کردن زن عمو در دوران سربازی

    سلام من جوادم 32 سالمه این خاطر مال 10 سال پیشه ، اون موقع دانشجو دانشگاه اصفهان بودم و خانواده ام ساکن شهرستان بودند واسه همین اکثر وقتا میرفتم خونه عموم .
    یه رن عمو دارم که خیلی خوشگل و خوش اندامه منم همیشه آرزوی کردنش را داشتم اون موقع 47 سالش بود ولی خیلی جوونتر میزد .عموم سه تا پسر و سه تا دختر داشت که به غیر از یکی از پسراش بقیه ازدواج کرده بودند . این پسرش هم بعد از اینکه لیسانس گرفت دیگه ادامه تحصیل نداد و رفت سربازی . از اونجائی که سربازیش تو اصفهان بود ، شبا میومد خونه و صبح زود میرفت سر خدمت . یه شب رفتم خونشون دیدم زن عموم و پسرش تنهان گفتم پس عمو کجاست پسر عموم گفت با دامادمون رفتن ویلای چادگان آخه دامادشون ارتشی بود و از طرف ارتش برا دوشب ویلا گرفته بود و همه فامیل زنش را دعوت کرده بود . همه رفته بودند غیر از پسر عموم که باید میرفت سر پستش و زن عموم که به خاطر پسرش مونده بود خونه . یه لحظه یه فکری به سرم زد ، گفتم انگار موقعیت خوبیه واسه کردن زن عموم ، راستش فکر میکردم که زن عموم هم یه جورائی به من نظر داره چون وقتی با هم تنها بودیم لباسای راحت میپوشید و روسری نمی بست و یه شوخیهای خاصی میکرد مثلا میگفت تو آبم گرم میکنی که یه ضرب المثل اصفهانیه کنایه از کردنه یا اینکه با دوست دخترات سکس هم میکنی اما وقتی کسی اونجا بود جلوی من با حجاب کامل میگشت . خلاصه اینکه اون شب تا صبح خوابم نبرد و منتظر بودم که پسر عموم بره ، حدود ساعت پنج و نیم بود که پسر عموم لباساشا پوشید و رفت . زن عموم تو حال خوابیده بود و من تو اتاق بودم به بهونه دستشوئی رفتن اومدم از اتاق بیرون دیدم زن عموم با یه تاپ و شلوارک خوابیده ، دو دل بودم که چیکار کنم دل رو به دریا زدم و رفتم جلو خم شدم و با ترس و لرز یه بوس رو لپش کردم و سریع رفتم دستشوئی ، وقتی برگشتم تو حال با یه صحنه جالبی روبه رو شدم دیدم زن عموم تاپش را در آورده و فقط یه سوتین داره ، کیرم قد علم کرد فهمیدم که خودشم میخواد . منم تو حال کنارش دراز کشیدم و آروم آروم خودما بهش نزدیک کردم و دستما گذاشتم رو سوتینش چند لحظه صبر کردم بعد شروع کردم به مالیدن پستونای نازش دو سه دقیقه که سینه خوش فورمشا مالیدم . دل را زدم به دریا و پستونشا از زیر سوتین در آوردم و شروع کردم خوردن نوک پستونش یه چند دقیقه گذشت دیدم دستشا آورد و گذاشت رو سرم و شروع کرد موهامو نوازش کنه سرما آوردم بالا دیدم چشماش بازه و داره لبخند میزنه گفتم جون خشگل من خیلی وقت بود تو کفت بودم ، گفت خب حلا که موقعیتش هست هرکاری دوست داری بکن گفتم به روی دو چشمم عزیز دلم .
    دست بردم و سوتینشا باز کردم و دوتا پستوناشا گرفتم تو دستم و شروع کردم به خودن و مالیدنشون . نمیدونم چند دقیقه طول کشید ولی حسابی حشر هر جفتمون زده بود بالا ، گفتم زن عموجونم میخوام برم سر باغچه گلت اجازه هست گفت مال خودته جواد جونم اجازه نمیخواد تازه دیشب تمیزش کردم برات ، گفتم پس انگار نقشه قبلی داشتی دیدم یه خنده ملیحی کرد که دلما برد یه لب گرفتم ازش و گفتم جون قربون این خنده هات برم جیگرم .
    آروم دستما بردم تو شلوارکش و دیدم شرت نپوشیده . دستما بردم در کسچیش که چندسال بود تو کفش بودم و شروع کردم به مالیدنش، کسش حسابی خیس شده بود چند دقیقه که کسش را مالیدم شلوارکش را در آوردم و سزم را بردم لای پاهاش و با زبون کسش را لیسیدم اما زیاد توشا نمیلیسیدم راستش زیاد خوشم نمیومد چون میدونستم یه عمر کیر عموم رفته توش و اومده بیرون، بلند شدم و لباسای خودما در آوردم و کیرما گذاشتم در کسش سریع رفت توش یه کم گشاد بود ولی بدک نبود شروع کردم به تلنبه زدن یه پنج دقیقه که تلنبه زدم دیدم چشماش داره میره و اروم آه و اوه میکنه یکی دوبار با یه حالت نازی گفت یواش جواد جونم درد میاد زن عمو ، منم یه کم آرومترش کردم یکی دو دقیقه بعد دیدم آبم داره میاد گفتم من دارم میشم کجا بریزم دیدم یه دستمال گذاشته بود کنارش گفت بریز روش ((معلوم بود که اینم از قبل واسه همین کار آماده کرده بود)) سریع کشیدم بیرون و ریختم رو دستمال ولی زن عموم هنوز ارضاء نشده بود واسه همین انگشتم را گذاشتم رو کسش و نقطه حساس کسش را مالیدم یه چیزی مثل نخود زیر دستم حس میکردم اونقدر مالیدمش که آه و اوهش به هوا رفت و یه دفعه بدنش لرزید و بی حال شد ولی من هنوز کسش را میمالیدم ، دستما گرفت و با یه حالتی گفت بسه زنمو حال اومدم. بعدش خوابیدم کنارش و چندتا لب حسابی ازش گرفتم و بلند شدم رفتم حموم وقتی اومدم بیرون هوا روشن شده بود دیدم زن عموم سفره را انداخته و صبحانه مفصلی آماده کرده یه خنده ای کرد و گفت بیا زن عموجون ناشتای بخور تقویت بشی گفتم مگه بازم خبریه گفت تا ساعت 3 و 4 تنهائیم باهات کار دارم منم رفتم کارش و اونا نشوندم رو پاهام و یه لقمه دهنش گذاشتم و یه بوس ازش گرفتم اونم همین کارا کرد . تا ساعت سه و نیم که پسرش بیاد یه بار دیگه هم کردمش البته این بار تو حموم با هاش حال کردم که واقعا چسبید
    این داستان سکس من با زن عموم بود بعد از اون دیگه موقعیت پیش نیومد که بکنمش فقط بعضی وقتا بقلش میکردم و ازش لب میگرفتم.


    نوشته: جواد

  • 5

  • 0




  • نظرات:
    •   Ajax_2503
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • بابا جان ماهم جق زدیم ولی اینجوری توهم نزدیـــــــــــــــــــــــــــــم ک
      ریدی رسما


    •   ariah
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • میره


    •   takavarjoon
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • جلقولانه بود، ننویس. . . . . . . . . . . . .
      اینقدر جلق نزن. دیگه ننویس.


    •   mohamad kir nsz
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • کس شعر بود


    •   alexproto22
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • تکراری بود.


    •   off_boy
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • دستشا،کیرشا،کسشا،شورتشا
      ای کیـــــــــــــرم تو لهجت مرتیکه ی جاکش.


    •   H.u.n.t.e.r
    • 4 سال،11 ماه
      • 1

    • تو چرا نرفتی سر خدمت؟مگه مرخصی گرفته بودی؟یا اصن سرباز نبودی؟/من دیگه حرفی ندارم!


    •   ebadoli
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • اخرش نفهمیدیم تو سرباز بودی یادانشجو،


    •   Mohsn23
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • Alii bod


    •   kir asb
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • نخير ما حريف اين پاستيل خورهاي کس مغز نميشيم ! دو/سه ساله داريم زيگزال به زيگزال نخ خشتکمونو پاره ميکنيم ..اما عين مونگول ها دارند موز کوفت ميکنن و نگاهمون ميکنن! تو همين مدت بعضي هاشون نميدونم موقع ريدن چه فکري به کله گچ پزيشون ميفته که با همون شلوار پايين ، پريدن به هوا مخشون خورده به طاق مستراح ..سوژهاي بکري از تو اون کله گريس نخورده گوزيده اشون اومده بيرون . بعضي هاشون هم خوب شروع ميکنن ها اما در ادامه ميشه " اصل کس مغز نيکو نگردد انکه شلوارش پايين است! "هيچي گند ميزنه به نابدتر داستان ! چرا ؟(حالا مونگول ها دارند کيوي رو با پوست ميخورند نگاهت ميکنن)
      اول براي اينکه هنوز خودشون مزه عرق هستند ..يعني بچه سالند!دوم اينکه سوات موات ماکو ! !!!! يعني مينويسند اَباس آغا رفت کنار صاحل!!!!! اينجا هم سواد رو تيليت کرده تو کاسه واجبيش هم اباس آغايي که رفته کنار صاحل که شوفر 18 چرخ هستش تبديل به
      ببو گلابي حسن پپه کرده، هم خودشو که شاشش کف نکرده يپا دون ژوان حساب کرده که زنها براش ميميرند هم زن يارو غلط اندازه رو حشرالمغز و به سينه اش مهر جنده گي سنجاق کرده..هم دست آخر چه پُزي مياد که زنه گفته به عمرم چنين سکسي نداشتم !حالا بيا بگرد دنبال مگس کش تا بزني پس کله کس مغزش تا از اين حشر التوهمي دربياد ....بعضي وقتها هم مثل همين مونگول هاي موز و کيوي خور که دارندالان نگاهت ميکنند 58 تا هم مگس کش بزني همينن که ميبيني! قرمساق به قول خودش يه عمر تو کف زن عمو ، زن دايي، خاله و عمه اش ، آب مني از چشمهاي آب دزدکي اش از گونه ا ش سرازير کرده ، اما بمحض رسيدن به وصال حتي در عالم کسوليسم تخيل ميگه خاله ، عمه ، زن دايي ..بيا کيرم بخور !!بکون دهنت ساک بزن
      بعدش هم که تا حلقش ميکنه و تا آخرين قطره بخوردش ميده و طرفم کرده يپا جنده که همش هم قورت داده (طفلک اخه گيرش نميومده از بچگي خاطر خواه تو بود ! صبر کرده بود بزرگ بشي به بلوغ کس مغزي برسي)..تا زه اين راند اول بود!پيش خودش چه حالي ميکنه که داستانش زيپ پاره کن 1 شهواني ميشه! داشاخ ترشي نخوري يه چيزي ميشي! راند دوم، حالا طرف به اين مونگول، که خودشو طراح سيکيش ، به عبارتي گاييش ميدونه به التماس وتمنا تقاضاي فرو کردن گرز رستم 30 سانتي رو ميکنه( جاکش کوتاه هم نمياد اقلا 5تا 10 تا ازش بزنه معقول بشه! انگار هرکي ميکنه علم داره تا از رقباي کس مغزي چون خودش عقب نيفته) خلاصه به نداي عربده سان طرف لبيک ميگه مثل الاغ هم ميکنه اون تو ! خواننده هم (البته ابواب جميع کس مغزان پاستيل خور) يه دست تو شلوار ، قيافه کج و کوله شده داره جملات رو دنبال ميکنه که طرف بگه جر خوردم و سوختم و از اين لاف ها . اما درعين حال در ادامه چشمهاش چهار تا ميشه که ميخونه طرف جر نخورده که هيچ ، تازه ميگه بکن قربون اون کيرت برم ..بزن تا ته جرش بده!!!!!!!مال خودته!!!! آخه قرمساق مالياتي مگه کرباسه که ميگه جرش بده بوزينه ! راند سوم ..آقا که عمريست در کف طرف بوده ، حالا [سکس من ]ميشه!!! مثلا بار اولش هست که رنگ کس ديده، حالا دُم دراورده جاکش! طلبکارانه انگار جنده پولي زيرش خوابيده ميگه برگرد ميخوام از کون بکنم !!!
      _از کون نه ..تا بحال به داييت يا عموت کون ندادم ميترسم ..درد داره!
      _نترس من حرفه اي ميکنم!!!!!!!!!!!!!!!جوري ميکنم که درد نداشته باشه !!!!!!!!!!!
      حالا جاکش يادش رفته که يه باتوم خوش تراش 30 سانتي براي خودش تو فيلنامه اش سفارش داده ..که تو کون خود خر بکني..ماده باشه توله خرش تو شکم سقط ميشه ! نر باشه گوشهاش ميفته پايين دندون هاش ترک ميخوره دست اخر هم سکته سرپاي کيري ،فاتحه !
      اينهمه هم گفتيم آخه جاکشِ سر جاليز، سکس براي بار اول با اين ادمهاي که ادعا ميکنين چنان هيجاني در وجودتون ايجاد ميکنه که دندون هاتون کليد ميکنه ..شاش بند ميشين ! فوقش اگر هم اين بلا سرتون نياد زير لحاف نرفته 6 بار ابتون زده از ده سوراختون از جمله جفت چشمها تون بيرون! گوش نميدن که ..! فعلا دارند با مته يه انگشت ، دو انگشت ، سه انگشت کون عمه مکرمه رو درل ميزنن که جاباز کنه!!!! اينجا هم که از رو نميرند ... کون بکر مثال کس گربه ، به گربه فرو کنه ديگه نر و ماده نداره درجا پشماشون ريخته وبه عروج ملکوتي پيوستن! حال عين يابو تپانده تا آخر.. اينبار پشماي خودمون از نعره زندايي ، عمه حالا هر کي ...نه از شدت درد ، بلکه از شدت حشر زدگي طرف ، که باز ميگه جرم بده ..پاره پوره ام کن کيرم دهن دائيت که تا حالا نتونسته بود منو بخوبي تو بکنه!!!!!!!!!!ميريزه!
      بفرما اين از داستان زيپ پاره کن شازده قراضه هاي کس مغز که از گشادي برنميگردن از سر سطر اول ، ترکوني که زدن بخونن بلکه سوادشون ياري کرد دوتا غلط تخماتيک پيدا کنند و تصحيح کنند! اي توروح اون مدير مدرسه ات کنند که مدرسه اش شده کلوپ فيلمهاي سکسي و عکسهاي پيرز ن هاي کس تابتاي چروک! چه جوني هم ميگن وقتي نگاه ميکنن غربتي هاي استجلاقي


    •   sexxxxy_hot
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • خوبی؟؟؟؟؟؟
      هویت خودتو معلوم کن که چیکاره ای؟
      خب؟ بیادت نره ها....


    •   rostami4233
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • ایول داداش حال کردم
      حرف دلمونو زدی


    •   شیرجوان...
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • مکس دمت گرم


    •   Asdollakhan
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • بارا جالقاتا بازان.. قرتی کونییی.. سردرت نوشتی سربازی بعد دانشجو بودی اصفهان؟!!!.... دروغ خب هویج سره که نیس تو کون آدم..


    •   bia.bokhoresh
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • اين زن عموت كيركلفت منو ميخواد تا جرش بدم توبروجلقت روبزن ROFL


    •   sahar.s
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • اخرش تو دانشجو بودی یا سرباز؟بعدشم گفتی عمری کیر عموت توش میرفت با این توصیفی که تو کردی من اینطور فکر نمیکنم شایدم خودت خبر نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    •   rramini02
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • توکه راس میگی دروغگو دسته بیل شکسته


    •   atila253
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • سلام سلام سلااام... واما بعد... بقوله حضرت مولاناا؛ هجو هم که میخوااای بکنیی اینجوری هجو کن که تا ماتحت طرف بسووزهه بلکه آدم شه!!! (ترجمه تلویحی ). Δدرکل خدمت استاد خودم عارضم که، هجو عبرت آموز وجالب ( قابل توجه دوستان گرامی، حتی هجو هم اگر بجا و با شیوه طنز تلخ وگزنده وصد البته عبرت آموز بیان بشه میتونه جذاب وزیبا هم باشه) ... جنابعالی را خواندم الحق والانصاف که آنرا زیبا و پندآموز یافتم!!! ظرافت ونکته سنجی شماددر سطر سطر نوشته ها پیدا بووود... امید که شاهد کارها وآثار بیشتری از شما در راستای ارائه شیوه درست ونیکوی داستان نویسی سکسی باشیم... باتشکر ارادتمند... آتیلا رهنما


    •   mohsenWahshat
    • 4 سال،11 ماه
      • None

    • من کلا از این مدلا خوشم میاد راست و دروغشم مهم نی


    •   palang mast
    • 4 سال،10 ماه
      • None

    • تو که نوشتی دوران سربازی..ولی اینجا که دانشجوازکاردر اومدی...
      ملجوق کمتر جلق بزن..


    •   mehran21m
    • 4 سال،9 ماه
      • None

    • آخه دروغگو جلقوز بورو جلقتو بزن ، ما یه عمر کس دخترا رو خوردیم و واسشون چوچولشون رو مالیدیم هیچوقت به یاد ندارم که یکیشون بعد از اینکه ارضاء شده باشه بدنش لرزیده باشه و بعدشم بیحال شده باشن ، من نمیدونم این افکار تخمی تخیلی رو شماها از کجاتون میارین و واسه ماها تعریف میکنین ، اینم از افکارت موقع جلق زدن بوده بورو جلقتو بزن تو هم جلقوزی بیش نیستی


    •   دکترسلام
    • 4 سال،8 ماه
      • None

    • بازم حرف حرف حرف عمل کجاست؟؟؟؟؟؟
      دو 100گفته چو نیم کردار نیست


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو