کردن مامان دوستم توی حموم

    سلام بچه ها


    من پیمان هستم الان 27 سالمه ولی خاطره ای که میخام بگم مال زمانیه که پیش دانشگاهی بودم اون موقع ها ما سال چهارم نداشتیم پیش دانشگاهی داشتیم . من اصلا تو فاز سکس و دوس دختر و این مسائل نبودم چون اون سال ها نه موبایل داشتم نه کامپیوتر سرگرمیم فقط باشگاه رزمی بود و فیلمای رزمی که سی دی هاشو از کلوپ سر کوچه اجاره می کردم .


    ما یه بچه محل داشتیم به اسم محمد علی که بچه محمد صداش می کنیم . محمد دو تا داداش بزرگتر از خودش هم داره که از من هم بزگتر هستن چند سالی . اون موقع یه داداشش دانشجو بود تو یه شهر دیگه یه داداشش هم سربازی بود . منو محمد بچه محل بودیم و چون من اون موقع تو کف رزمی بودم محمد هم خیلی میخاست باهام رفیق بشه تا باهم فاز باشگاه و این جور کارا بگیریم . پسر بدی هم نبود و با هم رفیق شدیم و معمولا خونه هم می رفتیم . اما مادرش ....


    مادرش فرشته خانوم زن داغ و حشری بود که تو محلمون زمزمه هایی دربارش بود ولی همون طور که گفتم من تو این فازا نبودم اون موقع 17 سالم بود اصلا فازم چیز دیگه بود . فرشته خانوم خیلی داغ و حشری بود قدش 160 و وزنش هم حدود 75 میشه ینی کمی تپله و کون و سینه گنده ای داره . پسر عموم همش تو کفش بود و دربارش حرف میزد ولی من چون مامان دوستم بود خیلی اهمیت نمیدادم به این حرفا .
    کم کم خیلی با محمد و مامانش صمیمی شدم و منو محمد همش با هم بودیم و خونه هم میرفتیم و فیلمای رزمی میدیدیم و بعضی وقتا مثلا با هم دفاع شخصی کار می کردیم . خیلی وقتا مامانش میومد نیگامون می کرد رو سری هم نداشت معمولا پیش من . خلاصه خیلی با محمد و مامانش راحت شده بودم پدر محمد هم مغازه دار بود و فقط موقع ظهر برای نهار و شبا میومد خونه . صبح ها و عصرا هیچ وقت خونه نبود.
    خلاصه جونم براتون بگه یه روز که منو محمد از باشگاه بر میگشتیم محمد گفت بیابریم خونمون فیلم ساعت شلوغی جکی چان رو بهت بدم . رفتیم خونشون دیدم مامانش هم هست سلام احوال پرسی کردیم و محمد سی دی فیلم رو بهم داد . که مامانش گفت محمد بیا کمکم کن میخام چوب لباسی رو به دیوار نصب کنم . محمد گفت الان خیس عرقم و خسته ام و باید برم و حموم و میخام با دوستا برم بیرون و رفت حموم . منم گفتم عب نداره من کمک میکنم . محمد رفت حموم دیدم فرشته خانوم یه لبخندی زدو گفت بریم پیمان جون . اون روز اصلا یه جوری بود دیدم سریع فهمیدم . ارایش غلیظ کرده بود انگار تازه از ارایشگاه اومده بود .
    رفتیم توی اتاق که چوب لباسی رو وصل کنیم میخ چکش رو داد بهم و خودش لم داد روی مبل و بهم دستور می داد چپ راست بالا پایین . همش بهونه میاورد که کجه بالاست پایینه . میخاست منو الکی نگه داره . بعد بلند شد اومد کنارم وایساد دستش رو گذاشت روی دستم و سینه هاشو چسبوند به پشتم و گفت اینجوری خوبه . یه لحظه انگار برق سه فاز به منو کیرم وصل شد . گرمای بدنش بهم خورد بی حال شدم . بوی عطرش داشت منو دیوونه می کرد چوب لباسی رو که زدم گفت بهم چند تا لباس داد گفت بزار آویز کن رو چوب لباسی بعد یهو گفت این لباس پیرهن محمده رنگشو دوس نداره اگه میخای تو بگیر فقط یه بار پوشیده بپوش ببین اندازته با نه . من گفتم الان عرق زدم میبرم خونه می پوشم گفت عب نداره لباستو در بیار ببین اندازه هست یا نه تا لباسم رو در اوردم یه نگا به بدنم کرد و گفت شما پسرا چه بدنای خوبی دارین و دستش رو گذاشت روی سینه هام و نوازشم کرد من هیچ چی نمیگفتم شوکه شده بودم همینطور منو نوازش می کرد و لبخند می زد منم حشری حشری شده بودم و هیچی نمیگفتم بعد فرشته بهم گفت کنارم میشینی یه لحظه کارت دارم نشست روی مبل منم نشستم با صدای لرزون گفتم بفرما کارت چیه . یواش دستشو دور کمر حلقه کرد و یه لبخند زد و منو به خودش نزدیک تر کرد من دیگه اینقدر حشری شده بودم داشتم غش می کردم یواش دستش رو برد سمت شلوارم و دکمه هاشو باز کرد من هیچی نمی گفتم دستش رو برد داخل شلوارم کیرم داغ داغ بود داشت می ترکید دستش انگار یخ بود . کیرمو گرفت فشار داد و هعی می مالوند بعد دستشو اورد بیرون یه کم به دستش تف زد دوباره کیرمو گرفت و مالوند یه لحظه دیدم ابم داره میاد هیچی نگفتم ابم اومد توی شلوارم ریخت یه اه کشیدم و فرشته گفت جوووووووووون خوشت اومد . من هیچی نگفتم سریع تا محمد از حموم نیومده لباس پوشیدم زدم بیرون .


    بعد از اون همش می رفتم خونشون روزی دو بار چون بازم دلم میخاست . یه هفته بعد دلو زدم به دریا رتم در خونشون موقع ظهر بود در زدم فرشته اومد بیرون سلام کردم اونم با لحن شیطنت امیز گفت سلام خوشتیپ چطوری ؟ گفتم محمد هست کارش دارم . چند لحظه ساکت شد و به دورو بر نیگا کرد و یواش گفت کسی خونه نیست بیا تو من یهو دلم ریخت و رفتیم داخل داخل حیاط چادرش رو در اورد و زیر چادر یه شلوار پسبون براق سیاه و یه پیرهن مردونه سفید نازک تنش بود که از زیر پیر هن کرست و نافش معلوم بود . وقتی رفتیم داخل خونه هیچی نگفتم اونم دستمو گرفت گفت بیا بریم اون ور منو برد تو اتاق خواب روی تخت ن
    شستم اون رفت سر میز ارایش یه کم رژ لب زد و گفت خوشت میاد ؟


    کنارم نشست و ازم لب می گرفت من اولین بار بود لب می گرفتم از کسی داشتم از حال می رفتم هیچی حرف نمی زدم تیشرتم رو در اورد و گفت وایسا من ایستادم کمر بندم رو باز کرد و کیرمو که داشت می ترکید یه کم دس مالی کرد و رفت روی میز ارایش یه کم کرم زد به دستش و بهم حال می داد و می گفت جوووون هعی جون جون می کرد . بعد لباسشو در اورد و دراز کشید پاهاشو داد بالا گفت بزار تو . کیرمو با دستش گرفتو هدایتش کرد تو کسش کسش داغ و خیس بود خیلی حال می داد اول یواش یواش جلو عقب می کرد بعد بهم گفت مگه جنازه ای ورزشکار نیستی سریع بزن منم انرژی گرفتمو سریه جلو عقب می کردم یه لحظه دیدم
    ابم داره میاد همینطور ادامه دادم ابمو تا اخر ریختم تو کسش خیلی حال داد انگار روی ابرا پر واز می کردم برای چند دقیه نفس نفس افتادم و روش همونطور افتاده بودم .


    سه چار کلا گاییدمش خیلی داغ بود همش میخاست بکنمش . هنوزم وقتی همو میبینیم با هام شوخی های عجیب قریب میکنه یه بار محمد خیلی ناراحت شد از اینکه ما زیاد شوخی میکنیم کم کم من رفتم دانشگاه و بیخیال رزمی بازی شدیمو رابطه منو محمد هم کمتر شد ولی همیشه فرشته رو می بینم ولی چون رابطه ام با محمد خیلی کمتر شده دیگه پا پی مادرش نمیشم که کسی شک کنه اونم خودش فهمیده . آخرین بار تو یه عروسی همو دیدیم که کلی ارایش کرده بود و لباس خوشگل پوشیده بوده یه سکس سر پایی توی دستشویی با هم کردیم سال 90 بود توی دستشویی تالار و اون اخرین بار بود .


    فک کنم از نوع متن فهمیده باشین خالی بندی نیست
    امیدوارم خوشتون اومده باشه
    نوشته: xporn

  • 7

  • 13




  • نظرات:
    •   off_boy
    • 3 سال
      • 8

    • بهش گفتی الان عرق زدی؟با چیپس و ماست زدی یا مثل یابو سر کشیدی؟!!!
      آها منظورت اینه که بدنت عرق داره یا عرق کردی.حتما یه بار میام سر در دهاتتون میرینم.حالا ببین کی گفتم...
      لاشی داری از زمان رضا شاه حرف میزنی بعد میگی دکمه شلوارتو باز کرد!کیونده اون زمان شلوارا زیپی بود.
      طبق معمول خونه خالی شد تا بکن داستان یه حالی به کیرش بده فقط عنوان داستان جوری بود که قرار بود تو حموم بکنیش چرا حمومی در کار نبود و رفتی رو تخت گاییدیش؟
      با این سوتی که دادی همه فهمیدن خالی بندی نیست کسخول
      اصل داستان اینجوری بوده که ممد به بهانه ی دادن فیلم رزمی اینو میبرده خونه میگاییده اش بعد یه بار داداشاش سر میرسن و اینو سه نفره زور گا میکنن.وقتی دیگه از دادنای مکرر شب و روز داره میگوزه رابطه اش رو با ممد قطع کرده و اومده شهوانی ننه اشون رو ج ن د ه کرده اونم با یه ک س و ش ر آبکی.


    •   samy3333
    • 3 سال
      • 0

    • اسم داستانت بود کردن مامان دوستم توی حموم تو گفتی روی تخت اتاق خواب منو برد و کردم حالا تکلیف ما را معلوم کن تو رو تخت کردیش و شوهرش اومد توی حموم تو را ترتیبت را داد یا حموم یه داستان دیگست . بالاخره اسم داستانت چیه .توی حموم چه اتفاقی افتاد که نگفتی ......


    •   پسرباشخصیت
    • 3 سال
      • 0

    • برو بچ شما ها چرا اصرار دارین همه چی دروغه شماهام ماجرا های تو زندگیتون دارین که باور کردنش خیلی سخته ولی واقعیه


    •   آموزگار عشق
    • 3 سال
      • 2

    • خوش بحالت خیلی کس خلی


    •   Dalmayan
    • 3 سال
      • 0

    • خُب و اما پشت پرده داستان ! (erection)
      اون لحظه که برق سه فاز به تو و عالَط جناب عالی وصل شد خاحه سوزوندی و عقیم شدی. (wanking)
      قرار بود تو حموم حرکت بزنی اما گلنار رف زیر کیونت. قرار بود سسک بشه اما حادثه خبر نمی کنه (rolling) (wanking)


    •   Dream-girl
    • 3 سال
      • 0

    • بنده خدا مامانِ کپل دوستش رو برده تو دستشویی تالار ، ایستاده رو کاشی ها سُرِش داده ..این عمل ،خودش از لحاظ علمی شهوانی و کیفیت کلاس کاری ، درجه حشرناکی بالایی داره که برای درک بهتر آن باید بحث تخصصی در این زمینه صورت بگیره ..
      خخخخخخخخخخخخخخخ..
      باور نمیکنین؟
      کافیست فقط یه لحظه چشمانتون رو ببندین و صحنه رو مجسم کنین که ننه مملی رو از کمر به پایین لخت کرده و دست هاشو بالا برده کلا چسبونده به دیوار و اون باسن تپل مپل داره از طرف پیمان کوبیده میشه ..! به چیز دیگه ای هم فکر نکنید ..فرض کنید اون تالار بی صاحب هستش و نگهبان و بپا و کارکنان دیگه ای هم نداره ..اصلا هیچکس مخصوصا میهمانان هم احتیاجی به دستشویی رفتن هم ندارند ..فرض کنید همه بی ادبند و بی کلاس تشریف دارند ..بجای دستشویی ،زیر میز یا تو باغچه حیاط تالار، رفع حاجت میکنند ..اصلا بما چه !! شما برو تو تجسم ، دید بزن حالش رو ببر.. ! سر حمام گفتنش هم سخت نگیرین ...
      بیچاره اینقدر حشری بوده که طفلک بجای دستشویی ،اسم حمام رو آورده ..اما باز هم از اصل موضوع چیزی رو کم نمیکنه..خخخخخخخخخخخخخخخخخخ
      اما اصلی ترین مسئله ای که باعث شد مچ نویسنده بعنوان خالی بند گرفته بشه این بود که ننه مملی سر ظهر ، بچه رزمی کارِ محل رو برده تو اتاق و کشیده رو خودش ..لابد شوهر قرمساقش قبلا زنگ زده بوده به خانم گفته امروز ناهار رو در قهوه خانه محل کوفت میکنند ..شما در امر جک زدن لنگ هاتون نگران نباشین..شما راحت باشین .
      والا از خودم درنیاوردم ..اینو خود پیمان نوشته بود که شوهر ننه مملی ، ظهرها میاد خونه ناهار کوفت میکنه !


    •   zanamanna
    • 3 سال
      • 0

    • ye sari be porofilamo zane kermakim bezanid.


    •   -miss_negin
    • 3 سال
      • 1

    • off_boy (rolling) (rolling)


    •   mehdijojokhor
    • 3 سال
      • 0

    • پس کی تو حموم کردیش ما که نفهمیدیم حتما پدر دوستت تو حموم گاییدت


    •   artin20m
    • 3 سال
      • 0

    • منم ورزشکارم مث تو
      این داستانم داشتم


    •   artin20m
    • 3 سال
      • 0

    • ولی داستان سکس ما خیلی تمیز و رویایی بود
      چون من اصلا زود ارضا نیستم
      و کیرمم خیلی بزرگه
      .


    •   elpachoo
    • 3 سال
      • 0

    • عجب


    •   Eshghe.kos
    • 2 سال،8 ماه
      • 0

    • اقا یه سوالی چرا من هر چی خودم بخش حمومشو ندیدم.اخه نوشته کردم مامان دوستم تو حموم


    •   sssshervin
    • 1 سال،9 ماه
      • 0

    • کونی تو کی باهاش حموم رفتی موضوع رو بخون بعد کسشر بنویس


    •   آ_میرزا
    • 1 سال،1 ماه
      • 0

    • ــــــــــــ


    •   tapsi
    • 10 ماه،2 هفته
      • 0

    • حموم نداشت ک ! اه


    •   sohrabsepid
    • 10 ماه
      • 0

    • یکم درباره روحیات خانما تحقیق کنید بد نیست دست برد تو شلوارم کیرمو در اورد یهویی خخخ


    •   amirmahtab
    • 9 ماه
      • 0

    • کره خر مگه نگفتی شوهرش مغازه بود و فقط ظهرها میومد خونه؟ پ واسه چی سر ظهر رفتی کردیش؟؟؟
      از نوع متن فهمیدیم که چه زری زدی گم شو دیگه نبینمت اینجا


    •   Sepsaeed
    • 7 ماه،2 هفته
      • 0

    • بله اینم قلم رسا و گیرای استاد پیمان چونگ چین.
      تورو اساتید معبد یشم نقره ای با فن کرگدن بنفش چرا گوزو شده کردن


    •   Amro91
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • با صدای لرزون گفتم بفرما کارت چیه داداش بچه این محلی


    •   Saeed4052
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • پیمان نکنه تو قاتل بروسلی بودی پدرسگ؟ اون دوتا داداش محمدعلی کلی کجا بودن این چند سال؟؟ احتمالا داشتن اون حمومو تخریب میکردن ک اسم داستانت بوده،لانچیکو تو کونت


    •   K.i.n.g.boy
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • کمکم کنید بگید چجوری مامانمو بگام؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو