاست مغازه بزنه که برای خرید مغازه شوهرشو پیچوند اومد بهش گفتم این دفعه نمیترسی که بکنمش گفت نه چون شوهرش معتاد بود نمیتونست زیاد بکنتش و اومد و رفتیم خرید که کردیم من یی اتاق نگهبانی دارم بردمش اونجا ازش پذیرایی کردم و قلیون کشیدیم که بچش خسته بود خابش برد بچش یکسالش بود وقتی خابید شرو کردیم به حال کردن و پستوناشو داشتم میخوردم وای پستوناش مثل دوتا هلو نرم بود در کل کل بدنش نرم بود که هنوز راضی نبود که کس بده جنده خانم و گفت میزارم دستش بزنی که داشتم با کسش بازی میکردم که اب کسش راه افتاده بود که بهد روش خابیدم پستوناشو میخوردم و با دست کسشو می مالیدم که یهو کیرمو فرو کردم تو کسش تا حالا همچی کس نرمی نکرده بودم که اینو از بس کسش نرمه و داغ و توپل هنوز کیرو توش نکرده ابش میاد و اخر کسشو کردم و حدود 20دقیقه کردمش ابمو ریختم رو کسش و شب بردمش هتل فردا ش بلیط هواپیما براش گرفتم رفت و یی کادو یی انگشتر براش گرفتم 600هزار تومان این قضیه مال 3سال پیشه وخیلی پولکی بود دیگه جنده میخاست بشه که جلوشو گرفتم با یکی از طریق دیوار دنبال ماشین بود که بهش گفته بود میخره براش همچیو برام میگفت که چی میگنش حتی وقتی شورشم میکنتش حالا میگه از همهچیش و بعدش یی گردنبند براش خریدم 2میلیون تومان ارزششو داره واقعا چنین کسی و بکنی و دیگه ماشین میخاست و یدونه پرایدم براش خریدم که هر کی پیشنهاد بهش بده جواب رد بده ولیشوهرش بهش شک داره که چرا من براش همچی میخرم و بار دوم که خاستم کسشو بکنم من رفتم خونشون میدونستم که چه موقع نیست شوهرش صبح زود رفتم خونشون و حسابی کسشو کردم بار سوم هم ازم خاست که براش وام چور کنم منم جور کردم و اومدند با شوهرش تهران منم یک روزه خودم ضامن شدم وامو گرفتم براشون و گوشیش خراب بود, بردمشون هتل پول هتلم حساب کردم من رفتم سر کارم بعداضهرش زنگ زد گفت بریم برام گوشی بخر و راه میگفت شوهرش گفته که امشب میخاد رو تخت هتل بکنتش اونشب شوهرشو پیچوند و راضیش کرد که با من بیاد بریم بیرون تنها براش یی گوشی بخرم بردمش بازار موبایل و یی گوشی سامسونگ g7 براش خریدم و باز بردمش همون اتاق نگهبانی پذیرایی ازش کردم گفتم قلیون میکشی گفت نه بدنش بو میده شوهرش میفهمه که با من بوده و اونشب اول اون کس نرمشو خوردم حسابی و کسشم کردم میگفت زود باش حدود یکساعت کردمش کسشم خوردم کسش صورتی بود همین طور بار 4رفتم که بکنمش چون با شوهرش دعوا کرده بود فقط پستوناشو داد بخورم و یکم در مالیش کردم هر کاری کردم گفت شوهرم میبرتم پزشک قانونی بدجور دعوا کرده بودند که هر کاری کردم نداد فقط کیرمو تو دست گرفت گفت خیلی گنده شده کسم جر میخوره میفهمه شوهرم گفتم لاپایی میکنم راضی نشد گفت اونجا اگه رفت حتما توش میکنی نداد اخرش منم درش مالیدم ولی نشده بکنمش و الان خودش پشیمونه که چرا نداده بکنمش چون مثل اوال بهش از لحاظ مالی نمیرسم گفتمش حالا که مدادی کستو بکنم بیشتر از ماهی 200هزار تومن نمیدمت و امشبم بحث کردم گفت برو خاهرتو بکن از من دوره نمیدونم که چنده شده یا نه خودش که قسم میخوره میگه غیر از من شوهرش به هیچکی نداده فقط تو مجردی سوار ماشینا میشد بوسش میکردن و با هاش میلاسیدند و یی خاهر داره که با عربا میپره برای عربا زن صیغه ای میبره و میتیغه عربا رو خیلی پول داره که چند بارم اینو برده در حد تیغ زدن عربا میگه نزاشته که صیغه اونا شه بکننش چون شوهر داره و به اینم گفته که بهش گفته به منم نده بکنمش ولی گول خورد کردمش چند بار به امید اینکه هم اینو بکنم هم خاهرمو دوتاشون با هم


    نوشته: عباس پلنگ

  • 0

  • 27




  • نظرات:
    •   general_bu
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • خونوادتا خرابین انگار؟؟!؟!


    •   fjdonya
    • 1 سال،1 ماه
      • 7

    • چی داری بلغور میکنی؟ ببند دهنتو حالمو بد کردی دره دهاتی بدبخت بی سواد بی پول کس ندیده، کم کسشعر بگو اه اه


    •   myous
    • 1 سال،1 ماه
      • 3

    • معلم دوران ابتدایی تو گ..ییدم.. اعصابم شخمی شد با این سوادت...گوساله


    •   Alexmahoon
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • کیر تو کس خاهرمادرت باهمی نگارشت مادرکون


    •   Zash_11
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • کیر کل اعضای شهوانی تو کون خودتو دختر عموتو معلم اول ابتداییت


    •   hogol
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • ننویس آلت تناسلیم تو آلت تناسلیه مادر خرابت ننویس کسکش پدره ننه کیر دزد ننویس ولدالزنا ننویس بیناموس ننویس دیگه باشه ؟؟؟ حرومزاده


    •   داریوشم
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • اون دختره هست،لوس مينويسه،حس اون بهم دست داد،بقول رفيق باحالمون،داداچ،يه چي مينوشتي مام بفهميم خب...آه نه ببخشيد،اصلا ننويس خلاص


    •   داریوشم
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • يادم رفت غر بذنم...آقا جون محارم و خيانت ننويسين،تحريمه


    •   Gadimi
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • عباس پلشت
      میتونی بشینی ؟
      درد که نداری؟
      راستی بابات کی بود ؟


    •   shahx-1
    • 1 سال،1 ماه
      • 5

    • من که کارمندم برا خودم نمیتونم ماشین بخرم اونوقت تو که
      نگهبان دم دری ماشین میخری موبایل میخری جواهر میخری سفر میبری خرج میکنی..........
      بردیش مشهد هتل بعد اصفهانیا خصیصن؟ خسیس هم نه خصیص!! چه ربطی داشت!!
      بعد از سالها زندگی مشترک میخواسته زنشو ببره پزشکی قانونی ببینه داده یا نه!!!
      یعنی چقدر زر زدی تو. حالا دوستان به خصوص اصفهانیا خدمتت می رسن..........


    •   hhhhm@
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کیرم توی سوادت


    •   reza23262580
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • کیر تو کون معلم ادبیات فارسی دوران دبستانت کنن
      جقی بدبهت???


    •   mhrsl
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • مدل داستان های شهوانی:
      رفتم خونه طرف گفت سلام گرفتم کردمش مامانش هم اومد اونم کردم خواهرشم اومد اونم گفتم بخواب بکنمت بعدش داداشش و باباش هم کردم. یه سگ ماده هم داشتن اونم گرفتم کردم پشه های خونشون رو هم کردم اخر سرم کیرمو کردم تو قفل درشون حسابی اونم کردم تو راه برگشتن یه دست هم توی اگزوز ماشینشون تلنبه زدم و ......


    •   n_f_404
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • وااااااااای حاجی پشمام ریخت
      این چی بود دیگه
      از یه جایی به بعد دیگه هیچی نفهمیدم
      کیییییر نهنگ تو مغزت گل پسر


    •   مهتی_پاشنه_طلا
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • تو عباس گوزویی نه عباس پلنگ . انتر


    •   مهتی_پاشنه_طلا
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • کس کش حالا راست یا دروغ یارو جنده دو بار بهت داده براش ماشین خریدی، طلا و گوشی و .... نگهبان هم هستی . نگهبان خونه مامان جونت هستی لابد و به شغل بلیط فروشی هم همزمان مشغولی که اینقدر وضع مالیت خوبه . ادامه بده انتر


    •   bestkir28
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • سیکتر بابا کیرم اول و آخرت دیووس این داستان بود که نوشتی آخه ؟


    •   sikir
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • هان؟!!!!


    •   Amir.Azadi.1919
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • جان مادرت فهمیدی چی گفتی؟؟


    •   mehran1346
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • خب بیناموس خودت فهمیدی چی نوشتی؟ کسکش خان اولش بخون بعد بفرست کیرم تو سردر اون مدرسه که درس خوندی


    •   Mohamad_esf_81
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • احمق کون کتکی بده به اون دختر عموی جندت بخونه ببین میتونه یا نه


      داستان مینویسی که نباید وسطش جق بزنی خاک بر سر


      بچه کونی آبرو اصفهانیارا بردی


    •   JohnTNT
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • بی‌ناموس موساد هم نامه های رمز دارش انقدر مبهم نیست


    •   amir4364
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • کاری به بقیه داستانت ندارم ولی فقط همین یه تیکه را واسم ترجمه کن ((طوری روز به روز این پامها بیشتر میشد اولش باور نمیکرد و بعد یواش یواش باور کرد و بهش میگفتم که میگه باید بنکنیم چون من از اون پول میگرفتم میدادم این اون خیلیه بهم گفته بودند که جندست اونم به خاطر خودش ))


    •   Lez.leilaaa
    • 1 سال،1 ماه
      • 2

    • اگه کسی فهمید این چی نوشته بگه ماهم بفهمیم?


    •   do_dare_baz1991
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • ریدم تو مغزت با نوشتنت
      ?????
      دوست عزیز که میگی اصفهانی ها مورد دارن شما شهرتون جنده نداره؟ در ضمن بکن اصفهانی ندیدی بندازه جوری توش که تا روده هات بره
      ?


    •   hesammosbat27
    • 1 سال،1 ماه
      • 1

    • باورکن هیچی از داستانت نفهمیدم با این انشات.... کلاس چندمی عموی؟


    •   amintala78
    • 1 سال
      • 1

    • انشالله شمر و یزید خواهر و مادرتو جر بدن به جون ننه جنده ت کلا گیج شدم.این کسشعرا چی بود واقعا؟یکی هلم بده من روشن شم (dash) (dash)


    •   مسیحی۰
    • 9 ماه،3 هفته
      • 0

    • اصفهانیها ادبش کنید.


    •   ali.gh061
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • دیس27
      کسکش نمک بحرام پای صفره نه سفره داشتی میمالیدیش!!!
      خصیص=خسیس مردک انتر کس ندیده
      تخم سگ از تو بیشتر مرام و غیرت داره.برادرش فهمیو تو چه حرام زاده ای هستی ک شب نزاشت اونجا بمونی و برد خونه خودش وقسم میخورم تا صبح کونت گذاشته و جای خالی خواهرت رو با تو بی عیرت پر کرده.وقتی رو خاهرت=خواهرت غیرت نداری و خودت میگی جنده است.دیگه چی باید بهت بگم.حوصله م نکشید تا اخر بخونم وگرنه بدجوری گوه مالیت میکردم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو