داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کردن زنداداشم فاطی

1399/04/16

سلام مهندس از دانشگاه تهران مال اون دور دورها…
اسمم شهریار 59 سالمه
نهم دبیرستان بودم داداش از خود بزرگترم که تو ایران ناسیونال با مدرک سیکل پنج سال بود کار می کرد ضمنا درسشم میخوند تا فوق دیپلم هم مدرک گرفت از انجا که جزو کارگران بدرد بخور بود خانه ای در پیکانشهر هم داده بودند که یک واحد دو خوابه بود اون موقع ها خیلی تمیز و با صفا بود من تعطیلی ها میرفتم پیشش کلی خوش می گذشت
داداش با دختری دوست شده بود که البته از فامیلهای مادرم بود که با داداشش همکار بود
اسم دختره فاطمه بود با پوست سفید چشمای رنگی و موی بلوند خوش رنگ مثل اروپایی ها فاطی صدایش می کردن من تو کودکی هام دیده بودم همبازی بودیم ولی خونه مون که اون موقع مستاجر همسایشون بودیم عوض شد البته پدر تو یوسف آباد خونه خرید رفت و آمد تقریبا قطع شد

خیلی زود ازدواج صورت گرفت و سالنی در خیابان آیزن هاور (آزادی) انتخاب شد و عقد و عروسی تو یک زمان انجام شد حنا بندان تو خونه ما که بزرگ بود و سه طبقه عروس را به خانه پدری اوردند شب اول تو خونه ما بودند من با دیدن فاطی علاقه شدیدی بهش پیدا کردم خلوتی شد منو فاطی تو اتاق تنها شدیم کلی از کودکی ها مانو گفتیم ازش پرسیدم شب سختی داشتی!؟ گفت نه من از بچگی پرده نداشتم !دکترم گواهی داده بود انتظار اینگونه رک گوییش را نداشتم !!و فاطی گفت یادته من زن تو می شدم چه کارهایی با من می کردی ؟! من خجالت کشیدم گفتم دوران کودکی بود دیگه عقلمون نمی کشید که … هر دو خندیدیم گفت چه دنیای زیبایی بود هنوز جای گازی که ازت گرفتم مونده ؟! گفتم آره ببین ! پیرهنمو دادم بالا سینه چپمو نشون دادم که نقش دندونهای کوچولوش مونده بود زخمم کرد ولی دردم نیومد منم سینه هاشو هی می خوردم شیر می اومد دهنم البته آب بی رنگ !!
که دردش می اومد ولی خوشش می اومد
منم همه جرأتمو جمع کردم گفتم ببینم جای گاز های من چی هنوز جاش مونده ؟
فاطی گفت تو گاز نمی گرفتی سینه هایم را مک می زدی و تا دیونم نمی کردی ول کنمم نبودی یادت رفته؟! هاااایادت رفته ؟! گفتم نه ولی گازم می گرفتم گفت من یادم نمیاد گفتم پیراهنتو بده بالا تا ببینم جاش مونده یا نه؟! اشاره کرد درو ببند قفلش کن . قفلش کردمو اومدم گفتم نشون بده کمی از پیرنشو داد بالا گفت اخه سوتینمو حمام در اومدنی نبستم
گفتم. بهتر سینتو گاز می گرفتم باید ببینم که گفت خودت بده بالا
دادم بالا گفتم خوب معلوم نیست بخواب ببینم چشاتم ببند

چشاشو بست و خودش تا خواست بخوابه پیراهنشو تا کتفاش داد بالا ممه ها شق کرده سفید گرد خوشگل تا دست کشیدم اخخ کرد گفت قلقلکم اومد ببین زود تمامش کن من به بهانه نگاه کردن و پیدا کردن جای دندانی که الکی می گفتم حسابی مالوندمش و بی اختیار لبامو گذاشتم رو ممه اش تا جون داشتم مکیدم بعد لباشو و گردن و بیخ گوشاشو که نفسش قطع می شد که نمیدونم باور کنید خودش منو کشید روش یا خودم رفتم روش همینقدر میدونم که دامنش کاملا جمع شده بود رو شکمش منم لای پاهاش و پاهاشم قفل به کمرم هی تقلا می زد شلوارمو بدون باز کردن کمر بند بده پایین که نمیرفت خودم کمربندمو تا باز کردم شلوارم کامل تا زانوهام پایین بود و کیرم مثل #شمشیر کج اماده پاره کردنش
که دستمو بردم رو کسش که شورتش خیس بود گفت شهریار درش بیار زنتو بکوووون منم شورتشو دادم پایین با پاهام درش اوردم دوس داشتم کسشو ببینم تا اون روز من یک بار کس کرده بودم اونم با عجله که سرپایی به دختر داییم که طلاق گرفته بود اولش فکر کردم گذاشتم کونش گفت کسمه ابتو نریز توش میدونستم سوراخ کص نزدیک کونه
نگاهی به کسش کردم خدا میدونه داشتم هلاک می شدم کیرمو تا گذاشتم در سوراخش تا ته رفت تو کیرم دراز بود ولی به کلفتی امروزه نبود چنان اخ با لذتی کشید که انگار دنیا را دادن بمن خیلی زود ابم اومد تا بخودمون بیایم همشو ریختم ته کسش گفت شهریار من موندم باید ادامه بدی زود باش میدونستم زنها هم ارضا میشن به سختی تحمل کردم و باز گاییدمش که فهمیدم داره ابش میاد و محکمتر زدمش خودمم برای دومین بار داشت ابم می اومد که فاطی لرزید و گازم گرفت طوری که دندوناش میخواست بهم برسه منم تا گازم گرفت سرعتم بیشتر شد شاید چند لحظه بعد فاطی آبمو با فشار ریختم تو کسش …
چه لذتی داشتیم نمیشه با قلم توصیفش کرد همدیگرو بغل کرده و حسابی بوسیدیم و گفت کیرِِ تو چرا شل نمیشه!؟ هنوز سفته (کیرم تو کسش بود و در نمی اوردم ) گفتم جاش امنه خانمم داره خونه اش را نگاه می کنه. خخخخ
گفت راستی الان با اون یک چشم بادامیش چی میبینه اونجا تاریکه
گفتم چشمش تو تاریکی هم می بینه. داره اون بستر نرم و پر از لذت و آغوش عاشقانه داخل خونشو نگاه می کنه که همه جاشو بغل کرده و خونش راضی نیست بیاد بیرون خخخخ
فاطی گفت چه توصیف زیبایی شوهرم من بازم میخام…
بیام روت ؟

چرخوندم اومد روم تا اومد پیرنشو در اوردم سینه های رگ کرده و ناسوت شده از مک زدنهای وحشیانه را تو مشتام گرفتم و فاطی شروع کرد بالا پایین کردن خودش که منم کمک و همراهی می کردم جایی رسید که دیگه فاطی دهنش باز مونده بود فقط کسشو می مالید به بیخ کیرم و چه لذتی هم برام داشت
فاطی رو من خیلی زود ارضا شد حالا من مونده بودم
گفتم میتونی فشار بدی رو کیرم تا منم بشم گفت نه جوون ندارم بیا روم که از رو کیرم اومد پایین چرخید داگ استایل نشست گفت پارش کن دوست داشتی بذار کونم منم عاشق همه جاش بودم کونش چشمک می زد گفت اگه کونم می زاری از اب خودت و خودم از کصم بمال که حال ندارم ارام بکن که کونم باکره است پاره نشه.
خیسش کردم ارام ارام هی شل کرد و فرو کردم تا اینکه همشو دادم تو کونش چه سفت و سختم بود انگار کیرمو حلق آویز می کرد تو کمتر از ده دوازده ضربه باز ابم برای سومین بار اومد ریختم تو کونش که دیگه واقعا حال نداشت ولی من سیر نمی شدم
تو این گیر و دار چند بار دستگیره در چرخید ولی اعتنا نکردیم کسی هم درو نزد شاید فکر می کردن فاطی با شوهرش خلوت کرده اتاقی که بودیم اتاق پدر مادرم بود به فاطی گفتم انگار خسته ای بخواب من میرم از اتاقم بعدن میرم حال سراغ تو را می گیرم اگه گفتن تو اتاقن میام درو می زنم خواب آلود بیا درو باز کن وانمود که دراز کشیدی خسته بودی خوابت برد
از تراس به دو اتاق دیگه راه داشت از در تراس رفتم اتاق خودم که وسایل کلی جمع کرده بودند توش فقط تختم پشت وسایل که دیده نمیشد خالی بود دراز کشیدم مثلا خوابم هی در اتاقم برای بردن و اوردن وسایل باز و بسته می شد تظاهر به بیدار شدن کردم خواهرم گفت #شهریار اینجایی ما اینهمه سرو صدا می کنیم گفتم شهلا خسته بودم خواب نمیدونستم
اومدم قاطی جمع شدم بعد مدتی سراغ فاطی گرفتم #شهلا گفت با داداش تو اتاق مامان حال می کنن خخخخخ
گفتم مگه شبو از اونا گرفتن دل منوتو را آب می کنن؟ خخخخ

گفت به ما هم نوبت می رسه گفتم خوشبحال اونیکه این ممه هارو میخوره (سینه هاشو گرفتم دستم) گفت پروووو گفتم شهریارم پروووو نیستم که کونشو کرد ترفم شکلک در اورد یه سیلی هم از کونش زدم گفتم وای که چه بروز این بیارن خخخ
گفت دیگه خیلی داری پرویی میکنی می بنن بده خجالت بکش کی عقل میای
در اتاق مامانو زدم گفتم تعطیل عروس دادماد زود بیان بیرون مامان و بابا رفتن حکم تخلیه براتون گفتن همه مثل بمب صدای خوشون هالو گرفت که فاطی با چشمان خمار خواب درو باز کرد گفت ببخشید خوابم برده بود گفتم شهبالو بگو بیاد بیرون وگرنه بد می بینه خخخخ
گفت شهبال نیست
گفتم کجا قایم کردی ؟ زود بگو گفت داداش رفت بیرون من ندیدم خسته بودم اومدم درو بستم درازی بکشم خوابم برده بود
گفتم راست بگووو زنداداش کلک کجا قایمش کردی
گفت جون تو راستشو گفتم که عمه شیرین گفت درسته من حیاط بودم دو ساعتی میشه شهبال رفت بیرون …
تو گوشش یواشکی که خودش بشنوه گفتم کیف کردی از گاییدنم گفت پرووووو… خخخخخ
همه بی جهت خندیدن فکر کردن جوک سکسی بهش گفتم
شهلا گفت فاطی بیا تا شهریار به بهانه های واهی دستمالیت نکرده که مامان چشم غره رفت عمه گفت شهریار آزاده منو پیش محمود کاری نمونده نکنه سینه هامو از جاش میکنه شهریار نگو بلا بگو بلای خوشگل و کبریت بی خطر خخخخخخ

من سینه های عمه ام را که سن و سالی هم ازش گذشته جلو شوهرش میخورم حرفهای سکسی میگم میگفتم کونتو بخورم کستو بخورم از این حرفا .خخخخ
مامان گفت شهریار نگو بگو بلای خونه که نباشه دق می کنیم اخه فاطی که تازه اومده اون نمیدونه داستان شهریار چیه …

شب شدو بعد از شام داداش فاطی را سوار ژیانش کرد برد خونه خودش ما هم دنبالش تا 4 بامداد بزن و بکوب همه موندیم اونجا که جا برای سوزن انداختن نبود من بین مامان و عمه خوابیدم تا هر کدام پشتشونو بمن می کردن انگشت تو کونشون میکردم میخندیدن و روبروی من تاقباز خوابیده
تا خوابمون برد نزدیکای ظهر بیدار شدم مامان و عمه با داداش صبحانه را اماده کرده بودند پاشدم یه پارچ اب ولرم ورداشتم یکی یکی شلوار دخترا را خیس کردم بعصی دمرو خوابیده بودند بعضی طاقباز به پسرا کار نداشتم حتی عروسهای داییم. و عمویم را هم حسابی کسشونو خیس کردم هیچکدام بیدار نشدن تا رفتم پذیرایی که سفره باز کرده بودند و عمو و دو تا دایی و بابام دامادای دایی و عمو اونجا خوابیده بودند بیدار شده تو صف دستشویی بودند و حمام گفتم پس این دخترا #کجان ؟ مامان گفت برو بیدارشون کن
که رفتم دماغمو الکی گرفتم داد زدم واییییی همشون شاشیدن شلوارشووون بیاین ببینید پاشین شاشووووها خخخخخ
همه شون با خشتک خیس پا شدن دنبالم میدونستن کار منه غوغایی شد خخخخخ
ساعتها با همان شلوارهای خشتک خیس بودند لباس دیگری نیاورده بودند
سمانه بیچاره شده بود نگو پریوده کسش فکر کردم باد کرده دو سه برابر دیگران اب ریخته بودم بدبخت خونابه خالی شده بود شلوار داداشو پوشید خخخخ

طولی نکشید اوایل شلوغی های انقلاب بود شهبال را از طرف کارخونه برای دوره ای به انگلستان فرستادند که دو ماه حداقل اش بود مدتی فاطی اومد پیش ما مامان خیلی مواظب شبا هم اتاق شهلا با هم میخوابیدن نمیشد کاری کرد

که فاطی بهانه گل و گیاه خونه اش را کرد منو مامان و فاطی رفتیم پیکان شهر شهلا پیش بابا موند دبیرستان می رفت نشد با ما بیاد
منو مامان تو یک اتاق فاطی یک اتاق خوابید تا مامان خوابش برد رفتم فاطی با شورت و سوتین اماده بود که برم پیشش سریع دست بکار شدیم تا کارمون تمام شد اومدم مامان کاملا خواب بود ساعتی نشد باز دلم خواست رفتم دیدم فاطی هم بیداره لخت بود عشقبازیمون شروع شد اینبار طولانی تر گاییدمش اعلب دوس داشت زیرم باشه هم از کون کردم هم از کس می گفت ابتو بریز کسم میخام از تو بچه دار بشم منم خر خر گوش میدادم همه شو می ریختم تو کسش
رفتم مامان جابجا شده بود ولی خواب بود
نزدیکای صبح بود خواب دیدم فاطی را دارم می کنم نگو مامانو بجاش گرفتم که زود بیدار شدم مامان خواب بود رفتم فاطی لباس تنش بود تاپ و شلوار راحتی
دمرو خوابیده بود شلوارشو دادم پایین بیدار شد باسن و کس و کونشو شروع کردم خوردن که بالشو کشید زیرش کونش بالا که بود بالاتر اومد گفت بکن هر دوتاش مال خودته بذار تو کسم
هنوز خیسی ابی که رخته بودم تو کسش بود اولین تجربه گاییدن از پشت و خوردن لبش تو حین گاییدنو کردم مثل پازل به هم رفته بودیم صدای فاطی اتاقو پر کرده بود نگو بیشترین لذت را در این پوزیشن پیدا کرده میگفت همیشه اینجوری بکن نذاشت بذارم کونش گفت فقط کسمو بکن که سیر نمیشم خیلی طول کشید بیش از نیم ساعت که با فاصله کمی از هم هردو ارضا شدیم مامانو فراموش کرده بودیم

نگو مامان تو دومین باری که رفتم پیش فاطی می فهمه میاد می بینه در اتاق فاطی قفله و صدای ماچ و بوس میاد میفهمه من گاییدمش
دیگه می بینه کار از کار گذشته دفعه بعدی که تا من میام میاد پشت در می شنوه که عروسش چه کسی به برادر شوهرش میده
چند شب همش خودشو خواب می زد شبی دو یا سه بار می رفتم فاطی را می #گاییدم تا مچمونو گرفت فاطی گریه کرد گفت عیب نداره نباید می شد حالا که کار از کار گذشته فقط مواظب باشید بچه دار نشین

از اون روز تا الان که سالیان درازی گذشته هنوز با فاطی سکسمون بر قراره پدرم 63 فوت کرد مادرم 75 داداش خونه پیکان شهره فروخت اومد خونه پدری یک طبقه اونا هستن یک طبقه مستاجر و یک طبقه منمو زنم که بچه هم نداریم زنم نازا در اومد خوشبختانه
چون سه بچه داداشم هر سه مال منو فاطی است چند ماهی است اسباب کشی کردیم جوردن تو یک خونه ویلایی دوطبقه قدیمی مستاجریم رهن کردیم خونه پدری را کوبیدیم داریم هشت طبقه می سازیم شاید به توافق برسیم با خونه ای که هستیم معامله بکنیم عادت به حیاط و دنجی آن و باغ و #باغچه داریم فاطی در نبودن سارا زنم میاد پیش خودم مثل زن و شوهر واقعی
داداش میدونه زنشو می کنم خودش از کمر افتاده متاسفانه تریاک زیادی می کشه سالها جدا از هم می خوابن
بچه ها میدونن پدر واقعیشون منم سارا هم میدونه ولی نمی ذارم روش به #قضیه باز بشه پیش سارا سکس نداریم ولی استخر و حمام سه تایی یا حتی با داداش چهارتایی میریم
سارا هم خوشگله ولی فاطی خیلی خوشگلتره
با وجود اختلاف سن سارا با من و فاطی از هر دوی ما مسن تر میزنه بدنش کاملا سرحاله ولی چین و چروک صورتش کارو خراب کرده یکبارم بوتاکس کرد ولی بعد مدتی برگشت…

فداتون بشم. شهریار

این داستان تقدیم به اونایی که زنداداششونو دوست دارن

نوشته: شهریار


👍 7
👎 39
86265 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

896399
2020-07-06 21:32:29 +0430 +0430

اولین کامنت حالی دیگه داره

1 ❤️

896401
2020-07-06 21:33:52 +0430 +0430

هی زن داداش (dash)

0 ❤️

896416
2020-07-06 21:49:31 +0430 +0430

توهم توهم توهم.
عزرائیل اینارو بشنوه به ولله خودکشی میکنه.

4 ❤️

896418
2020-07-06 21:51:06 +0430 +0430

خیلی طولانی بود

0 ❤️

896421
2020-07-06 21:55:04 +0430 +0430
NA

نهم دبیرستان (dash)

0 ❤️

896423
2020-07-06 21:57:18 +0430 +0430
NA

بمیر دیگه پیر‌سگ

2 ❤️

896424
2020-07-06 21:58:54 +0430 +0430

مردان تریاکی کمرشون توپ تره . حتی اگر یک نخود تریاک رو در چای حل کنن میتونن چند ساعت فعال باشن تریاک کسی رو از کمر نمی اندازه. به هر حال این فانتزی که نوشتی رو مورمونها هم تو زندگیشون پیاده نمیکنن…


896431
2020-07-06 22:15:15 +0430 +0430

ارزش خوندن نداشت، یه مشت خزعبلات، مهم نیست ١۶سالت باشه یا ۶٠سال، مهم اینه که یه جقی متوهم کوس مغزِ کوس میخِ کوس مخ هستی. اون صابون تمام شد بعدی رو بکن تو کونت. دوزاری


896439
2020-07-06 22:25:21 +0430 +0430

کیری
تو با این سنت بیشتر شبیه خر جنتی هستی تا آدمیزاد بعد میای اینجا کوس میگی؟


896441
2020-07-06 22:25:45 +0430 +0430
NA

من کار به نویسنده و کستان ندارم ولی ادمین ناموسا مگه خودت نمیخونی اینارو بعد اپلود کنی؟؟؟؟؟ یا اینا نوشته خودته یا نویسنده نسبتی داره باهات یا واقعا نمیدونم چی بگم والا.من دیگه ررررررد دادم

4 ❤️

896445
2020-07-06 22:29:28 +0430 +0430

داستانش بد بود ولی از یکسری دوستان در عجبم کلا قسمت داستان سایت شده عقده گشایی هرکی پشت چت میفته شروع میکنه فحش دادن بعد همینا تو خیابون حضوری جیکشون در نمیاد ولی زشته پشت چت همه میتونن چرت و پرت بنویسن ولی عقده گشایی نکنید بنده خدا زحمت کشیده نوشته بیشعور نباشید

0 ❤️

896447
2020-07-06 22:31:16 +0430 +0430

حاجی برو به فکر توشه اخرت باش اینجا چی کار میکنی اخه!


896463
2020-07-06 22:57:30 +0430 +0430

داستان زیر خاکی اوردی برامون

3 ❤️

896466
2020-07-06 23:05:35 +0430 +0430

دایی جون
اینجا همه جور آدم از جمله نئشه باز کم نداریم. هر کدوم میتونن به ۷ روش سامورایی زیرت رو بیارن روت. تریاکی نیستم ولی با تریاک کس کردم. یه بسط تریاک راحت دو ساعت تلمبه پشت کارشه.

این چه زبونی بود؟ بیشتر پشتو بود تا تهرونی.
این نوشتار یه شیرین عقل بود آیا؟


896468
2020-07-06 23:17:13 +0430 +0430

خوبی چه خبر خانواده همه خوبند، فاطی، شهلا‌‌‌، شهین، مهین و عباس آقا با مامانم اینا، بابا تمام کیرم از پهنا تو کس آبجی نجیبت واقعا من خیلی دوست دارم بدونم یه سری از شماها جرم از کجا می گیرین، بابا صد دفعه بهت گفتم شیشه از مصالح فروشی نگیر که اینجوری طبر بزنی قشنگ برو سر کوچه مثل آدم از نونوایی دو تا از جلو بگیر بیار تازه هم هست دیگه اینجوری طبر واسه شهین و مهین نمیزنی گوش کردی بابا جون باریکلا گفتی چند سالته متوجه نشدم بلند تر بگو 59 سال، بابا خیطه مشتی هم سن و سالای تو الان فلافلی دارن نه چرا راه دور بریم همین پسر شهین جون که گفتی انگشتش کردی خرازی داره،خلاصه از ما گفتن بود خودت رو کیر نکن اینجا چهار تا بهت بخندند،شب بخیر خواستی بخوابی دستت رو از تو شرتت درار برقم خاموش کن بخواب باریکلا.

2 ❤️

896480
2020-07-07 00:39:21 +0430 +0430

جنس از موتوری نگیرید

3 ❤️

896481
2020-07-07 00:43:54 +0430 +0430

کرونا بیا منو بخور لامصب . . . ‏‎ :-| ‎

1 ❤️

896497
2020-07-07 02:33:14 +0430 +0430

دیوث

**حتی نمی‌خوام یک کلمه در مورد داستان کثیفت نظر بدم. فقط به این شعر اکتفا می‌کنم. شاشیدم به تک تک کروموزومهات. **

این شهریار، بلا بود
کونیه کونیا بود
دست می‌کشید به دولش
یکی میرفت رو کولش
از بچگی کونی بود
یه کیسه‌ی گونی بود
هرکی می‌گفت بگیرش
زود می‌نشست رو کیرش
جق رو میزد با یک دست
تند و سریع و خوش ‌دست
هرکی می‌کرد تو کونش
آتیش میزد به جونش
یک پسرِ درس نخون
عاشقِ دادنِ کون
بزرگ که شد، قد کشید
پاهاش به منقل کشید
تریاک میزد شبانه
بدونِ هیچ بهانه
نظر به زن‌داداش کرد
به عشقِ اون تلاش کرد
کیرش می‌شد سفت و شق
تا می‌تونست، میزد جق
هر چی می‌کرد تو کونش
برای عشق و جونش
آب کیرش راه افتاد
دلش به تاپ تاپ افتاد
یه بار بهش که دست زد
آینده شو رقم زد
داداش اومد پاییدش
مثلِ یه خر گاییدش
الان دیگه پیر شده
کونش چو کفگیر شده
چاکِ کونش گشاده
عاشقِ گوز و باده
کیرش شـُل و خمیره
دیگه باید بمیره
زندگیشو تباه کرد
مغزشو توی چاه کرد
پایین رفتیم دوغ بود
مهندسیش دروغ بود
این شهریار ماست بود
قصه‌ی ما راست بود

ها کـُ‌کا


896500
2020-07-07 02:48:05 +0430 +0430

چقدر زر میزنی

3 ❤️

896504
2020-07-07 03:15:38 +0430 +0430

شهریارجان.بقول خودت اون ممه ها شق کرده ش تو کونت جقی ۶۰سالته بازم میای اینجا جق بزنی با جوونا.

4 ❤️

896507
2020-07-07 03:29:45 +0430 +0430

حاجی این کشوری که زندگی میکنید کجاست
چرا هرچی سرچ میکنم گوگل میگه
کسشر نگو
مردونه یخورده واقع بین باشید
این کسشرا رو تحویل همدیگه ندید

4 ❤️

896509
2020-07-07 03:32:55 +0430 +0430

یعنی کس شعر محض بود
اینجور که تو تعریف کردی جنده خونه وضعش بهتر از خونه شما بوده

5 ❤️

896519
2020-07-07 04:19:59 +0430 +0430

سال‌ها شهوانی داستان خوندم.
مزخرف تر از این تا حالا ندیده بودم.تو اون شلوغی عروسی بدون مقدمه تو با عروس سکس کردی؟
فوری ممه نشونت داد؟
والا جنده های رسمی هم بیشتر از زن داداش تو رعایت می کنند.

5 ❤️

896525
2020-07-07 04:51:53 +0430 +0430

این همه این حجم از کسشرات بی سابقه ترینه

3 ❤️

896539
2020-07-07 06:24:03 +0430 +0430

شاشیدم توی شرف نداشتت، اخه زن داداش؟؟
مملکتی که مهندسش با این سن بیاد تو این سایت و کسشعر بنویسه دیگه معلومه که میره رو هوا

4 ❤️

896541
2020-07-07 06:33:04 +0430 +0430

خیلی بی ناموس ودیوث هست کسی که به زن برادرش نظر داشته باشه باید آتیشش زد این برادر حرومزاده رو

2 ❤️

896543
2020-07-07 06:43:32 +0430 +0430

کیری ترین داستانی که تا حالا خوندم

در مورد داستان چیزی ندارم بگم
ولی
در مورد تریاک
کاملا نظر دوستان اشتباه هست

تریاک ی مدت کوتاه دیر انزالی میاره
بعدش دیگه شخص مشگلات جنسی پیدا میکنه
فکر کنم دوستان اطلاعاتشون کمه

3 ❤️

896551
2020-07-07 07:15:56 +0430 +0430

خب سارارو هم بده ما بکنیم

انقدر بدم میاد یکی میخواد خیانتشو توجیح کنه… انگ میزنه به همسرش… چین وچروک صورتش بخاطر حرص از کارای تو هست عوضی

2 ❤️

896552
2020-07-07 07:19:20 +0430 +0430

کون میدم حضوری

0 ❤️

896575
2020-07-07 08:41:19 +0430 +0430

من کاری به سن وسالش ندارم و اونایی هم که گگفتن بین جوونا چکار میکنی شما هم یروز سنتون میره بالا مگه هر۵۵ سالش شد باید بمیره دل ندارهه ودرباره داستان باید بگم فک کنم خانوادتون دست جنده خونه رو از پشت بستن دیس

2 ❤️

896585
2020-07-07 10:03:10 +0430 +0430
NA

دوستان یه زن یا دختر مشتی پایه عشق و حال بیاد پیام بده
مکان دارم همه جوره هم خودشو دارم

0 ❤️

896587
2020-07-07 10:04:21 +0430 +0430

من موندم داداشت فردا یه عروسیش کجا بود که توبعداز
اون ترتیب زن داداشت رودادی بقیه فامیل هم لابد خواب بودن

5 ❤️

896588
2020-07-07 10:13:22 +0430 +0430

زن دادشت جنده ایی بوده تمام عیار.هم دادشت هم خودت کونی وابنه ایی تشریف دارین.مامان جونتم جنده بوده خبر نداشتی از ابجیت نگم که شهره شهر بوده

4 ❤️

896597
2020-07-07 10:52:35 +0430 +0430

ای کیرم تو اول و آخرت این چه کسشعری بود نوشته بودی؟
کسکش چقدرم روده درازه.
کیرم تو خودت و خانوادت.
ببین جق چیکار کرده با این کسخلا


896601
2020-07-07 10:59:12 +0430 +0430

بی‌ناموس،کله کیری،کونی
زن داداش مثل ناموس آدمه، آخه چرا این چرندیات و می نویسیم کیر علی دایی تو کونت کیری

2 ❤️

896619
2020-07-07 12:31:20 +0430 +0430

بچه های داداشت از توه؟خودت از تخم کی هستی؟چطور روت میشه میای این چرندیاتوبگی؟
ملتو چی فرض کردی ولدزنا

2 ❤️

896625
2020-07-07 12:52:00 +0430 +0430

نوش جونتون

0 ❤️

896628
2020-07-07 13:02:08 +0430 +0430

تف تو مغز نداشتت. همچنین شرفت. از اول آدم کثیفی بودی تا ته راه… هنوزم تو کثافتی. چه تو واقعیت چه تو خیالت ذهنت کثیف و مریضه مرتیکه پست

3 ❤️

896631
2020-07-07 13:06:25 +0430 +0430

این داستان مال چهل سال پیشه و تو تمام جزئیات یادته؟
یا چهل سال پیش فرستادی،الان آپ شده یا الکی میگه چهل سال پیش اتفاق افتاده
به هر حال به 59 که رسیدم،نخوندم.
از خودت خجالت بکش.از خودت

6 ❤️

896635
2020-07-07 13:21:13 +0430 +0430

شهریار نگو جقی جقیا بگو کیر کوتاه .کمر بی آب.ذهن خراب واهوواهوواه

7 ❤️

896638
2020-07-07 13:35:56 +0430 +0430
NA

عرضم‌ به‌ درزت‌ که‌ مامانت‌ جندس‌ که‌ فهمیده‌ و‌ چیزی‌ نگفته‌ شک‌ نکن‌ تو‌ هم‌ تخم‌ پدرت‌ نیستی

3 ❤️

896641
2020-07-07 14:02:25 +0430 +0430

به من پیام بده بگو شهریارم کارت دارم

0 ❤️

896644
2020-07-07 14:16:55 +0430 +0430

کسشعر بود ، قبول کن

2 ❤️

896667
2020-07-07 16:54:23 +0430 +0430

تا اونجا خوندم که سینه هاش شیر میداد کیرم تو نوشتنت

2 ❤️

896683
2020-07-07 19:18:40 +0430 +0430

کاری به کسشعرایی که تفت دادی ندارم ولی اون هشتگ ها چی بود جاکش… همون موبایل و موس و کیبورد و کامپیوترت تو کونت مرتیکه تا همینجوری هرچی زسید از اینور اونر کپی نکنی بیاری اینجا پیست کنی… خاک بر سرت

2 ❤️

896690
2020-07-07 20:14:43 +0430 +0430

بسیار عالی ;)

0 ❤️

896692
2020-07-07 20:23:36 +0430 +0430

چقده مدل نوشتنت مسخره و اسکولی بود 😎

3 ❤️

896695
2020-07-07 20:37:40 +0430 +0430

درود بر پسر آریایی خودم که شناسه دارشد. مبارک بادتت.

0 ❤️

896697
2020-07-07 20:45:29 +0430 +0430

میگم پیری اینجا چکار میکنی؟ خیلی شیک معلومه بدجور عقده داری… جای خودتو داداشو عوض کردی توی داستان

2 ❤️

896698
2020-07-07 20:46:26 +0430 +0430

تا نهم دبیرستان خوندم…
بقیش کامنتا رو خوندم فهمیدم کار درست رو کردم

2 ❤️

896700
2020-07-07 20:53:40 +0430 +0430

کسکش بیناموس تو الان باید بشینی نسل آینده رو تربیت کنی نشستی اینجا کس و پت کردن زنداداشتو تفت میدی؟

2 ❤️

896705
2020-07-07 21:03:17 +0430 +0430

یه همچین اراجیفی واقعا نوبر بود . گمونم عمدی این چرت و پرت هارو نوشتی که حال مارو اینجا بگیری .
مردک فکر کردی تو لاله زار داری نمایش پرده خونی اجرا میکنی؟ عمله تو 59 سالته اما کُس نوشته ات به 15 سال بیشتر نمیخوره …شاید هم عقب مونده ای . نصفه بیشتر نخوندم خالی بند. هیچ تالار پذیرایی تو خیابون آیزنهاور اونموقع نبود .
منو ببین که حالا دارم ایراد داستانت رو میگیرم …ای تو اون روحت کیر مرحوم آیزنهاور…خدایش بیامرزد …ایشالله مارو هلال کنه از کیرش واسه تو نکبت مایه گذاشتم .

2 ❤️

896708
2020-07-07 21:08:57 +0430 +0430

هم سنا تو تا حالا ی دوتا سکته را داشتن اونوقت اومدی با این سنا سالت اینجا داستان آپ میکنی
برو ی دوجارا بیبیین با ی دوتاا بیشیین

2 ❤️

896862
2020-07-08 06:49:09 +0430 +0430

تو با این سن مگه هنوز کیرت شق میشه!!

2 ❤️

896949
2020-07-08 14:11:21 +0430 +0430

من خودم کرمانشاهم ولی یه سوال از دوستان تهرانی تاحالا کسی جوردن رفته؟

0 ❤️

897218
2020-07-09 05:41:09 +0430 +0430

تنها مشکل الان اینه که سارا روش به هشتگ قضیه باز بشه!! وای وای نشه یه وقت تورو خدا ؟؟!!!

0 ❤️

897230
2020-07-09 06:34:37 +0430 +0430

آخه مگه میشه؟؟ مگه داریم؟؟ من دیگه ررررررررد دادم (dash) (dash) (dash) (dash) (dash) (dash)

3 ❤️

899722
2020-07-17 17:42:41 +0430 +0430

کیری بود

0 ❤️

901385
2020-07-23 07:25:05 +0430 +0430

بنظر خودت کس نگفتی

0 ❤️






Top Bottom