کردن زن دوستم در ماشین

    1396/11/23

    بچه ها سلام..من فقط داستان میخونم..ولی گفتم حیفه ای داستان رو شماهم نخونید...من اهل شهرستانم..34سالمه متاهلم...مغاذه دارم..یه پسری خونشون روبروی مغاذه ماست..پسر خوبی فقط یکم سربزیر وفکر قدیمیه..یه زن توپ و خوش هیکل وباحال داره..خیلیا میدیدنش به من میگفتن کاش ما مغاذمون اینجا بود ..خوش به حالت هر روز میتونی ببینیش...منم که اهل ای حرفا نبودم...ولی وسوسه شدم..کم کم رفتم تو نخش...دیدم داره پا میده..منم هر روز با یه بهونه نگاش میکردم..تا اینکه یه روز یه کوچه پایینتر از اونجا دیدمش..میرفت ارایشگاه...بهش سلام کردم..لبخندی زد و گفت سلام...کار تموم بود..یه روز عصر اسباب کشی می کردن..خیلی ناراحت بودم..رفتم گفتم کمک نمیخوایید...یکم کمک کردم تا فرصت شد توی راه پله باهاش تنها شدم..گفتم کجا میری...گفت باهات تماس میگیرم..گفتم مگه شمارمو داری ..گفت اره خوب زدی به شیشه مغاذه منم سیو کردم....خدافظی کردم. دوروز بعد باهام تماس گرفت..دیگه دوسه ماه باهاش حرف زدم..اهل سکس نبود..منم داشتم دیونه میشدم..یه روز باهاش قرار گذاشتم..اومد توی ماشین..گفتم بریم گفت کجا؟ گفتم حجله دیگه...گفت نمیشه..شوهر دارم...گفت فقط حرف میزنیم...گفتم یه بوس بده ...راضی شد...رفتم یه جا پارک کردم..اومد بغلم میترسید..داغ داغ بود اوردمش نزدیکتر..لبم گذاشتم تو لبش...بد جور حشری شده بود..نمیدونم چی شد ...دستم بردم دور کمرش..کم کم لپ کونش دستم اومد..سفت بود بزرگ..کمرش باریک بود..دیگه تو شلوارش دست کردمو اونم خودشو ولوو کرد...صندلیمو دادم عقب..اوردمش روی خودم...حواسش نبود..شلوارشو تا زانو کشیدم پایین...هوا تاریک بود وخلوت..کیرمو اوردم بیرون شق وسفتو بزرگ...سرکیرم که به کوس خیسش خورد نفس بلندی کشید..اروم دست به کونش کشیدم..با یه حرکت کیرمو تا ته کردم تو...ناله کرد..ولی دیگه تلمبه زدم...فقط قوربون کیرم میرفت...دستم روی کونش بود..ارضا شدم..ابمو تو کسش خالی کردم...سریع پاشد ..رفتیم...اگه پسند کردین..بازم هست


    نوشته: هدایتی




نظرات:
  •   myous
  • 1 هفته،6 روز
    • 0

  • الان این چه ربطی به دوست داشت؟


  •   happysex
  • 1 هفته،6 روز
    • 2

  • اوللللللللل
    تف به روحت با این داستانت
    مردتیکه جلاق ، چون زود آبت میاد ی داستان تخماتیک
    سر هم کردی و آپ کردی
    برو منتظر نظرات نمون که نسل جلقونت رو به تیرانوسا
    پیوند ندادن
    ای مازیار خان جان کجایی ، که جایت خالیست عزیزم
    منتظر باش تا کوص کیونتو یکی کنند


  •   kermanshah_sex1
  • 1 هفته،6 روز
    • 0

  • منم از زمان مرحوم‌تانگو با یه خانومی شهر بغل اشنا شدم و شماره و رجف زدن قرار شد برم ببینمش اریشگر بود، ( لامصب ارایشگزا هم همیشه خوشگل ) قرار بود فقط ببینیم‌همو البته وب و تماس داشتیم ، خلاصه تاریک بود رفتیم بیرون شهر و فرعی ، یکم‌مالیدمش گفتم توش بکنم گفت بکن ، بچه ش کلاس سوم بودم ولی همونطور که گفت واقعا تنگ بود ، سکس هول هولکی کردیم و بردم گدلشتمش توی کوچه شون


  •   hamid_0013
  • 1 هفته،6 روز
    • 1

  • ببین جق چه میکنه
    شعر نو سکسی
    اینجوریشو دیگه نشنیده بودیم


  •   km185
  • 1 هفته،6 روز
    • 1

  • بقال جان مغازه درسته نه مغاذه :| بیسواد


  •   خرطوم
  • 1 هفته،6 روز
    • 0

  • داهاتی بیسواد ، مغاذه ؟ هر روز با یه بهونه نگاهش میکردی ؟ اخه گوساله تو تو‌اون خراب شدت کار و زندگی نداشتی که واسه دید زدن دنبال بهونه باشی ؟ اخه به فرق پدر جاکشت که ۲ کلاس سواد نداری ، چخه بابا چخه


  •   majidjooooon
  • 1 هفته،6 روز
    • 0

  • حالا مغاذه چی داری دیوس مجلوغ بی صواد ؟


  •   IRAJ MIRZA NEW
  • 1 هفته،6 روز
    • 1

  • خرطوم نفر قبلی با کیر نفر بعدی توی کس اول و اخرت با داستان نوشتنت!!!!


    حیف که شوهرش افکارش قدیمی بود و مثل تو نیست که خودت زنت رو میاری بچه ها بکنند


  •   shahx-1
  • 1 هفته،6 روز
    • 1

  • اگر ادمین به خاطر این داستان کلا سایتو ببنده من یکی که سرزنشش نمیکنم!!!


  •   مردتنهاa
  • 1 هفته،6 روز
    • 0

  • دخترازچابهار هست؟


  •   ronin555
  • 1 هفته،6 روز
    • 1

  • حواسش نبود.....تاریک بود...بایه حرکت زدی توش....بیاین اینو ببرین حیفه اینجابمونه این نابغه ...منتظر فحش نباش


  •   ahadahad
  • 1 هفته،6 روز
    • 1

  • ک ی ر م تو مغذت و مغاذت


  •   Kabirik
  • 1 هفته،5 روز
    • 1

  • آقای ۳۴ ساله‌ی متاهل !!! هیچ به فکرط نرسید که وقتی داری زن مردمو می‌کنی ، یکی دیگه هم کوصص زنط میذاره ؟!! شرط می‌بندم صدبار زنتو کردن اونم با همین « ط» دسته دارایی که براط نوشتم بی‌سواط!


  •   mr.com
  • 1 هفته،5 روز
    • 1

  • حواسش نبود شلوارشو تا زانو کشیدی پایین؟
    عجب
    کیر لک لک کلیمانجارویی به کونت (dash)


  •   سوراخدوست
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • فقط تو ماشین ایجوری کونی


  •   azadsexy
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • جلقی بدبخت


  •   kojdeh
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • دمت گرم اورژانس زدی؟؟؟؟


  •   he3tor
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • هر غلطی میکنید بکنید طرف زن شوهر دار نرید که بدبخت میشید...


  •   shahx-1
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • هلگای عزیزم منم به عشق شماها مینویسم این به اون در!! (biggrin)


  •   zapatan
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • کیر خر شاهزاده آلسعود تو کونت با این داستانت گوزوی کونی (dash)


  •   sarakospanbeh
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • منم کس دادم به بقال محلمون
    دور از انتظار نیست


  •   Mrs_Secret
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • مغاااااذذذذذه؟:|


  •   chapar8619
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • ن ممنون پسند نکردیم
    ادامه نده


  •   Arashdarbdar
  • 1 هفته،5 روز
    • 0

  • بهتره اسم داستانت مینوشتی سکس خروس با مرغ همسایه


  •   plankton-kosh
  • 1 هفته،4 روز
    • 0

  • باز ی جقی نطق کرد


  •   Gankr koy
  • 1 هفته،4 روز
    • 0

  • خاک تو سرت دیگه ننویس کونده،عوضی


  •   نیمای۰مهربون
  • 1 هفته،4 روز
    • 0

  • چی بگم


  •   Kir-lang
  • 1 هفته،4 روز
    • 0

  • آغا لطفاً. ننويس!
    مغاذه؟
    يكي از اضرار جق همينه اول اينكه كلمات درحال پاك شدن است دوم اينكه تخيلت خيلي عميق ميشه


  •   پسرکمرآهنی
  • 6 روز،5 ساعت
    • 0

  • حواسش نبود. ریدی با این جمله


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو