داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

کردن عمه جون و اون یکی عمه ی طلایی

1399/06/12

با سلام به دوستان عزیز من میخوام یه خاطر خوب براتون شرح بدم
دوستان من18 سالمه اسم جعفر قلی کشتل تپه ام 😂 😂 😂 من تو خانواده ای پدر خیلی رابطه ای خوب باهم دارم من خیلی دوست دارن همه آقا ما یه عمه خیلی خوب داریم که با یه آدم بدردنخور پولدار ازدواج کرده آقا اینا هی دعوا میکردن این عمه میومد خونه ما یبار خیلی طولانی شد قهرشون من اون موقع 15 16 سالم بودآقا تو فاز سکس این چیزا نبودیم آقا یکی از رفیق های صمیمی بابام م رو دعوت کرد شام که یه دختر همسن من داشت من خر کیف شدم که یهو خورد تو ذوق بد کیر شدم که این عمه خانم ما گفت نه من نمیام شمارو دعوت کرده من مزاحم نمیشم شما برید من تلوزیون نگاه میکنم میخوابم که بعد اصرارهای زیاد از ما بابام گفت تو بمون خونه پیش عمه ات که من کیری حالمبد شد بدجور امدم نیشستیم اینا رفتن تا اینکه ما نشستیم جلوی تلوزیون(من و عمه) آقا ما بچه بودیم دیگه داشتیم ماهواره میدیم این عمه شروع کرد صحبت کردن دیگه وسطاش بودکه دوربر ساعت 10.30 11 بود میگفت بزن فیلم سسکی (همینطور میگفت) من ببینم بخواب فکر میکردم من حالیم نمیشه ولی نمیدونست که تو ایران از اول ابتدایی بچه ها مطلع میشه که کص چندتا پشم داره من خنده بهش تحویل میدادم. آقا در کل این عمه دو سه بار کربلا رفت قرار بود بر حج نمازشم عقب نمیفتاد. آقا گذشت تا اینکه ما دیگه تشنه کص بودیم چند دوست دختر عوض کرده بود ولی همش آنال بود حال نمیداد این عمه هم با ما شوخی داشت ما هم تو کفش بودیم بدجور (یه توضیح ازش بدم کونش تخت تخت بودن نه مثل لوپز ولی هیچ شرت نمی پوشید چون ساپورت میپوشید میدیم ولی در عوض خیلی سوتین میخرید رنگ ها وشکل های مختلف سینه اش 75 بود) این هوای من خیلی داشت هر وقت میومد یه 100 تومن به ما پول میداد شوهرش خر پول بود وضع مالیشون عالی بود عزیزای دل جونم براتون بگه که این همیشه با ما میومد شهرستون ما دیگه جون شده بودیم هیز سوژه جقامون این بود گذشت ما رسیدم شهرستون که شمال بود این عمه ما اونجا خیلی لباس های باز میپوشید
آقا یه شب این خواهر خواهر زاده همه ای زنا تو خونه نشستن شروع صحبت کردن که زیادیاشون رفتن تا این دو سه تا خواهر باهم تنها شدن بحث حشر سکس شد بود من جلوی تلوزیون لم داد بودم با گوشی مشغول بودم ولی گوشم اونجا بود این عمه مورد نظر ما گفت که شوهرم همایون(فقط اسم واقعی این دیوسُ گفتم) خیلی حشری به من امون نمیده سر همین نمیزاره بیام مسافرت میگه تو بری من چیکار کنم از اینا در ادامه می گفت از اون هم به من سرایت کرد یه هفته بیشتر نمیتونم تحمل کن از این حرفاکه اطلاعت من تکمیل شد فهمید این حشری هست تا اینکه مشغول شدم هی بهش میچسبیدم تیکه مینداختم ولی نخ نمیداد تا گذشت که ما یه هفته بود که اونجا بودیم اون یکی عمه ام که شوهرش رفته بود این مونده بود با بچه اش
که یه پسر لوس بود رسید آقا این دوتا خیلی باهم جور بودن جیک پیکشون باهم بود من از طریق دختر عمو بزرگم که یه سال از کوچیکتر زیدم بوده فهمیدم اینا باهمور میرن اینم یبار دیده من گفتم اینا دوتا اینبار یه حرکت میزنن من اینا رو زیر نظر گرفتم تا اینکه دیدم دوتای میرن تو خونه ای خالی که ته حیاط ما بود میرن اونجا من رفتم و دیدیم که داشت با دیلدو همو میکنن که گوشی عمه بزرگه زنگ زد رفتن ولی به عمه کوچیک گفت فردا شب بیا اینجا من آماده ای فردا شب شدم (برای اینکه دیگه بیشتر از این طولانی نشه خلاصش میکنم) اونا رفتن کار کردن من هم ازشون فیلم گرفتم توی یه موقعیت مناسب بهشون نشون دادم اون اول تعجب کردن و بعد گوشی با یه کلکی ازم گرفتن بعد اینکه فیلمُ پاک کردن بعد گفتن دیگه هیچ غلطی نمیتونی کنی حرف زیادی بزنی به بابات میگیم مارو اذیت میکنی اونکونتُ پاره میکنه من گوشیو گرفت(من از بچگی خدمات کامپیوتری کار میکردم) رفتم یه لب تاب جورکردم فلم ریکاوریکردم که خیلی دنگ فنگ داشت دوروز طول کشید و اینا من میدن هی مسخره میکردن میخندیدن من تونستم ریکاوریکردم فیلم تو فلشم و رم وحافظه اصلی گوشیم چندجا کپی کردم شب که تا از بیرون امدن خواستن شروع به خندیدن کنن فیلم نشون دادم گفتم دو روز بود اینا داشتم(خالی بستم کیری)میخواستم ببینم چیکار میکنید و پیشنهاد سکس بهشون دادم و اونا زیربار نرفتن گفتن ما به تو محرم از اینحرفا که گناه زنا با محرم سه برابر زنا از این چیزا من گفتم لز چی اونم دوتاخواهر بعد بهشون گفتم تا 12 شب وقت دارید فکر کنید و تمام و گرنه فیلم اول به شوهرتو(عمه بزرگه) بعد دادشات اون هم که رنگشون پریده بود رفتن که نزدیکا یازده یازده نیم عمه کوچیکم امد تو گوشم گفت قبوله من با خنده بهشون گفت12 مکان همیشگی خودتون
آقا من رفتم از رفیق تو شهرستون که خیلی با هم عیاقیم اسپر بگیرم اون گیر داد که چیکار داری گفتم دادش مگه این بی حسی نیست اون هم گفت آره من گفتم امروز بالای درخت بودم افتادم روی شاخه پایین تر با کیر و خایه که درد میکنه میخوام بزنم بی حسش که رفت آورد رفت من رفتم زدم آماده شدم ساعت دوروبرای دوازده ربع دوازده نیم نیومدم گفتم اینا من کیر کردن که خواستم بیام بیرون امدن من با تشر گفتم کجا موندید نیم ساعت من علافم که گفتن نشد جیم بزنیم الان امدیم اول بهشون گفتم هرکاری بخام باهاتون میکنم(ازشون عقده کرده بودم بعد این عمه کوچیکه خیلی کونش خوب برعکس بزرگ) اون هام گفتن بخاطر آبرو مجبوریم شروع کردیم اول عمه کوچیک عمه بزرگ رو لخت کرد بعد منو بعد خودش لخت شد من با بزرگه لب تو لب بود که اون رفت پایین کص عمه بزرگه رو خوردن یکم بعد برامن شروع کرد ساک زدن من با سینه های اناری عمه بزرگ بازی میکردم(این دوتا خواهر برعکس همن کوچیکه سینه هاش خیلی بزرگ بود)
آقا ما از این بزرگه دل کندیم رفتیم سراغ کوچیکه لای سینه هاش گم شده بود بعد من عمه بزرگ رو خوابوندم زمین کصش تمیز تمیز بود تازه اصلاح کرد بود من یکم خوردم بعد شروع کرد تلنبه زدن کصش نه زیاد گشاد نه زیاد تنگ ولی خوب بودتلنبه زدنو شروع کردم بعد این کوچیکه داگی طور امد رو بزرگه من هم مشغول خوردن کص عمه کوچیکه که کشیدم بیرون عمه بزرگ برام ساک زد بعد من به عمه کوچیک گفتم داگی بشین که میخوام کونتو فتحکنم که گفت نه درد داره این چیزا گفتم خیال تخت طوری میکنمت که حس نکنی(وجدانی خیلی به سکس آنال وارد بودم) انگشتام خیس کردم دونه دونه توش کردم واقعا تنگ بود بعد اینکه سه تا انگشتو جا کردم به عمه بزرگ گفتم برام ساک بزنه تا فتح شروع کنم که یکمکه ساک زد بعد آروم آروم کردم جوری تنگ بود که احساس میکردم کیرم داره پرس میشه شروع کردم تلنبه زنی که عمه میخواست فرار کنه محکم چسبیدمش تلنبه زدم که واقعا اشکش در امد(کیرم 16سانته ولی کلفته)
یکم بعد که جا باز کرد دیگه خودش تند تند عقب جلو میکرد میگفتم جرم بده این چیزا بعد 5 6 دقیقه کشیدم بیرون عمه بزرگرواز کص کردم ولی این دفعه تلنبه سنگین تند میزدم بعد چند دقیقه کشیدم بیرون رفتم رو عمه کوچیکه که عجب کصی بود با اینکه یه ذره پشم داشت چندشم میشد براش خوردم ولی عجب کص تنگی داشت دست کمی از کونش نداشت انگار نه که یه شیکم زایده بود همینطور چندتا پوزیشن با هم سکس کردیم ولی زیاد با عمه کوچیکه چون واقعا خوب مالی بود هردوتاشون ارضاء شده بودن ولی من هنوز داشتم رو عمه بزرگه تلنمبه میزدم که انگار قرار نبود آبم بیاد عمه بزرگه با تجربه بود لامصب داگی شد من کردم تو کصش خورش عقب جلو میکرد من از این پوزیشن خوش میاد که بعد از15 20 دقیقه سکس غرور آفرین آب امد من که نای راه رفتن نداشتم اونا رو مرتب کردم فرستادم رفتم خودم یه کم دراز کشیدم بعد رفتم
که این اتفاق رابطه من با دوتا باربی قشنگمو ایجاد کرد،که اگه مورد استقبال بود این خاطره براتون بقیه اش براتون میفرستم

نوشته: جعفرقلی کشتل تپه ای


👍 0
👎 33
48400 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

913318
2020-09-02 00:18:28 +0430 +0430

مزخرف نوشته ای و پر غلط
خیانت در مرام ایرانی نیست

5 ❤️

913321
2020-09-02 00:21:07 +0430 +0430

چهار خط بیستا آقا داشت
لامصب نمیگی مخاطبای خانم ناراحت میشن

6 ❤️

913329
2020-09-02 00:25:49 +0430 +0430

آقا کیر شوهر عمه هات ساخت به کونت؟


913340
2020-09-02 00:29:43 +0430 +0430

به کشتل تپه که رسیدم فهمیدم سنّ بچه ی منُ داری که عموپورنگ می بینه
خاک بر سرت.
ادامه ندادم
نمی تونم چیزی بگم.حالم بد شد.
سایت شده بچه بازی


913343
2020-09-02 00:32:11 +0430 +0430

با چه زبانی نوشتی ؟؟؟؟؟
Are you from iran?

《من تو خانواده ای پدری رابطه ای خوب با هم دارم من خیلی دوست دارن》

                                کَر و لال ها اینجوری می نویسن

913345
2020-09-02 00:34:21 +0430 +0430

بهترین داستان دنیا هم که باشه با این طرز نوشتن کیر میخوره توش این که دیگه کسشره محض بود

1 ❤️

913346
2020-09-02 00:34:21 +0430 +0430

داستانت که چرت بود ولی کلمه یبه درد نخورو برا شوهر عمت خوب اومدی

3 ❤️

913371
2020-09-02 00:50:19 +0430 +0430

ریدم تو مغزت این کجاش طنز بود
اوکی فهمیدم طنزش بعدش بود
جایی که شوهر عمه هات جرت دادن

3 ❤️

913373
2020-09-02 00:54:57 +0430 +0430

خود گویی و خود خندی عجب مرد خردمندی .

0 ❤️

913409
2020-09-02 01:36:05 +0430 +0430

تو اون روحت با این اسمت
تو اون روحت با این داستان نوشتنت
مرغابی اُبنه چاقال… تو که هنوز کونت بوی کُس میده… این حجم از کسشعر و از کجات در آوردی نوشتی بگو که میخوام لوله اش کنم شاف نابدترت کنم .
اول و تا اخر داستان انگار تو ماشینم و هر 50 متر یه سرعت گیرِ کیری مثل نویسنده جلوم سبز میشه بی ترمز ازش میپرم…
آقا من رفتم …آقا من کردم …آقا من… ای کیرخر
حالا عمه هات باسم دادن ، کیرت کردن بردن تو همون پستو جفتی دیلیدو تو کونت کردن …اومدی سر ما رو میخوری؟ لااقل عین . لااقل مثل بچه آدم بنویس تا فحش های ترو تمیز و شیک بهت بدن کسمغز تمام عالم.

3 ❤️

913422
2020-09-02 02:03:55 +0430 +0430

در واقع به این داستان نمیشه گفت طنز من خودم با داستانای طنزه شاه ایکس بیشتر حال میکنم.

1 ❤️

913428
2020-09-02 02:09:30 +0430 +0430

ماستیل این بچه رو کی برداشته بذارین سرجاش اینقدر سسشر ننویسه

0 ❤️

913438
2020-09-02 02:23:12 +0430 +0430

یعنی ریدم تو نگارشت ، کیرم تو ذهنه ملجوقت

0 ❤️

913440
2020-09-02 02:23:54 +0430 +0430

جان همون دوتا عمت دیگه ننویس

0 ❤️

913455
2020-09-02 03:04:44 +0430 +0430

باحال بود ابم امد ممنون

0 ❤️

913457
2020-09-02 03:07:25 +0430 +0430

کسخل چی نوشتی ناموسا ، اخه کیر پس از جغ !!! برو کونتو بده تورو چه به داستان ، حداقل یه چی بنویس بگنجه

0 ❤️

913463
2020-09-02 04:02:43 +0430 +0430

آقا کیرم دهنت آقا

0 ❤️

913466
2020-09-02 04:13:19 +0430 +0430

عقب و عقب و عقب و عقب》》》عقب افتییییییده😂

0 ❤️

913467
2020-09-02 04:15:22 +0430 +0430

آغا
آغا
آغا
آغا
لطفا درِ کُصتون رو بزارین.
با تشکر

0 ❤️

913474
2020-09-02 06:25:30 +0430 +0430

کسخل و کس مغز به تمام معنایی،برو کونتو بده بچه، اینجا جای بچه ها نیست، یه وقت میذارن کونت، حالم از هرچی دروغگو بهم میخوره عه عه عه

0 ❤️

913477
2020-09-02 06:46:29 +0430 +0430

یعنی چندخطشو‌خوندم اومدم زود بگم ریدم به اون نگارشت
خاک توی سرت کنن با این‌نوشتنت

0 ❤️

913490
2020-09-02 09:04:36 +0430 +0430

کیر هر چی آقاست تو کونت ،کصگوی اعظم

0 ❤️

913492
2020-09-02 09:10:52 +0430 +0430

منم یه فابل از ننت دارم

0 ❤️

913494
2020-09-02 09:50:54 +0430 +0430

آقا خیلی آقا پر از آقا غلط بود آقا!
آقا و کوفت ! آقا و درد بی درمون

0 ❤️

913529
2020-09-02 14:18:55 +0430 +0430

آخه کونی بردنت تو باغ خونه خالی کردن تو کونت حالا برای ما کسشعر میبافی کیرم تو کون تو و عمه نداشتت

1 ❤️

913536
2020-09-02 15:17:29 +0430 +0430

آقا کیرم دهنت،اقا کص مغزی هم اندازه داره،اقا برو جقت رو بکش

0 ❤️

913540
2020-09-02 15:44:30 +0430 +0430

آقا کیر خر تو کون تو و کوس عمت

0 ❤️

913557
2020-09-02 19:53:21 +0430 +0430

آقا آقا آقا …

0 ❤️

913581
2020-09-02 22:52:51 +0430 +0430

کیری ترین داستان ها هم حداقل یه لایک میخورن اما این در حدی تخمیه که یه نکته مثبت هم نداره فقط دیس😂

0 ❤️

913589
2020-09-02 23:58:52 +0430 +0430

زبون بسته چی میگی؟

0 ❤️

913631
2020-09-03 00:26:50 +0430 +0430

کسکش مگه سر کلاس انشا وایسادی؟؟
اینقد که تو گفتی آقا معلم دین و زندگی من تو پیش دانشگاهی نگفت آقا(طبسی)
ولی با اقتدار خار دیس لایکو واست گاییدن😂

0 ❤️

913715
2020-09-03 03:06:47 +0430 +0430

آقا مرتضی علی اول آخرتو بگاد که تو پنج خط پنجاه تا آقا نوشتی آقا

0 ❤️

913740
2020-09-03 06:33:01 +0430 +0430
Vbk

خاک تو سرت کنن با این نوشتنت. چند خط اولش خوندم عین این بچه مدرسه ای ها آقا آقا می کردی.شاشیدم تو نوشتن کونی

0 ❤️

913771
2020-09-03 10:26:18 +0430 +0430

خودت فهمیدی چی نوشتی

0 ❤️

913819
2020-09-03 14:13:50 +0430 +0430

ولی اسم اصلیت کُسخُل قلی پِشکِل مغزه_چون از سوادت و نوشتارت معلومه جقیییییی👍👍👍😅😅😅😅

0 ❤️

913856
2020-09-03 18:00:40 +0430 +0430

ای خداااااااا

پسره از پای عموپورنگ پا شده اومده داستان محارم نوشته.

خودت بگو چطوری خودکشی کنم

0 ❤️

913896
2020-09-03 23:52:14 +0430 +0430

مزخرف بود جقو خودشم مگه فقط اینجا اقا میخونه هی میگی اقا اقا خانومای گلی هم هستن که میخونن ولی اصلا لذت نداشت
حالمونو خراب کردی

1 ❤️

913999
2020-09-04 00:59:33 +0430 +0430

گفتی شهرستان… آخه کونی…استغفراله

0 ❤️

914002
2020-09-04 01:00:52 +0430 +0430

شهرستون

0 ❤️

914076
2020-09-04 02:30:10 +0430 +0430

وااای ن*نتو گاییدم با این کصپرت هایی که تفت دادی👊🏼👊🏼👊🏼

0 ❤️

914170
2020-09-04 11:32:24 +0430 +0430

اخه دیوث اسم خودتو بزاری جعفر قلی کشتل تپه ای این کستانت تبدیل به طنز میشه🔫🔫😐

0 ❤️

914252
2020-09-05 00:04:17 +0430 +0430

صحنه های جق خوبی خلق کردی
همون اول ک گوفتی هیز بازی ادامه ندادم بخونمش
دییییییس

0 ❤️

913337
2020-09-22 09:24:39 +0330 +0330

فاز طنزش خیلی ضعیف بود

2 ❤️







Top Bottom